English   مجله اینترنتی هفت‌سنگ

 درباره | سوالات | آگهی | تماس | RSS

هفت‌سنگ مجله‌ای اينترنتی است که از سال هشتاد و يک در حوزه‌های ادبی، هنری و اجتماعی منتشر می‌شود. [ادامه]


مطالب مندرج در هفت‌سنگ نظرات شخصي نويسندگان است و درج مطالب لزوما به معنای تاييد محتوای آنها نيست.


 نقل‌مطالب از هفت‌سنگ فقط با اطلاع و اجازه هفت‌سنگ و با ذکر نام‌هفت‌سنگ و نام‌نويسنده مجاز است.

 

- هیاهوی گنجشک‌ها در برف
- سریال‌های تاریخی و نقش خلاقیت
- «مُرده‌هایی چنین سرزنده!»
- تاریخی که با اخلاق ساخته شد
- سریال‌های تلویزیونی تاریخی
- هفتمین سال هفت سنگ
- «پارس بانو»، زیارتگاهی برای زرتشتیان
- فراخوان جایزه ادبی والس برای رمان‌های منتشر نشده
- به گمانم روز هفتم بهار بود
- شعر: ساعتی تنها شدم
- بامدادی چشم و چراغ وردپرس فارسی است
- کلاهم را برمی‌دارم، به نشانه‌ احترام
- بامدادی: هر کسی گاهی پایش می‌لغزد
- «بامدادی» من را با خودش کشاند
- با همین پرستوهایی که آمده‌اند، برمی‌گردیم!
- مثل ماه شدی...!
- سه ديدار با مردی كه از فراسوی باور ما آمد
- بار دیگر مردی که رفت...
- تذکره‌ی خوابگرد!
- یک گوشه‌ی پاک و پر نور
- چرا باید خوابگرد را خواند؟
- پدرخوانده‌ای که داخل «گیومه» اتفاق افتاد
- انتشار ویژه‌نامه معرفی برترین‌های رسانه‌ای سال ۸۶
- بررسی نشریات برگزیده ‌سال هشتاد و شش
- بررسی وب‌سایت‌های برگزیده ‌سال هشتاد و شش


 
 

  هفت برش از زندگی


به گمانم روز هفتم بهار بود

 

   

نظرات خوانندگان  (0)

 

  نويسنده: امیر اسماعیلی

 

del.icio.us

del.icio.us

Balatarin

ارسال به:

 

 تماس: info-at-7sang.ir

 
 
چند وقت پیش جوانی را دیدم که ترانه‌های ایرج را به یاد فردین می‌خواند و در سخنرانی فصیحی گرامی داشت 433ومین هفته درگذشت فردین را! جالب است روی سنگ قبر علی حاتمی می‌ایستند و برای فردین فاتحه می‌خوانند. سنگ قبری که روی آن نوشته: «آیین چراغ خاموشی نیست».
 
۱- به گمانم روز هفتم بهار بود ...

2- خوب که گوش می‌کردی، صدای مناجاتشان می‌آمد. نگاه کن چگونه دستهایشان را رو به آسمان گرفتند. الحمدالله رب العالمین. خدایا برای تمام داده‌ها و نداده‌هایت شکر...



۳- بریم؟



4- قطعه 88 بهشت‌زهرا. قطعه هنرمندان. هرکدام از آدم‌هایی که اینجا آرام گرفته‌اند، دنیایی داشته‌اند و خاطره‌ای. یک قبر اینجا هست که همیشه جماعت دور آن را گرفته‌اند و شاید پیدا نکنید ساعتی که خلوت باشد و گل و گلدانی و آلبوم عکسی روی قبر نباشد. محمد‌علی فردین. بازیگر سال‌های دور فیلم‌های فارسی و نائب قهرمان کشتی جهان. چند وقت پیش جوانی را دیدم که ترانه‌های ایرج را به یاد فردین می‌خواند و در سخنرانی فصیحی گرامی داشت 433ومین هفته درگذشت فردین را! جالب است روی سنگ قبر علی حاتمی می‌ایستند و برای فردین فاتحه می‌خوانند. سنگ قبری که روی آن نوشته: «آیین چراغ خاموشی نیست».



5- آن بالا تنها ایستاده بود. محکم. سبز. استوار. اطرافش خشک بود و بی آب و علف. پیش خودم گفتم شاید یک‌شب، صاحب‌نفسی و بلندمرتبه‌ای آن‌جا احیا گرفته و نماز خوانده است. شاید هم مزار عاشقی باشد که رسم عاشقی را خوب به جا آورده است. هرچه بود حسی عجیب داشت و دوست داشتنی. آن بالا ایستاده بود. تنها. محکم. سبز. استوار...



6- سفت ضریح را چسبیده بود و می‌گفت: «یا امامزاده! اگه مهرم به دلش بیفته و منو بخواد،‌ نذر می‌کنم که ببرمش زیارت آقام امام رضا. یک‌هفته هم آنجا بمونیم». خالص بود و بی‌ریا و عاشق... خدایا حاجت دلش را برآورده کن!



7- رجوع شود به بند آخر شرح عکس شماره ۶

 

 تاریخ انتشار:   August 1, 2008 2:32 AM



 

 
 

Powered by: MovableType | Developed by: 7sang.ir