English   مجله اینترنتی هفت‌سنگ

 درباره | سوالات | آگهی | تماس | RSS

هفت‌سنگ مجله‌ای اينترنتی است که از سال هشتاد و يک در حوزه‌های ادبی، هنری و اجتماعی منتشر می‌شود. [ادامه]


 نقل‌مطالب از هفت‌سنگ فقط با اطلاع و اجازه هفت‌سنگ و با ذکر نام‌هفت‌سنگ و نام‌نويسنده مجاز است.

 
 
 
 
 

             آرشیو مطالب عباس حسین‌نژاد در هفت‌سنگ


  از مزدوران ایرانی در عراق تا دُرّ نجف ِ چینی!

   

عباس حسین‌نژاد: هفت برش تصویری از سفر به عراق ... ادامه

 

 بیست نکته در باب منوچهرخان ِ احترامی یا مردی با سبیل‌های غیرقابل پخش!

   

عباس حسین‌نژاد: می‌گفت حوالی اواخر دهه شصت، عده‌ای که متولی کتاب کودک بودند گفتند دیگر ننویس، بچه‌ها از حسنی خسته شده‌اند...(امان از این حسادت و حماقت! - توضیح از نگارنده) می‌گفت اگر می‌گذاشتند داستان‌های بسیار بهتری از قصه‌های حسنی می‌نوشتم! ... ادامه

 

 هیاهوی گنجشک‌ها در برف

   

عباس حسین‌نژاد: پانزده هایکوی زمستانی با موضوع برف ... ادامه

 

 با همین پرستوهایی که آمده‌اند، برمی‌گردیم!

   

عباس حسین‌نژاد: کسی نمی‌آید... / کسی نمی‌آید از این نزدیکی‌ها / که دیگر این چشم‌ها / به دوردست دراز نشوند ... ادامه

 

 افسانه‌ چيپس

   

عباس حسین‌نژاد: وقتی پانزده ساله بود و پدرش گفته‌بود:"دم اسب را یک وجب اندازه بگیر و کوتاه کن"، برداشت و دم حیوان زبان بسته را از بالا وجب کرد و به چه فضاحت و زحمتی برید و چقدر هم طول کشید تا خوب شود - هم دم اسب، هم کبود‌های جای بیل پدر روی کمرش! ... ادامه

 

 فرفره‌­های بزرگ کنار دریاچه­ منجیل!

   

عباس حسین‌نژاد: باد در منجیل زیاد می‌­آمد و دولت تصمیم گرفت فرفره‌­های بزرگی نصب کند در آنجا که یکی از شهرهای گیلان است و یک زرنگی هم کردند که از طریق همین فرفره‌­های بزرگ برق تولید کردند به چه زیادی! ... ادامه

 

 روستا؛ زنبیلی از سیب ِ تلخ!

   

عباس حسین‌نژاد: توکاهای سیاه، پرستوان، سقف سفالی، چشمه آب، مادربزرگانان سحرخیز، رقص گندم، جلوه‌گری آفتابگردان ، بوقلمون‌های شاکی، مادیان‌های پرکار، زنگ خفه‌ی گردن بزهای گله، سگ، خروس، پروانه‌گی آسان، مه شبگاهی و صبحگاهی و ... ... ادامه

 

 ماه آمده برای بوییدن ِ شکوفه‌ آلو

   

عباس حسین‌نژاد: موج برداشته / دریاچه / به بوی شکوفه‌ آلو / پناه گرفته / زیر شکوفه‌های آلو / داروک ... ادامه

 

 کیگا، روستایی در کنار امام‌زاده داوود

   

عباس حسین‌نژاد: می‌گویند مردم روستای کیگا قرار بود امام‌زاده داوود را که زخمی از آنجا رد می‌شد لو ندهند اما با چشم‌هایشان اشاره به مسیر رفتن ایشان کردند و از آن به بعد چشم‌های این مردم چپ شد و ما به این روستا سفر کردیم! ... ادامه

 

 یک شانس گوسفندی

   

عباس حسین‌نژاد: اصلاً حس بلندشدن ندارم. توی گله ولوله است. ساعت نزدیک به وقت چرای دوم است. چوپان عزیز دارد نی‌اش را کوک می‌کند. صداهای غریبی می‌شنوم. غریزه گوسفندی‌ام به من می‌گوید این، باید صدای دشمن باشد که بعدها فهمیدم اسمش گرگ است. ... ادامه

 

 پاییز؛ آوارِ آتش و رنگ!

