گفتگو با اعضای گروه راک ۱۲۷
شاملو و مولانا را دوست نداریم،
ترانههای خالتور و روحوضی بهتر است
گروه ۱۲۷ از جمله گروههای معروف راک زیرزمینی ایران است. اعضای گروه در فضای زیرزمینمانندی در شهرک اکباتان تهران تمرین میکنند. موسیقی ۱۲۷ بهدلیل استفاده از سازهای ایرانی در موسیقی راک و همچنین حال و هوای ایرانی قطعات، به موسیقی «راک ایرانی» معروف است. گروه ۱۲۷تا پیش از این در قطعاتشان از ترانههای انگلیسی استفاده میکردند ولی در آلبوم جدیدی که در دست تهیه دارند بالاخره به سراغ زبان فارسی آمدهاند تا فضای جدیدی را تجربه کنند. پنج عضو گروه ۱۲۷ عبارتند از: سهراب، نوازنده گیتار، ترانهسرا و خواننده؛ علیرضا، نوازنده گیتار باس؛ یحیی الخنسا، نوازنده درامز، سلمک نوازنده ترومبون و سردار، نوازنده پیانو. با گروه ۱۲۷ در مورد موسیقی زیرزمینی و کارهایشان صحبت کردیم.
روحیه بانشاط و طنزآمیز بچههای گروه ۱۲۷ که در طول مصاحبه دیده میشود، در ترانههای آنها به خصوص در آلبوم جدیدشان هم به وجود دارد. بچههای ۱۲۷ تعدادی از ترانههای جدیدشان را برای ما اجرا کردند که میتوانید آنها را در پادکست مربوط به گفتگو بشنوید.
بخش اول - موسیقی زیرزمینی
هفتسنگ - اگر به شما بگویند کار شما موسیقی زیرزمینی است چه حسی نسبت به آن دارید؟ خوشحال میشوید یا ناراحت میشوید؟
گروه ۱۲۷ - حسی نداریم. خوشحال نمیشویم، حالا نمیدانیم ناراحت میشویم یا نه!
هفتسنگ - در بین کسانی که در ایران به زیرزمینی معروف شدهاند، عدهای از این عنوان ناراحت هستند و عدهای آنرا میپذیرند. مثلا کسانی که پاپ میخوانند و موفق به گرفتن مجوز نشدهاند، اگر به آنها بگویی زیرزمینی در مقابل شما موضع میگیرند که ما زیرزمینی نیستیم. ولی عده دیگری مثل گروههای متال خودشان را زیرزمینی میدانند و علاقهای به تجاری شدن و گرفتن مجوز ندارد. حالا شما جز کدام دسته هستید؟ نسبت به زیرزمینی بودن یا نبودن چه حسی دارید؟
گروه ۱۲۷ - اگر راستش را بخواهید در این مورد نظری نداریم. اصلا در این موارد فکر نمیکنیم. همین است که هست. ما موزیک میزنیم. هر کس هر چیزی میخواهد فکر کند.
هفتسنگ - در مورد مجوز گرفتن چه نظری دارید؟
گروه ۱۲۷ - ما یکبار مجوز شعر گرفتیم. ولی دیگر دنبال آن نرفتیم.
هفتسنگ - یعنی خودتان دنبال این نیستید مجوز بگیرید و کارتان رسمی وارد بازار شود؟
گروه ۱۲۷ - اگر کسی بیاید بگوید کارتان را همینطوری دربیاورید، ما هم میگوییم خب باشد.
هفتسنگ - اگر مجوز گرفتن باعث شود مجبور شوید خلاقیتتان را محدود کنید، مثلا ترانههایتان را تغییر دهید، این تاثیری در کارتان دارد؟
گروه ۱۲۷ - خب، ما اینکار را نمیکنیم. اگر به همین کاری که میکنیم مجوز بدهند قبول داریم. میدانید ما اصلا حالش را نداریم که برای گرفتن مجوز از پلهها بالا و پایین برویم و بگوییم آقا جان مادرت به ما مجوز بده. این به نظر من خیلی عجیب است. به همین خاطر تا الان سراغش نرفتهایم. چرا باید اینکار را بکنیم؟ فکر نمیکنم کاری که ما میکنیم به کسی لطمهای بزند.
