English   مجله اینترنتی هفت‌سنگ

 درباره | سوالات | آگهی | تماس | RSS

هفت‌سنگ مجله‌ای اينترنتی است که از سال هشتاد و يک در حوزه‌های ادبی، هنری و اجتماعی منتشر می‌شود. [ادامه]


مطالب مندرج در هفت‌سنگ نظرات شخصي نويسندگان است و درج مطالب لزوما به معنای تاييد محتوای آنها نيست.


 نقل‌مطالب از هفت‌سنگ فقط با اطلاع و اجازه هفت‌سنگ و با ذکر نام‌هفت‌سنگ و نام‌نويسنده مجاز است.

 

- توقف فعالیت‌های گروه اینترنتی هفت سنگ
- بغضی به اندازه‌ی یک‌سال و حسرت سال‌های باقی‌مانده عمر
- به مناسبت قیصر؛ دوره می‌کنم تمام روزهای رفته تا همیشه را
- مرد اردیبهشتی
- به بهانه شمس و روزی که به نام اوست
- مشقت‌های عشق
- مَرد روزهای نوجوانی ‌ام...
- آن‌جا که پنچرگیری‌ها تمام می‌شوند
- آخرین دیدار با مرد قصه‌های خوب
- قصه‌ی من با قصه‌های خوب...
- چوب الف*
- یک نفر رفت
- پیری ملای مکتبی بود
- کتاب(!)
- غلام و زری!
- دعای خیر مادر
- کاریکلماتور
- دیوانه! کتاب، عینهو بینی نیست!
- پیشنهاد خرید هفت کتاب: رمان جهان
- علاقمندی‌های زیرزمینی!
- یک نفر تلفن همراه داشت
- کنکوری‌ها
- کاریکلماتور
- موضوع انشا: چگونه با ادب و با اخلاق باشیم
- ای جماعت پرید «مرغ سحر»!


 
 

  زنان


بذل مهریه، فتح بزرگ!

 

   

نظرات خوانندگان  (0)

 

  نويسنده: پرستو.ک

 

del.icio.us

del.icio.us

Balatarin

ارسال به:

 

 تماس: info-at-7sang.ir

 
 
در کشور ما، اغلب زنان مهریه را پشتوانه‌ای مالی برای روزهای سخت ِ تنهایی بعد از طلاق می‌دانند. هر چند که هیچ زنی در آغاز زندگی مشترک به چنین سرانجامی نمی‌اندیشد، اما این مساله از دید عقل دوراندیش دور نمی‌ماند
 

پیش نوشت:
در کشور ما، اغلب زنان مهریه را پشتوانه‌ای مالی برای روزهای سخت ِ تنهایی بعد از طلاق می‌دانند. هر چند که هیچ زنی در آغاز زندگی مشترک به چنین سرانجامی نمی‌اندیشد، اما این مساله از دید عقل دوراندیش دور نمی‌ماند و به خصوص در مورد زنان خانه داری که از پشتوانه مالی مستحکمی برخوردار نیستند و چنانچه قادر به اشتغال باشند نیز، حقوق مکفی‌ای از این راه نمی‌توانند کسب کنند، بسیار پررنگ تر از باقی زنان نمود پیدا می‌کند. البته لزوم حیات یا عدم حیات مهریه و مقدار و نحوه دریافت آن، بسط و کنکاش‌های بسیار بر اساس مثلث سه وجهی زن - مرد - قانونگذار را در هر یک از ابعاد فرهنگی، فردی، اجتماعی، اقتصادی و ... می‌طلبد. برای مثال نوع نگرش و حمایت جامعه و خانواده و نسبت ِ آسیب‌های بعد از طلاق بر هر یک از زوجین، بررسی کانال‌های درآمدزایی خانواده و مقایسه وضعیت اشتغال زنان و مردان در کشورمان، و قوانین غیرمنطقی‌ای چون نحوه پرداخت مهریه از جانب مردان ِ کم درآمد که نیازمند چاره‌سازی هایی منطقی‌تر از حبس و عتاب است، از جمله مواردی است که در این میان قابل بررسی است. اما در این مقاله قصد پرداختن به مسائلی از این دست را نداریم.
شاید عجیب بنماید اما در این فرصت برآن شده‌ایم تا به فراز و نشیب‌هایی که زنان، نه در مطالبه که در بذل مهریه، با آن مواجه خواهند بود بپردازیم. برای هضم آسان تر، این غذای تلخ را به کمی چاشنی طنز آمیخته‌ایم.