   

عباس حسین‌نژاد: درخت که باشی می‌فهمی عاشق، چیزی جز همین پاییز نیست... ندارم چیزی بهتر از این همه تصویر گویا! عکس‌های ِ پاییزی ِ برگ‌های ِ درختان ِ جنگل‌های ِ جنوب ِ نوکنده ِ شهر ِ کوچک ِ مرزی ِ بین ِ استان‌های ِ مازندران و گلستان ... ادامه

 

 به لب بگو مولانا به دل بگو یاهو!*

   

عباس حسین‌نژاد: اعلام بزرگداشت هشتصد سالگی تولد مولانا ما را بر آن داشت که ویژه‌نامه‌ای در سیاق همیشگی هفت‌سنگ و با محوریت مولانا در فضای وب منتشر کنیم. شنبه هشتم تیر که در تقویم‌ها در مقابلش «روز بزرگ‌داشت مولانا» نوشته‌اند، بهانه انتشار این ویژ‌ه‌نامه شد. ... ادامه

 

 قلعه رودخان، بزرگترین دژ نظامی ایران

   

عباس حسین‌نژاد: قلعه رودخان، بنا به شهادت همه نوشتارهایی که در کتابها و مطبوعات و اینترنت پیدا کردهام بزرگترین دژ نظامی ایران است. که قدمتش به دوره سلجوقیان و بنابر بعضی روایتهای دیگر به دلیل یافتن دستشوییهایی که موافق قبله ساخته شده است به دوره ساسانیان نیز نسبت داده شده است. ... ادامه

 

 گزارشی از یک صعود؛ کلکچال

   

عباس حسین‌نژاد: کلک‌چال نام منطقه‌ای از کوه‌های شمال تهران که به نسبت دربند و درکه و گلاب‌دره افرادی که علاقه‌ی بیشتری به کوهنوردی دارند از آن و در آن و بر آن صعود می‌کنند و به دلیل حضور پرشمار رهبر انقلاب در این منطقه برای کوهنوردی و دفن هشت شهید گمنام در تپه‌ای به نام نورالشهدا حضور افرادی با عقاید مذهبی بسیار زیاد است. ... ادامه

 

 وبلاگ؛ رسانه ناگزیر، زبان فارسی؛ ناگزیرتر

   

عباس حسین‌نژاد: وبلاگ‌ها این روزها به همه جا راه یافته و کمتر کسی ‌پیدا می شود که از آن اطلاع نداشته و دستِ بالاتر یک صفحه شخصی در فضای ابررسانه اینترنت نداشته‌باشد. و با توجه با اینکه تعداد وبلاگ‌ها هر ۵ ماه دوبرابر می‌شود. چه نیکو گفته‌است که: وبلاگ؛ رسانه ناگزیر! ... ادامه

 

 یک عاشقانه ناآرام برای سال سگ!

   

عباس حسین‌نژاد: قصد ازدواج داشت. تغییراتی در وضعیت جسمی‌اش دیده‌بود که فرا رسیدن زمان ازدواجش را نوید می‌داد. از این بابت خیلی خوش‌حال بود. ... ادامه

 

 نوروز، جشن بزرگداشت دانش بشری - گفتگو با دکتر فريدون جنيدی

   

هفت سنگ: دکتر فریدون جنیدی ایران‌شناس، رئیس بنیاد نیشابور و نشر بلخ در گفتگو با هفت‌سنگ در مورد تاریخ نوروز صبحت‌ کرده است. ... ادامه

 

 ما را رها کنید در این طنز بی‌حساب!

