نقدی بر کتاب «عطر تْند نارنج» از سیامک بهرام پرور

جمعه، 22 تیرماه 1386

     

 
       
 

موضوع: کتاب

 

نويسنده: سعيد کيائی

   
     
سیامک بهرام پرور، در مجموعه‌ی «عطر تْند نارنج» که روی جلد آن بسیار مطمئن نوشته‌ است، «شاعر برگزیده‌ ششمین کنگره شعر و قصه‌ جوان کشور ـ هرمزگان». توقع را بالا می‌برد. این جمله یعنی ما حداقل با یک پدیده روبروییم و او می‌خواهد ما را به بوییدن عطر تند نارنج دعوت ‌کند.
   

 

 

 

یک کامنت بلند برای شعری که محصول اینترنت است
نقدی بر کتاب «عطر تْند نارنج» از سیامک بهرام پرور
سعید کیایی


اطمینان داشته باشید که این نوشته نه قصد نقادی دارد و نه قصد تعارف. این نوشته صفحات کتابی را پیش رو دارد و در جای جای آن نکته‌هایی به غلط یا درست به ذهن می‌آورد و چون حوصله‌ به دل فرو بردن نکته‌های غلط یا درست را ندارد به کاغذ می‌آورد.(1)

سیامک بهرام پرور، در مجموعه‌ی «عطر تْند نارنج» که روی جلد آن بسیار مطمئن نوشته‌ است، «شاعر برگزیده‌ ششمین کنگره شعر و قصه‌ جوان کشور ـ هرمزگان». توقع را بالا می‌برد. این جمله یعنی ما حداقل با یک پدیده روبروییم و او می‌خواهد ما را به بوییدن عطر تند نارنج دعوت ‌کند.

... و حال با ورق زدن تنها سه ـ چهار صفحه ما بر سفره‌ او میهمان شده‌ایم. میهمانی را محمدعلی بهمنی آغاز می‌کند و با چند کلامی، نه آنگونه که تعریف کرده باشد. او می‌گوید اتفاقی در غزل در حال افتادن است. حال آنکه خوب است یا بد؟ در پرده ابهام است: «مختصر بگویم؛ این مجموعه از جمله اتفاق‌هایی‌ا‌ست که باید در غزل امروز اتفاق می‌افتاد که اگر نه با سیامک بهرام‌پرور،‌که با نسل او اتفاق افتاده‌ است؛ نسلی که به پسند من و ما کاریش نیست، اما ما را به پسند او بسیار کار است.» (2) پاراگراف پایانی متن کوتاه بهمنی پاراگرافی هوشمندانه است که بسیاری از هم نسلان من و سیامک بهرام ‌پرور را چاق و چله می‌کند، اما به واقع باید با دیدی دیگر به آن نگاه کرد. ما باید بدانیم که نسل بهمنی نسلی پر تجربه است و با مطالعه. ما باید شک کنیم که نکند این نسل که چکیده‌ غزل است را نا دیده بگیریم و نبینیم که آنها ما را نگاه می‌کنند و از آن دردناک‌تر آنکه نفهمیم و نشنویم که آنها می‌گویند :«راه‌تان به ترکستان است.»

باری! بر خلاف میل باطنیم باید زودتر از یادداشت بهمنی بگذریم، ـ که بی شک، جفائیست به آن ـ و به غزل‌های بهرام‌ پرور برسیم نه به یادداشتِ موشکافانهْ در بسته‌ بهمنی.

آری. 42 شعر در فهرست آثار این کتاب است. که بیشتر آنها در قالب غزل است.

در نگاه گذرایی که به غزل‌های بهرام‌پرور در اولین مجموعه شعرش کردم، به این نتیجه ‌رسیدم که باید حرف‌هایم در باره مجموعه‌ی او را در دو بخش و احتمالا یک نکته تقسیم کنم.

بخش اول؛ پرداختن به بیرونه‌ شعر او است ـ منظور من از بیرونه شاید با منظور همه‌ اهل نقد، متفاوت باشد. (3) «بیرونه» در این نوشته همه آن چیزهائیست که در جایی غیر از حیطه معنا استفاده شده است. ـ و بخش دوم؛ پرداختن به درونه شعر او است ـ بی شک می‌دانید که «درونه» دراین متن نگاه به شِق معنایی شعر‌های او خواهد داشت. ـ و نکته را زمانی می‌گویم که بخواهم ارتباطی میان این دو بخش پیدا کنم.

