English   مجله اینترنتی هفت‌سنگ

 درباره | سوالات | آگهی | تماس | RSS

هفت‌سنگ مجله‌ای اينترنتی است که از سال هشتاد و يک در حوزه‌های ادبی، هنری و اجتماعی منتشر می‌شود. [ادامه]


مطالب مندرج در هفت‌سنگ نظرات شخصي نويسندگان است و درج مطالب لزوما به معنای تاييد محتوای آنها نيست.


 نقل‌مطالب از هفت‌سنگ فقط با اطلاع و اجازه هفت‌سنگ و با ذکر نام‌هفت‌سنگ و نام‌نويسنده مجاز است.

 

- توقف فعالیت‌های گروه اینترنتی هفت سنگ
- بغضی به اندازه‌ی یک‌سال و حسرت سال‌های باقی‌مانده عمر
- به مناسبت قیصر؛ دوره می‌کنم تمام روزهای رفته تا همیشه را
- مرد اردیبهشتی
- به بهانه شمس و روزی که به نام اوست
- مشقت‌های عشق
- مَرد روزهای نوجوانی ‌ام...
- آن‌جا که پنچرگیری‌ها تمام می‌شوند
- آخرین دیدار با مرد قصه‌های خوب
- قصه‌ی من با قصه‌های خوب...
- چوب الف*
- یک نفر رفت
- پیری ملای مکتبی بود
- کتاب(!)
- غلام و زری!
- دعای خیر مادر
- کاریکلماتور
- دیوانه! کتاب، عینهو بینی نیست!
- پیشنهاد خرید هفت کتاب: رمان جهان
- علاقمندی‌های زیرزمینی!
- یک نفر تلفن همراه داشت
- کنکوری‌ها
- کاریکلماتور
- موضوع انشا: چگونه با ادب و با اخلاق باشیم
- ای جماعت پرید «مرغ سحر»!


 
 

  ویژه‌نامه‌ی موسیقی زیرزمینی


نگاهی به ترانه‌های گروه موسیقی کیوسک

 

   

نظرات خوانندگان  (1)

 

  نويسنده: امیر اسماعیلی

 

del.icio.us

del.icio.us

Balatarin

ارسال به:

 

 تماس: info-at-7sang.ir

 
 
ترانه‌های تولید شده کیوسک نشان دهنده سرخوردگی و خستگی قشر مرفه و یا حداقل متوسط رو به بالای جامعه است. ترانه آدم معمولی به خوبی این خستگی را نشان می‌دهد. ریشه یابی این فرآیند به تغیر و تحولات سبک‌های زندگی‌های امروز متوجه می‌شود. آدم‌های طماع که قانع شدن برایشان در حکم آرزویی محال درآمده است. هرچه می‌دوند کمتر می‌رسند و می‌ایستند و دستی در موهای خود می‌کنند و به تمام ناکامی‌ها و نرسیدن‌ها فکر می‌کنند.
 
نگاهی به ترانه‌های گروه موسیقی کیوسک

بهترین شغل دنیا داشتن ددی(پدر) پولداره

«یک داستان طولانی دارد. یک آدمی بود که از ما خیلی مسن تر بود و بعضی شبها جمع می شدیم و با همدیگر موزیک می زدیم. این آدم یک آهنگی می خواند که توی آن می گفت: نجات غریقم/ داخل کیوسکم . یا یک چیزهایی این جوری می گفت. این داخل کیوسک و نجات غریق خیلی برای ما جالب بود. بعد ما یک زیرزمینی درست کردیم توی تهران. یک جایی بود که کرایه اش کرده بودیم و می رفتیم آنجا و موزیک می زدیم فقط. آنجا الکی الکی اسمش شد کیوسک. واقعا هم یادم نمی آید چه کسی اولین بار این عبارت را بکار برد،‌. ما اصلا دنبال این بودیم که کار و زندگی را تعطیل کنیم و زودتر برویم توی آن کیوسک که آدمای جدید بیایند موزیک بزنند، ساز بزنند و ما هم بشنویم یا ما بزنیم. بعد خرد خرد توی بحر این مفهوم کیوسک که رفتم، دیدم نجات غریق هایی را که توی شمال، این کیوسک ها را با حصیر درست می کنند، دیدم اصلا برای آنها هم این کیوسک ها اینجوری است. یعنی می روند کنار ساحل می ایستند و آن کیوسک هم یکجورهایی فضای مقدسی است. خلاصه به یاد آن داستان و به یاد آن آرامشی که ما توى آن پیدا می کردیم، این اسم را انتخاب كردیم.»


روایت بالا داستان تشکیل شدن گروه موسیقی کیوسک از زبان آرش سبحانی، سرپرست و خواننده گروه کیوسک است. این گروه از زمان جدی شدن فعالیت خود تا به حال دو آلبوم موسیقی تحت عناوین «آدم معمولی» و «عشق سرعت» را تولید کرده است که با استقبال خوبی هم مواجه شده است.آلبوم آدم معمولی در سبک راک تولید شد و عشق سرعت نیز ادامه دهنده همان مسیر بود با کمی ترکیبات تازه‌تر!