هفتسنگ - پس مجوز برای شما اهمیت ندارد و شما کار خودتان را میکنید.
گروه ۱۲۷ - خب، اگر این باعث شود که ما راحتتر و بیشتر در جاهای مختلف ساز بزنیم و عذاب خیلی زیادی هم برای گرفتنش نکشیم، خب اینکار را میکنیم.
هفتسنگ - حتی اگر مجبور شوید مثلا در ترانههایتان دست ببرید؟
گروه ۱۲۷ - تا الان هیچوقت به این مسئله فکر نکردهایم. فکر میکنیم اگر مجبور شویم که تغییر دهیم، حاضر نباشیم اینکار را بکنیم. البته خیلی خوب است که آدم راحت زندگیاش را بکند و موسیقیاش را بزند. ولی خب اینطوری هم نمیشود. ما از پاپ خالتور خوشمان نمیآید!
هفتسنگ - جنبه تجاری کار برای شما چقدر اهمیت دارد؟
گروه ۱۲۷ - خیلی عالی است. من عاشق پول هستم!(سهراب)
هفتسنگ - خب بروید مجوز بگیرید و کاست بفروشید تا پول دربیاورید!
گروه ۱۲۷ – ببینید، من از پول خوشم میآید. اما دوست دارم کار خودم را هم بکنم.
هفتسنگ - درست است. بالاخره آدم از همه چیز خوشش میآید. اما بین علاقهمندیهایش اولویتبندی میکند. یعنی ممکن است اگر شما حاضر شوید که کارتان را تعدیل کنید، مجوز هم بگیرید و پول زیادی هم بدست بیاورید.
گروه ۱۲۷ - ببینید من فکر میکنم اگر کارمان را تعدیل کنیم تا مجوز بگیریم، از آن پول درنمیآوریم! چون کاری که ما میخواهیم بکنیم اینطوری است. فکر میکنم از کاری که الان انجام میدهیم پول درمیآید. اگر بخواهیم کارمان را چیز دیگری کنیم از آن پول درنمیآید. فقط دردسر است!
هفتسنگ – بالاخره آلبومتان وارد بازار رسمی که میشود.
گروه ۱۲۷ - اینطوری هم پول درنمیآید. اکثر کاستهایی که وارد بازار میشوند ضرر میدهند. تعداد کمی که خیلی معروف هستند سود میکنند. اکثرا به شدت ضرر میدهند و با «مخ» به زمین میخورند. از هر ۱۰-۲۰ کاستی که وارد بازار میشود فقط یکی آنقدر پول درمیآورد که خرج اولیهاش جبران شود و بقیه ضرر میدهند.
هفتسنگ - خب شما همینقدر هم پول درنمیآورید!
گروه ۱۲۷ - ما فروش اینترنتیمان را روی آیتیونز تازه شروع کردهایم. یک شرکت سوئدی هم یک سیدی پنج قطعهای را از کار ما منتشر کرده است. اینکارها تازه شروع شده و هنوز به فصل درو نرسیده. امید داریم این کارها به نتیجه برسد.
هفتسنگ - در موسیقی زیرزمینی علاوه بر بحث مجوز و کسب درآمد، مخاطب هم مطرح است. گروههای زیرزمینی برعکس گروههای عامهپسند هدف اصلیشان جلب مخاطب نیست و بیشتر ایدههای خودشان را دنبال میکنند.البته هر کدام از این نوع موسیقیها جایگاه خودشان را دارند. شما خودتان را در کدام دسته قرار میدهید؟
گروه ۱۲۷ - ببینید بحث موسیقی مردمی و غیرمردمی برای ما خیلی مطرح نیست. من(سهراب) همیشه یاد جمله آرمسترانگ میافتم. از او میپرسند نظرت در مورد موسیقی مردمی چیست؟ جواب میدهد «مگر موسیقی غیرمردمی هم داریم؟ مگر تا حالا دیدهاید که خر موسیقی گوش کند؟» واقعا همینطور است. موسیقی خوب و بد نداریم.