حاشیه:
ممکن است شما به لحاظ موقعیت علمی و متعاقباٌ کاری تان، پول قابل توجهی پس انداز کرده باشید، ارثیه‌ای هنگفت به شما رسیده باشد یا این که به لطف پشتوانه مالی یکی از عزیزان‌تان اعم از پدر، مادر، برادر، عمو، عمه، دایی و ... اعتقادتان (که البته کلمه ی درست تر، "نیازتان" است) نسبت به مهریه را از دست داده باشید.
پرواضح است که این یک مساله کاملاً شخصی است! اما وقتی قرار باشد ازدواج کنید و قانون بدون اجازه پدرتان، اجازه چنین کاری را به شما ندهد و پدرتان هم تصادفاٌ فردی باشد که نه تنها به مهریه آن هم از نوع سنگینش معتقد است، بلکه ارزیابی نهایی او درباره همراهی که برگزیده‌اید و متعاقباٌ موافقتش با ازدواج‌تان نیز کاملا مرتبط با میزان مهریه‌ای باشد که ایشان می‌تواند بپذیرد، آنوقت دیگر نمی‌توانید بگویید عدم اعتقاد شما به این مساله، امری شخصی است. گذشته از آنکه، این وسط ها غیر از قانون، مسائل چه بسا مهم‌تری چون اخلاقیات و ارتباطات هم وجود دارند که قاعدتاٌ نمی‌خواهید خدشه دارشان کنید. از آنجا که همراهی هم که برای زندگی انتخاب کرده‌اید، به احتمال قریب به یقین، از خودتان هم چند درجه‌ای روشنفکرتر است لذا در شرایط یاد شده، قضیه بدجوری گره می‌خورد. از طرفی عقل سلیم ِ همراهتان، با تمام تمایلی که به سر گرفتن این وصلت دارد، به او حکم می کند که زیر آن رقم سنگین را امضا نکند. اما از سوی دیگر عقل سلیم پدرتان نیز که یک عمر زحمت به این جا رساندن شما را کشیده است، به او حکم می‌کند که چندان راحت و ساده از روی این قضیه رد نشود.

مطمئنا گفتگو و فلسفه بافی و حرف و حدیث با پدرتان چندان راه به جایی نخواهد برد. نهایتاٌ ممکن است، کمی تا قسمتی رقم را پایین بیاورد، آن هم فقط به خاطر گل روی دختر قند عسلش که دارد عروس می‌شود. این هم تازه در صورتی است که از شیوه مسالمت آمیز استفاده کنید. که صدالبته شیوه‌ای که ما توصیه می‌کنیم نیز همین است. چرا که بر کسی پوشیده نیست که استفاده از آن یکی شیوه، حتی اگر منجر به توفیقاتی نیز بشود، آغازی پرتنش و تلخ است که نوید روزهای شیرین‌تری را برای شما، پدرتان و خصوصا همراه روشنفکرتان نمی‌دهد.

