تجربه دیگران
موقعیت موسیقی راک و پاپ چینی در جهان
ورزش کریکت و موسیقی راک. در ظاهر هیچ ربطی به هم ندارند. اینطور نیست؟ اما در دو نقطه اشتراک دارند؛ اصل و نسب هر دو به یک جا باز میگردد (غرب) و هر دو با موفقیت در زندگی شرقی (چین و هندوستان) رسوخ کردهاند.
رشد موسیقی راک در چین، در سالهای دهه 90، با فرآیندهای سریع مصرفگرایی جوامع شهری در اقتصاد کاپیتالیستی چین ـ که حالا به سوی جهانی شدن پیش میرفت ـ همزمان بود. در حقیقت نسل جوان چین جلودار حرکت پویایی بود که ملغمهای بود از سیر جهانیشدن و مصرفگرایی شهری.
فرهنگ مردمی نیز در این فرآیند بیتاثیر نیست؛ بهعنوان مثال جوانان پکن، از طرفی همچون جوانان جهان غرب فیلمهای «ماتریکس» و «ارباب حلقهها» را میبینند، آخرین بازیهای پلیاستیشن(Play station) و ایکسباکس(X-Box) را بازی میکنند و جنیفر لوپز و سیستم آف اِ داون گوش میدهند. و از طرف دیگر بر خلاف جوانان غربی، پاپِ هنگکنک و تایوان و راک شهر خودشان را گوش میدهند.
راک پکن، ریشههای این موسیقی را از غرب دریافت و آن را به نوعی «محلیسازی» کردهاست. گروههای راک پکن همچنین اعتقاد دارند موسیقی آنها آنها با موسیقی تجاری هنگکنگ و تایوان متفاوت است.
ظهور موسیقی راک در چین به اواسط دههی 80 باز میگردد؛ زمانی که صدای خشدار Cui Jian، جنب و جوشی در فرهنگ همهپسند چین پدید آورد. ترانهی "Nothing to My Name" او در سال 1986 بر سر زبانها افتاد و تبدیل به شعار و سرود اعتراضی دانشجویان در جنبش دانشآموزی سال 1989 شد. بعد از Jian فرهنگ راک سراسر چین و تا حدودی هنگکنگ و تایوان را نیز در بر گرفت. راک محلیسازیشده تبدیل به موسیقی «اصیل و خودی» مردم پکن شد و حتی در فروشگاههای موسیقی طبقهبندی آثار بهصورت راک و غیر راک (راک اصیل در یک دسته، پاپ و راک غیر اصیل در دستهی دیگر) انجام میشد. البته این دستهبندی و فاصلهگذاری میان راک و پاپ ابداع چینیها نیست و در واقع کم و بیش در سراسر جهان راک به عنوان موسیقی اصیل و صادق شناختهشدهاست؛ حرکات و فریادهای کرتکوبین برای همه نمادی از روح آزار دیدهاش بود، در حالیکه حرکات بریتنی اسپیرز بیش از محصولاتی تبلیغاتی تلقی نمیشوند. مردم چین نیز راک را موسیقی روحها میدانند و پاپ را موسیقی تجارت و پولسازی.
در چین موسیقی راک از شمال (پکن) آغاز شده و موسیقی پاپ غالبا محصول جنوب (هنگکنگ و تایوان) است؛ شمالِ فرهنگی و جنوبِ تجاری و تبلیغاتی.
موسیقی راک چین، موسیقی خود مردم چین است؛ موسیقی اصیل، مردانه و سیاسی. رژیم سیاسی چین نیز باعث شده چهره طغیانگر راک چینی هر چه بیشتر نمود پیدا کند.
با وجود این در چین نیز این موسیقی پاپ است که بیشتر میفروشد و از مخاطبان گستردهتری برخوردار است. راک در چین نیز موسیقی اقلیت است.
از آنجایی که موسیقی راک ریشه در جامعه غرب دارد حزب کمونیست چین آن را نفی میکند و مورد انتقاد قرار میدهد: موسیقیای که ریشه در غرب دارد به راحتی قابلیت آلودن روحها را دارد.
