English   مجله اینترنتی هفت‌سنگ

 درباره | سوالات | آگهی | تماس | RSS

هفت‌سنگ مجله‌ای اينترنتی است که از سال هشتاد و يک در حوزه‌های ادبی، هنری و اجتماعی منتشر می‌شود. [ادامه]


 نقل‌مطالب از هفت‌سنگ فقط با اطلاع و اجازه هفت‌سنگ و با ذکر نام‌هفت‌سنگ و نام‌نويسنده مجاز است.

 
 
 
 
 

             آرشیو مطالب ویژه‌نامه‌ی نادر ابراهیمی در هفت‌سنگ


 یک عاشقانه آرام برای نادر ابراهیمی

   

سعید کیایی: سعید کیایی: در تهیه‌ این ویژه‌نامه نویسندگی نادر ابراهیمی را از آغاز پی گرفتیم. همینطور فیلم سازی او را، همینطور طراحی و نقاشی او را، موسیقی او را، ‌مقله‌ها و مصاحبه‌های او را و کوهنوردی او را. ادبیات او را به نمایشنامه، کودک و نوجوان، بزرگسال،‌ مباحث نظری او در نویسندگی و ترانه سرایی تقسیم کردیم. ... ادامه

 

 یادداشت‌ها و نقاشی‌های نادر ابراهیمی

   

هفت سنگ: نمونه نقاشی روی لباس‌ كه او برای ارتزاق می‌كشیده، نمونه نقاشی ـ الگوی او برای كشیدن گل‌های نقاشی‌های لباس‌ها او ادعایی در نقشی ندارد و نداشته ، این تابلو، تابلوی نقاشی اوست در سن ۱۷ سالگی ... ادامه

 

 تصاویری از اتاق کار نادر ابراهیمی

   

هفت سنگ: برنامه كاری نادر ابراهيمی، طرح‌های در حال اجرای نادر ابراهيمی قبل از بيماری، كتابخانه اتاق كار نادر ابراهيمی، كفش‌های كوه، يكی از كتابهای چاپ نشده نادر ابراهيمی ... ادامه

 

 خوشنویسی‌های نادر ابراهیمی

   

نادر ابراهیمی: نمونه خوشنويسی‌های نادر ابراهيمی كه يكي از نامه‌های چهل نامه كوتاه به همسرم بر اساس آن نوشته شده است ... ادامه

 

 لیست کتاب‌های نادر ابراهیمی

   

مهمان: خانه‌‌ای برای شب، آرش در قلمرو تردید، مصابا و رویای گاجرات، بار دیگر شهری كه دوست می‌داشتم، هزارپای سیاه و قصه‌های صحرا، افسانه‌ی باران و ... ... ادامه

 

 نادر ابراهیمی در وب فارسی

   

مهمان: امیر حسین پندار: بلاگر‌های ادب دوست ایرانی هر از گاهی با خواندن کتابی از ابراهیمی، یا برگزاری بزرگداشت او دوباره خاطرات‌شان زنده می‌شود و از هلیا و او از نامه‌های او و از آتش بدون دود او و از افسانه باران و او و از خاطراتشان با او و از او و از خودشان، می‌نویسند. ... ادامه

 

 ابراهیمی و مراجع غیر فارسی

   

مهمان: آثار ویژه بزرگسالانِ نادر ابراهیمی که به زبان‌های دیگر ترجمه شده است به شرح زیر است: قصه‌ دشنام، قصه‌ خداحافظ داستایوسکی و یادگار مقدس، چهل‌نامه کوتاه به همسرم و ... ... ادامه

 

 جوایز نادر ابراهیمی

   

مهمان: نادر ابراهیمی بخاطر رمان ۷ جلدی «آتش بدون دود» در سال 1377 جایزه نویسنده برگزیده بیست سال پس از انقلاب را گرفت. ... ادامه

 

 میزگردها و سخنرانی‌های مراسم خانه هنرمندان

   

