تذکره‌ی خوابگرد!

جمعه، 24 خردادماه 1387

     

 
       
 

موضوع: نگاه

 

نويسنده: مهمان

   
     
داریوش محمدپور: خوابگرد فقط يک وبلاگ نيست. در همان نگاه اول می‌شود فهميد که جدای از آن حجره‌ای که برای حرف‌های دل‌اش و تعلق خاطر ادبی و داستانی‌اش فراهم کرده است، گوشه‌ای از زمينِ خانه‌اش را به دوستانِ هم‌فکرش سپرده است.
   

 

 

 

داریوش محمدپور
نویسنده وبلاگ «ملکوت»

وقتی اسمِ «خوابگرد» از ذهن‌ام می‌گذرد ياد چه می‌افتم؟ وقتی می‌خواستم اين يادداشت را برای هفت‌ سنگ بنويسم، اين اولين پرسشی بود که از خود پرسيدم. خوابگرد را اگر از دور ببينی چی‌ست و کی‌ست؟ خوابگردِ نزديک، يعنی سيد رضا شکراللهی، آدمی است، دوستی است، دردمندی است صادق و صريح. و البته صداقت و صميمیت‌اش، باعث قصور در اصول‌اش نيست. آشنايی با خوابگرد برای من از همان روزهای نخست وبلاگ‌نويسی آغاز شد که هر دو ميهمان ميزبان‌های وبلاگی عمومی بوديم. آن زمان حداقل من يکی زبانِ خودم را شايد نيافته بودم و اگر هم يافته بودم، چندان زبانی صيقل‌خورده و دارای هويتی مشخص نبود. اما رضا شکراللهی از همان آغاز راه‌اش را گويا مشخص کرده بود! خوابگردی که من شناخته‌ام، چه در وبلاگ، چه در روابط عادی انسانی، نويسنده‌ای است که دغدغه‌‌ی فرهنگ و ادبيات دارد، حتی گاهی به نحو آزاردهنده و فرساينده‌ای! اين‌که می‌گويم فرساينده، قَدْحِ او نيست؛ برای من که شايد اين اندازه وقت برای نقدِ ادبی و شناختن ادبياتِ داستانی نمی‌گذارم و اساساً فهمِ آن دنيا برای من کمی دشوار است، عجيب نیست اگر گاهی وارد دنيايی شوم که مثل آدم‌های گيج سراسيمه وسط جمله‌های‌اش اين سو و آن سو بدوم.

اما آن‌چه خوابگرد را برای من آشنا می‌کند و شناختنی، چيزی است فراتر از نقدِ ادبی و بررسی ادبياتِ‌ داستانی. يادداشت‌های وبلاگی شکراللهی، زبانی دارد صريح و بی‌پرده؛ و ادبياتی دارد استخوان‌دار و درست. خوابگرد در وبلاگستان فارسی، متری است معتبر. وقتی می‌گويم مترِ معتبر، البته معنای‌اش اين نيست که کسی بايد به او اقتدا کند و او پيشوای وبلاگ‌نويسی کسی شود. حاشا و کلا. حداقل کاری که خوابگرد برای وبلاگستان فارسی کرده است، سامان دادن به شيوه‌ی نگارش وبلاگی است. خوابگرد اگر نگويم تنها وبلاگ‌نويسی بوده است که به کارِ سامان دادنِ نگارش وبلاگی همت کرده است، بدون ترديد در شمارِ معدود وبلاگ‌نويسانی بوده است که کار نوشتن در پهنه‌ی وب و سر و شکلِ آن را جدی گرفته است. گواه‌اش همين آداب و آيینی که برای نوشتن در وب تهيه کرده است.

خوابگرد فقط يک وبلاگ نيست. در همان نگاه اول می‌شود فهميد که جدای از آن حجره‌ای که برای حرف‌های دل‌اش و تعلق خاطر ادبی و داستانی‌اش فراهم کرده است، گوشه‌ای از زمينِ خانه‌اش را به دوستانِ هم‌فکرش سپرده است. بخش‌هايی را هم اختصاص داده است به حوزه‌هايی که ظاهراً در رسانه‌های ديگر مجالی برای ظاهر شدن‌شان نيست. پنجره‌ی پشتی خوابگرد عمدتاً ميهمان محمد حسن شهسواری بوده است. کتابخانه‌ی خوابگرد هم هميشه مطالبی دندان‌گير برای اهل ادبيات و فرهنگ داشته است. می‌شود بگويم از این حيث شباهتی به دواتِ رضا قاسمی دارد؟ نمی‌دانم. هر چه هست، خوابگردِ خوانِ رنگينی است برای اهل ادبيات و فرهنگ.

