English   مجله اینترنتی هفت‌سنگ

 درباره | سوالات | آگهی | تماس | RSS

هفت‌سنگ مجله‌ای اينترنتی است که از سال هشتاد و يک در حوزه‌های ادبی، هنری و اجتماعی منتشر می‌شود. [ادامه]


 نقل‌مطالب از هفت‌سنگ فقط با اطلاع و اجازه هفت‌سنگ و با ذکر نام‌هفت‌سنگ و نام‌نويسنده مجاز است.

 
 
 
 
 

             آرشیو مطالب اسماعیل امینی در هفت‌سنگ


 یک نفر رفت

   

اسماعیل امینی: یک نفر رفت به یک مرکز فرهنگی - ورزشی تا اخلاق و جوانمردی بیاموزد ... ادامه

 

 یک نفر تلفن همراه داشت

   

اسماعیل امینی: آن یک نفر گفت: من وقت ندارم، سواد درست و حسابی هم ندارم، حوصله هم ندارم. / گفتند: پس چه داری؟ / گفت: تلفن همراه دارم. ... ادامه

 

 چند چیز ضروری برای یک فیلم پرفروش

   

اسماعیل امینی: چند تا نوار موسیقی و صفحه گرامافون از نسل‌های قدیمی همان محله به یاد ایام پرخاطره لب کارون چه گلبارون ... ادامه

 

 فوتبال معنوی- فرهنگی

   

اسماعیل امینی: البته فوتبال دو نوع است یک نوع مادی-تجاری که در ممالک بیگانه رایج است و یک نوع معنوی-فرهنگی که مثل سایر علوم غریبه فقط ما آن را بلدیم. ... ادامه

 

 توازن و زیبایی بخاطر وطن

   

اسماعیل امینی: نادر ابراهیمی دو ترانه «تصویر وطن» و «سفر بخاطر وطن» قطه این عشق پاک را می‌سراید. «سفر بخاطر وطن» مشهورتر است هم بدلیل آنکه همراه مجموعه تلویزیونی «سفرهای دور و دراز هامی و کامی» با نویسندگی و کارگردانی نادر ابراهیمی در دهه پنجاه بارها از تلویزیون پخش شده است، هم به‌خاطر اجرای تاثیرگذار محمد نوری و اقبال مردمی که یافته است. ... ادامه

 

 چند حکایت طنز از مثنوی

   

اسماعیل امینی: در این حکایت وضع خاص پدیده‌ها (استادی که دستخوش کودکان تحت تعلیم خویش می‌شود) طنزآفرین است. اصرار استاد بر بیماری خود و گریز و لجاجت او در برابر واقعیت، طنز را تعمیق بخشیده است. شوخ‌طبعی مولانا در آن‌جا که از زبان استاد در حضور مادران، فرزندان آن‌ها را مادر غر می‌خواند از نکات جالب این حکایت است. ... ادامه

 

 هر چيزی نشانه‌ای دارد

   

اسماعیل امینی: لابد شما هم از اين‌همه مقدمه‌چينی خسته شديد و از خودتان می‌پرسيد که: خوب منظور؟ اگر حوصله کنيد خدمت‌تان عرض می‌کنيم که اين مقدمه‌چينی نسبتا طولانی را يک رفيق پرچانه‌ی ما آورد برای پاسخ به يک سوال ساده و بل‌که ساده‌لوحانه که از دهان‌مان در رفت و پرسيديم: وازکتومی يعنی چه؟ ... ادامه

 

 روستای برره و فقدان هراس‌آور اخلاق و عواطف انسانی

   

اسماعیل امینی: هويت فرهنگی و سنتی به تمامی در معرض تمسخر و هجو است انگار هيچ نقطه روشنی در آداب و رسوم و سنت‌هی اين مردم نبوده است که نظر طراحان و نويسندگان اين مجموعه را جلب کند. هم‌جوار آن رفتار غيرمعقول و خشن و گاه هولناک با آداب و رسوم و لهجه و لباس و سنتی با زيرکی به ريشخند کردن هويت بومی می‌انجامد. ... ادامه

 

 يک مقايسه

   

