من کیام؟
خواننده: گروه ۱۲۷
................ هنر پوشیدهام
ته گرفتم بس که در دیگ هنر جوشیدهام
در تئاتر روی حوضی و تماشاخانهها
خرده نقشی داشتم، صحنههایی دیدهام
نقش یوسف را گهی، نقش فرهاد را گهی
جامه سلطان و شبان بر روی سن پوشیدهام
کارگردانی کردم، داستانها ساختهام
... کردم، زمانی هم گریمور بودهام
من کیام؟ من چیام؟ اون کیه؟ این چیه؟
من کیام؟ من چیام؟ اون کیه؟ این چیه؟
مدتی، مدتی،
مدتی خواننده گشتم در میان اهل دل
سوز دل را بر زبان آورده و نالیدهام
من نواختم جاز و تنبک، ضرب و تمپو میزدم
هر که سازی زد برایم، من واسش رقصیدهام
توی هر شهری روان گشتم به سیاری و شب
با دگر نقشافرینان روی سن خوابیدهام
اندر این کار صرف کردم کل عمر خویش
گاه خندان و گهی ....
من کیام؟ من چیام؟ اون کیه؟ این چیه؟
من کیام؟ من چیام؟ اون کیه؟ این چیه؟
عاقبت، عاقبت،
عاقبت سودای نشر یک کاست زد بر سرم
لاجرم سوی، آنجا روان گردیدهام
دست رد بر سینهام کوبیدن و رد کردنم
بس اهانتها شنیدهم، سالها رنجیدهام
من که دلقک نیستم ای عاشان اهل دل
من بر این شوریدگی سالهت بالیدهام
بود عمر من از اول تا به آخر رو هوا
سالها چون کرم دور خود پیچیدهام
بارالاها هر که با هر کار ما بد تا کنه
پاش بچسبه روی این زیلو که روش خوابیدهام
چون قدر زحمت ما را نمیدانم کسی
عاقبت فرهنگ و کانون هنر ....
من کیام؟ من چیام؟ اون کیه؟ این چیه؟
من کیام؟ من چیام؟ اون کیه؟ این چیه؟
هو ام آی؟ من کیام؟