English   مجله اینترنتی هفت‌سنگ

 درباره | سوالات | آگهی | تماس | RSS

هفت‌سنگ مجله‌ای اينترنتی است که از سال هشتاد و يک در حوزه‌های ادبی، هنری و اجتماعی منتشر می‌شود. [ادامه]


مطالب مندرج در هفت‌سنگ نظرات شخصي نويسندگان است و درج مطالب لزوما به معنای تاييد محتوای آنها نيست.


 نقل‌مطالب از هفت‌سنگ فقط با اطلاع و اجازه هفت‌سنگ و با ذکر نام‌هفت‌سنگ و نام‌نويسنده مجاز است.

 

- بغضی به اندازه‌ی یک‌سال و حسرت سال‌های باقی‌مانده عمر
- به مناسبت قیصر؛ دوره می‌کنم تمام روزهای رفته تا همیشه را
- مرد اردیبهشتی
- به بهانه شمس و روزی که به نام اوست
- مشقت‌های عشق
- مَرد روزهای نوجوانی ‌ام...
- آن‌جا که پنچرگیری‌ها تمام می‌شوند
- آخرین دیدار با مرد قصه‌های خوب
- قصه‌ی من با قصه‌های خوب...
- چوب الف*
- یک نفر رفت
- پیری ملای مکتبی بود
- کتاب(!)
- غلام و زری!
- دعای خیر مادر
- کاریکلماتور
- دیوانه! کتاب، عینهو بینی نیست!
- پیشنهاد خرید هفت کتاب: رمان جهان
- علاقمندی‌های زیرزمینی!
- یک نفر تلفن همراه داشت
- کنکوری‌ها
- کاریکلماتور
- موضوع انشا: چگونه با ادب و با اخلاق باشیم
- ای جماعت پرید «مرغ سحر»!
- اخبار ۲۰:۳۰!


 
 

  ویژه‌نامه‌ی نادر ابراهیمی


من از نادر آموختم

 

   

نظرات خوانندگان  (0)

 

  نويسنده: مهمان

 

del.icio.us

del.icio.us

Balatarin

ارسال به:

 

 تماس: info-at-7sang.ir

 
 
کمال تبریزی: من از نادر ابراهیمی آموختم که هنر نمایش و سینما خلاقیتی است که در جمعیت شکل می‌گیرد. با هم بودن و با هم خوب بودن و به علایق و سلایق یکدیگر احترام گذاشتن، قدم اول ابداع و نوآوری است.
 

کمال تبریزی

روزهایی که جوان بودم و تازه کار، و به دنبال آموختن، سعی می‌کردم در کلاسهای اساتید ویژهء آموزش هنر شرکت کنم. یکی از انها کلاسی بود که همیشه برایم جذابیت خاصی داشت؛ و هر روز در آن مفاهیم تازه و غیر تکراری می‌آموختم _ کلاس درس استاد نادر ابراهیمی. نفوذ کلامش عمیق بود و پرمعنا؛ و همیشه حرفهایی می‌زد که وادار به تفکر می‌شدم. لحن بیانش به گونه ای بود که مرا به ساحت دیگری از زندگی اشاره می‌داد! از او یاد می‌گرفتم که همهء پدیده ها ظاهر و باطنی دارند، خلوت و جلوتی دارند؛ و آشکار و پنهانی دارند! از نادر ابراهیمی یاد گرفتم که ساحت هنر و هنرمند، یافتن باطن و خلوت و پنهان است در بستر ظاهر و جلوت و آشکار. یاد گرفتم آنچه به چشم می‌آید مرا نفریبد! و همیشه به دنبال رازهای پنهان جستجو کنم. این سرمایهء عظیمی بود که استاد بی هیچ چشمداشتی در کف من نهاد. از او یاد گرفتم که اخلاق در کار به اندازهء خود کار اهمیت دارد. فروتنی و اعتماد به نفس، در کار هنرمند، هم ارزِ هم اند و تجربهء شکست و پذیرفتن آن به اندازهء شادی ناشی از پیروزی، هنر را صیقل می‌دهد.

من از نادر ابراهیمی آموختم که هنر نمایش و سینما خلاقیتی است که در جمعیت شکل می‌گیرد. با هم بودن و با هم خوب بودن و به علایق و سلایق یکدیگر احترام گذاشتن، قدم اول ابداع و نوآوری است. امروز که به کلاسهای درس او فکر می‌کنم، یک نوع نگاه متفاوت در نظرم جلوه می‌کند؛ شاید

 

 تاریخ انتشار:   April 20, 2007 2:09 AM



 

 
 

Powered by: MovableType | Developed by: 7sang.ir