مهمان: بزرگ‌داشت «نادر ابراهیمی» با سخنان «توران میرهادی»، بزرگ‌ بانوی ادبیات کودکان ایران، رسما آغاز شد. او در سخنان خود چهار خصلت «عشق به مردم»، «درک نیاز زمانه»، «تلاش و حرکت مداوم» و «شور و صراحت» را در شخصیت و آثار ابراهیمی برشمرد. ... ادامه

 

 گزارش مراسم بزرگداشت نادرابراهیمی در خانه هنرمندان

   

مهمان: در این بخش از برنامه بهروز دولت‌آبادی سازنده مجموعه آتش بدون دود به اجرای موسیقی و نواختن تار بر قطعاتی از موسیقی ترکمن پرداخت که مورد توجه حضار قرار گرفت. همچنین در این بخش اثر منتشر نشده‌ای از نادر ابراهیمی با نام « ما زرتشتیان این آب و خاکیم» توسط پرند اکبری خوانده شد. ... ادامه

 

 نقد کتاب افسانه باران

   

مهمان: نادر ابراهیمی نویسنده‌ای‌ است که بیشتر اعتبار و نام آوری اش را مرهون کتاب‌های آتش بدون دود، بار دیگر شهری که دوست می‌داشتم و یک عاشقانه آرام است. او که سالهاست به خاطر بیماری خانه نشین و منزوی شده است پیشتر ها سالیان قبل از انقلاب نام خود را به عنوان نویسنده و محقق حوزه ادبیات کودک و نوجوان با انتشار کتابهایی مثل قصه سیب و سار، سنجاب‌ها و دور از خانه و پرداختن به داستان حیوانات بر سر زبان ها انداخت. ... ادامه

 

 نگاهی به آثار بیست ساله نادر ابراهیمی

   

مهمان: گستردگی اثار ابراهیمی به حدی است که حتی ارائه فهرست کاملی از کتاب‌ها و نوشته‌های او دشوار می‌نماید. جامع‌ترین فهرستی که با زحمت بسیار تهیه شد، نزدیک به صد کتاب او را در بر می‌گرفت که در آن میان، تعداد کتابهای کودک برابر با تعداد آثار بزرگسال بود و این از دلبستگی او به این هر دو عرصه خبر می‌دهد. ... ادامه

 

 نادر ابراهیمی و «در جستجوی صبح»

   

مهمان: حسین برکتی: کتاب در جستجوی صبح را انتشارات نادر ابراهیمی منتشر کرده است. اما دلیلی که ما را بر آن داشته تا در این ویژ‌ه نامه به آن بیاندازیم آن است که جعفری در انتشارات امیرکبیر اولین ناشر کارهای نادر ابراهیمی بوده است. ... ادامه

 

 دو کتاب برای مردی که بیش از صد کتاب نوشت

   

مهمان: نادر ابراهیمی را شاید بتوان پرکار‌ترین نویسنده تاریخ ادبیات ایران نامید. او در حدود 40 سال نویسندگی خود بیش از صد کتاب به چاپ رسانده‌ است و شاید بیش از صد کتاب دیگر در ذهن دارد، که هنوز ننوشته است. ... ادامه

 

 اولین کتابی که از نادر ابراهیمی ‌خوانده‌ام

   

مهمان: شهلا شریفی: سال‌ها پیش، وقتی اولین موشک را به کرمانشاه (شهری که در آن زندگی می‌کردم) زدند و از قضا افتاد درست سر کوچه ما، ساختمان نمایندگی کیهان تبدیل به ویرانه‌ای شد و چندین جلد کتاب از آنجا افتاد توی حیاط خانه مان. ... ادامه

 

 افسانه باران از نادر ابراهیمی

   

مهمان: رضا نواب‌پور: «افسانه باران» را بخوانیم از نادر ابراهیمی که «مجموعه‌ دوازده قصه» است و البته جای تاملی است در این کلمه قصه، گو اینکه نویسنده مرتکب کبیره‌ای نشده‌ است چرا که مرز این قبیل کلمات، نه خطی است روشن و نه در حوزه تعریفی جامع ـ که بماناد ـ . ... ادامه