لذا تنها یک راه می‌ماند. آن هم اینکه همراه‌تان را قانع کنید که حقیقتاٌ نیازی به مهریه ندارید و این وسط بین او و پدرتان گیر افتاده‌اید. البته که به او حق می‌دهید که زیر باری که توان کشیدنش را (به هر یک از دلایل مادی یا معنوی) ندارد، نمی‌خواهد برود، اما برای حل این مشکل به هیچ وجه نمی‌توانید آن راه دوم را انتخاب کنید. چون این اصلاً به نفع زندگی آینده تان نیست. گذشته از آنکه امضای پدرتان هم بدجوری توی گلوی قانون گیر کرده است. بنابراین همراهتان باید اینجا را کوتاه بیاید تا آن اتفاق خجسته سر بگیرد و بعد آنوقت دیگر همه چیز مرتب خواهد شد. در آن زمان مطمئنا بخشش مهریه، کوتاه‌ترین قدمی است که شما برای ایجاد آرامش فکری همسرتان قول می‌دهید بردارید.
(چنانچه مایل باشید در این مرحله می‌توانید درخواست‌هایی نظیر دریافت حق طلاق، مسکن، تحصیل، حضانت فرزند و ... را نیز در مقابل، از ایشان طلب کنید. که البته توصیه ما این است که به همان حق طلاق بسنده نمایید. چرا که مطمئنا یک مرد روشنفکر جلوی تحصیل شما را نخواهد گرفت و در مورد مسکن نیز معمولا توافق و توان مالی خانواده تعیین کننده است. با اینهمه چنانچه در این موارد و موارد مشابهی از این دست که بدیهی می نماید، چهره ی همراه روشنفکرتان ناگهان به گونه ای سنتی تغییر نماید، قدما می‌گویند چون که صد اینجاست، نود هم پیش ماست.

در باب بچه هم، لازم به تکرار و تذکر نیست که عاقلانه است زوجین تا زمانی که از ادامه زندگی در کنار هم اطمینان نیافته‌اند، در این مهم از شیوه های نوین پزشکی یاری بطلبند و خوشبختانه چنانچه یکی از طرفین نیز سهل انگارانه با این مساله روبرو شود، این امر توسط طرف دیگر، حتی به صورت پنهانی، امکان پیگیری دارد.)

انصافا همراه‌تان برای پذیرفتن این قضیه، گذشته از اینکه شما را خیلی دوست دارد، ریسک زیادی باید بکند! و چون شما مرد نیستید، قطعاٌ نمی‌فهمید که او تحت چه فشاری برای این تصمیم گیری قرار گرفته است. به علاوه اگر روشنگری‌های خانواده و تجربه منفی ِ دوستان همسرتان را نیز، به آن اضافه کنیم، دیگر کاملاً از حد تصور شما خارج خواهد بود!

با اینهمه اگر این پروسه نهایتاٌ به ازدواج شما و همراهتان انجامیده است یا بینجامد لذا باید به شما یادآور شویم که زمان وفای به عهدتان فرا رسیده است یا خواهد رسید. لذا شایسته است که در اولین فرصت به قول خود جامه ی عمل بپوشانید. ممکن است بذل مهریه‌تان را موکول به زمانی نمایید که برگه حق طلاق را رسماً دریافت کنید. تنها از این جهت که اول از یکی بودن حرف و عمل همسرتان اطمینان حاصل کنید. یا شاید وسوسه شوید پیش از آن، کمی بیشتر همسرتان را بشناسید تا از عدم وجود رفتارهای ناشایستی نظیر خشونت، خیانت، خساست، بی مهری، بدبینی یا احیاناٌ ایجاد اختلال در رشد فردی، اجتماعیتان مطمئن شوید. در هر حال امیدواریم در این مرحله ارتباط موازی و روشنفکرانه‌ای با هم داشته باشید. ما در این مقاله آموزشی تلاش کرده‌ایم برای یاری رساندن به شما، شمٌه‌ای از مسیری که در نهایت پیش روی دارید را به تصویر بکشیم.


متن:

۱. چند نفس عمیق بکشید و به یاد داشته باشید که در مسیر تحقق عهدی که بسته اید، تقریباً به تمـــام پس انداز غرور و اعتماد به نفس‌تان نیاز دارید!

۲. قبل از هر چیز چند جفت کفش راحت تهیه کنید، زیرا برخلاف قانون ِ عزیز که نسبت به بذل یا مطالبه مهریه، بدجوری مدافع خواست و نظر شما به عنوان یک زن است، برای پیدا کردن مجریان این قانون شایسته! نیاز به کند و کاو فراوان خواهید داشت.

