English   مجله اینترنتی هفت‌سنگ

 درباره | سوالات | آگهی | تماس | RSS

هفت‌سنگ مجله‌ای اينترنتی است که از سال هشتاد و يک در حوزه‌های ادبی، هنری و اجتماعی منتشر می‌شود. [ادامه]


مطالب مندرج در هفت‌سنگ نظرات شخصي نويسندگان است و درج مطالب لزوما به معنای تاييد محتوای آنها نيست.


 نقل‌مطالب از هفت‌سنگ فقط با اطلاع و اجازه هفت‌سنگ و با ذکر نام‌هفت‌سنگ و نام‌نويسنده مجاز است.

 

- توقف فعالیت‌های گروه اینترنتی هفت سنگ
- بغضی به اندازه‌ی یک‌سال و حسرت سال‌های باقی‌مانده عمر
- به مناسبت قیصر؛ دوره می‌کنم تمام روزهای رفته تا همیشه را
- مرد اردیبهشتی
- به بهانه شمس و روزی که به نام اوست
- مشقت‌های عشق
- مَرد روزهای نوجوانی ‌ام...
- آن‌جا که پنچرگیری‌ها تمام می‌شوند
- آخرین دیدار با مرد قصه‌های خوب
- قصه‌ی من با قصه‌های خوب...
- چوب الف*
- یک نفر رفت
- پیری ملای مکتبی بود
- کتاب(!)
- غلام و زری!
- دعای خیر مادر
- کاریکلماتور
- دیوانه! کتاب، عینهو بینی نیست!
- پیشنهاد خرید هفت کتاب: رمان جهان
- علاقمندی‌های زیرزمینی!
- یک نفر تلفن همراه داشت
- کنکوری‌ها
- کاریکلماتور
- موضوع انشا: چگونه با ادب و با اخلاق باشیم
- ای جماعت پرید «مرغ سحر»!


 
 

  وبگردی


نادر ابراهیمی در وب فارسی

 

   

نظرات خوانندگان  (2)

 

  نويسنده: مهمان

 

del.icio.us

del.icio.us

Balatarin

ارسال به:

 

 تماس: info-at-7sang.ir

 
 
امیر حسین پندار: بلاگر‌های ادب دوست ایرانی هر از گاهی با خواندن کتابی از ابراهیمی، یا برگزاری بزرگداشت او دوباره خاطرات‌شان زنده می‌شود و از هلیا و او از نامه‌های او و از آتش بدون دود او و از افسانه باران و او و از خاطراتشان با او و از او و از خودشان، می‌نویسند.
 

نادر ابراهیمی در وب فارسی
امیر حسین پندار

بلاگر‌های ادب دوست ایرانی هر از گاهی با خواندن کتابی از ابراهیمی، یا برگزاری بزرگداشت او دوباره خاطرات‌شان زنده می‌شود و از هلیا و او از نامه‌های او و از آتش بدون دود او و از افسانه باران و او و از خاطراتشان با او و از او و از خودشان، می‌نویسند.

علی اصغر سیدابادی در باره او نوشته است: درباره نادر ابراهیمی نوشتن برای من که مثلا در حوزه ادبیات کودک و نوجوان کار می کنم نباید زیاد سخت باشد، اما سخت است. راستش من او را هر گز نفهمیده‌ام. حال و هوایم با حال و هوای آثارش خیلی فرق دارد و حتی دیدگاه‌هایم با دیدگاه‌های ادبی‌اش درباره ادبیات کود ک از زمین تا آسمان متفاوت است ...


دانشجویان ترکمن دانشگاه زابل هم نوشته‌ند؛ آنچه که باعث شد نادر ابراهیمی در میان مردن شناخته شود و تا سال‌ها رمان‌ها او در بازار کتاب، پرفروش باقی بماند، رمان هفت جلدی و طولانی «آتش بدون دود» است. داستانی که با مبارزات ایلات ترکمن صحرا و عشق‌های آتشین شروع می‌شود ...


معصومه ناصری در مطلبی با تیتر «بار دیگر مردی که دوست می‌داریم» درباره نادر ابراهیمی نوشته است: کتابش ما را کشاند تا ساحل چم‌خاله! می‌خواستیم ببینیم چه جادویی در این ساحل کوچک هست که او را این‌طور هیجان‌زده کرده. بعدها یک بار که با او گفتگو می‌کردم گفت عشقی که در این کتاب هست عشق به وطن است ...


رویا، نویسنده وبلاگ تنها چند واژه؛ چند پست از مطالب وبلاگش را با یاد و بخاطر نادر ابراهیمی نوشته است، او در یکی از پست‌ها نوشته است، هی تو وب‌لاگ‌ها می‌خونم همه رفته‌اند ۴-۵ تا کیسه کتاب خریدند. دلم می‌سوزه! گرچه نمی‌دونم چرا تو خریدن کتاب سخت‌گیر شده‌ام. اما نمایشگاه کتاب به‌نظر من به جز تخفیف‌هایی که می‌دن!

خوبیش به اینه که از صبح تا شب بری و کسایی رو که دلت می‌خواد ببینی. مثلا یکی از خاطره‌های من دیدن نادر ابراهیمیه. اتفاقا دیروز تو دانشکده حرفش شد. همون معلم زبان‌مون که تعریف کرده بودم اون موقع کتاب «بار دیگر شهری که دوست داشتم» رو بهم داده بود که بخونم و من کلی ازش خوشم اومده بود. این کتاب هم برای من یه چیزی تو مایه شازده کوچولو بود که هی یکی می‌خریدم برای خودم و بعد می‌دادمش به یکی. و باز یکی برای خودم می‌خریدم! این طوری بود که با این‌که سوم راهنمایی خونده بودمش، سال سوم دانشگاه که بودم نداشمتش. تو نمایشگاه رفتم که باز یکیش رو بخرم. وقتی خریدم، خانومه گفت اگه می‌خواین ببرین آقای ابراهیمی براتون امضا کنن. ما هم رفتیم پیشش. ازم پرسید اسمت چیه؟ ...


