یک: مزدوران ایرانی در عراق

در نقطه حدودن صفر مرزی یعنی درست وقتی که صد ِ ایران تمام و صفر ِ عراق آغاز میشود، بیلبوردی علم شده به چه بلندی و بزرگی!
رویش نوشته:
«مزدوران ایرانی در عراق
کسانی که نیروهای امنیتی عراق به دنبالشان هستند»
چیزی در مایههای وانتد انگلیسی ها!
از اسم ها که بگذریم و شماره تلفنی که داده شده، به نکته جالب و قابل توجهی میرسیم به نام آدرس پست الکترونیکی سازمان امنیت عراق، آن هم در یاهو!:
informationiraq@yahoo.com
دو: مردههای مشکوک

در نجف اشرف احتیاطات ایمنی به دلیل ناامن بودن عراق رعایت میشود، در حالی که برای ورود به حرم، زندهها را با لمس جیب و جاهای مشکوک بدن میگردند ولی مردهها را با دستگاه نمیدانم فلزیاب یا بمبیاب میگردند!
سه: رد پای احمدینژاد
اطراف قبرستان دارالسلام در نجف
ردپای احمدینژاد و سقاخانههایش که حرکت جالبی در تهران بود مشاهده میشود
چاهار: کله باچه؟!

به تابلوی کله پاچهفروشی دقت کنید و ببینید که چه بر سر ِ کله پاچه در زبان عربی آمده وقتی نه پ دارند نه چ!
باچه السایر!
پنج: دخیل یا درخت!

مردم به هر چیزی در عراق بوسه میزنند یا دخیل میبندند بی که دقت کنند چیست یا کجاست!
مثلن در وسط مسجد کوفه یک ستون سنگی که طبق توضیحات کاغذی که رویش چسبانده بودند ساعت آفتابی است و هیچگونه تقدسی ندارد مورد هجوم مردم برای بوسیدن و مالیدن پارچه های سبز برای تبرک بود!
عکسی که میبینید مربوط به نخلی گرفتار! در یک امامزاده در اطراف مسجد مقدس سهله است
شش: زلیخا در عراق

کارت ویزیتی مربوط به یک تاجر پارچه فروش در نجف، که با استفاده از چهره فوتوژنتیک! ِ کتایون ریاحی دست به تبلیغ تجارتخانه خود زده است!
هفت: چین در کربلا!

شرحی وجود ندارد!
چین جای تمام نقطهچینهای جهان را پر کرده است!
از این نوع فانوسهای بومی شده که در تکیهای در کربلا آویزان بودند بگذریم، در نجف هم نکته شگفتی دو شاخ بر سرم رویاند: مغازهدار میگفت دُرّ نجف ِچینی هم داریم ارزانتر است و درشتتر ...