اسماعیل امینی: میان سه گونه بیانی این اشعار مقایسه کنید و ببینید در هر کدام برای انتقال اندیشه از چه شیوه‌ای استفاده شده است و تاثیر عاطفی کدام‌یک عمیق‌تر و پایدارتر است؟ ... ادامه

 

 زلزله جون، جيگر جون

   

اسماعیل امینی: آهای آهای خوشگله / زلزله جون، زلزله / تکون تکونم بده / خودتو نشونم بده / زلزله جون چه ماهی / فدات بشم الهی ... ادامه

 

 مقام عيش ميسر نمی‌شود بی‌رنج

   

اسماعیل امینی: در بیتی که از خواجه‌ی شیراز آورده‌ایم، نخست داعیه‌ی شاعر را می‌خوانیم که: مقام عیش میسر نمی‌شود بی‌رنج ... ادامه

 

 بگو من چه چيز می‌خواهم

   

اسماعیل امینی: این بیت را شاید هیچ طیفی از اهالی سرزمین شعر نپسندند. فضلای قصاید موشحه و قطعات مرشحه و قدمای معاصر! ... ادامه

 

 به وحشت اسيرند آزادها

   

اسماعیل امینی: زیبایی اگر چه در بنیان خود مبتنی بر تناسب است، اما همین اصل «رعایت تناسب برای آفرینش هنری» اغلب در نگرش سطحی به هنر، دستمایه‌ی مقلدان و بی‌مایگان قرار می‌گرد و این‌گونه است که سامانه‌های پدیدآورنده‌ی زیبایی، در تکرار و تقلید فقط به کار تولید انبوه آثار سطحی و نازل می‌آیند. ... ادامه

 

 عيد اين سفره‌های دور از نان

   

اسماعیل امینی: آخرين هفته‌ی زمستان است / همه چشم‌انتظار چهره‌ی عيد / پر شده شهر از هوای بهار / عطر گل‌های سرخ و سبز و سپيد ... ادامه

 

 ايهام

   

اسماعیل امینی: ایهام نیز مثل سایر شگردها و امکانات شعری در دستان ناتوان مقلدان و بی‌مایگان، تمامی زیبایی و توان خود را پایمال ابتذال و تکرار و سطحی‌نگری می‌کند. ... ادامه

 

 و مشق شبم: آب، بابا، رقيه

   

اسماعیل امینی: ‌بی تردید اصلی‌ترین عامل ماندگاری و تاثیرگذاری شعر - و هر اثر هنری دیگر - زیبایی است. اما این زیبایی بر چه بنیانی ساخته می‌شود؟ و راه شناخت و درک بهتر آن چیست؟ ... ادامه

 

 ماهی تو که بر بام شکوه آمده‌است

   

اسماعیل امینی: از سوی دیگر پویایی وزن عروضی در این قالب شگفت‌ آن‌چنان است که جولان موسیقیایی شعر میدانی فراخ می‌یابد ... ادامه

 

 نگاهی به دو شعر از سهراب سپهری

   

اسماعیل امینی: پرسش آغازین این پاره از شعر به گونه‌ای است که اگر پیوند آن را با بقیه‌ی عبارت‌ها و به خصوص با روحیه‌ی شاعر در نظر نگیریم، لحن آن بیشتر حالت رجزخوانی و حماسی دارد ... ادامه

 

 حرف‌گرايی

   

اسماعیل امینی: «حرف‌گرایی» یا تجسم حروف از شگردهای بدیعی در شعر است که از روزگار رودکی آدم‌الشعرا تا امروز در سروده‌های شاعران جلوه‌گری کرده‌ است ... ادامه

 

 ببين! سراغ مرا هيچ‌کس نمی‌گيرد

   

اسماعیل امینی: قافیه‌های اول و دوم زمینه‌ساز انتظاری هستند که با شماره کردن میهمان‌های نامتعارف شاعر در نیمه‌شب‌های تنهایی به اوج می‌رسد و در کلمه قافیه حالت انفجاری پیدا می‌کند ... ادامه

 

 مريز آبروی سرازير ما را

   

اسماعیل امینی: فشردگی عبارت تشبیهی که با حذف «وجه شبه» و «ادات تشبیه» میسر می‌شود، قدرت این ابزار بیانی را افزایش می‌دهد ... ادامه

 

 وليکن تو چشم می‌بندی

   

اسماعیل امینی: گونه‌ای از کلام شعری اگر چه کمتر شناخته شده، اما از آنجا که تجلیلگاه بسیاری از توانایی‌ها و قابلیت‌های نهفته در زبان است، تامل و کندوکاو فراوانی را شاید. بیتی از سعدی را با هم می‌خوانیم که از بزرگترین استادان شعر بیانی است ... ادامه

 

 دقايق «تو کی از راه می‌رسی» چه بدند!