هفتسنگ - صحبت خوب یا بد بودن نیست. صحبت در مورد نوع مخاطب است. این تقسیمبندی به هر حال وجود دارد و فقط به موسیقی محدود نمیشود. در مطبوعات هم نشریات زرد و عامهپسند وجود دارد، هم مطبوعات تخصصی. در سینما هم فیلمهای گیشهای وجود دارد و هم فیلمهای عمیقتر. در موسیقی به همین ترتیب این تقسیمبندی وجود دارد. نمیخواهیم بگوییم کدام بد است، کدام خوب. ولی نمیتوانیم منکر تفاوتهایشان هم بشویم.
گروه ۱۲۷ - درست است. اما باید توجه کنیم که فرهنگ عامه ما، فرهنگ عامه هدایتشده است. به همین خاطر نمیشود خیلی ساده در مورد فرهنگ عامه ایرانی صحبت کرد.
هفتسنگ - حالا شما خودتان را در کدام گروه قرار میدهید؟
گروه ۱۲۷ - ما ترجیح میدهیم اگر بتوانیم موسیقیمان را راحت منتشر کنیم و بفروشیم.
هفتسنگ - مخاطبی که برای خودتان تعریف میکنید چه کسی است؟ یعنی در ساخت موسیقی دنبال خواست مخاطب هستید یا خواست خودتان؟
گروه ۱۲۷ - ما تا الان هر کاری که خودمان خواستهایم، انجام دادهایم. دنبال اینکه دیگران از چه چیزی خوششان میآید نبودهایم. ما چیزی که خودمان «حال میکردهایم» تولید کردهایم. البته خیلی «اینطوری» به قضایا نگاه نمیکنیم.
هفتسنگ - ایدهآلتان این است که چه کسی به موسیقیتان گوش کنند؟
گروه ۱۲۷ - ایدهآل ما این است که همه شش میلیارد نفر روی کره زمین موسیقی ما را گوش کنند! ببینید پینکفلوید هم که یک گروه زیرزمینی بود، به یکی از معروفترین گروههای تاریخ تبدیل شد. من فکر میکنم اینکه بعضیها میگویند «ما فقط میخواهیم در زیرزمین باشیم» فقط یک ژست است.
بخش دوم - گروه ۱۲۷
هفتسنگ - در مورد انتخاب نام ۱۲۷ در مصاحبههایتان حرفهای متفاوتی زدهاید. مبنای این نامگذاری چیست؟
گروه ۱۲۷ - عدد ۱۲۷ به حروف ابجد میشود ایمائیل. ایمائیل فرشته ارتباطات مدرن است. ریشه آن هم ایمیل است.
هفتسنگ - این چیزی که میگویید کجا کشف شده!؟
گروه ۱۲۷ - ما خیلی تحقیق کردیم تا این را پیدا کردیم!
هفتسنگ - شما در مصاحبههای اولیهتان میگفتید که انتخاب این اسم اتفاقی است و هر چیز دیگری که میگذاشتیم دیگران همین را میپرسیدند. مثل اینکه این را بعدا پیدا کردید!؟ ظاهرا یک اسمی انتخاب کردهاید و بعد برایش فلسفه ساختهاید!
گروه ۱۲۷ - نه! ما فعلا جوابمان این است. حالا ممکن است بعدا جوابمان عوض شود. فعلا ایمائیل را تایید میکنیم! البته اگر جدی بخواهیم بگوییم ۱۲۷ یعنی چه، واقعا یعنی هیچ. اما الان واقعا یعنی ایمائیل! چون میدانید که واقعیت در طول زمان تغییر میکند! فکر کنم اینطوری هیجانانگیزتر است!