در متن‌هایی که به عنوان شعر در اولین مجموعه شعر بهرام‌پرور آمده است، می‌بینیم که همگی قامتی بلند دارند و طبیعتا از بیت‌های زیادی تشکیل شده‌اند. این بیت‌های زیاد، نا خود آگاه یا خود آگاه ـ اما بی شک ـ قافیه‌های زیادی می‌طلبد و این طلبیدن زیاد در مواردی که کم هم نیستند دست شاعر را بسته است. گاهی نیز احساس می‌شود که شاعر به عمد می‌خواهد از قافیه‌هایی استفاده کند و با آنها قدرت خود را به رخ بکشد،‌ (به غزل دوم مراجعه کنید، غزل «حرف حق») که نتوانسته. و گاهی نیز این احساس می‌شود که شاعر به عمد بیت‌هایی را وارد شعر کرده است که لزومی به حضور آنها در شعر نیست. به طور مثال چند بیت می‌آورم:

«غزل آتشم شد... و من سرخپوست! / پیامم به تو: دارمت دوست ... دوست ...»(4) دوست دوم آیا به جز به دلیل پر کردن وزن آمده است؟

«هی پوست می‌کنید و تعارف! ... ولش کنید! / پوسیده پرتقال شما! ... پرّه پرّه نیست!» (5)

«عقربه‌ها در شتاب... باد به تقویم تاخت / یک دو سه سالی گذشت... یا که نه ... در این حدود!!» (6)

«... تویی که همسر قانونی غزل‌هایی؟! / بگو بله! بله‌هایت چقدر شیرین است!» (7)

گاهی نیز کلماتی در شعر او استفاده شده است که از نس کلمات او نیست. مثلا «در قاه قاه مست هیاهوی بی دلیل / گرچه کسی ندید و توجه نکرد، لیک ـ » (8) بی شک کلمه‌ «لیک» از جنس کلمات دیگر نیست. و باز در غزل «هفت سین پوسیده» در بیت 7 شاهدیم که کلمه «تومنیش» اساسا از جنس کلمات بهرام‌پرور نیست.

و دیگر آنکه گاهی بیت‌هایی وجود دارند که ردیف در آنها بیکار است. مثلا در شعر موسیقار که در اکثر بیت‌ها جدایی ردیف از باقی شعر احساس می‌شود.

از دیگر نکاتی که در این بخش قابل بررسی است وجود پا نوشت‌هایی است که گاهی ضرورت حضور آنها احساس نمی‌شود. پا نوشت‌ها به ترتیب در غزل اول، غزل سوم، غزل ششم، غزل هفتم، غزل دهم، غزل بیست و دوم، غزل بیست و پنجم، غزل بیست و ششم و غزل سی و چهارم، آمده است. دقت کنیم که پی‌نوشت‌ها مثل سنجاق کردن چیزی به شعر است و شعر پسندیده شعری‌ است که قوتش به قدری باشد که خود بدون هیچ سنجاقی ما را به آنچه از بیرون آمده ارجاع دهد و در عین حال بر گام‌های خود استوار باشد.

آخرین نکته در این بخش که ارتباطی هم با بخش بعدی دارد، آن است که، باز با تورقی بسیار سطحی در این مجموعه هم می‌توان به آن پی برد؛ و آن چیزی نیست جز استفاده بیش از حد علائم نگارشی در غزل. البته نویسنده این سطور (9) مخالف صد در صد استفاده از علائم نیست و نمی‌تواند باشد، اما می‌گوید و معتقد است که گاهی کلمات خود بیانگرِ ـ مثلا ـ سوالی بودن یا نبودن، تعجبی بودن یا نبودن و از این دست، هستند. همینطور در استفاده از سه نقطه‌ها نیز افراطی غیر قابل چشم پوشی شده است. یادمان نرود که سه نقطه یا نشانه تعلیق (10) نشاندهنده بریدگی و گسیختگی مطلب است و در مواردی نظیر : نقل قول از دیگران وقتی که آوردن جمله یا عبارتی غیر ضروری تشخیص داده شود و حذف آن در موضوع مورد استناد تاثیری نداشته باشد، و یا در حذف کلمات رکیک و عباراتی مستهجن که آوردن آنها مغایر عفت کلام باشد. و یا در جایی که سخن کسی به علتی ناتمام بماند یا نخواهد آن را در نوشته خود بیاورد. و یا برای گسیختگی تلفظ در مورد کسانی که بنا به عادت یا بنا به حالتی خاص، بریده بریده سخن می‌گویند. علامت تعلیق معمولا سه نقطه است مگر در حذف یک یا چند مصرع یا سطر که می‌توان به اندازه هر یک از مصرعها یا سطور نقطه گذاری کرد؛ می‌آید.

