English   مجله اینترنتی هفت‌سنگ

 درباره | سوالات | آگهی | تماس | RSS

هفت‌سنگ مجله‌ای اينترنتی است که از سال هشتاد و يک در حوزه‌های ادبی، هنری و اجتماعی منتشر می‌شود. [ادامه]


مطالب مندرج در هفت‌سنگ نظرات شخصي نويسندگان است و درج مطالب لزوما به معنای تاييد محتوای آنها نيست.


 نقل‌مطالب از هفت‌سنگ فقط با اطلاع و اجازه هفت‌سنگ و با ذکر نام‌هفت‌سنگ و نام‌نويسنده مجاز است.

 

- هیاهوی گنجشک‌ها در برف
- سریال‌های تاریخی و نقش خلاقیت
- «مُرده‌هایی چنین سرزنده!»
- تاریخی که با اخلاق ساخته شد
- سریال‌های تلویزیونی تاریخی
- هفتمین سال هفت سنگ
- «پارس بانو»، زیارتگاهی برای زرتشتیان
- فراخوان جایزه ادبی والس برای رمان‌های منتشر نشده
- به گمانم روز هفتم بهار بود
- شعر: ساعتی تنها شدم
- بامدادی چشم و چراغ وردپرس فارسی است
- کلاهم را برمی‌دارم، به نشانه‌ احترام
- بامدادی: هر کسی گاهی پایش می‌لغزد
- «بامدادی» من را با خودش کشاند
- با همین پرستوهایی که آمده‌اند، برمی‌گردیم!
- مثل ماه شدی...!
- سه ديدار با مردی كه از فراسوی باور ما آمد
- بار دیگر مردی که رفت...
- تذکره‌ی خوابگرد!
- یک گوشه‌ی پاک و پر نور
- چرا باید خوابگرد را خواند؟
- پدرخوانده‌ای که داخل «گیومه» اتفاق افتاد
- انتشار ویژه‌نامه معرفی برترین‌های رسانه‌ای سال ۸۶
- بررسی نشریات برگزیده ‌سال هشتاد و شش
- بررسی وب‌سایت‌های برگزیده ‌سال هشتاد و شش


 
 

  شعر


با همین پرستوهایی که آمده‌اند، برمی‌گردیم!

 

   

نظرات خوانندگان  (1)

 

  نويسنده: عباس حسین‌نژاد

 

del.icio.us

del.icio.us

Balatarin

ارسال به:

 

 تماس: ahoseinnejad-at-gmail.com

 
 
کسی نمی‌آید... / کسی نمی‌آید از این نزدیکی‌ها / که دیگر این چشم‌ها / به دوردست دراز نشوند
 

کسی نمی‌آید...
کسی نمی‌آید از این نزدیکی‌ها
که دیگر این چشم‌ها
به دوردست دراز نشوند

کسی شبیه این کاج ِ جوان
این پنجره‌ی پرنور
این صبح بارانی


شبیه ِ قلمی که روی میز است


کسی نمی‌آید
کسی که مثل این رگ‌های متورم
خون بجوشد در خود
گرم باشد مثل تن این ِ فنچ‌ها


یا مثل برگ ساده باشد
کسی که در نوع خودش بی‌نظیر باشد


کسی نمی‌آید
شبیه کارت تبریک‌های عید
که نوشته‌شده باشد: به جان مادرم تند تند نوشتم


کسی که اتصال بدهد
گنگی نماز صبح را به رخوت عشا


کسی که تا دلت تنگ شد
آدرسی باشد که بروی و بنشینی
برابر سفره‌ای پهن


کسی که پرده را کنار بزند
و نور توزیع کند
برای ملحفه‌های چروک
برای خمیازه
و نیمه‌عریانی ِ پاهای عابران شب


کسی نمی‌آید


آخر کسی نمی‌آید که مثل موسیقی ِ دریاش
در حنجره باشد
یا صدای تبری که می‌خورد به درخت
و کوبش ِ دارکوب ِ جستجوگر کرم بر بلندای توسکا


با همین پرستوهایی که آمده‌اند
برمی‌گردیم
خانه‌مان را به دوش می‌گیریم
و برمی‌گردیم

 

 تاریخ انتشار:   June 13, 2008 3:19 AM


1 Comment

salam abas moshtaghe didar akseto didam hanuz shbihe shahida hasti soraghi az ma begir javad saadat man moharajeye sabegh

Leave a comment


 

 
 

Powered by: MovableType | Developed by: 7sang.ir