English   مجله اینترنتی هفت‌سنگ

 درباره | سوالات | آگهی | تماس | RSS

هفت‌سنگ مجله‌ای اينترنتی است که از سال هشتاد و يک در حوزه‌های ادبی، هنری و اجتماعی منتشر می‌شود. [ادامه]


 نقل‌مطالب از هفت‌سنگ فقط با اطلاع و اجازه هفت‌سنگ و با ذکر نام‌هفت‌سنگ و نام‌نويسنده مجاز است.

 
 
 
 
 

             آرشیو مطالب ترجمه ادبی در هفت‌سنگ


 قهرمانان اساطیر یونان - سرانجام نفرین اُدیپ؛ آنتیگونه

   

نینا جمشیدنژاد: مشکل از آنجا آغاز شد که اتکلس پس از پایان اولین سال پادشاهی‌اش زیر قول و قراری که با برادرش گذاشته‌بود زد و حاضر نشد تاج و تخت را رها کند. پولینیس هم جواب جرزنی برادر را با خیانت داد؛ یعنی لشکری از دشمنان کشورش تشکیل داد و حمله کرد به قلمرو برادرش. جنگ با شکست سپاه مهاجم پایان یافت اما دو برادر به دست هم‌دیگر کشته شدند و دوباره کشور ‌ماند بی‌تاج و تخت. ... ادامه

 

 ریتا، هایکونویس فلسطینی

   

مهمان: STRAY: ریتا عوده شاعر فلسطینی متولد ۲۹ سپتامبر ۱۹۶۰ است و در ناصریه زندگی می‌کند. لیسانس زبان انگلیسی و ادبیات تطبیقی از دانشگاه حیفا دارد. معلم زبان است و پنج کتاب شعر دارد و از اکتبر 2006 شروع به هایکو نویسی کرده است. ... ادامه

 

 داستان اُدیپ و عُقده‌اش!

   

نینا جمشیدنژاد: حتما درباره‌ی «عُقده‌ی اُدیپ» چیزهایی لااقل به گوش‌اتان خورده‌است؛ فروید این اصطلاح را برای بیان "تمایل فرزند پسر به مادر و احساس تنفر نسبت به پدر و میل به کشتن و جای‌گزینی او" به کار می‌برد. اما اینکه چرا فروید روی این موضوع اسمی همچون عقده‌ی "ادیپ" گذاشته‌است برمی‌گردد به داستانی در اساطیر یونان. ... ادامه

 

 قهرمانان اساطیر یونان - افسانه‌ پروکروستیز

   

نینا جمشیدنژاد: به هر حال، بعدها یکی دیگر از قهرمانان یونانی حال پروکروستیز را گرفت و خود او را روی تختخواب خیلی مخصوص‌اش خواباند و چنان اندازه‌اش کرد که یک میلی‌متر هم کم و زیاد نداشت و خلاصه انتقام همه‌ی مهمان‌های قبلی را هم گرفت و پروکروستیز را به سزای اعمال پلیدش رساند. ... ادامه

 

 این جهانِ ِ شبنمی؛ 38 هایکوی سه زبانه با موضوع شبنم

   

مهمان: گرد می‌شوند / قطره‌های شبنم سپید / بی‌هیاهو ... ادامه

 

 Pan... Panic!

   

نینا جمشیدنژاد: در افسانه‌های یونان آمده‌است که پن(Pan) - خدای رمه و چوپانی - از بدو تولد پاهایش سم داشت و از زانو به پایین که نگاه می‌کردی انگار یک بز راست‌راستکی جلویت ایستاده‌بود. تازه می‌گویند دو تا شاخ هم روی سرش داشته. ... ادامه

 

 قهرمانان اساطیر یونان - هرکول - بخش هشتم

   

نینا جمشیدنژاد: دوازده خوان، آغاز ماجراجویی‌های هرکول نبود. قبل و بعد از آن و همین‌طور در فاصله‌ی بین خوان‌ها، هرکول ماجراهای بسیاری را از سر گذراند. ... ادامه

 

 قهرمانان اساطیر یونان - هرکول - بخش هفتم

   

