پایههای اصلی گروه آجیز (Abjeez) دو آبجی (خواهر) ایرانی هستند که سالهاست خارج از کشور زندگی میکنند. گروه آبجیز هفت نفره است؛ صفورا صفوی، خواهر کوچکتر گیتار میزند، میخواند و آهنگسازی میکند، ملودی صفوی، خواهر بزرگتر ترانهسرایی و خوانندگی میکند، صوفی صفوی برادر صفورا و ملودی صدابراداری و امور فنی گروه را به عهده دارد، جوان، اردلان، رامین و پهلوان دیگر اعضای گروه هستند که نوازندگی سازهای مختلف را به عهده دارند.
در مورد سبک موسیقی گروه، آنها را در گونههای رگه و راک، راک- پاپ دستهبندی کردهاند. هر چند که خواهران آبجیز خود در گفتگوهایشان سبک کار گروه را پاپ جهانی (World Pop) معرفی میکنند. در مجموع کارهای آبجیز به آنچه اینروزها در ایران «موسیقی تلفیقی» شناخته میشود نزدیکتر است.
از آبجیز دو آلبوم «همه» و «بابات کیه؟» منتشر شده است. تاکید اصلی ترانههای آبجیز بر موضوع تضاد بین سنت و مدرنیسم است. همین نگاه در وب سایت گروه و ویدئوکلیپهای آنها هم امتداد پیدا کرده. در طراحی وبسایت گروه از لباسها، المانهای و نشانههای سنتی مربوط به دوران قاجار استفاده شده. این فضا در ویدئوکلیپ «ادعا» هم تکرار شده و در آنجا آبجیها و بقیه اعضای گروه با لباسهای زنان و مردان دوره قاجار ظاهر میشوند.
«گریه مرد»، «برگرد»، «باراپ باراپ»، «خواستگاری»، «چرا؟»، «میتونستم»، «من با تو هستم»، «دموکراسی»، «آینه»، «ادعٌا» و «نسل من» یازده ترانه آلبوم «همه» هستند. مضمون ترانههای آبجیز اکثرا اجتماعی با تاکید بر موضوع زنان است. تنها یک ترانه سیاسی در این آلبوم به چشم میخورد. ترانه «دموکراسی» که اعتراضی است به سیاست خارجی دولت امریکا در صدور دموکراسی به دیگر کشورها و به بهانه انتخابات ریاست جمهوری چند سال پیش امریکا و انتخاب مجدد بوش ساخته شده است. در میان ترانههای آلبوم همه دو ترانه «گریه مرد» و «خواستگاری» به سبب مضمونشان بیشتر جلب توجه میکنند.
توصیف وضعیت زنانه
ترانه «خواستگاری» توصیف مراسم سنتی خواستگاری ایرانی از زبان دختری است که به خواستگاریاش آمدهاند. این ترانه که کلیپی هم بر روی آن ساخته شده است به خوبی مخاطب را با دغدغهها و تصورات دختر ایرانی در فضای سنتی مراسم خواستگاری آشنا میکند.
ترانه با بیان کنجکاویها و دلنگرانیهای دختری آغاز میشود که شخص ناشناسی به خواستگاریاش آمده است. دختر تا پیش از مراسم خواستگاری پسر را ندیده، در واقع به او اجازه داده نشده تا پیش از مراسم خواستگاری با مردی که قرار است سالها با او زندگی کند آشنا شود. کنجکاویهای دختر در درجه اول در مورد ظاهر پسر است و به همین خاطر از پشت دیوار به فضای مهمانی سرک میکشد:
دارم از لای این در / میبینم یه نصفه سر
لای در که باز میشه / میبینم جوونه با ریشه
قدش چقدر بلده / درشت و تنومنده
کت شلوار داره نتش / قراره بشم زنش
در بخش بعدی ترانه نحوه آشنایی دو خانواده بیان میشود. اینکه نه پسر و نه دختر هیچ علاقه و آشنایی قبلی با هم ندارند و حتی پسر به دختر دیگری علاقه داشته است. انتخاب دختر نه توسط پسر، که همچون دیگر ازدواجهای سنتی توسط مادر او انجام شده است.
هنوز اون منو ندیده / مادرش منو پسندیده
میگن مادره یه شب تو خواب / منو کرده انتخاب
میگن که اون قبل از من / بوده عاشق یه زن
زنه رو بهش ندادن / اونم گرفته ماتم
ترانه به جایی میرسد که دو خانواده بعد از چانهزنیها و مذاکرات طولانی در مورد مهریه و شیربها برای ازدواج طرفین به توافق رسیدهاند و نظر تنها کسی که اهمیت نداشته، نظر دختر و پسر بوده است. دختر نگران از زندگی آینده به شادی اطرافیانش نگاه میکند که چطور با نادیده گرفتن موضوع عشق و علاقه او را رهسپار خانه شوهر کردهاند که دختر و پسر «انشاالله با سعادت به هم عادت کنند».
