@ شیمون پرز - رئیس جمهور اسرائیل - در سخنرانی دیروز خود گفت: اگر ایران به غنیسازی انرژی هستهای خود ادامه بدهد، بلایی سرش می آورم که مرغان هوا به حالش گریه کنند. سخنگوی وزارت خارجه کشورمان نیز یک ربع بعد از سخنرانی شیمون، در پاسخ به این سوال خبرنگاران که: َچکار کنیم؟!، گفت: به هیچ وجه من الوجودی نگران نباشید، خدا با ماست. در ضمن به آقای شیمون با زبان خوش توصیه میکنم که دست از سر کچل انرژی هستهای ما بردارد و گرنه... اصلا" از طرف من به ایشان بگویید اگر جرات دارند، زنگ آخر بایستند، دم در!!!
@ هوگو چاوز (رئیس جمهور کشور ونزوئلا) برای برگزاری جشن تولد ۴۸ سالگیاش به ایران میآید. چاوز درباره هدف خود از سفر آیندهاش به ایران گفت: من ایران را مثل وطن خودم دوست میدارم و برای اینکه دشمنان بفهمند بین ایران و کشور خودم اصلا" فرق نمیگذارم، امسال به اهل و عیال گفتم: برای برگزاری جشن تولد ۴۸ سالگیام به سرزمین گل و بلبل ایران برویم و اهل و عیال هم با کمال میل گفتند: چشم.
شرکت واحد اتوبوسرانی هم بعد از اعلام این خبر گفت: اتوبوسهای شرکت واحد برای علاقهمندان به شرکت در جشن تولد هوگو، از ساعت ۶ بعدازظهر در ایستگاههای میدان انقلاب، رسالت، تجریش و چهارراه تهرانپارس پذیرای مردم غیور و آزاده کشورمان میباشد.
@ یک جوان با استعداد شهرستانی موفق به اختراع آفتابه برقی شد. صفدر قربانعلی که تنها هجده سال سن دارد، درباره اختراع شگفتانگیزش به خبرنگار ما گفت: گلاب به روتون، بیادبیه، ولی فعلا" طرز استفاده از این دستگاه را فقط خودم بلدم و امیدوارم در آینده با پشتیبانی دولت بتوانم استفاده از این دستگاه را همگانی کنم.
@ یک زن سنگاپوری هشت قلو زائید. از بین هشت نوزاد این زن، شش نوزاد، دختر و یک نوزاد، پسر هستند ولی متاسفانه در مورد جنسیت یکی از این نوزادان هنوز خبر مشخصی به دستمان نرسیده است. در ضمن حال مادر و هشت نوزادش هم خوب گزارش شده، فقط پدر این نوزادان بعد از شنیدن خبر به دنیا آمدن هشت فرزندش، ذوق مرگ شد.
@ یک پیرمرد ۱۹۹ ساله شهرستانی، دارای بیست فرزند، سی نوه، چهل نتیجه و پنجاه نبیره، با وجود کهولت سنی که دارد، از من و شما خیلی خیلی سرحالتر است. مش قربان باغبان آب و هوای خوب آبادی عشق و صفا را علت سلامتی و سرزندگیاش میداند و درباره همسر مرحومش به خبرنگار ما گفت: خدا کوکب را بیامرزد، خیلی به پاش نشستم، ولی امسال به امید خدا، میخوام زن بستونم، حالا من به درک این بچههای زبون بسته مادر میخوان یا نه؟!
@ روزنامه لب دوختگان خفن، توقیف شد. مسئولین علت توقیف این روزنامه را که تنها یک روز از زمان تاسیسش میگذشت، چاپ یک کاریکاتور به شدت مرموز و مصاحبه با نبیره فرخی یزدی (شاعر لب دوخته) ، اعلام کردند. یکی از مسئولین هم که از ما خواست نامش را فاش نکنیم، گفت: ما اصلا" دلمان نمیخواهد از تعداد روزنامهها و نشریات کم کنیم و طرفدار مطلق آزادی بیان هستیم اما وقتی معضل نشر اکاذیب و تشویش اذهان عمومی به وجود میآید، قضیه کلهم فرق میکند.
@ کاپیتان یکی از تیمهای خوب لیگ برتر سال ۸۶ به کمیته انظباطی اظهار شد. کمیته انظباطی علت اظهار کاپیتان این تیم را انجام حرکات موزون، پس از باز شدن دروازه حریف و خواباندن سیلی توی گوش کاپیتان تیم حریف اعلام کرد. کاپیتان این تیم درباه این حرکات غیراخلاقیاش به خبرنگار ما گفت: اولا" من هیچ حرکت موزونی انجام ندادم، فقط سه، چهار تا بشکن زدم، بعدش هم کاپیتان حریف تقصیر خودش بود که کتک خورد، آخه این درسته؟! من قبل از بازی رفته بودم آرایشگاه و کلی طول کشید تا موهامو اینطوری درست کردم، بعد کاپیتان تیم حریف دستشو میکشه روی موهای من و میگه: چه خوشگل شدی امروز!!! نه ! آخه این درسته؟!
@ سازمان هواشناسی کشور اعلام کرد: از فردا تا پس اون فردا به علت بارش سنگین برف، سرمای هوا و خیلی علل دیگر که نمیتوانیم بگوییم، تمام مهدکودکها، مدارس، دانشگاهها و ادارهجات دولتی تعطیل است. خبر خوشحالکنندهتر اینکه از پس اون فردا، یعنی ۲۸ بهمن ماه تا ۱۴ فروردین ماه نیز به علت پیروی از قانون بین التعطیلین، تمام مکانهایی که گفتیم، تعطیل خواهد بود.
فاضل ترکمن