نینا جمشیدنژاد: آریستوس که دیگر کفرش از دست هرکول بالا آمده بود، ماموریت یازدهم او را طوری تعیین کرد که امکان موفقیت هرکول وجود نداشته باشد. او از هرکول خواست تا سیب‌های زرینی را که هرا به عنوان هدیهی ازدواجاش به همسرش زئوس ـ خدای خدایان ـ داده بود، برایش بیاورد! ... ادامه

 

 قهرمانان اساطیر یونان - هرکول - بخش ششم

   

نینا جمشیدنژاد: القصه! هرکول که به مقصد رسید با یک ضربه‌ی چماق، ارتوس دو سر را از پا در آورد، گله را دنبال خودش روانه کرد و دِ برو که رفتیم! ولی چوپانی که از دور ماجرا را دیده بود، جریان را برای گریون تعریف کرد. و گریون هم بی‌خودی پا شد دنبال هرکول راه افتاد. ... ادامه

 

 قهرمانان اساطیر یونان - هرکول - بخش پنجم

   

نینا جمشیدنژاد: آیستوس هرکول را مامور کرد تا مادیان‌های آدم‌خوار دایومد را برایش بیاورد. در اینکه هرکول چه‌طور این ماموریت را به پایان برد، حرف و حدیث فراوان وجود دارد. در یک روایت آمده‌است که هرکول مهتر اسب‌ها را به خوردشان داد و اسب‌ها را که دیگر سیر شده بودند به راحتی سوار کشتی کرد تا نزد آریستوس ببرد. ... ادامه

 

 قهرمانان اساطیر یونان - هرکول - بخش چهارم

   

نینا جمشیدنژاد: در قسمت‌های قبلی خواندیم که چگونه هرکول چهار خوان را پشت سر گذاشت؛ و اینک خوان پنجم: ... ادامه

 

 قهرمانان اساطیر یونان - هرکول - بخش سوم

   

نینا جمشیدنژاد: سومین ماموریتی که برای هرکول در نظر گرفته‌شد، به دام انداختن ِ گوزن ِ ماده‌ی سرینیتی بود. این موجود تیزپا شاخ‌هایی طلایی و سم‌هایی از برنز داشت و وقف‌شده‌ی آرتمیس ـ الهه‌ی شکار و ماه ـ بود. ... ادامه

 

 یه روز بد بد وحشتناک خیلی خیلی بد

   

مینا خانلرزاده: دیشب با آدامس توی دهنم خوابیدم حالا لابه لای موهام و روی صورتم پر از آدامس است صبح که از روی تختم بلند شدم سوار اسکیتم شدم و تا دم دستشویی ویراژ دادم شیر آب داغ و باز کردم بعد ... ... ادامه

 

 قهرمانان اساطیر یونان - هرکول - بخش دوم

   

نینا جمشیدنژاد: به عنوان نخستین ماموریتش، هرکول می‌بایست شیر نیمین را از بین می‌برد. این ماموریت آنقدرها هم که به نظر می‌رسد آسان نبود. چرا که شیر نیمین فقط یک حیوان وحشی معمولی نبود. بلکه از نژاد موجوداتی ماورا الطبیعی بود و بیشتر به نوعی هیولا می‌مانست تا شیر! و تازه، هیچ تیر و نیزه‌ای بر پوست زمخت‌اش کارگر نبود. ... ادامه

 

 شعری برای خرس عروسکی من

   

مینا خانلرزاده: خرس عروسکی‌م رو انداختم دور / همونی که یه چشمش گم شده بود / انداختمش توی آشغالا / فکر می‌کنم داشت گریه می‌کرد ... ادامه

 

 قهرمانان اساطیر یونان - هرکول

   

نینا جمشیدنژاد: در ابتدای جوانی، هرکول تیر اندازی ماهر، قهرمان کشتی‌گیری و دارای قدرتی مافوق بشری بود. او دختری زیبا را به همسری گرفت و به زودی صاحب دو فرزند شد. در همین زمان بود که هرا با آزار و اذیت هرکول، او را به مرز جنون کشاند. تا آن حد که در یکی از حالت‌های آشفتگی روحی‌اش، هرکول همسر و فرزندان خود را نیز به قتل رساند. ... ادامه

