البته فوتبال دو نوع است یک نوع مادی-تجاری که در ممالک بیگانه رایج است و یک نوع معنوی-فرهنگی که مثل سایر علوم غریبه فقط ما آن را بلدیم. آن نوع مادی فوتبال، برنامهریزی و مدیر متخصص میخواهد، تمرین و نظم و قراداد شفاف لازم دارد و چون هدفش پولسازی است، به نتیجه و کسب عنوان و قهرمانی نیاز دارد.
اما این فوتبال معنوی-فرهنگی ما به هیچ چیز نیاز ندارد مگر شوق خدمت و قصد قربت چندان که مدیرانمان در مسابقه شوق خدمت به فوتبال دمار از روزگار هم در میآورند ازهرنظر!
فوتبال معنوی نه تنها به فکر درآمد نیست بلکه هزینههای کلانش را مدیران خدمتگزار کریمانه پرداخت میکنند. حتی اگر انسان دوستیشان شکوفا شود بازیکنان و مربیان بیکار و دلشکسته و بازنشسته خارجی را با سخاوت تمام استخدام میکنند و شادیهایشان را با آنان قسمت میکنند و اشک همه را در میآورند از هر نظر!
بگذار پولها و جامها و عنوانهای فانی را دنیا دوستان ببرند آنچه باقی است عاطفه و اخلاق و نوع دوستی است از هرنظر!
در فوتبال مادی نشان شرکتهای تجاری را روی لباسشان مینویسند اما در فوتبال معنوی بازیکنان نام مربی تیم ملی را روی لباس خود و درست روی قلبشان مینویسند.
هدف فوتبال معنوی تریج اخلاق وفرهنگ است، نه گل زدن وکسب عنوان.
فوتبال فرهنگی به تحکیم ارزشهای اخلاقی و تقویت بنیان خانواده میاندیشد و با آن که خانوادههای محترم را به استادیوم راه نمیدهیم در شعارهای تماشاگران فهیم حضور معنوی اعضای خانواده فوتبالیستها و مربیان و داوران و هواداران تیم رقیب کاملا محسوس است از هر نظر!
اسماعیل امینی