٣. خوب! حالا باید دست کم باید به شصت، هفتادتایی دفتر اسناد رسمی سر بزنید. که از این میان پنجاه، شصت درصدی به محض درآمدن اصواتی از داخل دهان‌تان که دو واژه ی مهریه و بذل را به ذهن متبادر می‌کند، با ورانداز کردن قد و قواره زنانه ضعیفه‌تان با جملاتی نظیر جملات زیر دَکِ تان خواهند کرد:
دفتر ما بذل مهریه انجام نمی‌دهد.
سردفتر ما بذل مهریه انجام نمی‌دهد.
دفتر امروز شلوغ است.
دفتر ما در امور خانواده کاری انجام نمی‌دهد.
سردفتر ما در امور خانواده کاری انجام نمی‌دهد.
سردفتر امروز نیستند.
متاسفانه آخر وقت است. بعداً تشریف بیاورید.

٤. سی، چهل درصدی البته حرف‌تان را کامل گوش می‌دهند. اصلاً هم وسط حرفتان نمی‌پرند. هر چند خوب می‌شود فهمید که توی ذهن‌شان، افکار عجیبی وول می‌خورد. مثلاً فکر می‌کنند، همراه‌تان، شما را تحت فشار قرار داده است. یا این ماجرا، آغازی است برای حادثه ی تلخ جدایی. فکر می‌کنند شما عقل‌تان پاره سنگ برداشته است. یا اصلاً فهم و شعورتان در حدی نیست که بخواهید از این غلط‌ها بکنید و احتمالاً از ناآگاهی شما استفاده کرده و برای اینکه بروید و پشت سرتان را هم نگاه نکنید، صحبت از حق الزحمه بسیار زیادی جهت این امر می‌کنند. در این مواقع با جملاتی نظیر جملات زیر روبرو خواهید شد که اغلب نیز با لحن تحقیرآمیزی بیان می‌شوند:
برای چه مهر را قرار دادید که حالا بذل کنید؟
می‌دانید برای این کار دو نفر شاهد لازم است؟
پدرتان خبر دارد می‌خواهید مهرتان را بذل کنید؟
خانم بروید با پدرتان بیایید!

ممکن است شما در این لحظه از کوره در بروید و بگویید که این سخنان با قانون مغایرت دارد و آگاهی یا حضور پدرتان برای بذل مهریه ی شما لازم نیست. در اینصورت بی برو برگرد خواهید شنید:
فردا که پدر محترمان با یک مشت بزن بهادر و قمه کش، ریختند توی دفتر بنده، خانم جهت یاد دادن قوانین به ایشان، کجا تشریف دارند؟

٥. خوب حالا فقط می ماند ده درصد بقیه!
صد البته که انسان‌های محترم تری هم توی این دفاتر اسناد رسمی پیدا می‌شوند. مثلاً منشی‌های کنجکاوی که می‌خواهند سر از ته و توی قضیه درآورند. یا سردفترهای مهربانی که شما را مثل دخترشان می‌دانند. مراجعین مودبی که شما جای خواهری برایشان دارید و پیرزنان و پیرمردهای دلسوزی که حاصل یک عمر زندگی‌شان را مفتی در اختیارتان می‌گذارند. همگی متفق القولند که شما کار اشتباهی می‌خواهید بکنید. مونث‌ها می‌گویند که مهریه پشتوانه شماست و وقتی شوهرتان بد از آب درآمد و حالتان را جاآورد، آنوقت می‌فهمید که مهریه، کم ترین چیزی است که بابت عمر نازنین بربادرفته تان می‌توانید از چنگش درآورید. مذکر ها هم معتقدند، مهریه مانند سدی است که شما را در برابر برخی خیره سری‌های همسرتان حفظ می‌کند و باعث دوام زندگی تان خواهد شد. شاید شما دلتان بخواهد که بایستید و درباره بعضی عقاید روشنفکرانه‌تان داد سخن بدهید. مثلاً بگویید که اگر همسرتان بدردتان نخورد، از نظر شما پولش هم بدردتان نمی‌خورد و اگر روزی کسی را نخواهید، پولش را هم نمی‌خواهید. پشتوانه یک زن هم به نظر شما، به تلاش و کوشش خودش (و کمی هم البته خانواده، عمو، عمه، دایی ...) بر می‌گردد. ممکن است بخواهید درباره شاغل بودن‌تان حرف بزنید یا درباره اینکه ترجیح می‌دهید در آن وضعیت به جای سرکیسه کردن یک آدم ِ شکست خورده، روی پاهای خودتان بایستید. ممکن هم هست بخواهید درباره ی انزجارتان از زندگی‌ای حرف بزنید که مهریه باعث داومش می‌شود و اینکه حاضرید یک چیزی هم دستی بدهید تا مردی که به خاطر مهریه، حواسش به رفتارش هست، زودتر فلنگ را ببندد و برود پی کارش!
اما توصیه می‌کنیم بیهوده خودتان را خسته نکنید. هیچکدام از این حرف ها تاثیری در روند تحقق هدف مورد نظر شما نخواهند داشت.

