فوتبال میبینیم، تماشاگران یک صدا شعار میدهند یا علی مدد، مادرم میگوید اینها تماشاگران کدام تیم هستند؟ میگویم پرسپولیس، میگوید علی کمک کند تیمشان ببرد.
فوتبال میبینیم، عربستانیها دارند وسط آزادی میرقصند، مادرم میگوید خدا لعنت کند شرطهها، در مقام ابراهیم هم دست از سر آدم برنمیدارند درست زیارت کنیم!
فوتبال میبینیم، تماشاگران به داور فحش میدهند، مادرم دعا میکند تیمشان ببازد.
فوتبال میبینیم، مربی میگوید قربون برم خدا رو، مادرم با شنیدن این جمله اشک میریزد، میگوید به این میگن مربی.
فوتبال میبینیم، تیم شهرستانی سه گل به تیم تهرانی زده است، مادرم خوشحال است، میگوید دولت خوب کاری کرد تیمها را داد به شهرستانیها.
فوتبال میبینیم، بازیکن ریش لنگری گذاشته است، مادرم لب میگزد، میگوید باقری شیر حلال خورده است، مردانگی از سر و رویش میریزد.
فوتبال میبینیم، مربی بکام را عوض میکند، مادرم اعتقاد دارد فوتبال جای این بچه قرتیها نیست!
فوتبال میبینیم، تماشاگران ترقه میاندازند، مادرم میگوید عجب جراتی دارند جلوی پای سردار رادان ترقه میزنند، خدا لعنتشان کند اگر سربازی صدمه ببیند.
فوتبال میبینیم، مادرم دوست دارد مهاجم سیاه پوست بارسلون گل بزند، برایش دعا میکند.
فوتبال میبینیم، مربی با خبرنگاران بد جور حرف میزند، مادرم میگوید این مربی ارزشی است؟ استغفرا...
فوتبال میبینیم، باران شدید میبارد، بازی صفر صفر مساوی در حال تمام شدن است، مادرم این بار برای تماشاگران دعا می کند.
رضا ساکی