English   مجله اینترنتی هفت‌سنگ

 درباره | سوالات | آگهی | تماس | RSS

هفت‌سنگ مجله‌ای اينترنتی است که از سال هشتاد و يک در حوزه‌های ادبی، هنری و اجتماعی منتشر می‌شود. [ادامه]


مطالب مندرج در هفت‌سنگ نظرات شخصي نويسندگان است و درج مطالب لزوما به معنای تاييد محتوای آنها نيست.


 نقل‌مطالب از هفت‌سنگ فقط با اطلاع و اجازه هفت‌سنگ و با ذکر نام‌هفت‌سنگ و نام‌نويسنده مجاز است.

 

- توقف فعالیت‌های گروه اینترنتی هفت سنگ
- بغضی به اندازه‌ی یک‌سال و حسرت سال‌های باقی‌مانده عمر
- به مناسبت قیصر؛ دوره می‌کنم تمام روزهای رفته تا همیشه را
- مرد اردیبهشتی
- به بهانه شمس و روزی که به نام اوست
- مشقت‌های عشق
- مَرد روزهای نوجوانی ‌ام...
- آن‌جا که پنچرگیری‌ها تمام می‌شوند
- آخرین دیدار با مرد قصه‌های خوب
- قصه‌ی من با قصه‌های خوب...
- چوب الف*
- یک نفر رفت
- پیری ملای مکتبی بود
- کتاب(!)
- غلام و زری!
- دعای خیر مادر
- کاریکلماتور
- دیوانه! کتاب، عینهو بینی نیست!
- پیشنهاد خرید هفت کتاب: رمان جهان
- علاقمندی‌های زیرزمینی!
- یک نفر تلفن همراه داشت
- کنکوری‌ها
- کاریکلماتور
- موضوع انشا: چگونه با ادب و با اخلاق باشیم
- ای جماعت پرید «مرغ سحر»!


 
 

  نگاه


چرا باید خوابگرد را خواند؟

 

   

نظرات خوانندگان  (0)

 

  نويسنده: جلال سمیعی

 

del.icio.us

del.icio.us

Balatarin

ارسال به:

 

 تماس: info-at-7sang.ir

 
 
خوابگرد مدت‌هاست در نقش یک دفتر شورای حل اختلاف، محل گردهمایی کتک‌کاری‌های اهل قلم است؛ با این یادآوری که معمولا خود پدربزرگ هم از مشت‌های پرتاب شده بی‌نصیب نمی‌ماند.
 

جلال سمیعی
نویسنده وبلاگ «و غیره»


باور کنید که از من به‌عنوان یک نویسنده‌ی یدکی خواسته‌اند که به‌جای آن بزرگ‌هایی که هفت‌سنگ را پیچانده‌اند (سید جان! من جایگزین مؤدبانه‌تری برای «پیچاندن» ندارم ـ نگارنده)، درباره‌ی خوابگرد یادداشت بنویسم. برخلاف اظهارنظر عاقلان درباره‌ی هر اثر ادبی و هنری، که عقلای مزبور سعی می‌کنند دست‌کم همان اول کار سراغ پدیدآورنده‌اش نروند و در یک نقد شیک و تازه یقه‌ی طرف را غیرمستقیم بگیرند، وب‌لاگ آن‌قدر شخصی‌ست که یقه‌ی نویسنده‌اش همان اول کار در دست‌های منتقد قرار می‌گیرد؛ اتفاقا در مملکت ما (چرا ما به‌جای «کشور»، می‌گوییم «مملکت»؟) این یقه‌گیری‌ها رایج‌تر از همه‌ی نقاط جهان است و درست به همین دلیل که من راحت نسخه‌ی همه‌ی جهان را می‌پیچم، اظهارنظر درباره‌ی هر چیزی در ایران آن‌قدر ساده و فوری اتفاق می‌افتد، که اگر کسی هم برای تفسیر یا نقد اثری، زبانم لال کمی مطالعه کند و جنبه‌های مختلف احتمالی موضوع را هم ببیند، یا به او می‌خندند و یا او را بالاخره به عوامل ماورایی یا عاطفی ـ فنی می‌چسبانند. دست‌های همه‌ی ما به‌اندازه‌ی کافی چسبناک هست.