۶. حالا تنها می‌توانیم امیدوار باشیم که آدم خوش شانسی باشید و از طرف دوست، همکار یا همسایه ای عزیز، ناگهان شماره تلفن یک دفتر اسناد رسمی بدست‌تان برسد که سردفترش اهل عمل به قوانین است و هیچ سدی در راه احقاق حق قانونی شما قرار نمی‌دهد. لطفا سریعاً با این شماره تلفن تماس بگیرید و تا نظر سردفتر نامبرده تغییر نکرده یا دور از جانشان جهت دفع سنگ کلیه، عمل آپاندیس، آنژیوی قلب، ایست مغزی! و ... در بیمارستان بستری نشده‌اند، قرار ملاقاتی در حدود ساعت نه یا ده صبح با ایشان ترتیب دهید و سر ساعت به آدرس مورد نظر رجوع کنید.

حواس‌تان باشد که ظاهرتان اصلاً شبیه زنهای شلخته و شکست خورده نباشد. طرز صحبت کردن‌تان هم باید آرام و متین و در عین حال محکم باشد. اگر سردفتر عزیز چندان مذهبی به نظر نمی‌آمدند، مبادا در لابلای حرف‌های‌تان به شیرینی زندگی با همسرتان اشاره کنید و بگویید که این حرکت روشنفکرانه، قرار است هدیه سورپرایز کننده شما برای اثبات عشق بی قید و شرط‌تان، در سالروز آشنایی با همسرتان، به او باشد! و چنانچه مذهبی به نظر می‌آمدند، مبادا در باب سنت‌های غلط این روزها داد سخن بدهید و بگویید که پشتوانه زندگی شما ایمان همسرتان است و ...!

در این شرایط حساس، که یک تشخیص غلط یا سخن نابجا می‌تواند همه نقشه‌ها و زحمات شما را به باد بدهد، توصیه اکید ما این است که کمتر حرف زده و سکوت پیشه کنید و چنانچه سوالی از شما پرسیده شد، به طور خلاصه و کوتاه به آن پاسخ دهید. وانمود کنید که این اولین دفتر اسناد رسمی است که به آن رجوع کرده اید و چنانچه ایشان اشاره‌ای به مواردی چند از قانون شکنی‌هایی که در پاراگراف‌های بالا از سر گذرانده‌اید، نمودند، با تعجب از روی قضیه رد شوید. یادتان باشد که سردفتر عزیز باید مطمئن شود که شما تحت فشار نیستید. بنابراین کاملاً خونسرد باشید و چنانچه تلفن همراه‌تان در این میان زنگ خورد، بدون تشویش و پنهان‌کاری و با لبخند و مهربانی با تماس گیرنده صحبت کنید. فراموش نکنید که شما یک زن ایــرانی هستید! بنابراین باید بی وقفه تلاش کنید تا استقلال فکری و عملی خود را با هر حرکت، حرف و نگاهتان، به اجتماع ببلعانید. ضمناً، در مورد مبلغ حق الزحمه اصلاً صحبت نکنید.