البته حزب کمونیست چین تنها گروهی نیست که راک را به خاطر ریشههای غربیاش مذمت میکند. بسیاری موسیقیدانان و کارشناسان ـ چه در داخل و چه در خارج از چین ـ نیز چنین عقیدهای را دارند. یک روزنامهنگار آلمانی عقیده دارد ارزش هر اثر به ریشهدار بودن آن است و راک چین ریشه در بستری دیگر دارد. غربیها موسیقی و کلیپهای راک چینی را تقلیدی ناشیانه از راکی میدانند که مدتها پیش در غرب از مُد افتادهاست.
هم کارشناسان و هم مخاطبان غربی راک چینی آن را نوع از مُدافتادهی راک میدانند.
در خود کشور چین هم قضاوتهای مشابهی وجود دارد. دو مجله تخصصی راک در چین موزیکهیون (Music Heaven) و مجله مدرن اسکای (Modern Sky ) راک چینی را تنها "کپی از روی راک غربی" خواندهاند.
گروههای مختلف راک در پکن یکدیگر را متهم میکنند که با تقلید از غربیها اصالت راک چینی را از بین بردهاند. رقابت گروههای راک برای متفاوت بودن از یکدیگر و متفاوت بودن با غرب بسیاری موسیقیدانان چینی را به تکاپوی ساختن موسیقیهایی منحصر به فرد انداختهاست. با این وجود مجله مدرن اسکای (Modern Sky ) بر این باور است که در چین موسیقی اصیل وجود ندارد. «همه نوع موسیقی در چین یافت میشود؛ ولی هیچکدام نیست که تقلیدی نباشد. تا جریان تازهای از غرب به ما میرسد هر آنچه را داشته و نداشتهایم دور میریزیم. موسیقی غربی صدای خودش را خوب به گوش ما میرساند. منتها این ارتباطی یکطرفه است.»
Long Hun، خوانندهی زن چینی میگوید که وقتی با افتخار از گروههای راک چینی برای دوستان خارجیاش میگوید تها عکسالعمل آنها این است که به سردی سری تکان دهند که: «آها... جالبه...» میگوید گروههای پانک چینی از دید آنها تنها یک گروه پانک معمولی هستند مانند هزاران گروه پانکی که از قبل وجود داشته، هیچ چیز جدید و قابل توجهی در موسیقی متال و هویمتال چین پیدا نمیکنند و تنها یک گروه الکترونیک است که کمی برایشان جلب توجه میکند آن هم به خاطر استفادهشان است از یک ساز چینی که به نظر غربیها «چیز عجیبیست.» Hun میگوید: «چطور است که موسیقی غزبیها اینقدر برای ما جذابیت دارد ولی موسیقی ما برای آنها هیچچیز قابل توجهی ندارد؟» موسیقی چینی نتوانسته جایگاه جهانی خود را پیدا کند. غربیها راک چینی را خوشایند و آشنا نمیدانند و آن را تقلیدی عجیب، بیگانه و «چینیشده» میدانند.
کارولین کوپر (Caroline Cooper) روزنامهنگار آمریکایی راک چینی را تحسین میکند و آنچه را موجب ضعف موسیقی چین است تقلیدهای گاه و بیگاه از ستارههای پاپ غربی ـ مثل بریتنی اسپیرز ـ میداند. وی اعتقاد دارد حتی به چنین گروههای مقلدی نمیتوان ایراد چندانی گرفت؛ میتوان این گروهها را گروههای راکی پذیرفت که خصوصیات راک چینی را ندارند. وی از گروههایی مثال میزند که با آداب و لهجههای گوناگون چین میخواند و موسیقی آنها را قابلستایش میداند.
ترجمه و تلخیص: نینا جمشیدنژاد
منبع:
Kloet, Jereon de, “Sonic Sturdiness: The Globalization of Chinese Rock and Pop”