 

 گفتگوی نادر ابراهیمی با مرتضی ممیّز

   

نادر ابراهیمی: آن روزها را می گویم، در آن سالهای دور، حالیا بسیار دور، انگار که سالهای کودکی، که غبار برخاسته از سم اسبِ تندتازِ زمان، اینگونه می کوشد که محوشان کند، که کِدِر و خواب گون، که چیزی میان کابوس و رؤیا. آن روزها را می گویم. در آن سالها. ... ادامه

 

 گفتگو با فیروز زنوزی جلالی درباره نادر ابراهیمی

   

سعید کیایی: سعید کیایی: مخلوق از معدود رمانهای خوانده شده در جامعه بی‌حوصله است. فیروز زنوزی جلالی نویسنده این رمان با گفتگویی درباره نادر ابراهیمی کرد. ... ادامه

 

 ما بر سر بزرگترین گنجینه ادبیات داستانی جهان نشسته‌ایم

   

مهمان: باید که بکوشیم در مدرسه‌‌هایمان نفرت از زبان زیبای فارسی‌مدرسی‌ را پایه گذاری نکنیم و گسترش ندهیم. دست از دشمنی و مقابله با این زبان بهشتی و شیرین برداریم و کاری نکنیم که بچه‌ها و نوجوان‌ها، عادت کنند به این زبان پوزخند بزنند و از آن بگریزند. امروز، تقریبا اینگونه‌ است. ... ادامه

 

 گفتگو با اکبر رادی درباره نادر ابراهیمی

   

مهمان: ذهن خیلی تند و حادی را داشت، یک ذهن گاهی اکسانتریک غیر متعارف پر از تخیل و پیچیدگی‌های ذهنی که من درکمتر نویسنده‌‌ای این خصوصیات را دیدم و می‌بینم. و همه این‌ها در یک سیالیت و تندی و فعالیت و سرعت غریب ذهنی اغلب این داستان‌ها نوشته شده. ... ادامه

 

 انتخاب با بچه‌هاست!

   

مهمان: در زندگی نادر ابراهیمی ماجراجویی به این معنی وجود داشته که هیچ‌وقت با حرف زور کنار نمی‌آمد و این کنار نیامدن با حرف زور، باج خواهی، رشوه گرفتن و ... باعث شد که همان طور که در کتاب‌های ابن مشغله و ابوالمشاغل گفته، 57 تا شغل عوض کند و زندگی‌ما همیشه در مخاطره کسب درآمد برای امرار معاش باشد. ... ادامه

 

 گفتگو با ناشر اختصاصی کتاب‌های نادر ابراهیمی

   

سعید کیایی: آقای ابراهیمی یک روش‌های خاصی در تالیف و نوشتن کتاب داشتند. از اولین جرقه‌ها که در ذهنشان می‌زد شروع می‌کردند به تهیه فیش. دنبال منابع می‌گشتند و ممکن بود یک کار ده سال در حال نوشتن باشد و بصورتی در بیاید که بتوانند به مخاطبانشان برسانند. ... ادامه

 

 من و خودم و نادر ابراهیمی!

   

سیامک بهرام‌پرور: ابراهیمی را با کتاب کوچک «اجازه است آقای برشت؟!» شناختم. کتابی که در میان دهها کتاب دیگر کتابخانه‌مان خاک می‌خورد! ... ادامه

 

 نادر گمشده ادبیات ما

   

مهمان: عالیه رضائیان: نادر ابراهیمی را می‌توان نویسنده‌ای برای تمام سنین نامید، نویسنده‌ای که اینک پس از گذشت چند دهه از زندگی فرهنگی‌اش، کوله بار با ارزشی از تجربه در عرصه نویسندگی دارد. کوله باری که در آن برای تمام رده‌های سنی، توشه‌ای گرد آمده است. ... ادامه