هفتسنگ - خب این از اسم. در مورد اینکه چطور دور هم جمع شدید و گروه تشکیل شد هم کمی توضیح دهید.
گروه ۱۲۷ - سال ۸۱ بود که من(سهراب) و علیرضا با هم شروع کردیم به ساز زدن. بعد سلمک، سردار و یحیی به ما اضافه شدند. ما اولین بار در تالار فارابی اجرا داشتیم. من و سردار و شروین دو قطعه از خودمان و یک قطعه از «بیتلز» را اجرا کردیم. بعد از آن بارها در تالار فارابی اجرا داشتیم.
هفتسنگ - چند بار تجربه اجرا در ایران و خارج از کشور داشتهاید؟ فکر کنم نسبت به اکثر گروههای راک تجربه اجرای بیشتری داشتهاید.
گروه ۱۲۷ - بله، بد نبوده است. در ایران شش بار در تالار فارابی، دو بار در ترانه، یکبار در کنسرواتوار کنسرت داشیم. در فستیوالهای دانشجویی در دانشگاههایی مثل علموصنعت و تهران هم چند بار شرکت کردیم. البته در یک جشن تولد هم اجرا داشتهایم!
در کل بیشتر از ۱۰ اجرا در ایران و هشت اجرا خارج از کشور داشتهایم. اجراهای خارج از کشور در اسلواکی، هلند، ایتالیا و امریکا بوده است.
هفتسنگ - استقبال از کارهایتان چطور بوده؟
گروه ۱۲۷ - همیشه خوب بوده. هر وقت کنسرت داشتهایم ظرف دو-سه ساعت بلیطها فروخته شده است. البته سالنی که ما پر میکنیم معمولا در حد ۲۰۰-۳۰۰ نفر است و تا الان در ایران سالن بزرگتر به ما داده نشده.
هفتسنگ - از این سفرها و اجراهای خارج از کشور چه تجربههایی داشتهاید؟
گروه ۱۲۷ - در این سفرها ایده و نظر آدم در مورد گروه موسیقی عوض میشود. من (سردار) در متروی نیویورک داشتم میرفتم، دیدم یک نفر با سطل داشت موزیک میزد، این آدم از همه آدمهایی که اینجا میشناختم بهتر میزد!
اینجا مردم فکر میکنند وقتی موزیک میزنند خیلی کار مهمی انجام میدهند! «بیخیال بابا موزیکت را بزن! خبری نیست!» اینجا کسانی که موزیک میزنند خیلی خودشان را جدی میگیرند. البته کار برای خودشان سخت میشود. یکی از مهمترین درسهایی که گرفتیم همین بود.
به میزانی که درآنجا گروهها روی سن میروند، ما اصلا موزیک نزدهایم. گروههایی که در ایران نیستند هر هفته پنج-شش بار اجرا میکنند. حالا یا در کلوب یا هر جای دیگر. ما اینجا با هزار بار «دستمال پهن کردن» و «دم دیگران را دیدن» میتوانیم اجرا کنیم، آن هم موقع اجرا یک نفر میآید صدایت را کم میکند! تو میخواهی دیوانه بشوی. همه چیر بد است. اجرا با اعمال شاقه است. در این شرایط تو تازه سالی یکبار کنسرت میدهی. الان هم که دیگر اصلا نمیشود کنسرت داد.
هفتسنگ - این اجراها از جنبه مالی برای شما خوب بوده است؟ شما الان کار و حرفهتان همین گروه ۱۲۷ است؟ یعنی موسیقی را حرفهای دنبال میکنید؟
گروه ۱۲۷ - سعی میکنیم کارمان همین بشود. الان بالاخره باید از جاهای دیگر پولهایی در بیاوریم چون هنوز خیلی از اینکار پول درنمیآید. مثلا تعدادی از بچهها تدریس موسیقی و ساز میکنند. کارمان بالاخره در زمینه موسیقی است ولی فقط ۱۲۷ نیست.