 

 جنگ یک روزه

   

منصوره مدرس: همگی برای سرود ملی‌مان برمی‌خیزیم. رئیس جمهور به سمت سکو حرکت می‌کند. با علامت او باند موسیقی ضربات را آغاز می‌کنند. و در آخرین ضربه سربازان را بنگرید. با دقتی نطامی هر سرباز اسلحه‌اش را بیرون می‌آورد آن را بر مغز خود جای می‌دهد و در یک لحظه واحد 204000 شلیک شنیده می‌شود. ... ادامه

 

 نمونه‌هايی از يادداشت‌های خودكشی افراد معروف

   

نینا جمشیدنژاد: با نگاهی به زندگی‌نامه‌ی شاعران، نویسنده‌ها و هنرمندان جهانی مطمئنا از تعداد بسیار ِ افرادی كه از میان آنها با خودكشی جان سپرده‌اند، شگفت‌زده خواهیم شد. بزرگانی چون ارنست همینگوی، ویرجینیا وولف، صادق هدایت و ... ... ادامه

 

 ترجمه چند شعر از لینچری

   

مینا خانلرزاده: خواهرم، استفانی، عاشق شده / من فکر می‌کردم از پسرا متنفره / برادرم اسباب بازیاش حراج کرده / مامانم تازگیا هر روز میره پیاده روی / پدرم ریشاش تراشیده / بهار اومده ... ادامه

 

 هنوز هم گاوآهنم زمينو شخم می‌زنه؟

   

نینا جمشیدنژاد: یعنی گاوآهنم / همونی که وقتی زنده بودم خودم می‌روندمش و به صدای جرینگ جرینگ افسار اسباش گوش می‌دادم / هنوزم زَمینا رو شخم می‌زنه؟ ... ادامه

 

 عشق پسرک چوبی و دخترک کبریتی، داستان مصوری از تيم برتون

   

نینا جمشیدنژاد: پسرک چوبی، عاشق دختر کبریتی شده بود / و خیلی هم دوستش داشت. / از هیکل قشنگش خوشش می‌اومد / و با خودش فکر می‌کرد که اون چه پُر شور و حرارته. ... ادامه

 

 دختره‌ی جادوگر - داستان مصوری از تيم برتون

   

نینا جمشیدنژاد: دختر جادوگر، به جای پوست پارچه‌ی سفیدی روی تنش داره / پارچه‌های مختلف رو به هم دوخته ن تا بدنش درست شده / و سوزن های رنگ و وارنگ زیادی هم / از قلبش بیرون زده ... ادامه

 

 مرگ وحشتناک پسر صدفی - داستان مصوری از تيم برتون

   

نینا جمشیدنژاد: روزی که برای شام یه پرس غذای مخصوص - که خوراک نیم پَزِ ماهی و حلزون های دریایی بود - سفارش داده بودن، وقتی مَرده داشت سوپ صدف دریایی رو مزه مزه می کرد، زنش توی دلش آرزویی کرد. ... ادامه

 

 دختری كه زُل می‌زد - داستان مصوری از تيم برتون

   

نینا جمشیدنژاد: روزی توی یك پارک / به چیز عجیب و غریبی برخوردم / دختری رو دیدم كه یه عالمه چشم داشت / اون خیلی خیلی زیبا بود / و از اونجایی كه اون یك دَهَن هم داشت، ما شروع كردیم با هم حرف زدن. ... ادامه

 

 پسرک چرب و چيلی - داستان مصوری از تيم برتون

   

نینا جمشیدنژاد: اون گاهی خيلی غصه می‌خوره / كه چرا نمی‌تونه بدوه، شنا و يا پرواز كنه / و اينكه به خاطر همين يه استعدادی هم كه داره / هميشه‌ی خدا صورت حساب خشكشويی‌ش سر به آسمون می‌زنه. ... ادامه

 

 ر‎‏'ی، پسرک سمّی - داستان مصوری از تيم برتون

   

