|
|
به گمانم روز هفتم بهار بود |
|
 |
| |
|
|
|
|
|
|
|
 |
|
چند وقت پیش جوانی را دیدم که ترانههای ایرج را به یاد فردین میخواند و در سخنرانی فصیحی گرامی داشت 433ومین هفته درگذشت فردین را! جالب است روی سنگ قبر علی حاتمی میایستند و برای فردین فاتحه میخوانند. سنگ قبری که روی آن نوشته: «آیین چراغ خاموشی نیست».
|
|
 |
|
|
|
۱- به گمانم روز هفتم بهار بود ...
2- خوب که گوش میکردی، صدای مناجاتشان میآمد. نگاه کن چگونه دستهایشان را رو به آسمان گرفتند. الحمدالله رب العالمین. خدایا برای تمام دادهها و ندادههایت شکر...

۳- بریم؟

4- قطعه 88 بهشتزهرا. قطعه هنرمندان. هرکدام از آدمهایی که اینجا آرام گرفتهاند، دنیایی داشتهاند و خاطرهای. یک قبر اینجا هست که همیشه جماعت دور آن را گرفتهاند و شاید پیدا نکنید ساعتی که خلوت باشد و گل و گلدانی و آلبوم عکسی روی قبر نباشد. محمدعلی فردین. بازیگر سالهای دور فیلمهای فارسی و نائب قهرمان کشتی جهان. چند وقت پیش جوانی را دیدم که ترانههای ایرج را به یاد فردین میخواند و در سخنرانی فصیحی گرامی داشت 433ومین هفته درگذشت فردین را! جالب است روی سنگ قبر علی حاتمی میایستند و برای فردین فاتحه میخوانند. سنگ قبری که روی آن نوشته: «آیین چراغ خاموشی نیست».

5- آن بالا تنها ایستاده بود. محکم. سبز. استوار. اطرافش خشک بود و بی آب و علف. پیش خودم گفتم شاید یکشب، صاحبنفسی و بلندمرتبهای آنجا احیا گرفته و نماز خوانده است. شاید هم مزار عاشقی باشد که رسم عاشقی را خوب به جا آورده است. هرچه بود حسی عجیب داشت و دوست داشتنی. آن بالا ایستاده بود. تنها. محکم. سبز. استوار...

6- سفت ضریح را چسبیده بود و میگفت: «یا امامزاده! اگه مهرم به دلش بیفته و منو بخواد، نذر میکنم که ببرمش زیارت آقام امام رضا. یکهفته هم آنجا بمونیم». خالص بود و بیریا و عاشق... خدایا حاجت دلش را برآورده کن!

7- رجوع شود به بند آخر شرح عکس شماره ۶
|
|
|
|
|
تاریخ انتشار:
August 1, 2008 2:32 AM
|
|
|
|
|