¤

من خوابگرد را هم در دنیای مجازی و هم در دنیای واقعی چندسالی‌ست که می‌شناسم؛ وبلاگش را مدت‌ها پیش از دیدن خودش به‌عنوان یک منبع روزانه‌ی اخبار فرهنگی و ادبی می‌خواندم و با ورودم به رادیو فهمیدم که می‌شود او را دید و با او دست هم داد (در واقع به او دست هم زد) و حتی پشت‌سر کلی از اهالی فرهنگ غیبت کرد و آخرسر هم یک بیانیه‌ی سرپایی در محکومیت همه‌چیز صادر کرد. اگرچه سید رضا شکراللهی بارها در مذمت ابتذال و خاله‌بازی‌های وب‌لاگی در خانه‌ی مجازی خودش جوش آورده است، اما بررسی واقع‌بینانه‌ی مطالب وبلاگش نشان می‌دهد که بسیاری از پست‌های خود او، شروع یک خاله‌زنک‌بازی تازه در دنیای استریل اهالی ادب و هنر است. اگر شک دارید، آرشیو او را با هدف یافتن زد و خوردهای رسانه‌ای که بیشتر هم درباره‌ی جایزه‌های ادبی بوده‌اند، مرور کنید. خوابگرد مدت‌هاست در نقش یک دفتر شورای حل اختلاف، محل گردهمایی کتک‌کاری‌های اهل قلم است؛ با این یادآوری که معمولا خود پدربزرگ هم از مشت‌های پرتاب شده بی‌نصیب نمی‌ماند.

¤

گمان می‌کنم بهترین دلیل انتخاب خوابگرد برای بسیاری از وب‌لاگ‌نویس‌ها، آن هم به‌طور روزانه، این باشد که نویسنده‌ی این وب‌لاگ اخبار فرهنگی و هنری را اتفاقا بدون دخالت سلیقه‌ی خودش انتخاب می‌کند و همیشه چند دست‌چین تازه از وب‌لاگ‌هایی که کشف کرده است، در اختیار خوانندگانش می‌گذارد. پیشوایی او در عرضه‌ی یک نرم‌افزار و شیوه‌نامه‌ی نگارش فارسی، برای منی که کرم ویراستاری دارم، همیشه ارزشمند بوده است؛ این احترام ادیبانه‌ای که شکراللهی با تلاش‌هایش به خوانندگان خود تعارف می‌کند، آن‌ها را که بیشتر «علاقه‌مند ‌علاقه‌ها‌ی» خود او هستند، به خوابگرد معتاد می‌کند. بخشی از این اعتیاد حاصل ارتباط‌های گسترده‌ی او با اهالی فرهنگ است، که البته چندباری هم از خستگی ناله‌اش درآمده. فکر می‌کنم چندنفر از نویسندگان بیگانه با اینترنت را هم خود او به نت آلوده کرده باشد. سایت «هفتان» هم حاصل تجربه‌ها و نگاه کلان شکراللهی به اهالی قلم تحت ویندوز است؛ هفتانی که یقین دارم اگر خود او و ویراستارهای گم‌نامش بالای سر آن جولان ندهند، به دام روبوت‌هایی خواهد افتاد که به قصد قربت و با کوچکترین احتیاط واجبی، فیلتر می‌کنند‍!

¤

قرار نبود این یادداشت به محلی برای تمجید از خوابگرد تبدیل شود، اما شد؛ تصور می‌کنم روزی برسد که یک جایزه‌ی ادبی اینترنتی به‌نام خوابگرد تاسیس بشود و در اولین دوره هم خودش را تجلیل کنند تا بازنشسته شود. این بازنشستگی دست‌کم برای اعصاب او مفید خواهد بود.

 

 تاریخ انتشار:   June 13, 2008 3:09 AM



 

 
 

Powered by: MovableType | Developed by: 7sang.ir