انسانها همواره برای استفاده از هر چیزی دلیل محکمی دارند و برای استفاده از هر دلیلی چیز محکمی! این یک قانون است. البته این قانون هم مثل خیلی از قانونهای دیگر در این ناحیه از کرهی زمین رعایت نمیشود. مثلا کسی برای استفاده از موبایل - با این آنتن دهی - دلیل محکمی ندارد و یا اینکه انسان هرچه فکر میکند دلیلی عقلانی برای استفاده از خطوطِ لاک پشت صفتِ اینترنت پیدا نمیکند...
اما برای استفاده از مترو هر فردی از افراد جامعه دلیل محکمی دارد و به قدری این دلایل محکم است که آدمی موقع سوار شدن مترو هر آینه ممکن است به دیار باقی بشتابد.
پس واضح و مبرهن است که بررسی این موضوع که هرکس به چه دلیلی از مترو استفاده میکند و اصولا استفادهکنندگان از مترو را چه کسانی تشکیل میدهند در این برههی حساس از تاریخ کمک خالصانه و خاشعانه و خادمانهای است به جهان بشریت.
واسه هرچی داره هرکس دلیلی / دلیل محکمی مانند سیــــــــلی
ولیکن این مهمه توی متــــــــــرو / چرا هی می ره دلها قیلی ویلی
و اما بررسی دلایل علاقمندی گروههای مختلف جامعه به استفاده از مترو:
الف: علاقمندان به هواخوری
اصولا موقع پایین رفتن از پلههای مترو باد نسبتا شدیدی به صورت آدمی میخورد. علاقمندان به هواخوری، در روزهای بی باد و توفان ِ تهران به بهانهی استفاده از مترو، از نسیم ساحل به دریا یا در واقع "تونل به خیابان"ِ مترو استفاده میکنند. گاهی این باد مخالف که در راه پلههای مترو به سر و صورت مسافران میوزد به حدی شدید است که در وضعیت حجاب مسافران محترمه تغیرات قابل تاملی را ایجاد میکند که باعث ایجاد صحنههای خاصی در را پلههای مترو میشود و درست به همین دلیل است که دوستان محترم و محترمهی گشت ارشاد (که میتوان آنها را مترو پلیس خطاب کرد!) معمولا دم در ورودی مترو حضوری سبز و سفید دارند چرا که ون و الگانسهای گشت مذکور از بیرون با رنگهای سبز و سفید آراسته شدهاند.
سرسبز ترین بهار تقدیم تو بــاد / یک متروی باد دار تقدیم تو باد
گر باد زد و منظره ای شد ایجاد / آن صحنه هزار بار تقدیم تو باد!
ب: علاقمندان به فعالیتهای زیرزمینی
در گذشتههای نه چندان دور، انسانها اگر به زیرزمین مراجعه میکردند، غیر از جنهای سم دار، احتمالا یک کوزه گری میدیدند دوش! و تازه ناگهان یک کوزه بر میآورد خروش و بند دل آدمی را پاره میکرد(!) اما امروزه به برکت مترو، انسان وقتی که به زیرزمین مراجعه میکند میتواند دست به کلی فعالیت زیرزمینی بزند.
البته انجام یک سری فعالیتهای زیرزمینی فقط در زیرزمین خانهی آدمی امکانپذیر است اما در مترو میتوان با خیال راحت کلی فعالیت زیزمینی مجاز انجام داد مثل خرید و فروش عطر و ادکلن، نوشابه و آب میوه و دیگر اقلام زیرزمینی ِ کاملا مجاز.
حتی میتوان موسیقیهای رادیو پیام را که در مترو پخش میشود به طور عملا زیرزمینی گوش کرد.[حالا که صحبت از مترو و موسیقی شد بد نیست ذکر خیری هم از "مترونوم" بکنیم!] اصلا خیلیها برای خواندن کتابهای زیرزمینی که در مترو فروخته میشود از مترو استفاده میکنند.
آری! در مترو میتوان کلی فعالیتهای زیرزمینی انجام داد...
در زیر زمین چون آسمانی مترو / چون ریشهی این شهر کلانی مترو
من گرم مطالعه تو با تاخیــــرت / کردی کمک کتابخوانی متـــــــــــــرو
ج: علاقمندان به ورزش
شهر تهران عرصهی انواع ورزشها است. از ورزشهای رزمی که بین راننده تاکسیها و مسافران در جریان است گرفته تا ورزشهای فکری که برای جلو افتادن در صف شیر یارانهای به کار برده میشود، همه و همه به رشد و توسعه ورزش و آقای علیآبادی و دوستانش کمک خادمانهای میکنند...
اما ورزش در مترو لطف دیگری دارد. پایین و بالا رفتن از پلههای مترو در روزهایی که پله برقی خراب است حکم کوه پیمایی دارد و استفاده از پله برقی در روزهایی که پله عادی خراب است(!) حکم تمرین استقامت. وقتی آدمی منتظر رسیدن مترو است گویی ورزش یوگا را تجربه میکند و وقتی که مترو میرسد انواع ورزشهای رزمی را.
وقتی که میرسی صدات از همه ی ریلا میاد / هُـلت میدن از اون عقــــــب صـــدای واویلا میـاد
تا وقتی که در وا میشه وقت چپیدن میرسه / هرچی فشاره رو زمین به سینهی من میرسه، وای...!
هم اکنون که سینهام را غمی سنگین میفشارد و شاعرانهترین لحظهها را تجربه میکنم چه موقع ادامه دادن مقالهای در باب مترو است؟! مرا به حال خود واگذارید...
ایستگاه بهشت زهرا، وایسا مترو من میخوام پیاده شم!
مهدی استاداحمد