مه رو، نویسنده وبلاگ دختری از ایران؛ نوشته است من سالروز تولد تمام کسانی رو که خیلی دوستشون دارم به خاطرم می‌مونه. امروز هم تولد یه مرد نازنینیه که واقعا با خوندن نوشته‌هاش و داستانهای زیبایش واز مشاهده فیلم‌های مستندی که کارگردانی کرده لذت می‌برم. امروز چهاردهم فروردین سالروز تولد نادرابراهیمی عزیزه. مرد بزرگواری که خوندن "یک عاشقانه آرام"ش کلی منو آروم کرد. "فردا شکل امروز نیست"ش رو خیلی دوست دارم... ولی کتاب "بار دیگر شهری که دوست می‌داشتم"ش در نظر من یه نوشته ی متفاوتیه. ولی آنقدر سبک نوشتارش زیبــــاست که نمی‌توان گفت کدامیک از نوشته‌هایش بهتر از دیگریست. "سه دیدار" " بر جاده‌های آبی سرخ"، "آتش بدون دود"، "حکایت آن اژدها".... از دیگر نوشته‌های خواندنی این نویسنده خوب و شایسته کشورمان است...


رضا بی تقصیر نویسنده وبلاگ واژه نویس؛ در پستی 5 خاطره از نادر ابراهیمی نوشته است. او اینطور آغاز کرده: خبر کوتاه است و گویا : «نادر ابراهیمی" نویسنده پر آوازه ایرانی که مدت‌هاست در بستر بیماری به سر می‌برد، توانایی راه رفتن را از دست داده است.به گزارش ایرنا، "فرزانه منصوری" همسر نادر ابراهیمی با اعلام این مطلب افزود: روند کند بهبودی ابراهیمی متوقف شده است و در پی از دست دادن توانایی تکلم، او دیگر قادر به راه رفتن هم نیست. وی ادامه داد: هم اکنون برای جابه‌جایی همسرم، از صندلی چرخدار استفاده می‌کنیم.
نادر ابراهیمی چندسالی است که به علت ضایعه مغزی در بستر بیماری افتاده است اما با وجود از دست دادن قدرت تکلم و راه رفتن، حواس پنجگانه او فعال است و قدرت ادراک دارد.»

نادر ابراهیمی را باید از کدام زاویه بنگرم؟ یکی نویسنده خبره در عرصه ادبیات کودک؟ یک نویسنده عاشق؟ یک فیلمنامه نویس؟ یک ترانه سرا؟ یک...؟.. نسل من خواندن و نوشتن را در دورانی فرا گرفتند که غول های دوست داشتنی چون ابراهیمی بر بلندای ادبیات این مرز و بوم در افشانی می ‌کردند. در مقاطع مختلف عمر شاهد معجزه ای به نام ابراهیمی در این جا و آن جا بودم...


پدرام رضایی زاده، نیز در وبلاگش نوشته است‌ کلمه ، نان نمی‌شود! ( نگاهی کوتاه به جهان داستانی نادر ابراهیمی ) این یادداشت با اندکی جرح و تعدیل در ویژه نامه نوروز۸۳ روزنامه شرق منتشر گردیده است.
ابتدا قرار بود این یادداشت گزارشی باشد از حال و روز امروز نادر ابراهیمی ؛ اما بعد از گفتگو با فرزانه منصوری - همسر نادر ابراهیمی - که در حال حاضر بر انتشار آثار ابراهیمی نیز نظارت دارد ، به این نتیجه می‌رسیم که محوریت یادداشت‌ام را بر جهان داستانی نادر ابراهیمی قرار دهم .ضعف شدید، بیماری و عدم حضور ذهن آقای نویسنده دلایلی است که فرزانه منصوری برای عدم تمایلش به انجام گفتگو با همسرش عنوان می‌کند. او معتقد است یادداشت‌هایی از این دست منجر به تخریب تصویری می‌گردد که از نادر ابراهیمی به عنوان نویسنده‌ای پرکار، فعال و خوش صحبت در ذهن خوانندگانش نقش بسته است ...


مینا کفا منش راد نویسنده وبلاگ یک عاشقانه آرام، وبلاگش را به معرفی آثار نادر ابراهیمی اختصاص داده است و هر از گاهی مطالبی از کتارهای او گلچین می‌کند و در وبلاگ می‌گذارد...


نویسنده وبلاگ همنشین دل، از نادر ابراهیمی عذر می‌خواهد:
ازسالن27 که خارج شدم خانمی با میکروفون روبرویم سبز شد.چند نفر با دوربین دورتر ایستاده بودند.خانم خبرنگار
پرسید:
نادر ابراهیمی را می شناسید؟

 

 تاریخ انتشار:   April 20, 2007 11:15 AM


2 Comments

منم از طرفداران پر وپا قرص نادر ابراهيمي هستم براي خواندن آثارش از ((آتش بدون دود )) شروع كردم و بعد بار ديگر شهري كه دوست ميداشتم و 40 نامه كوتاه به همسرم
واقعا فوق العاده است
خيلي خوشحال شدم كه در مورد ايشان نوشته بوديد
اميدوارم كه موفق باشيد

با سلام و تشكر
از اينكه از نادر ابراهيمي نوشتيد.


 

 
 

Powered by: MovableType | Developed by: 7sang.ir