   

عباس حسین‌نژاد: تا کم می‌آوریم طرف را متهم می‌کنیم به «هدر دادن پول بیت المال»! باور کنید هزینه خندیدن و خنداندن خیلی بالاست و این حق «مهران مدیری» است که ثانیه‌ای فلان تومان بگیرد در ازای این کار. و این جمله تکراری شعاری : چقدر کنفرانس‌های بی‌بو و بی‌خاصیتِ پرهزینه در این مملکت برگزار می‌شود و مردی از خویش برون نمی‌آید و اعتراضی نمی‌کند؟! ... ادامه

 

 بقعه شیخ صفی‌الدین اردبیلی

   

عباس حسین‌نژاد: مجموعه بسیار ارزشمند و زیبای بقعه «شیخ صفی‌الدین اردبیلی» در میدان عالی قاپو اردبیل که همه ساله پذیرای ده‌ها هزار علاقمند به آثار تاریخی از نقاط دور و نزدیک ایران و جهان است یکی از ‪ده ‬ اثر باستانی مهم ایران به شمار می‌آید. ... ادامه

 

 چقدر خوب است آدم مرگ بلد باشد!

   

عباس حسین‌نژاد: شما حتا اگر به دیدار گمنام‌ترین قبایل در دورترین صحراها و پنهان‌ترین جنگل‌ها با بیگانه‌ترین زبان‌ها بروید، خواهید دید مادرانی با آشناترین لحن و مهربان‌ترین نگاه مشغول گفتن جمله « الهی قربونت برم»،«الهی بمیرم برات» به فرزندشان هستند. ... ادامه

 

 شمع‌های تولدی که تا‌به‌حال کسی فوت‌شان نکرده!

   

عباس حسین‌نژاد: هفت‌سنگی بودن این روزها یک افتخار است چه بخواهیم چه نخواهند! پدیده‌ای نادر و جان‌سخت در میان نشریات الکترونیکی ِگویا به زبان ِشکر ِفارسی! محصول فکر و همت چند جوان ایرانی مثبت‌اندیش و خلاق و خسته‌گی‌ناپذیر! ... ادامه

 

 شب، چه دارد به چشمان تو بگويد؟!

   

عباس حسین‌نژاد: عکس‌های عباس حسین‌نژاد از شب ... ادامه

 

 سرمه!

   

عباس حسین‌نژاد: گیسوبلند، آینه، عصیان سرمه وَ / چشمانِ در شهودِ درخشان سرمه وَ / سوداگری ز ایل زمین‌خوردگان عشق / مردی كه خیس بارش باران سرمه وَ / مردی شبیه رستم و خوانی شبیه چشم ... ادامه

 

 دستاتو بيار بالا! اين اسمش ابره!

   

عباس حسین‌نژاد: نگاه کن! / اون بالا رو می‌گم / بالا / بالاتر! / دستاتو بيار بالا! / بيار بالا! / بالا / بالاتر! ... ادامه

 

 پنج داستان مينيمال

   

عباس حسین‌نژاد: وقتی شنید بزرگترین هنرمند سینمای کشورمرده خیلی خوشحال شد. فردا صبح اول وقت جلوی خانه‌ی سینما حاضر شد در حالی که دفترش را به سینه‌اش می‌فشرد، امیدوار بود امروز دیگر بتواند کلکسیون امضایش را تکمیل کند. ... ادامه

 

 ما به کلاغ‌ها بدهکاريم!

   

عباس حسین‌نژاد: هر کار کنیم مادربزرگ نخواهد گذاشت برسد به خانه‌ی محقرش روی آن چنار پیر دور یا نزدیک؛ کلاغ بیچاره‌ای همه‌ی قصه‌های کودکی و بزرگی! ... ادامه

 

 ماه‌ تی‌تی

   

عباس حسین‌نژاد: ماه همان ماه است كه قیافه‌اش شبیه همه‌ی معشوقه‌های جهان بوده از اول اول تا همین اواخر كه دیروز و پریروز است! و "تی‌تی" در مازندران یعنی شكوفه، كه گاه اسم برازنده‌ای می‌شود برای دختری كه بوی مه می‌دهد و شالی‌زار و شرجی دریای شمال! ... ادامه

 

 هايكو؛ شكوفه‌ی ماه بر سرشاخه‌ها‌ی درخت توت!