 

 رمانشعر «با نگاهی به یک عاشقانه آرام»

   

مهمان: احسان پرسا: نادر ابراهیمی بر خلاف رمان نویسانی که برای توصیف فضا یا آدم ها یا احساسات از شیوه‌ای ملموس و مفهوم و روان استفاده می‌کنند شاعرانگی پیشه می‌کند و به تنها چیزی که نمی‌اندیشد روان و ساده سخن گفتن است. ... ادامه

 

 سلوکی در راه سالک

   

مهمان: سیروس پرهام: آویختن دست‌ها به هر پاره سنگی که در کمرکش کوه است ممکن است مانع سقوط شود ولی صعودی در میان نخواهد بود. ابراهیمی یکی دو قله فتح کرده ولی اگر این همه نیروی شگرف را این چنین پخش نکرده بود چه بسیار قله‌های بلندتر که اکنون در تصرف او بود. ... ادامه

 

 مردی‌ با چهره‌های‌ مختلف‌

   

مهمان: روح‌الله‌ مهدی‌پور عمرانی‌: از نقل‌ و قول‌ها و نوشته‌های‌ نادر ابراهیمی‌ در این‌جا و آن‌جا و حتی‌ در مقدمه‌ و متن‌ بعضی‌ از کتاب‌های‌ چاپ‌ شده‌اش‌، چنین‌ برمی‌آید که‌ ـ گویا ـ به‌ تعداد کتاب‌های‌ چاپ‌ شده‌اش‌ ـ شاید بیش‌تر از آن‌ ـ کتاب‌های‌ ناتمام‌ و چاپ‌ نشده‌ دارد. این‌ موضوع‌، هم‌ مهم‌ است‌ و هم‌ مهم‌ نیست‌. ... ادامه

 

 تحول تاریخی ادبیات کودکان ایران

   

مهمان: محمد هادی محمدی: نادر ابراهیمی یکی از همراهان این راه است و در این جستار کوشش می‌شود که نقش او در گسترش عقلانیت انتقادی در ادبیات کودکان که لازمه رشد آن است، واکاوی شود. نادر ابراهیمی هنرمندی چند پیشه است که زندگی را در سال 1315 در تهران آغاز کرد. سال‌هایی که جامعه ایران پوست می‌انداخت و با جنبه هایی تکنیکی یا عقلانیت ابزاری از دنیای مدرن آشنا می‌شد. ... ادامه

 

 به احترام نام کودکی

   

مهمان: بزرگمهر شرف‌الدین نوری: اما شیوه علمی و تجربی ابراهیمی در نگارش کتاب کودک هیچ‌گاه به نفی معیار ذوق و انکار سلیقه و هنرمندی مولف منجر نشد. ابراهیمی چه در سال‌های تند سیاسی نویسی، چه در دوره‌های بعد و چه در این سال‌ها، هیچ‌گاه در نوشته‌هایش خلاقیت آزاد را فراموش نکرده و همیشه خود را یک «هنرمند» نموده است. ... ادامه

 

 دو یادداشت پیوسته برای مردی که پیوسته می‌نوشت

   

مهمان: سعید باباوند: نگاهی به دو کتاب «مقدمه‌ای بر مصور سازی کتاب کودکان» و «مقدمه‌‌ای بر آرایش و پیرایش کتابهای کودکان» از نادر ابراهیمی. ... ادامه

 

 توازن و زیبایی بخاطر وطن

   

اسماعیل امینی: نادر ابراهیمی دو ترانه «تصویر وطن» و «سفر بخاطر وطن» قطه این عشق پاک را می‌سراید. «سفر بخاطر وطن» مشهورتر است هم بدلیل آنکه همراه مجموعه تلویزیونی «سفرهای دور و دراز هامی و کامی» با نویسندگی و کارگردانی نادر ابراهیمی در دهه پنجاه بارها از تلویزیون پخش شده است، هم به‌خاطر اجرای تاثیرگذار محمد نوری و اقبال مردمی که یافته است. ... ادامه

