English   مجله اینترنتی هفت‌سنگ

 درباره | سوالات | آگهی | تماس | RSS

هفت‌سنگ مجله‌ای اينترنتی است که از سال هشتاد و يک در حوزه‌های ادبی، هنری و اجتماعی منتشر می‌شود. [ادامه]


مطالب مندرج در هفت‌سنگ نظرات شخصي نويسندگان است و درج مطالب لزوما به معنای تاييد محتوای آنها نيست.


 نقل‌مطالب از هفت‌سنگ فقط با اطلاع و اجازه هفت‌سنگ و با ذکر نام‌هفت‌سنگ و نام‌نويسنده مجاز است.

 

- هیاهوی گنجشک‌ها در برف
- سریال‌های تاریخی و نقش خلاقیت
- «مُرده‌هایی چنین سرزنده!»
- تاریخی که با اخلاق ساخته شد
- سریال‌های تلویزیونی تاریخی
- هفتمین سال هفت سنگ
- «پارس بانو»، زیارتگاهی برای زرتشتیان
- فراخوان جایزه ادبی والس برای رمان‌های منتشر نشده
- به گمانم روز هفتم بهار بود
- شعر: ساعتی تنها شدم
- بامدادی چشم و چراغ وردپرس فارسی است
- کلاهم را برمی‌دارم، به نشانه‌ احترام
- بامدادی: هر کسی گاهی پایش می‌لغزد
- «بامدادی» من را با خودش کشاند
- با همین پرستوهایی که آمده‌اند، برمی‌گردیم!
- مثل ماه شدی...!
- سه ديدار با مردی كه از فراسوی باور ما آمد
- بار دیگر مردی که رفت...
- تذکره‌ی خوابگرد!
- یک گوشه‌ی پاک و پر نور
- چرا باید خوابگرد را خواند؟
- پدرخوانده‌ای که داخل «گیومه» اتفاق افتاد
- انتشار ویژه‌نامه معرفی برترین‌های رسانه‌ای سال ۸۶
- بررسی نشریات برگزیده ‌سال هشتاد و شش
- بررسی وب‌سایت‌های برگزیده ‌سال هشتاد و شش


 
 

  موسیقی زیرزمینی


روایتی چندپاره از زیرزمین‌ها

 

   

نظرات خوانندگان  (0)

 

  نويسنده: میثم یوسفی

 

del.icio.us

del.icio.us

Balatarin

ارسال به:

 

 تماس: info-at-7sang.ir

 
 
دو سال اخیر برای من سال‌های امید بودند. محسن نامجو، آبجیز، کیوسک و حتی بعضی از صداهایی که در بین صداهای آزاردهنده و ضعیفی که به عنوان موسیقی رپ می‌شنویم ما را نسبت به آینده موسیقی باکلام ایران امیدوارتر می‌کند. گرچه تقریبا همه‌ این‌ها به‌جز آلبوم "ترنج" محسن نامجو که آن هم مجوز ارشاد ندارد، زیرزمینی‌اند. ولی قبل از این هم صداهایی از این دست در موسیقی ‌ما بوده است که تعداد انگشت‌شماری مثل "اوهام" توانسته‌اند در ذائقه‌ افرادی که به صورت جدی موسیقی را پیگیری می‌کنند تاثیرگذار باشند. حالا در طی یکی دو سال اخیر این ‌همه اتفاق را حتی با عنوان "زیرزمینی" باید مثبت شمرد. مگر نه این‌که "نازی نازی نازگل من" یا "تف به مرامت عوضی" هم زیرزمینی‌ا‌ست یا همه صداهایی که از خارج از ایران شنیده می‌شوند غیرمجاز، ولی به واقع این کجا و آن کجا؟!
 

اولین زیرزمین
شاید به‌خاطر علاقه‌ام به "زیر زمین" امیر کوستوریتسا ناخودآگاه از مرور این‌ کلمه به یاد آدم‌های محصور در آن زیرزمین می‌افتم. اما حقیقت‌اش قبل از این که این فیلم را ببینم، زیرزمین برای من خلاصه می‌شد در زیرزمینی که روزهای بمباران را در شهر کوچک‌مان، از ترس هواپیماهای دیکتاتور مرده به آن پناه می‌بردیم. تصویرهای گنگی که تنها با هفت‌تیر کودکی‌ام که رو به آسمان نشانه می‌رفت در ذهنم تداعی می‌شود، که فکر می‌کردم کودکانه هم باید جنگید.