   

عباس حسین‌نژاد: گل در اینجا منحصرا به ساكورا (SAKURA) به معنی شكوفه گیلاس اطلاق می‌شود. با این توضیحات می‌توان به تركیبی چون گل دیدن دست پیدا كرد. مردم در این روزها به تماشای شكوفه‌های زیبای گیلاس می‌روند و تا پاسی از شب در زیر این درختان با نوشیدن ساكه (SAKE) خوش می‌گذرانند. شكوفه‌ی گیلاس گل ملی ژاپن محسوب می‌شود ... ادامه

 

 هايکو؛ سبز، زرد، سفيد!

   

عباس حسین‌نژاد: روزگار بنا به تغییر خودش همه چیز را تغییر می‌دهد و هایکو نیز به همین ترتیب دچار تغییر و تحول شده است. و گروهی ازهایکوسرایان به سرودن هایکوی آزاد روآورده‌اند ... ادامه

 

 غنچه سوار می‌رسد!

   

عباس حسین‌نژاد: اگر شکوفه‌ها دست بهار را نگیرند، جلوه‌ای نخواهد داشت نه بهار و نه درخت و نه باد و نه این باران! نه دستی به اشاره حیرت بلند می‌شود، نه لبی به شکرخند گشوده! نه چشمی به بالا اوج می‌گیرد، نه دلی به رویا! ... ادامه

 

 سفر به دره‌ی گردو

   

عباس حسین‌نژاد: عکسهایی از روستای آغوزدره واقع در كوه‌های هزارجریب رشته كوه البرز. این روستا در ۴۰ كیلومتری گلوگاه و ۳۱ كیلومتر نوكنده واقع شده است و حدود ۱۰۰۰ نفر جمعیت دارد. آغوزدره به معنی دره گردو است. ... ادامه

 

 هايكو؛ غوكی به‌ ناگهان می‌جهد در آب!

   

عباس حسین‌نژاد: هایكو (HAIKU) به عنوان یك شاخصه‌ و نشانه‌ی مهم فرهنگ ادبیات ژاپنی با همه‌ی كوتاهی و كمی‌اش از لحاظ نوشتار تأثیری زیاد بر ادبیات جهان گذاشته است. هایكوها تصویرواژه‌هایی هستند كه از ۱۷ هجا تشكیل شده‌اند و در آنها نباید دنبال چیز خاصی گشت. ... ادامه

 

 در هفت‌سنگ تبعيض طبقاتی قائل نشده‌اند!

   

عباس حسین‌نژاد: هفت‌سنگ اتفاق خوب و مبارکی در نشریات الکترونیکی بدون مجوز(!) این سرزمین است و در خوبی‌اش همین بس که هنوز فیلتر نشده و سردبیرش هنوز خسته نشده است! ... ادامه

 

 خوش آن گروه که مست بيان يکديگرند - طنزنويسی در وب

   

عباس حسین‌نژاد: اینترنت گسترده‌ترین فضای فرهنگی، اجتماعی- و حتی سیاسی- دروغینی است كه به دست بشر ساخته‌ شده و بر پایش زنجیر شده ‌است ... ادامه

 

 نذری که قبول شد

   

عباس حسین‌نژاد: صدای سوختم سوختم می‌آمد. کاسه را انداخت و دويد به سمت خانه‌ی ليلا. ليلا منتظرش بود. ماجرا را تعريف کرد و ليلا گفت با اين کار مطمئن است که نذر مادرش قبول است ... ادامه

 

 تنها بازمانده شبانان حنجره نواز

   

عباس حسین‌نژاد: «رستم مهربان» ۵۰ سال سن دارد، خراسانی است و شغلش نقاشی ساختمان است و با حنجره‌اش نی می‌نوازد ... ادامه