 

 نگاهی به کتاب «صوفیانه‌ها و عارفانه‌ها»

   

عبدالله مقدمی: عبدالله مقدمی: «صوفیانه‌ها و عارفانه‌ها» کتابی است ارزشمند و قابل تقدیر، در فضایی که پرداختن به ادبیات منثور کلاسیک ایرانی کاری نادر و بدون پشتوانه است. اما با همه این احوال نکته‌هایی نیز هنگام مطالعه کتاب در ذهن متبادر می‌شود. ... ادامه

 

 حکایت دو درخت خرما

   

نادر ابراهیمی: پس، بچه‌هایش حق دارند هر مقدار که می‌خواهند، از خرما‌های درختان ما بخورند. حال، می‌ترسم که آنها، مثل هر روز چند خرما بخورند، و پدرشان آنها را بیازارد. ... ادامه

 

 قلب کوچکم را به چه کسی بدهم؟

   

نادر ابراهیمی: من قلب کوچولویی دارم؛ خیلی کوچولو؛ خیلی خیلی کوچولو. مادربزرگم می‌گوید: قلب آدم نباید خالی بماند. اگر خالی بماند،‌مثل گلدان خالی زشت است و آدم را اذیت می‌کند. ... ادامه

 

 تلاقیگاه

   

نادر ابراهیمی: نادر ابراهیمی: ما چندگونه بودیم / و زاویه‌های مشترک بسیار نداشتیم. / ما در تلاقیگاه خشم‌های‌مان / وعده دیدار داشتیم / در تلاقیگاه‌ِ برترین خشم‌هایمان. ... ادامه

 

 مناجات

   

نادر ابراهیمی: نادر ابراهیمی: خداوندا! / اسیرم کن، اسیر محبت مردم / و به زنجیر عشق به خلقم ببند نه عشق به خالق / و خادم، افتاده درگاه ملتم کن نه بارگاه الهی. ... ادامه

 

 آن شب که تا سحر

   

نادر ابراهیمی: نادر ابراهیمی: سال‌ها، سال‌ها، و سال‌ها پیش از این، زمانی که هنوز پدران ما و پدران پدران ما به دنیا نیامده بودند، در شهر بّسطام، در میهن ما ایران، دانشمند بزرگی زندگی می‌کرد به نام بایزید بسطامی. ... ادامه

 

 تعلیم و تربیت در خانواده

   

نادر ابراهیمی: به عصر سومی پا نهاده‌ایم که عصر تلویزیون سالاری است آن هم درست در زمانی که گمان می‌رفت مجدداً در آستانهء عصر مادرسالاری نو قرار گرفته‌ایم و ممکن است در این تحول عظیم سالاری، انسان بتواند به بسیاری از آرزوهای خود دست یابد و از شر بسیاری از مشقات رهایی یابد. ... ادامه

 

 نگاهی بر «تکثیر تأسف انگیز پدربزرگ»

   

مهمان: شهلا شریفی: پیش از تکثیر تأسف انگیز پدربزرگ داستان‌های کوتاه و بلندی از نادر ابراهیمی خوانده بودم. نویسنده‌ای که ساده می‌نویسد. ساختار بیشتر نوشته هایش خطی و ساده و سر راست اند. انقدر ساده که خیال می‌کنی جور دیگری بلد نیست بنویسد. به خصوص که خودش هم انقدر روی ساده نگاه کردن و ساده فکر کردن و ساده زیستن تأکید می‌کند. ... ادامه

 

 کودکان دوران ما

   

مهمان: نورالدین زرین کلک: کودکان دوران ما از شاه‌ها توهم‌های عجیب و غریب داشتند: کودکان خیال می‌کردند شاه‌ها به جای ناهار و شام، طلا و جواهر می‌خورند. کودکان خیال می‌کردند شاه‌ها توی مربا و عسل حمام می‌کنند و هر چه دلشان بخواهد چاقاله بادام، مغز کاهو و خروس قندی می‌خورند. ... ادامه