از ديدِ من یک چيز هست که خوابگرد را امتيازی ويژه می‌دهد. مشی اجتماعی و سياسی خوابگرد، به نظر من، معتدل است و همين اعتدال و پرهيز از داوری‌ها تند و افراطی می‌تواند به بقای معنوی و فيزيکی آن کمک کند. اعتدال البته هرگز به معنای چشم‌پوشی از کژروی‌ها نيست. اعتدال يعنی پرهيز از فرو غلتيدن به موج‌های مقطعی سياسیِ چپ و راست. اعتدال يعنی اين‌که فرهنگ را به هيچ آيه و افسونی قربانی گرايش‌های سياسی مختلف و متعدد نکنی. فرهنگ بايد سربلند و آزاد باشد و فارغ از رنگِ تعلق.

خوابگرد خصيصه‌ای دیگر هم دارد که ظاهراً ممکن است بی‌اهميت به نظر برسد ولی مهم است. وبلاگِ هر آدمی از يک جهت به خودِ او شبيه است. آدمی که شلخته لباس می‌پوشد و به سر و وضع‌اش نمی‌رسد، هر چقدر هم که دانشمند و اهل فضل باشد، يک جای کارش می‌لنگد. وبلاگ‌نويسی که بهترين مطالب را در وبلاگ‌اش می‌آورد اما سر و شکل وبلاگ‌اش خواننده را از زندگی بيزار می‌کند، وبلاگ‌نويسی است بی‌قيد که به لذت بصری خواننده‌اش اهميتی نمی‌دهد. خوابگرد از همان روزهای نخستين دغدغه‌ی زيبا کردن وبلاگ‌اش را داشته است و البته اين کار، کاری است دشوار، طاقت‌فرسا و وقت‌گير. آدم بايد وبلاگ‌نويس حرفه‌ای باشد و در کارش سخت‌گير تا به اين جزييات اهميت بدهد.
می‌خواستم در آخر بگويم کاش خوابگرد بيشتر چيزهايی می‌نوشت که من از آن‌ها بيشتر سر در می‌آوردم! ديدم مگر همه‌ی چيزهايی که من می‌نويسم برای همه‌ی خوانندگان، خواندنی و قابل فهم است؟! هر چه هست، از نگاهِ من، خوابگرد و زوجِ فرهنگی ديگرش، هفتان، هر دو در شمارِ وزنه‌های مهم فرهنگی و ادبی فارسی‌زبانان در پهنه‌ی وب هستند. و اين سخن به پايان نمی‌رسد مگر اين‌که از همت بلند گرداننده‌ی خوابگرد برای اداره و تداوم هفتان سخنی به ميان آيد. باشد که خوانِ و خانه‌ی خوابگرد و هفتان هميشه به رونق باشد و بوستان‌اش دايم شکوفا و معطر.

 
 
 

 مطالب مرتبط

 
 

  ارسال نظرات














برای ديدن نظرات ديگران در مورد اين مطلب اينجا را کليک کنيد.

 
 

موسیقی زیر زمینی - بخش سوم: رپ

 

موسیقی زیر زمینی - بخش دوم: راک، متال و تلفیقی

 

موسیقی زیر زمینی - بخش اول: پاپ

 
 

سه ديدار با مردی كه از فراسوی باور ما آمد
بار دیگر مردی که رفت...
تذکره‌ی خوابگرد!
یک گوشه‌ی پاک و پر نور
چرا باید خوابگرد را خواند؟
پدرخوانده‌ای که داخل «گیومه» اتفاق افتاد
انتشار ویژه‌نامه معرفی برترین‌های رسانه‌ای سال ۸۶
بررسی نشریات برگزیده ‌سال هشتاد و شش
بررسی وب‌سایت‌های برگزیده ‌سال هشتاد و شش
بررسی برنامه‌های رادیویی برگزیده ‌سال هشتاد و شش
بررسی وبلاگ‌های برگزیده ‌سال هشتاد و شش
بررسی آلبوم‌های موسیقی برگزیده ‌سال هشتاد و شش
بررسی پادکست‌های برگزیده ‌سال هشتاد و شش
بررسی برنامه‌های تلویزیونی برگزیده ‌سال هشتاد و شش
برترين‌های رسانه‌ای سال ۸۶ انتخاب خواهند شد
پذیرش «رپ» به عنوان سبک موسیقی
گفتگو با عبدالجبار کاکایی، عضو سابق شورای ترانه وزارت ارشاد
بحر طویل؛ رپ ایرانی
طبقه‌بندی مفاهیم موسیقی «رپ» فارسی - ویرایش اول
از مفاهیم عرفانی تا داف فانتزی، نگاهی به ترانه‌های رپ فارسی

 
 

برترین‌های رسانه‌ای سال

 


جستجو :

هفت‌سنگ مجله‌ای اينترنتی است که از سال هشتاد و يک در حوزه‌های ادبی، هنری و اجتماعی منتشر می‌شود. [ادامه]

مطالب مندرج در هفت‌سنگ نظرات شخصي نويسندگان است و درج مطالب لزوما به معنای تاييد محتوای آنها نيست.

 نقل‌مطالب از هفت‌سنگ فقط با اطلاع و اجازه هفت‌سنگ و با ذکر نام‌هفت‌سنگ و نام‌نويسنده مجاز است.

 
 

© Copyright 2002-2007 7sang Persian E-zine