English   مجله اینترنتی هفت‌سنگ

 درباره | سوالات | آگهی | تماس | RSS

هفت‌سنگ مجله‌ای اينترنتی است که از سال هشتاد و يک در حوزه‌های ادبی، هنری و اجتماعی منتشر می‌شود. [ادامه]


 نقل‌مطالب از هفت‌سنگ فقط با اطلاع و اجازه هفت‌سنگ و با ذکر نام‌هفت‌سنگ و نام‌نويسنده مجاز است.

 
 
 
 
 

             آرشیو مطالب ویژه‌نامه‌ی شاملو در هفت‌سنگ


 احمد شاملو

   

هفت سنگ: چندی پیش در نمایشگاه کتاب، "دُنِ آرام" اثر میخاییل شولوخوف با برگردان احمد شاملو منتشر شد و عنوان پرفروش ترین کتاب نمایشگاه را بدست آورد! چهار سال از درگذشت شاملوی بزرگ - در 2 مرداد 1379- می گذرد و هنوز آثار تازه یی از او - از کتاب گرفته تا کاست های دکلمه شعر- منتشر می شود و به روزگار سیاه و سفید ما رنگ تازه می بخشد! ... ادامه

 

 شاملو، شاعری که در شعر خويش زيسته است

   

سیامک بهرام‌پرور: نوشتن در باب آثار کسی که در ادبيات جهانی شخصيتی مطرح محسوب می‌شود کاری دشوار است و کار، دشوارتر می‌شود وقتی که نويسنده به تفاوت سطح اطلاعات خود با گستره دانايی‌های آن بزرگ آگاه باشد ... ادامه

 

 مرا بخوان

   

مهمان: خواب دیدم شاملو، با گام های سالم پشت میز خطابه رفت و با آن صدای پرتوانِ خسته شعری خواند. بیدار شدم. تنها آغاز شعر به یادم مانده بود: - طالب! مرا بخوان... ... ادامه

 

 دلگریه

   

مهمان: اما آن روز دلتنگی‌های ما را باد مرثیه‌ای می‌خواند. مرثیه‌ی کوچ انسانی که هزار سال زندگی کرده بود و آن‌قدر بزرگ بود که زیر قدم‌هایش زمین که نه، کهکشان می‌لرزید. هر چند که دیگر پایی برای قدم از قدم برداشتن نداشت. ... ادامه

 

 عینهو یه آتیش فشون...

   

یغما گلرویی: می‌گفتن ماه یه شب از آسمون اومده پایینُ / تو موهای تو لونه کرده! / ولی من گمون دارم نقره‌ی موهاتُ / یه کرمِ ابریشمِ عاشق ریسیده بود! ... ادامه

 

 ملک‌اشعرای هارلم در کوچه‌های تهران!

   

حسن علیشیری: بررسی برگردان یک شعر از لنگستنون هیوز توسط احمد شاملو ... ادامه

 

 از دور دست...

   

مهمان: گوشه ای از ترجمه شعر بلند «اما کاریره» شاعر و ترانه سرای معاصر اسپانیا در رثای شاملو ... ادامه

 

 شعرهايی روی نگاتيو

   

مهمان: امير عفاف: تلخ‌پنداری شوخ با کاراکتری آرام، مسافری به جهان حقیقت، سیاست‌مداری خلاق، کاوش‌گری نو آور با عطشی بی‌پایان صفات ذاتی شاعر برجسته‌ایست که با توشه کلمات در هر حرفه‌ای از این دست شاهکار می‌آفریند حتی هنر فیلمنامه‌نویسی! ... ادامه

 

 تا انتهای جهان...

   

مهمان: بابک بیات: و اکنون آبیِ عشق نیمه ی گم شده اش را به ظاهر در کنار خود ندارد اما آنان همیشه با هم هستند. تا ابدیت. تا انتهای جهان. تا آن جا که هیچ کس یاریِ زیستن ندارد. آن ها با هم هستند و راهشان یکی ست و عشقشان و لحظاتشان. ... ادامه

 

 شادیِ جان من بودی...

   

مهمان: غولِ زیبای رنج! چگونه تاب آوردی، آن آتشفشانی را که چنان فشرده در عمق جانت نفس می‌کشید و گویی هر آن، یا قدرتی مهیب در کار متلاشی کردنِ تو بود و تو چه سخت در مهارش می‌کوشیدی و با شتابی دیوانه‌وار خود را مصرف می‌کردی. گُر کشیدن در مجمرِ بی‌تابی، خستگی‌ناپذیر، بردبار. ... ادامه

 

 یک گفتگوی منتشر نشده با شاملو

   

مهمان: در یک شب سرد زمستانی پشت ویلچرِ مردی ایستاده ام که همه ی دنیای من است. چرخِ ویلچرِ او با حرکتِ دست من و فشار بازوانم می چرخد و من سراپا این اندیشه ام که اوست، اوست که استادانه چرخ ادبیات معاصر را می چرخاند... آن شب گپ و گفتِ چند کلمه ایِ بامداد و من بر سر خیام شروع شد... ... ادامه

 

 

 
 

Powered by: MovableType | Developed by: 7sang.ir