 

 پیرایش خیال از موهومات

   

مهمان: امید وهابی املشی: بعدها که قصه‌های نادر ابراهیمی را خواندم،‌خیلی برایم جالب بود که فهمیدم این آدم، به چه پشتوانه‌ای منکر استعداد شده بود. به پشتوانه شدت علاقه و و نگاه خلاقه‌اش. آدمی که به گمانم پراگماتیت بود، آنهم از نوع دلیرش، و نه تنها منکر استعداد بود، منکر هر چیز دیگری هم بود که موهومی باشد و وسیله‌ای برای ترسی یا ناراحتی‌‌ای به عبث. ... ادامه

 

 من از نادر آموختم

   

مهمان: کمال تبریزی: من از نادر ابراهیمی آموختم که هنر نمایش و سینما خلاقیتی است که در جمعیت شکل می‌گیرد. با هم بودن و با هم خوب بودن و به علایق و سلایق یکدیگر احترام گذاشتن، قدم اول ابداع و نوآوری است. ... ادامه

 

 نامه‌ای برای ویژه‌نامه نادر ابراهیمی و نادر ابراهیمی

   

مهمان: مجتبی محمدی‌نیا: اولین روزهای بهار جوانی را تجربه می‌کردم، در خزان زرد زمان، پائیز بود. افکار رنگارنگ، برگ‌های رنگ به رنگ؛‌ و روزهای مزین شده با عطر ظراوت باران، ترنمی خاص در دلم بخشیده بود. ولی بازهم قسمتی در دورترین نقطه ذهنم نوید بخش مژده‌ای نو بود؛ آشنایی را طلب می‌کرد. ... ادامه

 

 ما و نادر

   

مهمان: مرتضی ممیز: گمانم هشتاد درصد جلد کتاب‌های نادر ابراهیمی را من طراحی کرده‌ام. این امر نشانهء علاقه‌ای است که به شیوهء نویسندگی او دارم. او زندگی سالم و نثر زیبایی دارد و این‌ها برایم ارزشمند است. ... ادامه

 

 نادر، نادر ابراهیمی!

   

مهمان: علی میرزایی: از نوجوانی آثارش را خوانده بودم. اما در اوایل سال 1350 که به توصیه استادم شادروان دکتر حمید عنایت و پذیرش مرحوم فیروز شیروانلو در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان شروع به کار کردم، از نزدیک آشنا شدم. ... ادامه

 

 در جدال با بیماری

   

مهمان: دکتر احمد جلیلی: همسر نادر می‌گوید که فراموشی های مقطعی نادر چند روزی است مشکل ساز شده است. پیشنهاد سی تی اسکن می‌کنم. از بخش سی تی اسکن تلفن می‌کنند. خبر نگران کننده است. توده ای فضاگیر در عمق مغز نادر دیده می‌شود ... ادامه

 

 «هليا»، اسمی كه نادر ابراهيمی آن را ساخت

   

مهمان: «هلیا» اسمی كه برای نخستین بار در ایران به وسیله نادرابراهیمی، در كتاب «بار دیگر شهری كه دوست می داشتم» به كار رفت، ساخته خلاقیت نویسنده آن است، ریشه تاریخی ندارد و با این حال میان مردم، به عنوان اسمی زنانه، رواج یافته است. ... ادامه

 

 سلام آقای نادر ابراهیمی

   

منوچهر احترامی: منوچهر احترامی: او واقعاً همه کاره است: تعمیرکار، خواننده، نقاش، ایران شناس، ویراستار، کوه نورد، آهنگساز، مشاور وزیر، سناریست، مدیر عامل شرکت، سریال ساز، کتاب فروش، صفحه بند، محقق، لباس فروش، ناشر، آوازخوان، استاد دانشگاه، و ... . از همه مهم تر، نویسنده. ... ادامه