ترانه‌های آلبوم آدم معمولی دارای مضامین انتقادی-اجتماعی است که هماهنگی مناسبی بین متن ترانه و موسیقی در آن ارائه شده است. آلبوم عشق سرعت که کمتر از یک سال پیش ارائه شده تا به حال فروش موفقی داشته است و در رده اول رنکیگ فروش سایت cd baby قرار گرفته است.(دایره المعارف ویکی پدیا)

ترانه‌های تولید شده کیوسک نشان دهنده سرخوردگی و خستگی قشر مرفه و یا حداقل متوسط رو به بالای جامعه است. ترانه آدم معمولی به خوبی این خستگی را نشان می‌دهد: « نمی خام عاشق بشم اگه آخرش جداییه... نمی‌خوام پولدار باشم اگه قیمتش رهاییه ... .نمی‌خوام زندگیمو به پای شهرت بریزم.... دوست دارم خودم باشم یه آدم معمولی» ریشه یابی این فرآیند به تغیر و تحولات سبک‌های زندگی‌های امروز متوجه می‌شود. آدم‌های طماع که قانع شدن برایشان در حکم آرزویی محال درآمده است. هرچه می‌دوند کمتر می‌رسند و می‌ایستند و دستی در موهای خود می‌کنند و به تمام ناکامی‌ها و نرسیدن‌ها فکر می‌کنند.

کیوسک به خوبی به این مهم دست یافته است که مخاطب منتظر شنیدن بیان تازه‌ای هستند. تا کمی از استرس زندگی مدرن آنها کاسته شود. ترانه « تقصیر من بود» که برعکس جریان تمام پدیده‌های فردی جامعه که بر فرافکنی اصرار دارد و تقصیر را بر گردن دیگری انداختن! می‌آید و تمام وقایع و قصورات و نقصان‌ها را برعهده می‌گیرد: « اگه بحران آب بود....اگه جاده ها باریکن، کوچه ها تاریکن....اگه بود بحران بیکاری....بحران هویت.... حذف تیم ملی با بازی احساسی...آلودگی های زیست محیطی... سقوط هواپیما... بالا رفتن نرخ تورم... تقصیر من بود! تقصیر من بود!»

کیوسک که به عقیده عده‌ای با خروج از کشور و تولید آهنگ‌ها و آلبوم ها در کانادا دیگر به روی زمین آمدند، هنوز قواعد زیرزمینی خود را دارد. بیشتر آهنگ‌ها در عین تقبیح زندگی روزمره و عادت‌های بی حاصل؛ خواسته یا ناخواسته به نوعی تکرارکننده و تبلیغ همان مدل از زندگی است. ترجیح بند ترانه زوربای ملایری این است: « بهترین شغل دنیا داشتن ددی(پدر) پولداره...»

مضمون‌های مورد اشاره در ترانه‌های کیوسک نگاه‌هایی اجتماعی - سیاسی و فرهنگی از شرایط زیستی- شهری جامعه ارایه می‌دهند، مفهوم‌های مدی که با شکل‌گیری ادبیات جامعه مدنی تبدیل به فرهنگ گفتمانی و غالب گروه‌های روشنفکر و جریانات متفاوت از نیازهای اصلی و مورد تقاضای جامعه شد. کیوسک نیز همین راه را تاکنون پیموده است. زبان لخت انتقاد با طرح‌هایی کاملا «رو» و قابل مصداق، خصوصیت بارز این گروه است. ایهام مورد استفاده در ترانه‌های کیوسک همگی ایهام‌هایی نزدیک هستند که مخاطب ترانه‌ها را خیلی سریع به مقصود مورد اشاره، راهنمایی می‌کند. در ترانه روزمرگی این مساله نمود بارز دارد: « خوشبختی یعنی یه مرد خیکی، حساب بانکی، ماشین مشکی... ازدواج شکل یه زن چاقه، دستپخت عالی، جهیزیه کامل... خانواده یعنی چندتا بچه لوس، آخرهفته جاده چالوس... عشق یعنی دختر شریک بابا، عروسی که کردی بیا سهمتو بردار...» این مصداق‌های رو، گاهی در ترانه‌های این گروه به شوری می‌زند.

ایده جالب این گروه تعریف داستان دایی جان ناپلئون اثر ایرج پزشک‌زاد در قالب ترانه‌ای به اسم «عمو اسدالله» است. کتابی 300صفحه‌ای در یک ترانه. «سه ربع کم بعدظهر سیزده مرداده.... عاشق شدی رفت عشق ترو به باد داده... همه خوابیدن دایی جون تو باغه....کی این دیوار رو کثیف کرده اینا چیه رو دیواره...»

گروه کیوسک در امتداد همان قواعد زیرزمینی که در بعضی از شاخه‌هایش، حرف‌های غیر اخلاقی نیز به راحتی بیان می‌شود، می‌آید و در ترانه «بی تربیت» شیوه‌ای خاص به کار می‌گیرد و با اتنخاب کلمه‌های هم قافیه از گفتن مستقیم آن کلمه‌ها خودداری می‌کند اما مخاطب را وادار به بیان می‌کند که شنونده حتی برای تعیین درجه هوش خود نیز کلمه‌های مورد نظر ترانه را ادا می‌کند و در ترانه همراه می‌شود: « می‌گی از جنگ و کشاکش، می‌گی از حریق نفتکش.... مجری آخبار و گزارش، یه آدم دروغگوی {...}»

به نظر می‌رسد با توجه به خروج این گروه از ایران، صراحت ترانه‌های تولید شده توسط این گروه شکل بیشتری به خود بگیرد که شاید بر شوری‌اش نیز افزوده شود. به هرشکل بودن در یک محیط شناخت و معرفت بیشتری را حاصل می‌کند تا خارج از آن محیط بودن و کسب اطلاع غیر مستقیم جهت به روز بودن ترانه‌های تولیدی.

 

 تاریخ انتشار:   December 14, 2007 10:05 PM


1 Comment

باسلام
درباره گروه کیوسک نقدجالبی کردید


 

 
 

Powered by: MovableType | Developed by: 7sang.ir