هفتسنگ - در مورد نوع موسیقیای که کار میکنید هم کمی توضیح دهید. اینکه سازهای ایرانی را در موسیقی راک استفاده میکنید. مثلا در قطعه «کامنینگ اروند»(Comming around) اینکار را انجام دادید.
گروه ۱۲۷ - من (سهراب) یک شانسی داشتم که با آدمهایی آشنا شوم که موسیقی ایرانی میزدند. مثل آقای شعاری که لطف کردند و یک روز در کار ما سهتار هم زدند. در حقیقت این یکجور تاییدیه برای ما بود. ما این کار را اجرا کرده بودیم و آقای شعاری هم گفته بود که من هم روی آن ساز میزنم. من هم فکر کردم کار حتما اینقدر بد نیست که مسعود شعاری حاضر است روی آن سهتار بزند. اگر مزخرف بود حتما قبول نمیکرد. این اتفاق یک نوع قوت قلب بود.
هفتسنگ - به نظر میرسید آن اوایل در آثارتان این نوع کارها و موسیقی ایرانی بیشتر وجود داشت.
گروه ۱۲۷ - استفاده از سازها قبلا بیشتر بود، ولی الان برای خود ما، موسیقی فعلیمان ایرانیتر است. الزاما معرفی یک ساز در قطعه، هویت ایرانی به آن نمیدهد. شاید مود (mood) موسیقی بتواند ایرانی باشد یا نباشد. با پیانو میشود آهنگ ایرانی یا غیر ایرانی زد. ایرانی بودن لزوما به معنی استفاده از ساز ایرانی نیست. ما یک قطعه داریم بهنام «پرفکت اصفهان بلوز»(perfect esfahan blues). در این قطعه ساز ایرانی وجود ندارد ولی حال و هوای آهنگ کاملا ایرانی است. ما یک زمانی به این موضوع گیر داده بودیم! البته اگر یک روزی یکی از ما ساز ایرانی یاد بگیرد احتمالا در کارهایمان استفاده میکنیم! الان هیجکداممان ساز ایرانی بلد نیستم.
هفتسنگ - یک جایی هم گفته بودید راکتان «راک تهرانی» است.
گروه ۱۲۷ - البته ما زیاد حرف میزنیم، نباید روی آن حساب کرد! حالا یادم نمیآید که این را خودمان گفتهایم یا نه. اما به نظرم موسیقیمان، به نوعی موسیقی تهران است.
میدانید، تهران شهر عجیبی و «گاگولی» است! از همه نظر عجیب است. مثلا وقتی صبح از خانه بیرون میروی ممکن است شب برنگردی! ممکن است یک موتوری به شما بزند، یا شما به یک موتوری بزنی، یا با موتور به زمین بخوری، یا وسط خیابان یکدفعه شما را بگیرند و ببرند! به هر حال شهر عجیب و جالبی است. یک بینظمی خاصی وجود دارد.
هفتسنگ - پس موسیقی شما هم این ویژگیها را دارد. یعنی بینظمی و آشفتگی و تنوع.
گروه ۱۲۷ - شاید. البته قضیه اینقدر پیچیده نیست. از طرفی چارهای هم جز این نیست. وقتی اینجا زندگی میکنی، باید موسیقیات ویژگی خاصی داشته باشد. البته آلبوم جدید ما هنوز منتشر نشده است. قطعات آن کمی متفاوت با قبل است و با شنیدن آنها شاید بهتر بتوان قضاوت کرد.
بخش سوم - موسیقی راک و زبان فارسی
هفتسنگ - راجع به کلام فارسی در موسیقی راک هم توضیح بدهید. قبلا در مصاحبههایتان میگفتید کلام فارسی مناسب این موسیقی نیست و در کارهایتان هم از ترانههای انگلیسی استفاده میکردید.