 

 نادر، باز هم بنویس

   

مهمان: سیمین دانشور: نادر ابراهیمی ‌هم مثل بسیاری از روشنفکران زمانه ما، قربانی جوّ متشتت برخورد آرا و عقاید گوناگون مسلط بر محیط شد و اگر من جستم، به این علت بود که سیاست زده نبودم. اما نادر ابراهیمی ‌هم مثل پیشکسوتان و همزمانان خود، نوسان های گوناگون را پذیرا شد. ابتدا چپگرا بود و عاقبت مذهب پناهگاه او شد. ... ادامه

 

 باید چیزی داشته باشی تا گمش کنی

   

مهمان: جمال الدین اکرمی: به شوخی می‌پرسم: «آقای ابراهیمی، ‌هنوز هم سلام سر آغاز دردناک یک خداحافظی است؟» حالا از جایش بلند شده و یک پله‌ دیگر از دامنه‌ها بالا رفته. انگار هنوز هم هزار سال دیگر وقت دارد تا خودش را به کلک چال برساند. ... ادامه

 

 به یاد می‌آورم ...

   

مهمان: احمدرضا احمدی: او در نثر فارسی امروز، بدایع فراوان خلق کرده است. نثری را در «دوگانه ها»، نثر دیگری را در «قصه های ترکمنی» و نثر دیگری را در «عاشقانه ها» به یادگار گذاشته است. شاید و قبل از او «ابراهیم گلستان» در اندیشه خلق نثری برای قصه ها و ادبیات امروز بود. نثر «صادق هدایت» و نثر «صادق چوبک» نثری روزنامه ای و روزمره بود. ... ادامه

 

 ما این جراحت را باور می‌کنیم

   

مهمان: احمدرضا احمدی: همسرم با چشمان غرق اشک با اندوه می‌گوید: «آیا این نادر ابراهیمی‌بود که در هنگام روزهای سکته تو تسلی بخش و پناهگاه دختر هفت ساله‌ام بود؟» من می‌گویم: «چگونه باید باور کرد این جراحت را بر شقیق‌های همیشه جوان و باطراوتش؟ او نادر ابراهیمی ‌بود.» ... ادامه

 

 گفتگویی با فرزانه منصوری، همسر نادر ابراهیمی

   

سعید کیایی: وقتی برای اولین بار کتاب چاپ شده چهل‌نامه کوتاه به همسرم را دیدم از زیبایی ظاهری‌اش خیلی لذت بردم و همان حرفی را زدم که موقع نوشتن یکی دو دفعه به نادر گفته بودم. گفته بودم این قبیل مسائل که در زندگی ما مطرح بوده فکر می‌کنی به درد کسی بخورد، که خوشبختانه تجدید چاپ‌های این اثر نشان داد که به درد خیلی‌ها خورده و خیلی زیاد هم به درد همسران خورده. ... ادامه

 

 نادر ابراهیمی و شاید آخرین مصاحبه‌اش / من را استاد صدا نکن

   

مهمان: سید‌علی کاشفی خوانساری: می‌خواستم بپرسم فرصت کردین به سوال‌ها جواب بدین؟ / ببخشید دوست من! من حافظه‌ام خراب شده. شما را می‌شناسم؟ ... ادامه

 

 نگاهی به زندگی نادر ابراهیمی

   

مهمان: شکور: نویسنده، در مقطعی به وادی ادبیات کودک و نوجوان، پای می‌نهد که برای نویسندگان، کار در این زمینه نه جدی شمرده می‌شد نه افتخاری داشت، شاید هم نوعی تفنن و حتی زنگ تفریح و شوخی به حساب می‌آمد. اما تجارب، اعتقادات و ایمان نویسنده، او را در این مسیر، مشوق بود و راهنما. ... ادامه

 

 

 
 

Powered by: MovableType | Developed by: 7sang.ir