فائزه امیری: باید خواست، باید تلاش كرد، باید راه رفتن را تمرین كرد، برای میسر شدن و میسر كردن این شما هستید كه باید طی كنید، این شما هستید كه باید خوب فكر كنید و عمل كنید تا بیابید. ... ادامه
فائزه امیری: دنیا را مزه مزه كنید. اوج را بچشید. كوه را درك كنید. حرفهایتان را بفهمید و ما را نرم زمزمه كنید. ما اوج را آنچنان میبلعیم كه زیبایی قله، كهكشانی میشود. ... ادامه
فائزه امیری: سقوطتان را با همین چشمان شبكورمان خواهیم دید. تكلیفتان را به همراه خودتان آتش نمیزنیم، نلرزید، تكلیف و شما را با هم آتش نمیزنیم؛ خاكسترش را رویتان خواهیم ریخت. ... ادامه
فائزه امیری: جار زده شده كه در چند روز گذشته ما روی هم ریخته بودیم. و یا شاید به هم ریخته بودیم. موهایمان آشفته تر از سحرگاه بوده است. هزاران نفر تسلیم شدند. ... ادامه
فائزه امیری: چشمانمان را باز به سوی درویـش شدن میرانیم و نمیبینیم دردی را كه به ناكجا آبادمان فشار میآورد. درك نمیكنیم كه انسانیم. درك نمیكنیم كه فشار برای انسان مضر است. ... ادامه
فائزه امیری: دستانم را محكم به هم گره میزنم و آن پتك درست شده را محكمتر میكوبم. روزی چندین بار این كار را تكرار میكنم صبح، ظهر، شب تكرار میشود اما رنگ نمیشوم. هر روز، هی هر روز انسان باید تمرین كند. آن هم نه یك وعده بلكه سه وعده. ... ادامه