روایتی از یک زیرزمین
چند روز پیش بود که دوست خوب آهنگ‌سازم، داریوش تقی‌پور از زیرزمینی می‌گفت که خیلی از بچه‌های امروز موسیقی در سال‌هایی که به اوایل دهه‌ هفتاد می‌خورد آن‌جا گرد هم می‌آمدند تا بتوانند "صدا" تولید کنند. لابد صدا همان هف‌تیر کودکی من بود.

جشنواره‌ای در زیرزمین
آرش سبحانی می‌گوید: " من با شهروز مولایی و رامین بهنا در گروه زیرزمینی «تاتار 2» همكاری داشتیم،‏ 16 ساله بودیم و تا 20 سالگی درگیر ساخت و ضبط چهار آلبوم با این گروه بودیم كه البته كلام فارسی نبود. بعد از آن با شهروز و رامین گروه «اسم شب» را شروع كردیم كه هومن جاوید هم به ما اضافه شد،‏ ولی ارشاد به ما اجازه‌ استفاده از نام «اسم شب» را نداد و ما مجبور شدیم با نام «راز شب» فعالیت كنیم كه نتیجه‌اش دو آلبوم موسیقی بود." و من فکر می‌کنم این زیرزمین‌ها با زیرزمین کودکی من فرق دارند یا نه؟!

تنبلی در زیرزمینی
قرار است در مورد موسیقی راک زیرزمینی بنویسم و وقت زیادی هم ندارم، یعنی تقصیر خودم است که فکر می‌کردم فرصت زیادی خواهم داشت و زمانی برای مطالعه و تحقیق نگذاشتم تا یک یادداشت به درد بخور تحویل دهم، حالا تازه فهمیده‌ام تا فردا ظهر وقت دارم و از من خواهش شده که سعی کنم حتما چیزی بنویسم!

راک زیرزمینی
یاد "اوهام" می‌افتم که از جدی‌ترین و شاید جدی‌ترین اتفاق زیرزمینی سال‌های گذشته بود. دوستان زیادی هم دارم که کارهای خودشان را با گیتار می‌زنند و چه کارهایی هم دارند، ولی فکر می‌کنند اگر قرار است زیرزمینی باشند بهتر است نباشند، پس فعلا دوست ندارند آلبومی منتشر کنند. یاد "کاوه یغمایی" می‌افتم که او هم یک‌جورهایی غیرمجاز بود و زیر سبیلی مجوز می‌گرفت، ولی خیلی‌ از راک‌بازهای حرفه‌ای همیشه می‌گویند کاوه "راک نیست" و من هم حرفی ندارم بزنم. اصلا مگر مهم است که چه کسی راک است یا نیست؟! فقط صدای غیر متعارف ممنوع است و زیرزمینی! این مهم است!

کاوه و زیرزمین
گفت‌وگویی با کاوه یغمایی داشتم که در مورد موسیقی زیرزمینی حرف‌های جالبی زده بود: "این موسیقی تنها حرکت موسیقی ایرانی در چارچوب‌ها و استانداردهای امروزی‌ا‌ست. البته این حرکت قبل از انقلاب شروع شده بود و به موازات موسیقی پاپ آن‌روز گروه‌ها و موزیسین‌ها معتبری مثل گروه دوستان (Friends) ، اعجوبه‌ها و ... در مکان‌هایی مثل German Club اجراهای بی‌نظیری داشتند. ولی در آن زمان هم وزارت فرهنگ توجه زیادی به این حرکت خودجوش هنری نمی‌کرد. این حرکت بعد از جنگ ایران و عراق مجددا فعال شد و در نهایت گروه‌هایی مثل اوهام، 127، پیکولو، راز شب، مین و ... شکل گرفتند. استعدادهای بی‌شماری که دیگر در موسیقی امروز ایران از آن‌ها اثر و نشانی نیست بسیارند. موسیقی موسوم به زیرزمینی موسیقی آینده ایران است و همگان باید این حقیقت بزرگ را بدون چون و چرا قبول کنند."

