English   مجله اینترنتی هفت‌سنگ

 درباره | سوالات | آگهی | تماس | RSS

هفت‌سنگ مجله‌ای اينترنتی است که از سال هشتاد و يک در حوزه‌های ادبی، هنری و اجتماعی منتشر می‌شود. [ادامه]


مطالب مندرج در هفت‌سنگ نظرات شخصي نويسندگان است و درج مطالب لزوما به معنای تاييد محتوای آنها نيست.


 نقل‌مطالب از هفت‌سنگ فقط با اطلاع و اجازه هفت‌سنگ و با ذکر نام‌هفت‌سنگ و نام‌نويسنده مجاز است.

 

- توقف فعالیت‌های گروه اینترنتی هفت سنگ
- بغضی به اندازه‌ی یک‌سال و حسرت سال‌های باقی‌مانده عمر
- به مناسبت قیصر؛ دوره می‌کنم تمام روزهای رفته تا همیشه را
- مرد اردیبهشتی
- به بهانه شمس و روزی که به نام اوست
- مشقت‌های عشق
- مَرد روزهای نوجوانی ‌ام...
- آن‌جا که پنچرگیری‌ها تمام می‌شوند
- آخرین دیدار با مرد قصه‌های خوب
- قصه‌ی من با قصه‌های خوب...
- چوب الف*
- یک نفر رفت
- پیری ملای مکتبی بود
- کتاب(!)
- غلام و زری!
- دعای خیر مادر
- کاریکلماتور
- دیوانه! کتاب، عینهو بینی نیست!
- پیشنهاد خرید هفت کتاب: رمان جهان
- علاقمندی‌های زیرزمینی!
- یک نفر تلفن همراه داشت
- کنکوری‌ها
- کاریکلماتور
- موضوع انشا: چگونه با ادب و با اخلاق باشیم
- ای جماعت پرید «مرغ سحر»!


 
 

  طنز


نخود آش حیا کن، تیم ملی را رها کن!

 

   

نظرات خوانندگان  (0)

 

  نويسنده: عبدالله مقدمی

 

del.icio.us

del.icio.us

Balatarin

ارسال به:

 

 تماس: moghaddamy07-at-yahoo.com

 
 
شروع لحظه خانه تکانی / زمان نقدهای آنچنانی / همه از خواب خوش بیدار گشتیم / ولی کی؟ آخر جام جهانی!
 

«سال نو مبارک» بنده که فقط همین را می‌توانم بگویم، احتمالاً بقیه 7سنگی‌ها هم چیز زیادی به این افاضه جلیله ما نمی‌توانند اضافه کنند و در نهایت نتیجه کار همین خواهد ماند که الان هست! به هر سال 1388 هم رسید و ...

- در خوابیم!

- علیک سلام سگ حسن دله! عید شما مبارک باشد. صد سال به این سال‌ها! باز هم شما نرسیده خودت را با سرعت 80 کیلومتر در ساعت پرتاب کردی داخل بحثی که اصلاً توی جریانش نیستی؟ چی را در خوابی؟ خواب کجا بود؟ اصلاً بیدارتر از این نمی‌شود، حالا درست است که بهار یک کم خواب آلودگی می‌آورد ولی چَپه‌مان که نمی‌تواند بکند!

- اولاً عید شما هم مبارک. ثانیاً در خوابیم داداش! در خوابیم و خودمان خبر نداریم! همان طور که سعدی در سال 50 گفته بود: ای که پنجاه رفت و در خوابی! حالا ما در سال 88 هم می‌رویم از عربستان دو تا دو تا می خوریم!

- چی؟ عربستان؟! چشمم روشن! به به! باز هم چند روز چشم من را دور دیدی رفتی سراغ سیاست؟ مرد حسابی! مگر تو به من قول نداده بودی توی تعطیلات عید جز در مورد آمادگی ازدواج عمه گرامیت که مرز نود را هم گذرانیده و خواب هم نیست، جز سخنرانی‌های خان عمویت در مورد علل انقراض نسل دایناسورها، جز به حرف‌های دایی علی‌ات در مورد هر چی گوش نکنی؟

- دایی علی که نبود، علی دایی بود! بعدش هم علی دایی و تیم ملی و عربستان چه ربطی دارند به سیاست؟ اگر می‌خواهی رجزخوانی‌های گزارشگر عرب را بعد از بازی برایم تعریف کنی که باید عرض کنم من عربی بلد نیستم، از این بشقاب‌های کفر هم ندارم ...

- خواهش می‌کنم بحث را ادامه نده برادر من! الان نخود آش هم پیدایش می‌شود . آن‌وقت جوان و جاهل، می‌نشینید و درباره ریشه‌های انتخاب سرمربی تیم ملی بحث می‌کنید، بعد در مورد علت اصلی آن باخت کذا، بعدش هم لابد می‌روید سراغ دلایل عزل جناب دایی و بعدش هم ...

- همسر قطبی پیغام داده فلانی عمراً بیاید، مگر اینکه با افشین چای بخورند و قرارداد مورد قبول بگذارند جلویش، والاّ همین الان هم از منچستر و چلسی و بارسلون و رئال و چند تا تیم بزرگ جهان پیشنهاد دارد و فقط به خاطر گل روی شما و عرق ملی و این جور چیزهاست که فرگوسن سر کارش مانده است!

- نخود آش! تو دیگر سکوت کن، در سیاست دخالت نکن، خجالت بکش، حیا کن، تیم ملی را رها کن!!


****

همین !

شروع لحظه خانه تکانی
زمان نقدهای آنچنانی
همه از خواب خوش بیدار گشتیم
ولی کی؟ آخر جام جهانی!

عبدالله مقدمی

 

 تاریخ انتشار:   April 17, 2009 11:19 PM



 

 
 

Powered by: MovableType | Developed by: 7sang.ir