در بخش دوم این نوشته، همانطور که گفته شد قرار است به درونه، به آن معنی که آمد بپردازیم. به مضامین و پرداخت‌‌ها.

بسیاری از غزل‌های بهرام‌ پرور، اگر نخواهیم بگوئیم همه، عاشقانه‌اند. عاشقانه‌هایی که چندی است، در غزل ایران جا باز کرده‌. عاشقانه‌هایی که قطعا کلاسیک صرف نیستند. عاشقانه‌هایی که انگار هیچ نگاهی فرا زمینی ندارند و هر چه می‌اندیشند در زمین ِ خاکی است،‌ و نه حتی زمینی افلاکی. «خوابیده‌ای چو کودک در گاهواره‌ای / کودک نگو! فرشته بگو! ... ماهپاره‌ای! / مانند آریان و هلن ... نسل منقرض / زیبای خفته! ... ها؟! ... نکند سنگواره‌ای! ...» (11) و مثال‌های بسیار دیگر مدعای این حرف است. حرفی که پافشاری بر خوب و بد بودن آن نیست ولی باید بدانیم که یکی از مخاطب داران این شعر بهرام‌ پرور است. اما باز در همین بحث گریزی بزنیم به حرف آقای بهمنی در آغاز کتاب و اشاره‌ای که ایشان به نحوه‌ی اجرای این شاعر داشتند.

مخصوصا در دنیایی که هر روز امکانی به امکانات قبلی خود می‌افزاید تا انسان‌ها را به هم نزدیک‌تر کند نباید اجرا را از شعر جدا بدانیم.. و در این راستا چه نزدیک دیده می‌شود روزی که شب شعری اینترنتی با حضور میلیون‌ها شاعر از شهرها و کشور‌های مختلف برگزار شود. که کما بیش می‌شود و می‌بینیم و ساعت به ساعت به آغاز شب شعر ها و جلسه شعر‌های 24 ساعته نزدیک می‌شویم. باری! این یکی دیگر از ویژگی‌های شعر بهرام‌پرور است. و نمی‌توان آن را از مضامین او جدا دانست چون باید او را موقع خواندن شعر و حالت‌های مختلفش دید. اما، خوب و بد آن باید به زمانی دیگر ارجاع داده شود تا کمی زمان هم در حرف‌هایمان دخیل شود، چرا که هنوز ابتدای راه هستیم.

دیگر ویژگی مضمونی شعر او در شبیه بودن شعر او به شاعرانی است که بعد از همه گیر شدن پدیده اینترنت نامدار شدند. بی‌شک بهرام‌پرور نام امروز خود را مدیون اینترنت است. چرا که تا قبل از آن نام او در ذهن شاعران و انجمن‌های کشور نبود و شعر او بعد از ارائه‌ در محافل اینترنتی شناخته شد. ناگفته نگذریم که این ارائه تائیری دو سویه داشت. هم از شعر او در اینترنت و هم از شعر اینترنتی به شعر او. که انگار تاثیر دوم موثرتر بود. و حال شاید به زمانی رسیده باشیم که بتوانیم بگوئیم شعر او و نام او شعر و نامی است محصول اینترنت. با تمام خاصیت‌هایی که این پدیده دارد.

... اما، نکته‌ای که قرار بود در ارتباط با برقراری ربطِ میان درونه و بیرونه‌ی شعر بهرام‌پرور بگویم نیز دقیقا در همین جای بحث وارد می‌شود که آیا، او در استفاده‌ از عناصر بیرونی برای ایجاد فضایی برای مضمون پردازی استفاده کرده است یا از مضمون برای استفاده‌هایی در بیرونه؟ در شعرهای او در مجموعه‌ی عطر تند نارنج احساس می‌شود که این دو در هیچ سمتی با هم همسو نیستند. چرا که همواره ما باید شعر او را از زبان او بشنویم نه از متن‌هایی که روی کاغذ آمده است.