گروه ۱۲۷ - اگر شعرهای ۱۲۷ انگلیسی بود، بخاطر این نبوده که من تصمیم گرفته بودم شعر فارسی ننویسم. بخاطر این بود که من از بچگی انگلیسی را خیلی ساده مینوشتم. بخاطر این وقتی کار را شروع کردم این کار برایم سادهتر بود.
هفتسنگ - الان هم در یکی دو کار جدیدی که از ترانه فارسی استفاده به نظر میرسد ترانهها، خیلی جدی نیست.
گروه ۱۲۷ - جدی نیست یعنی چه؟ یعنی اینکه مثلا حافظ یا سعدی نیست؟ ما اعتقاد داریم اگر موسیقی الان دارد تولید میشود، چرا باید کلامش مربوط به ۷۰۰ سال پیش باشد؟ الان در موسیقی غربی مفاهیمی که در ترانههایشان استفاده میکنند، مفاهیم راحت و سادهای است.
من از زبان ساده که میخواهد با مردم ارتباط برقرار کند بیشتر لذت میبرم تا زبان پیچیده. نمیخواهم قضاوت کنم که بقیه حافظ بخوانند یا نخوانند. ولی من از اینکه حافظ بخوانم خوشم نمیآید. احساس میکنم اینکار بنبستی است که در زبان به آن رسیدهایم.
من فکر میکنم سمت و سوی موسیقی ما در ترانههای روحوضی به جای خوبی رفته بود. در این ترانهها صحبت جدی مطرح میشود و همه هم میتوانند به راحتی به آن گوش کنند.
ما یک نوع تقدس عجیبی برای زبان و شعر قائل هستیم که به نظر من چیز مزخرفی است. اصلا چه کسی گفته شاملو آدم بزرگی است؟ اصلا اینطوری نیست. شاملو یک موجودی بوده که حالا دوتا شعر هم گفته است. اینجا اگر بگویی بالای چشم شاملو ابروست یک عده چاقو میکشند.حالا شاملو هیچی، اگر در مورد مولوی حرف بزنی که اعدامت میکنند! من واقعا از مولوی بدم میآید. شخصا از موسیقی «دنگر و دیشن» {برای متوجه شدن منظور عبارت به پادکست هفتسنگ گوش کنید} و دف و عارفبازی بدم میآید، به نظر من چرت است. من تا الان هیچ گروه راکاندرول ندیدهام که شکسپیر بخواند. ولی اینجا همه حافظ میخوانند!
هفتسنگ - پس در کارهای فارسیتان قرار است به زبان ساده ترانه بگویید.
گروه ۱۲۷ - بله. الان به نحوی در آلبوم جدید وارد کار روحوضی شدهایم! آلبوم جدیدمان اسمش «خالپانک» است. اسم «خالپانک» هم از اینجا آمد که وقتی ما به فرهنگستان رفته بودیم یک مجلهای سبک موسیقی ما را فولکپانک نوشته بود، ما هم تصمیم گرفتیم اسم آلبوممان را «خالپانک» بگذارم. این «خال» از خالتور و موسیقی روحوضی و مجلسی میآید.
در آهنگهای این آلبوم شش و هشت به شکلهای مختلفی ظاهر میشود. اصلا شش و هشت در وجود زبان فارسی است! یکی از بحثهای ما در مورد «خالپانک» هم همین بود. ما اصلا آدمهای ششو هشتی هستیم. به قول سردار همه چیز را میشود به ششوهشت گفت!
هفتسنگ - پس اصلا این بحث مطرح نیست که شما با این آلبوم بخواهید موسیقی خالتور را مسخره کنید؟
گروه ۱۲۷ - نه، اصلا. موسیقی خالتور خیلی موسیقی باحالی است. ما همه خوشمان میآید. موسیقی جالبی است. همیشه در آن حرفهای باحالی زده شده است. اصلا به یک نوعی در وجود همه ایرانیهاست.
