English   مجله اینترنتی هفت‌سنگ

 درباره | سوالات | آگهی | تماس | RSS

هفت‌سنگ مجله‌ای اينترنتی است که از سال هشتاد و يک در حوزه‌های ادبی، هنری و اجتماعی منتشر می‌شود. [ادامه]


مطالب مندرج در هفت‌سنگ نظرات شخصي نويسندگان است و درج مطالب لزوما به معنای تاييد محتوای آنها نيست.


 نقل‌مطالب از هفت‌سنگ فقط با اطلاع و اجازه هفت‌سنگ و با ذکر نام‌هفت‌سنگ و نام‌نويسنده مجاز است.

 

- توقف فعالیت‌های گروه اینترنتی هفت سنگ
- بغضی به اندازه‌ی یک‌سال و حسرت سال‌های باقی‌مانده عمر
- به مناسبت قیصر؛ دوره می‌کنم تمام روزهای رفته تا همیشه را
- مرد اردیبهشتی
- به بهانه شمس و روزی که به نام اوست
- مشقت‌های عشق
- مَرد روزهای نوجوانی ‌ام...
- آن‌جا که پنچرگیری‌ها تمام می‌شوند
- آخرین دیدار با مرد قصه‌های خوب
- قصه‌ی من با قصه‌های خوب...
- چوب الف*
- یک نفر رفت
- پیری ملای مکتبی بود
- کتاب(!)
- غلام و زری!
- دعای خیر مادر
- کاریکلماتور
- دیوانه! کتاب، عینهو بینی نیست!
- پیشنهاد خرید هفت کتاب: رمان جهان
- علاقمندی‌های زیرزمینی!
- یک نفر تلفن همراه داشت
- کنکوری‌ها
- کاریکلماتور
- موضوع انشا: چگونه با ادب و با اخلاق باشیم
- ای جماعت پرید «مرغ سحر»!


 
 

  ویژه‌نامه‌ی نادر ابراهیمی


نادر، باز هم بنویس

 

   

نظرات خوانندگان  (0)

 

  نويسنده: مهمان

 

del.icio.us

del.icio.us

Balatarin

ارسال به:

 

 تماس: info-at-7sang.ir

 
 
سیمین دانشور: نادر ابراهیمی ‌هم مثل بسیاری از روشنفکران زمانه ما، قربانی جوّ متشتت برخورد آرا و عقاید گوناگون مسلط بر محیط شد و اگر من جستم، به این علت بود که سیاست زده نبودم. اما نادر ابراهیمی ‌هم مثل پیشکسوتان و همزمانان خود، نوسان های گوناگون را پذیرا شد. ابتدا چپگرا بود و عاقبت مذهب پناهگاه او شد.
 

سیمین دانشور
از کلوپ نادر ابراهیمی‌

شناخت من از نادر ابراهی می‌در نوجوانی او روی داد. کیهان ماه، وابسته به سازمان کتاب کیهان، به سرپرستی جلال آل احمد و من در می‌آمد که از شماره سوم به علت چاپ غرب‌زدگی به قلم جلال، توقیف شد. از میان مطالب رسیده به مجله، به داستان سنجاب‌ها اثر نادر ابراهیمی ‌برخوردم که عالی بود. نظر جلال را هم جلب کرد و آن را برای چاپ در شماره سوم در نظر گرفتیم. نویسنده را خواستیم و به او تبریک گفتیم. اما کیهان پس از انتشار دو شماره توقیف شد. در امریکا که بودم این داستان را ترجمه کردم و برای اعضای سمیناری که در آن شرکت داشتم و گروه انبوهی از شنوندگان خواندم. تحسین کم نظیری را برانگیخت. جلال مرا واگذاشت و رفت. غروب جلال نابهنگام و دردناک بود. اما دوستی نادر و من ادامه یافت.

نادر ابراهیمی ‌هم مثل بسیاری از روشنفکران زمانه ما، قربانی جوّ متشتت برخورد آرا و عقاید گوناگون مسلط بر محیط شد و اگر من جستم، به این علت بود که سیاست زده نبودم. اما نادر ابراهیمی ‌هم مثل پیشکسوتان و همزمانان خود، نوسان های گوناگون را پذیرا شد. ابتدا چپگرا بود و عاقبت مذهب پناهگاه او شد. مدتی به فیلم سازی گروید و اگر درست بگویم، آتش بدون دود، و سفرهای دور و دراز ها می‌و کا می‌را ساخت و کتاب ها بسیاری نوشت که لابد دیگران از فهرست آثار او نام خواهند برد.

نوسان‌های او هم بیشتر ملهم از جستجوگری اش بود، آن چنان که او و بسیاری از روشنفکران، راه های رفته و نرفته را رفتند و آزمودند و احتمالا ً در آثارشان منعکس کردند. خبر بیماری اش را از دوست گرامی، پزشک ــ شاعر، دکتر احمد جلیلی شنیدم و می‌دانم که این پزشک حاذق، سلامتی او را به او باز خواهد داد.

نادر ابراهیمی‌عزیز! این بیماری را هم نوسانی دیگر بشمار و درباره آن بنویس. تو می‌توانی. تو قلم توانایی داری.

 

 تاریخ انتشار:   April 20, 2007 1:47 AM



 

 
 

Powered by: MovableType | Developed by: 7sang.ir