ــــــــــــــــــــــــــــــــ

1 - اساسا حکایت نقد هم همین شده است. در دنیای ادبی امروز که همه استادند و شاگرد نیست،‌ نقد همین است،‌ هر چه هر که بگوید نقد است. شک نکنید، و هر که با سوادتر با اصطلاح‌تر، و مشخصه‌ی اصلی‌ترش آن است که متنش سخت فهم‌تر است. باز هم اطمینان داشته باشید که در متن پیش رو با هیچ نقدی روبرو نخواهید شد، چون این متن سعی می‌کند از اصطلاح‌های دهان پر کن استفاده نکند. (بگذارید نویسنده بی‌سواد باشد.) نقد و نقادی در دنیایی که همه نقادند، جالب است.

2 – صفحه 7

3 - چه آنکه در روزگارِ همهْ مدعی‌ِ ما، همه‌ی منتقدان ترجمه‌ای نو از کلمات دارند، من بی آنکه مدعی نقادی باشم، اینگونه‌ام.

4 - صفحه 21

5 - صفحه 24

6 - صفحه 26

7 - صفحه 29

8 - صفحه‌ 54

9 - که احتمالا تا اینجای متن خونش برای سیامک بهرام‌پرور دوستان حلال شده!

10 - که این نشانه را در زبان فرانسه POINTS DE SUSPENSION و در انگلیسی ELIPSES MARK می‌گویند.

11 - صفحه‌ 77

 
 
 

 مطالب مرتبط

 
 

  ارسال نظرات














برای ديدن نظرات ديگران در مورد اين مطلب اينجا را کليک کنيد.

 
 

موسیقی زیر زمینی - بخش سوم: رپ

 

موسیقی زیر زمینی - بخش دوم: راک، متال و تلفیقی

 

موسیقی زیر زمینی - بخش اول: پاپ

 
 

انتشار ویژه‌نامه معرفی برترین‌های رسانه‌ای سال ۸۶
بررسی نشریات برگزیده ‌سال هشتاد و شش
بررسی وب‌سایت‌های برگزیده ‌سال هشتاد و شش
بررسی برنامه‌های رادیویی برگزیده ‌سال هشتاد و شش
بررسی وبلاگ‌های برگزیده ‌سال هشتاد و شش
بررسی آلبوم‌های موسیقی برگزیده ‌سال هشتاد و شش
بررسی پادکست‌های برگزیده ‌سال هشتاد و شش
بررسی برنامه‌های تلویزیونی برگزیده ‌سال هشتاد و شش
برترين‌های رسانه‌ای سال ۸۶ انتخاب خواهند شد
پذیرش «رپ» به عنوان سبک موسیقی
گفتگو با عبدالجبار کاکایی، عضو سابق شورای ترانه وزارت ارشاد
بحر طویل؛ رپ ایرانی
طبقه‌بندی مفاهیم موسیقی «رپ» فارسی - ویرایش اول
از مفاهیم عرفانی تا داف فانتزی، نگاهی به ترانه‌های رپ فارسی
رپ، ارائه تصویر تنزل‌یافته از زن و رفتار جنسی نوجوانان امریکا
هیپ‌هاپ واقعی و رپ‌خوانان سفید
گرافیتی؛ نمونه دیوارنگاری شهر تهران
نمونه ترانه رپ - کمک
نمونه ترانه رپ - وطن پرست
نمونه ترانه رپ - صلح تویی

 
 

برترین‌های رسانه‌ای سال

 


جستجو :

هفت‌سنگ مجله‌ای اينترنتی است که از سال هشتاد و يک در حوزه‌های ادبی، هنری و اجتماعی منتشر می‌شود. [ادامه]

مطالب مندرج در هفت‌سنگ نظرات شخصي نويسندگان است و درج مطالب لزوما به معنای تاييد محتوای آنها نيست.

 نقل‌مطالب از هفت‌سنگ فقط با اطلاع و اجازه هفت‌سنگ و با ذکر نام‌هفت‌سنگ و نام‌نويسنده مجاز است.

 
 

© Copyright 2002-2007 7sang Persian E-zine