نینا جمشیدنژاد: روح رُی جسمش رو ترک کرد / و ما همه در سکوت براش دعا کردیم / روحش بالا و بالا تر رفت تا به آسمان‌ها رسید / و یک سوراخ توی لایه ی ا‏ُزون به جا گذاشت ... ادامه

 

 پسرک آهنی - داستان مصور‌ی از تيم برتون

   

نینا جمشیدنژاد: دکتر به آرومی گفت: «چيزی که می‌خوام بهتون بگم، ممکنه يه کم عجيب به نظر برسه. راستش، شما پدر اين بچه‌ی عجيب و غريب نيستين. ما هنوز نمی‌دونيم اين بچّه دختره يا پسر. ولي فکر می‌کنيم پدرش دستگاه مخلوط کنِ آشپزخونه‌تون باشه.» ... ادامه

 

 هايكو؛ شكوفه‌ی ماه بر سرشاخه‌ها‌ی درخت توت!

   

عباس حسین‌نژاد: گل در اینجا منحصرا به ساكورا (SAKURA) به معنی شكوفه گیلاس اطلاق می‌شود. با این توضیحات می‌توان به تركیبی چون گل دیدن دست پیدا كرد. مردم در این روزها به تماشای شكوفه‌های زیبای گیلاس می‌روند و تا پاسی از شب در زیر این درختان با نوشیدن ساكه (SAKE) خوش می‌گذرانند. شكوفه‌ی گیلاس گل ملی ژاپن محسوب می‌شود ... ادامه

 

 پسرک موميايی

   

نینا جمشیدنژاد: اون مثل بچّه‌های دیگه / پوست لطیف و نرمی نداشت / و نه حتّی یک شکمِ کوچولوی تپلی / تا دلتون بخواد سفت و سخت بود / یه پسر کوچولوی مومیایی ... ادامه

 

 هايکو؛ سبز، زرد، سفيد!

   

عباس حسین‌نژاد: روزگار بنا به تغییر خودش همه چیز را تغییر می‌دهد و هایکو نیز به همین ترتیب دچار تغییر و تحول شده است. و گروهی ازهایکوسرایان به سرودن هایکوی آزاد روآورده‌اند ... ادامه

 

 دخترک آت و آشغالی - داستان مصور‌ی از تيم برتون

   

نینا جمشیدنژاد: روزی روزگاری، دختری زندگی می‌کرد / که از آشغال درست شده بود / اون واقعاً کثیف به نظر می‌رسید / و مثل راسوها بوی بد می‌داد ... ادامه

 

 داستان‌های مصوری از تيم برتون - پسر كلّه پنيری

   

نینا جمشیدنژاد: پسر كلّه پنیری آرزویی داشت كه دو دفعه هم خوابش رو دیده بود؛ اینكه كلّه‌ی گردش، حدّاقل فقط یك قاچ كوچیكِ پنیر بود ... ادامه

 

 هايكو؛ غوكی به‌ ناگهان می‌جهد در آب!

   

عباس حسین‌نژاد: هایكو (HAIKU) به عنوان یك شاخصه‌ و نشانه‌ی مهم فرهنگ ادبیات ژاپنی با همه‌ی كوتاهی و كمی‌اش از لحاظ نوشتار تأثیری زیاد بر ادبیات جهان گذاشته است. هایكوها تصویرواژه‌هایی هستند كه از ۱۷ هجا تشكیل شده‌اند و در آنها نباید دنبال چیز خاصی گشت. ... ادامه

 

 نوزاد لنگری - داستان مصوری از تيم برتون

   

نینا جمشیدنژاد: تیم برتون، نه خود را هنرمند می داند نه روشنفکر. او اعتراف می کند که کارهایش تنها عکس العمل احساسی او نسبت به دنیای اطرافش است. داستان‌های همراه با نقاشی‌ تحت عنوان «مرگ وحشتناک ِ پسر صدفی و داستانهای دیگر» به شکل کتابی در قطع پالتویی در آمریکا چاپ و انتشار یافته است که همگی از خود تیم برتون است. ... ادامه

 

 

 
 

Powered by: MovableType | Developed by: 7sang.ir