هفتسنگ - در آلبوم جدیدتان همه آهنگها بهزبان فارسی هستند؟
گروه ۱۲۷ - بله. آلبوم جدید ۱۴ قطعه دارد. که یک قطعه بیکلام است. بقیه فارسی هستند. سه آهنگ هم فارسی و هم انگلیسی است. الان ضبط آن تمام شده و مراحل بعدی کار مانده است.
آلبوم بعدیمان هم قطعاتشان آماده است. آن آلبوم اکثر آهنگهایش به زبان انگلیسی است ولی هنوز اسمی برای آن انتخاب نکردهایم. آلبوم بعدی نسبت به «خالپانک» یک مقدار «راک»تر است.
هفتسنگ - چند ترانه خاص در کارهایتان وجود دارد که خیلی مطرح شدند. از جمله آنها «مایسوییت لیتل تروریست»(my sweet little terrorist) است. با این ترانه چه چیزی میخواهید بگویید؟
گروه ۱۲۷ - واقعیتش الان دیگر نمیدانم. این آهنگ خیلی سر و صدا کرد و حتی مجله تایم در مورد آن نوشت. ضعف آهنگ این است که میتوان خیلی برداشتهای متفاوت از آن کرد. ایده آن از اتفاقات گوانتانامو به ذهن من(سهراب) رسید. آهنگ در مورد این است که مردم در جهان نسبت به کسانی که از خاورمیانه هستند دید خوبی ندارند.
جالب اینکه قرار بود یک مجموعه از ترانههای ایرانی در لندن منتشر شود. از کارهای ما این آهنگ را انتخاب کردند و حتی به ما پول هم دادند. در لحظات آخر پخشکننده گفته بود که این قطعه را از مجموعه در بیاورید و ما را سانسور کرد. نظرشان این بود که ممکن است شعر تحریککننده باشد و برداشتهای غلطی از آن شود. ما هم گفتیم «بابا ایولا! نه اینجا میتوانیم کارمان را منتشر کنیم، نه آنجا!»
هفتسنگ - در مورد کلیپهایتان هم کمی توضیح دهید. این کلیپها را افراد دیگری کارگردانی کردهاند. نظرات و ایدههای خودتان چقدر دخیل بوده است؟
گروه ۱۲۷ - این کلیپها را افراد مختلفی ساختهاند. بهترینشان شاید «پرفکت اصفان بلوز» باشد که آن را رضا حائری ساخته و ماجرای سفر به اصفهان است و در میدان نقش جهان تمام میشود.
در کلیپ آخر یعنی خسرو خوبان ما خودمان دستبکار شدیم. دوربین را همینجا گذاشتیم و کلیپ را ضبط کردیم، همه حرکات هم بدون برنامهریزی و بداهه بودند. این آهنگ را در فیلم سهزن خانم حکمت هم اجرا کردهایم که بهزودی اکران میشود.
الان هم در فکر ساختن فیلم ۱۲۷ هستیم. فیلمی شبیه فیلمهای بیتلز که داستانهای مزخرفی دارند و بهانهای است برای اجرای آهنگها. البته کار ما داستان بسیار عمیقی دارد!
گروه گفتگو: نیناجمشیدنژاد، محمدمهدی مولایی، اشکان نیری
+ پادکست گفتگوی هفتسنگ با ۱۲۷ (فایل صوتی قابل شنیدن مصاحبه)
+ سایت گروه ۱۲۷
+ کلیپ «خسرو خوبان»
توضیحات تکمیلی گروه ۱۲۷ در مورد برخی واکنشها نسبت به گفتگو؛
همساز
سایه سانانند،
محتاط
در مرزهای آفتاب.
در هیأت زندگان
مردگانند.
توضیح اینکه قصد توهین به احمد شاملو در مقام "شاعر" نبوده. اما بی شک خود شاعر نیز معتقد به داشتن هاله تقدس نبوده است. برخی دوستان ثابت کردند که کار به قمه کشی و دشنه درآوردن و چاقوی زنجان نیز ممکن است برسد.
با تشکر
127