   

اسماعیل امینی: خواندن دوباره و چند باره‌ی بیت به خوبی نشان می‌دهد که چنین بیانی از اعماق روح و جهان شاعر برآمده و به روشنی نشانه‌های تجربه‌ای عمیق از تعامل با دنیای واقعی و حسی در آن دیده می‌شود ... ادامه

 

 زرد در خزان مردن

   

اسماعیل امینی: وه! چه شوم و وحشتناک؛ زرد در خزان مردن / سرو بودن و آخر در تنور نان مردن ... ادامه

 

 شير و روباه

   

اسماعیل امینی: همین اضطراب و وحشت از کشته شدن به دست شیر، زندگی را به کام حیوانات بیچاره تلخ کرده بود. ... ادامه

 

 خروس و روباه

   

اسماعیل امینی: خروس حیرت زده به اطراف نگاهی انداخت. آخر او یک بار «به به» گفته بود و به به دوم اصلا شباهتی به صدای او نداشت که تصور کند انعکاس صدای خودش بوده. ... ادامه

 

 برادرخواندگی شعر مدرن و ترجمه‌های ناشیانه!

   

اسماعیل امینی: ما انسانه‌ای عصر حاضر هستیم و همراه تحولات زندگی زبان و واژه هامان نیز تحول می‌یابد. بنابراین حق داریم که به زبان روز سخن بگوییم، به زبان روز بیندیشیم و حاصل اندیشه‌ها و دریافت‌های‌مان را به زبان روز بیان کنیم. ... ادامه

 

 جيک جيک مستون

   

اسماعیل امینی: مورچه‌ها قول دادند که در زمستان هم غذای کافی برای او تهيه کنند. آنها تازه فهميده بودند که آواز خواندن گنجشک فقط جيک‌جيک مستون نيست و مثل آذوقه جمع کردن، مفيد و لازم است. ... ادامه

 

 آقا برزو و روستای آفتابگير

   

اسماعیل امینی: آقا برزوی عزیز کوله بارش راکه پر از هدیه ها و خوراکی های مردم بود روی دوشش انداخت و با یک دنیا خاطره خوش به سراغ روستای بعدی رفت. ... ادامه

 

 روباه و کلاغ

   

اسماعیل امینی: این را که گفت، روباه آه بلندی کشید و یک عالمه کف سفید از دهانش بیرون زد. ... ادامه

 

 قصه‌های مدرسه: حسنک کجايی؟

   

اسماعیل امینی: حیوانات از تعجب نزدیک بود شاخ در بیاورند، البته بز سیاه و گاو قهوه ای هر کدام یک جفت شاخ خوشگل درآوردند به چه خوبی! حسنک رفت تا بقچه اش را ببندد و برای گشت و گذار عازم دیار غربت بشود. ... ادامه

 

 قصه‌های مدرسه: گرگ و گاو

   

اسماعیل امینی: مریم گفت: اصلا سلامت کو؟ مامانت به تو یاد نداده که به بزرگتر سلام کنی؟ ها؟! گرگ لبخندی زد و گفت: اما مثل این که من از شما بزرگترم‌ها! ... ادامه

 

 قصه‌های مدرسه (مرغابی‌ها و لاک‌پشت)

   

اسماعیل امینی: مرغابی‌ها لاک‌پشت را خورده بودند و موقع پرواز خيال شان راحت بود که دوست سابق‌شان هميشه همراه آن ها خواهد بود و در «دل‌شان» جا دارد، هر جا که بروند. ... ادامه

 

 

 
 

Powered by: MovableType | Developed by: 7sang.ir