English   مجله اینترنتی هفت‌سنگ

 درباره | سوالات | آگهی | تماس | RSS

هفت‌سنگ مجله‌ای اينترنتی است که از سال هشتاد و يک در حوزه‌های ادبی، هنری و اجتماعی منتشر می‌شود. [ادامه]


مطالب مندرج در هفت‌سنگ نظرات شخصي نويسندگان است و درج مطالب لزوما به معنای تاييد محتوای آنها نيست.


 نقل‌مطالب از هفت‌سنگ فقط با اطلاع و اجازه هفت‌سنگ و با ذکر نام‌هفت‌سنگ و نام‌نويسنده مجاز است.

 

- هیاهوی گنجشک‌ها در برف
- سریال‌های تاریخی و نقش خلاقیت
- «مُرده‌هایی چنین سرزنده!»
- تاریخی که با اخلاق ساخته شد
- سریال‌های تلویزیونی تاریخی
- هفتمین سال هفت سنگ
- «پارس بانو»، زیارتگاهی برای زرتشتیان
- فراخوان جایزه ادبی والس برای رمان‌های منتشر نشده
- به گمانم روز هفتم بهار بود
- شعر: ساعتی تنها شدم
- بامدادی چشم و چراغ وردپرس فارسی است
- کلاهم را برمی‌دارم، به نشانه‌ احترام
- بامدادی: هر کسی گاهی پایش می‌لغزد
- «بامدادی» من را با خودش کشاند
- با همین پرستوهایی که آمده‌اند، برمی‌گردیم!
- مثل ماه شدی...!
- سه ديدار با مردی كه از فراسوی باور ما آمد
- بار دیگر مردی که رفت...
- تذکره‌ی خوابگرد!
- یک گوشه‌ی پاک و پر نور
- چرا باید خوابگرد را خواند؟
- پدرخوانده‌ای که داخل «گیومه» اتفاق افتاد
- انتشار ویژه‌نامه معرفی برترین‌های رسانه‌ای سال ۸۶
- بررسی نشریات برگزیده ‌سال هشتاد و شش
- بررسی وب‌سایت‌های برگزیده ‌سال هشتاد و شش


 
 

  طنز


دست و هندوانه

 

   

نظرات خوانندگان  (0)

 

  نويسنده: عبدالله مقدمی

 

del.icio.us

del.icio.us

Balatarin

ارسال به:

 

 تماس: moghaddamy07-at-yahoo.com

 
 
ببین پسر جان بعضی وقت‌ها یک سیب ریزه میزه برای یک بنده خدا از صد تا هندوانه هم بزرگ‌تر است. یعنی زورش نمی‌رسد که بلندش کند. اما یک وقت می‌بینی یکی دیگر ده تا هندوانه برایش مثل ده تا دانه گوجه گیلانی است، فهمیدی؟
 


اصغری پرسید: اوستا! با یک دست چند تا هندوانه بر می‌دارند؟

گفتم: آدم عاقل یک دانه بر می‌دارد. تازه آن هم اگر پولش را داشته باشد!

گفت: حالا اگر یکی پولش را داشت و ده تا هندانه خرید، می‌شود با یک دستش همه آنها را بردارد؟

- خب چرا از آن یکی دستش استفاده نمی‌کند؟

- برای اینکه آن یکی هم را هم لازم دارد. برای روز مبادا!

- نچ! نمی‌شود پسر جان. حالا اگر هندوانه‌ها کوچک باشند، یک چیزی ...

- نمی‌دانم، یعنی به نظر شما عضویت هیئت مدیره یک تیم فوتبال معروف و مدیر عاملی چند تا شرکت و مشاور چند جای دیگر و ...

- ای نالوطی! باز هم رفتی تو خط سیاست؟ باز هم پایت را کردی تو کفش بزرگان؟ باز فضولی کردی بچه؟!

- فضولی کدام است اوستا؟ من که چیزی نگفتم خواستم ببینم با یک دست چند تا هندوانه ...

- اگر ادامه بدهی این عصا را توی سرت خرد می‌کنم! تو جوانی، جاهلی نمی‌دانی. اینها با هم فرق می‌کند.

- چه فرقی؟

- ببین پسر جان بعضی وقت‌ها یک سیب ریزه میزه برای یک بنده خدا از صد تا هندوانه هم بزرگ‌تر است. یعنی زورش نمی‌رسد که بلندش کند. اما یک وقت می‌بینی یکی دیگر ده تا هندوانه برایش مثل ده تا دانه گوجه گیلانی است، فهمیدی؟

- فکر کنم. یعنی با این توضیحات شما داداش من بیکار است چون زورش به هندوانه‌ها نمی‌رسد!

- آ باریکلا!

- پس با این احوال خدا به داد ما برسد!

- برای چی؟

- خب با این اوضاع، اگر خدای نکرده زبانم لال، هفت قرآن در میان، اگر بلایی سر یکی از این عزیزان بیاید، پیدا کردن یک پهلوان دیگر که این طوری بتواند هندوانه جمع کند، خودش داستانی است!

- حالا غصه نخور، تا حالا که اتفاقی نیفتاده، باقیش هم خدا کریم است!!

 

 تاریخ انتشار:   June 15, 2007 11:05 PM


Leave a comment


 

 
 

Powered by: MovableType | Developed by: 7sang.ir