چیزهای زیرزمینی
دو سال اخیر برای من سال‌های امید بودند. محسن نامجو، آبجیز، کیوسک و حتی بعضی از صداهایی که در بین صداهای آزاردهنده و ضعیفی که به عنوان موسیقی رپ می‌شنویم ما را نسبت به آینده موسیقی باکلام ایران امیدوارتر می‌کند. گرچه تقریبا همه‌ این‌ها به‌جز آلبوم "ترنج" محسن نامجو که آن هم مجوز ارشاد ندارد، زیرزمینی‌اند. ولی قبل از این هم صداهایی از این دست در موسیقی ‌ما بوده است که تعداد انگشت‌شماری مثل "اوهام" توانسته‌اند در ذائقه‌ افرادی که به صورت جدی موسیقی را پیگیری می‌کنند تاثیرگذار باشند. حالا در طی یکی دو سال اخیر این ‌همه اتفاق را حتی با عنوان "زیرزمینی" باید مثبت شمرد. مگر نه این‌که "نازی نازی نازگل من" یا "تف به مرامت عوضی" هم زیرزمینی‌ا‌ست یا همه صداهایی که از خارج از ایران شنیده می‌شوند غیرمجاز، ولی به واقع این کجا و آن کجا؟!

تفاوت زیرزمینی
می‌گویم مگر فرقی می‌کند راک باشد، پاپ باشد یا ...؟ روی زمین باشد یا زیر زمین؟ مهم این است که یکی حرفی می‌زند که دوست داری و یکی دیگر بلد نیست یا نمی‌زند. اصلا بحث این‌که کدام ‌یکی فضیلت‌مند‌تر است را هم نمی‌کنم. من "نازی نازی ناز گل من"‌ را وقتی قرار است فکر نکنم و خوشحال باشم دوست خواهم داشت. ولی چون اکثر اوقات سعی به فکر کردن دارم "یک روز به شیدایی در زلف تو آویزم" را لذت‌بخش‌تر می‌یابم و با "یکی می‌بره، یکی‌ می‌خوره، من و تو چیکاره‌ایم؟! - شما روتو کن اونور داداش، به شما اصلا مربوط نیست" کیفور می‌شود و از موسیقی "آبجی‌ها" خوشحال‌تر.

تجربه‌های زیرزمینی
تجربه‌هایی که آرش سبحانی و کیوسک در ترانه می‌کنند را دوست دارم، حالا اگر دوستی هم بگوید تو مشکل داری که از "کلنگی قابل سکونت" لذت می‌بری و می‌گویی آرزو داشتی آن را گفته باشی ناراحت نمی‌شوم. من عقیده‌ام را گفتم و او نظرش را. تجربه‌های محسن نامجو را دوست دارم، حتی اگر دوستانی که یک‌بار هم به طور دقیق آهنگ‌هایش را گوش نکرده‌اند آن را پس بزنند یا عده‌ای از تب روشنفکری "نامجو پرست" شوند. به آرش و محسن گفته‌ام که کاش کمی دقیق‌تر و تمیزتر ترانه می‌گفتند و تالیفات کم‌نقص‌تری را عرضه می‌کردند که این حرف‌ها هم نباشد، اما مگر این حرف‌ها اهمیتی دارند؟! مهم این است که هردویشان می‌فهمند چه کار می‌کنند و کلام هم فقط ابزرای‌ا‌ست برای تجربه‌هایشان.

جنگ زیرزمینی
دوست داشتم یک یادداشت درس و حسابی در مورد موسیقی زیرزمینی بنویسم ولی فرصت و حوصله‌اش نیست. اما می‌خواهم بگویم که از "زیرزمین" انسان‌های بازی خورده یا به بازی گرفته نشده‌ فیلم امیر کوستوریتسا را به‌خاطر می‌آورم یا ترس کودکی‌هایم را. هردوی آن‌ها وقتی بود که دشمنی وجود داشت و جنگی. حالا جز این‌که فکر کنیم این‌ها دشمنند و نباید بازی کنند دلیل دیگری برای "زیرزمینی" بودنشان نخواهیم داشت. که هنر دشمن ندارد. جنگ ندارد. زیرزمین ندارد. خلاص!!

میثم یوسفی

 

 تاریخ انتشار:   December 14, 2007 8:58 PM



 

 
 

Powered by: MovableType | Developed by: 7sang.ir