۷. صبور باشید! تقریبا به آخر ماجرا نزدیک شده‌اید. چنانچه سردفتر عزیز قبول زحمت کردند، ذوق‌زدگی‌تان را پنهان کنید. احتمالاً باید نامه‌ای از این دفتر به دفتر ازدواج خود ببرید و پاسخ آن را که تایید ِ این مساله است که تا این تاریخ اجرائیه‌ای در باب مهریه تان صادر نگردیده است دریافت کنید. توصیه می‌کنیم از تاکسی تلفنی استفاده کنید، زیرا این پاسخ تنها با تاریخ ِ روز معتبر است. در راه برگشت از دفتر ازدواج به دفتر اسناد رسمی، یک کپی از شناسنامه خود و همسرتان و تمامی صفحات عقدنامه تان بگیرید. مدارک شما کامل است. احتمالاً به شما گفته خواهد شد که دو یا سه روز دیگر به همراه دو شاهد ِ شناسنامه دار، به دفتر مورد نظر مراجعه کنید.

٨. از حالا باید بدانید که پیدا کردن دو شاهد ِ روشنفکر ِ بااخلاق ِ رازدار، که اهل "حرف زدن و قال گذاشتن" نباشند، کار بسیار بسیار سختی است. پیشاپیش خودتان را برای حسابی دلخور شدن از دست چند دوست ِ دور و نزدیک و مقادیری آشنای جان جانی آماده کنید. توصیه می‌کنیم از همان اول روی کمک همکارتان، که قرار است در این باره بیشتر فکر کند، حساب نکنید. همچنین عقل سلیم حکم می‌کند که پای هر کسی را به دامنه مسائل شخصی و خانوادگی‌تان نگشایید، هر چند که بار ِ فیصله دادن این قضیه، بدجوری روی جسم و روحتان سنگینی می کند. ممکن است مجبور شوید تمام آن مراحلی را که برای یافتن یک سردفتر قانونمدار طی کردید، برای یافتن این دو موجود شجاع نیز، که نام و امضایشان جهت صدور سند یاد شده، برای همیشه محفوظ خواهد ماند، طی کنید. چه بسا این بار نیازمند انرژی ِ بیشتر، اعصاب قوی تر و زبان بازی‌های رنگارنگ تری هم باشید. اما استقامت‌تان را از دست ندهید! مطمئناً شما که تا اینجایش را دوام آورده‌اید، از پس این یکی هم برخواهید آمد.

۹. پرواضح است که افکارتان در طول هفته های اخیر، کاملاً از مساله وفای به عهد، دور شده است. اینک آن چه مهم تر می‌نماید اثبات آدم بودن‌تان! عاقل بودن‌تان! مستقل بودن‌تان! و بیرون کشیدن حقتان از توی حلقوم اجتماع تهوع آوری است که حالا اینهمه مدافع حقوق زنان شده است! بنابراین برای آنکه خیالتان از همه سو راحت باشد و هیچ گـَزَکی هم دست کسی ندهید به بانک مراجعه کرده و حداکثر پولی را که حاضرید در راه احقاق این حق فدا کنید، از حساب بانکی تان برداشت کنید. البته امیداریم حسابی داشته باشید که تویش خالی نباشد.

۱۰. ما خیلی خوب می دانیم که شما در این مدت چه فشار روحی و روانی را متحمل شده‌اید. به خصوص که پنهان نگاه داشتن این همه فشار، بدور از چشم بعضی اقوام و آشنایان و به خصوص مادرتان، کار چندان ساده‌ای نبوده است. با این‌همه زبان‌مان لال، مبادا هنگام پایین آمدن از پله های دفتر اسناد رسمی همراه با آن پاکتی که سند بذل مهریه شما را در خود نهفته دارد، پقی بزنید زیر گریه! یک کسی، آن بالا، توی آسمان، بدجوری منتظر دیدن یکی از آن لبخندهای دوست داشتنی ِ شماست! یادتان باشد که گذشته از ارضای غرور ِ درونی و اثبات هویت انسانی و اجتماعی‌تان، همسرتان نیز از داشتن زن ِ وفادار، جنگجو و خستگی ناپذیری چون شما، به خود خواهد بالیــد!

نویسنده: پرستو.ک

 

 تاریخ انتشار:   July 13, 2007 3:32 AM



 

 
 

Powered by: MovableType | Developed by: 7sang.ir