 

 شش داستان مينی‌ماليستی

   

عباس حسین‌نژاد: خیلی جذب طبیعت شده بود. و کتاب‌های زیادی درباره طبیعت‌پرستی خوانده بود و تحت تاثیر همین کتاب‌ها دلش می‌خواست با درخت، گل و پرنده یکی شود. ... ادامه

 

 VR را بخانيد ويار - بخش سوم

   

عباس حسین‌نژاد: تبر خدمتتان است آقا! یک مقداری ریشه زیر پاهایم احساس می کنم، دکتر گفته اگر بزنمشان راحت تر نفس می‌کشم و دیگر برای شنیدن صداها نیازی به تیز کردن گوش هایم ندارم ... ادامه

 

 VR بخوانید ویار - بخش دوم

   

عباس حسین‌نژاد: شروع کن! دوباره شروع کن! پرواز درناها را هیچ کس جدی نمی‌گیرد حتی اگر تیتر همه روزنامه‌های جهان باشی ... ادامه

 

 VR بخوانید وی.آر - بخش اول

   

عباس حسین‌نژاد: راستی قیمت خون بابای آن سوپرمارکتی سرخیابان چه ارتباطی با قیمت خون بابای آن مغازه‌ی داروفروشی دارد که هر کار می‌کنند می‌خواهند بابایت را در بیاورند و به آتش بکشندش با حقوق بازنشستگی. ... ادامه

 

 وقتی زرافه‌ی «جيم» به زرافه‌ی «دال» بگويد: الاغ!

   

عباس حسین‌نژاد: زرافه‌ها حیوانات خیلی بلندی هستند و بین آنها، هم زرافه‌ی باظرفیت پیدا می‌شود، هم زرافه‌ی بی‌ظرفیت. ... ادامه

 

 آخر يکی‌مان بايد دق کند!

   

عباس حسین‌نژاد: عصری آمده بودم سراغت / قرار بود خون گریه کنیم / در هزاره‌ی چندم؟ ... ادامه

 

 ترانه‌ها که تمامی ندارند

   

عباس حسین‌نژاد: دلتنگ می‌شوی و بزرگتر از بیدی / روییده است بر ناگاه جاده‌ی کهنسال / شکوهمندانه ابتدای نگاهت را / به انتهای زمین پیوند می‌دهی ... ادامه

 

 هيچ چيز زورتر از خدمت نيست!

   

عباس حسین‌نژاد: همه‌ی این مطالب سر پُست نگهبانی در یکی از پادگان‌های کشور نوشته شده است ... ادامه

 

 حتی ساده‌تر از این حرف‌ها

   

عباس حسین‌نژاد: در همین لحظه، درست در همین لحظه که فنجان چای را نزدیک لبهایت آورده‌ای و بخارش دارد نوک بینی‌ات نمناک می‌کند و آب دهانت دارد روی قند تاثیر می‌گذارد به سراغت می‌آید ... ادامه

 

 گله هزارتايی گرگ

   

عباس حسین‌نژاد: صندلی، قاب، غرق خون بود. سارا چشم‌هایش را همزمان با بستن دفترچه ی یاداشت بست. قاب را برداشتند و رفتند. ... ادامه

 

 ناله‌های دانشجويی

   

عباس حسین‌نژاد: اگر بنشینی به بدبختی‌هایت فکر کنی؛ می بینی که بیچاره‌تر از تو اگر پیدا بشود، همان خودت هستی. بالاخره آدم باید در یک کاری، چیزی، رتبه‌ای بیاورد و این هم سهم توست. ... ادامه

 

 کلاغ‌ها

   

عباس حسین‌نژاد: قارخان و قارخانم، با دختر زیبای‌شان قارناز، روی درخت چنار پیری توی یک جنگلک تازه تاسیس، در یک لانه‌ی هشتاد سانتی دوخوابه‌ی دوبلکس، زندگی آرامی داشتند. ... ادامه

 

 

 
 

Powered by: MovableType | Developed by: 7sang.ir