ما برای خواندن این قصه عشق به خاک / خون دلها خوردهایم
ما برای جاودانه ماندن این عشق پاک / رنج دوران بردهایم
نادر ابراهیمی دو ترانه «تصویر وطن» و «سفر بخاطر وطن» قطه این عشق پاک را میسراید. «سفر بخاطر وطن» مشهورتر است هم بدلیل آنکه همراه مجموعه تلویزیونی «سفرهای دور و دراز هامی و کامی» با نویسندگی و کارگردانی نادر ابراهیمی در دهه پنجاه بارها از تلویزیون پخش شده است، هم بهخاطر اجرای تاثیرگذار محمد نوری و اقبال مردمی که یافته است.
اما افزون بر عوامل بیرونی، از جمله پخش گسترده رسانهای، دورنمایه و شیوه بیان این ترانه در توفیق آن نقش دارد. ترانه با این دو مصراع تخیلی ـ عاطفی آغاز میشود:
ما برای پرسیدن نام گلی ناشناس / چه سفرها کردهایم
ما برای بوسیدن خاک سر قلهها / چه خطرها کرده ایم
صمیمیت و صداقت، عاملی است که ملال انگیری تکرار و به ویژه صراحت و شعار کمرنگ میکند و فضا را برای بیان آرمانهای شاعر آماده میکند:
ما برای آن که ایران گوهری تابان شود / خون دلها خوردهایم
ما برای آن که ایران خانه خوبان شود / رنج دوران بردهایم
سادگی و روانی و رسایی در بیان و هم چنین سلامت ارکان جملهها در برقراری ارتباط سریع با طیف گسترده مخاطبان موثر است.ترانه با دو مصراع عاطفی دیگر ادامه مییابد:
ما برای بوئیدن بوی گل نسترن / چه سفرها کردهایم
ما برای نوشیدن شورابههای کویر / چه خطرها کردهایم
در این دو مصراع نظیر دو مصراع آغازین ترانه، عناصر حسی و قابل لمس، تصویر مورد نظر سراینده را میسازند و اشاره به مصادیق خاص و عینی، به جای مفاهیم عام و ذهنی بهترین شیوه برای خیال انگیزی است هم چنانکه جملات تکراری (ترجیعی) این دو بند / چه سفرها کردهایم / چه خطرها کردهایم / به حرکت بیرونی و جغرافیایی (سیر در آفاق) اشاره دارد.
در مقابل این دو بند، بند دوم و بند پایانی ترانه حال و هوایی دیگر ندارند، نخست بند پایانی را با هم میخوانیم:
ما برای خواندن این قصه عشق به خاک / خون دلها خوردهایم
ما برای جاودانه ماندن این عشق پاک / رنج دوران بردهایم
عناصر سازنده و کلمات کلیدی این دو بند از ترانه اغلب ذهنی و درونی هستند، یعنی از حوزه مفاهیم کلی و عقلی انتخاب شدهاند، هم چنان که جملات تکرار شونده (ترجیعی) آنها / خون دلها خوردهایم / رنج دوران بردهایم / از این گونهاند. این ترکیب متوازن و قرینه سازی در رویارویی سیر بیرونی (آفاقی) و درونی (انفسی) و عناصر حسی و عقلی و پرداختن به مصادیق و بیان عاطفی تصاویر در برابر مفاهیم و آرمانهای عقلانی از ساختمند بودن این سروده حکایت میکند به نجوی که حرکت در میان این دو حوزه متباین، به نوعی تقابل موزون و دلنشین منجر میشود و مخاطبان را با خود همراه و مجذوب زیبایی ترانه میسازد.
نکته سنجی دیگر سراینده این است که منشا خوبی و زیبایی و محبوبیت ایران را به گذشتههای دور و حکایتهای اساطیری و گاه موهوم ارجاع نمیدهد بلکه با اشاره به سفرها و خاطرها و خون دلها و رنجهای مرم ایران زمینههای برآمدن و سرافرازی ایران را ترسیم میکند و نیز مراحل شکل گیری و کمال عشق به میهن را به یاد میآورد.
