English   مجله اینترنتی هفت‌سنگ

 درباره | سوالات | آگهی | تماس | RSS

هفت‌سنگ مجله‌ای اينترنتی است که از سال هشتاد و يک در حوزه‌های ادبی، هنری و اجتماعی منتشر می‌شود. [ادامه]


مطالب مندرج در هفت‌سنگ نظرات شخصي نويسندگان است و درج مطالب لزوما به معنای تاييد محتوای آنها نيست.


 نقل‌مطالب از هفت‌سنگ فقط با اطلاع و اجازه هفت‌سنگ و با ذکر نام‌هفت‌سنگ و نام‌نويسنده مجاز است.

 

- توقف فعالیت‌های گروه اینترنتی هفت سنگ
- بغضی به اندازه‌ی یک‌سال و حسرت سال‌های باقی‌مانده عمر
- به مناسبت قیصر؛ دوره می‌کنم تمام روزهای رفته تا همیشه را
- مرد اردیبهشتی
- به بهانه شمس و روزی که به نام اوست
- مشقت‌های عشق
- مَرد روزهای نوجوانی ‌ام...
- آن‌جا که پنچرگیری‌ها تمام می‌شوند
- آخرین دیدار با مرد قصه‌های خوب
- قصه‌ی من با قصه‌های خوب...
- چوب الف*
- یک نفر رفت
- پیری ملای مکتبی بود
- کتاب(!)
- غلام و زری!
- دعای خیر مادر
- کاریکلماتور
- دیوانه! کتاب، عینهو بینی نیست!
- پیشنهاد خرید هفت کتاب: رمان جهان
- علاقمندی‌های زیرزمینی!
- یک نفر تلفن همراه داشت
- کنکوری‌ها
- کاریکلماتور
- موضوع انشا: چگونه با ادب و با اخلاق باشیم
- ای جماعت پرید «مرغ سحر»!


 
 

  طنز


عقد محضری

 

   

نظرات خوانندگان  (0)

 

  نويسنده: رضا ساکی

 

del.icio.us

del.icio.us

Balatarin

ارسال به:

 

 تماس: rezatsaki-at-gmail.com

 
 
یک پسر پایین شهری عاشق یک دختر بالا شهری می‌شود. پدران هر دوی آنها سیاست‌مدار و در انتخابات شهر رقیب یکدیگر هستند.
 

یک پسر پایین شهری عاشق یک دختر بالا شهری می‌شود. پدران هر دوی آنها سیاست‌مدار و در انتخابات شهر رقیب یکدیگر هستند. پدرها از ماجرای عشقی آن دو با خبر می‌شوند و آنها را عاق والدین می‌کنند. در ادامه پسر عموی دختر بالا شهری به او پیشنهاد ازدواج می‌دهد و دختر عموی پسر پایین شهری هم به او ابراز علاقه می‌کند، این دو در واقع از طرف پدرها مامور شده‌اند تا حزب را از یک ازدواج ننگ‌آور نجات دهند. اما دو پرنده‌ی عاشق اصلا به تحزب اعتقاد ندارند و عشق چشم آنها را کور کرده است. در ادامه آنها که از دست پدرها عصبانی هستند هر چه را که می‌دانند به مطبوعات می‌‌گویند، پدرها هم مقابله به مثل می‌کنند و آنها را جاسوس مخملی و اصلاح‌طلب می‌نامند. پسر عمومی دختر بالا شهری و دختر عمومی پسر پایین شهری با هم آشنا می‌شوند و سعی می‌کنند آنها را از هم دور کنند. هر چه به رای گیری انتخابات شهر نزدیک می‌شویم عشق آنها پرسوزتر می‌شود و عرصه بر پدرها تنگ‌تر می‌شود و پسر عمومی دختر بالا شهری و دختر عمومی پسر پایین شهری به هم نزدیک‌تر می‌شوند. عاقبت پدرها در انتخابات شکست می‌خورند و هر کدام فقط یک کرسی به دست می‌آورند. در این زمان دو پرنده عاشق که از ارث محروم شده‌اند در جزیره‌ی کیش به سر می‌برند البته در این قسمت آنها عقد محضری کرده‌اند تا برای مخاطب بدآموزی نداشته باشد و مخاطب بداند اگر با کسی می‌خواهد برود کیش باید عقدنامه‌ی محضری داشته باشد. در قسمت پایان فیلم پدرها که کار سیاست را کنار گذاشته‌اند و در صادرات فعالیت دارند در مراسم عروسی پسر عمومی دختر بالا شهری و دختر عمومی پسر پایین شهری شرکت می‌کنند! در این قسمت تماشاگران همه با هم ترانه‌ی بادا بادا مبارک بادا را سر می‌دهند که نشانه‌ی هم‌دلی آنهاست و امر ازدواج را نیز ترویج می‌کند.

رضا ساکی

 

 تاریخ انتشار:   May 1, 2009 1:29 AM



 

 
 

Powered by: MovableType | Developed by: 7sang.ir