از سر شب تا حالا / سرش رو نکرده بود بالا
چقدر همه خوشحالن / میخندن و سر حالن
انگار نه انگار تا دیروز / همین ادمای پیروز
با هم داشتن بحث و دعوا / سر مهریه و شیر بها
میگن انشاالله با سعادت / به هم میکنید عادت
میگن رابطه سرد و سست / با بچه میشه درست
اگر هم مشکلمون داشت ریشه / با صدقه و نذر حل میشه
نکته جالب توجه در مورد ترانه «خواستگاری» فضای ویدئوکلیپ است. در حالی که کلام ترانه فضایی سنتی را ترسیم میکند و تصور میکنیم تصویر متناسب با آن زندگی سنتی چند دهه پیش ایرانی است، ویدئوکلیپ «خواستگاری» فضایی از زندگی کاملا شهری و امروزی را نشان میدهد. این در حالی است که گروه آبجیز توانایی این کار را داشت که در تصویر هم زندگی سنتی ایرانی را ترسیم کند(تجربهای که در ترانه ادعا انجام شد). به نظر میرسد انتخاب این فضا کاملا هوشمندانه باشد و گروه آبجیز زیرکانه به مخاطب میگوید علیرغم زندگی به ظاهر مدرن و پیشرفته خانوادههای ایرانی هنوز تفکرات سنتیای که حقوق و نقش زن را در جریان ازدواج نادیده میگرفت در جامعه جریان دارد.
نقد رفتارهای مردانه
خواهران آبجیز در قالب ترانه «گریه مرد» اعتراض خودشان را به خصوصیت ضد احساسی مرد ایرانی نشان میدهند. «گریه مرد» روایتی است از مقاطع مختلف زندگی مردانه از دوران کودکی تا دوران میانسالی. مردی که هیچگاه در زندگیاش گریه نکرده، و در واقع فرصتی برای گریه و ابراز احساسات به او داده نشده تا در نهایت در زندگی مشترک هم نتواند احساسات مناسب را بروز دهد و با همسرش هم مشکل پیدا می کند.
وقتی كه پنج سالش شد انگشت شصتش برید / خون از دستش جاری شد رنگ از رخسارش پرید
تا اومد اشك جمع بشه تو چشاش از فرط درد / مادرش گفت: بغض نكن، ماشالا دیگه شدی مرد
...
وقتی که ده سالش شد یك روز تو مدرسه / افتاد زیر كتك معلم هندسه
تا اشك تو چشاش جمع شد از خجالت و از درد / معلم سرش داد زد مگه نیستی تو یك مرد
...
وقتی پسرك رسید به سن سخت بلوغ / دختر همسایشون فكرشو میكرد شلوغ
یه روز كه با دوچرخه پز می داد جلوی اون / باباش سرش داد كشید اینقدر تند نرو حیوون
دختر همسایه با دوستاش بهش خندیدن / خوشبختانه اشكش رو اینبار دیگه ندیدند
...
مردی شد و زن گرفت / زنش رو دوست داشت / ولی زنش با ناراحتی میگفت
تو بی احساسی / تو تا حالا نكردی یه گریه اساسی
زنش ازش جدا شد رفت با یه مرد جوون / که واسش اشك میریزه مثل یك رود روون
آنچه در این ترانه به چشم میخورد نگاه منصفانه به موضوع روایت است. ترانه ضمن اینکه به رفتار ضد احساسی مردانه نقد دارد، نقش جامعه و عوامل دیگر را در شکلگیری این ویژگی اجتماعی نادیده نمیگیرد و یک طرفه به قاضی نمیرود. نقد آبجیز به موضوع همچون ترانه قبلی در قالب کلمات اعتراضآمیز و شعارگونه بیان نمیشود، بلکه تنها توصیف فضا با زبانی ساده و آمیخته با طنز دستاویزی برای این نقد اجتماعی قرار میگیرد.
آبجیز در راه جهانی شدن
آبجیزیها تا به حال چند کنسرت در امریکا، سوئد و سایر کشورهای اروپایی برگزار کردهاند. موفقیت مهم آبجیز جلب نظر مخاطبان غیرایرانی است. آبجیز علاوه بر طرفداران زیاد فارسی زبان، در بین غیرایرانیها هم طرافداران فراوانی پیدا کرده است، به طوری که در برخی از کنسرتهای این گروه در کشورهای اروپایی شمار غیرایرانیها بیشتر از ایرانیهاست. گروه آبجیز با همت خواهران ایرانی حالا قدم در راه بینالمللی نهاده است و بهجز مخاطب فارسی زبان توجه علاقهمندان موسیقی در دیگر کشورها را هم به خود جلب کرده است.