این بیان هوشمندانه به نحوی است که همه افتخارات و جان فشانیهای تاریخ ملی و دینی مردم ایران را دربر میگیرد. همان جامعیتی که در ایران عزیز دارد و به رغم تنوع قومی، زبانی و مذهبی، هویت یگانه و افتخار آمیز ایرانی را به همه فرزندان خود عرضه میدارد.
ترانه سفر بخاطر وطن علاوه بر قرینه سازی و توازن ساختاری در حوزه مضامین و کلمات،در بخش موسیقی کلام نیز به یاری ساختار نظام مندی که دارد بسیار غنی و پرمایه است. تقریبا تمامی سطرهای این ترانه از ترجیع و موازنه و تکرار درواحدهای زبانی بهرهای دارند و همین ویژگی است که زمزمه پذیری و ماندگاری در یادها را برای این ترانه پدید میآورد.
اما ترانه «نصویر وطن» در این ترانه اغلب کلمات و تعابیر از حوزه ذهنیات و مفاهیم کلی انتخاب شدهاند و تنها یک بند از ترانه به دنیای مصادیق و جزئیات تعلق دارد:
مثل راز شعر حافظ / مثل آواز قناری
همچو یاد خوشترینها / همچو باران بهاری / ای وطن
حتی در همین بند هم غلبه با ذهنیات است (راز شعر حافظ) (یاد خوشترینها)
در بند دوم ترانه با ظرافتی در بیان به کار رفته است که ممکن است در نظر اول قابل درک نباشد:
ای دلیل زنده بودن / ای سرود صادقانه
ای دلیل زنده ماندن / جان پناهی جاودانه
قرینه سازی میان (زنده بودن) و (زنده ماندن) که در نگاه اول نوعی تکرار را القا میکند در واقع حاصل نکته سنجی سراینده است که حیات و استمرار آن را با این بیان تصویر کرده است.
اما در سایر بندهای این ترانه، تشخصی که از ترانهای به قلم نادر اراهیمی بایسته و شایسته است دیده نمیشود. گویی عبارات با کم حوصلگی و شتاب نوشته شدهاند و به نوعی تکرار حرفهاییاند که در این نوع سرودههای شتابزده وطن دوستانه بارها شنیدهایم.
حتی قافیهها نیز از آفت تکرار و مطابق معمول بودن مصون نماندهاند. / شادی، آزادی / صادقانه، جاودانه / غصهها ، قصهها /
در بند پایانی نیز کلمه «با غرور» به سیاق همه ترانههای میهنی شتابناک و کم حوصله، برای ستایش از میهن به کار رفته است که با توجیه به معنای «غرور» نادرست مینمایند زیرا همگان میدانیم که غرور از صفات نکوهیده و شیطانی است. و طبعا نمیتواند به معنای افتخار و سربلندی به کار رود.
با همه اینها ترانه «تصویر وطن» نیز مانند ترانه «سفر بخاطر وطن» از غنای موسیقایی بهرهمند است. توجه سراینده به قرینه سازی و استحکام ساختاری سروده خویش و دقت در منطق متوازن و نظاممند، آغاز و انجام این سروده را به زیبایی به هم پیوسته است. همان چیزی که ویژگی همه ترانههای خوب و به یادماندنی است. و همان ویژگیهایی که در اغلب ترانههای سطحی امروز از آنها نشانی نیست.
نکته برجسته دیگری که در هر دو سروده دیده میشود این است که موضوع ترانهها یعنی ستایش وطن و ابراز عشق به ایران سراینده را به اغراق و گزافه گویی دچار نساخته است و افزون بر این، از فریفتگیها و خودشیفتگیهای معمول در سرودههایی با مضامین میهنی نیز مصون مانده است.
به ویژه اگر به یاد بیاوریم که «سفر به خاطر وطن» در دهه پنجاه سروده شده است یعنی دوران اوج هیاهوی باستانگرایی مضحک پهلوی دوم که بسیاری را فریفت به گونهای که عوارض آن فریب و نمایش مضحک هنوز هم گریبانگیر جماعتی از ساده اندیشان شبه روشنفکر است.