نامه‌ای برای ویژه‌نامه نادر ابراهیمی و نادر ابراهیمی

جمعه، 31 فروردینماه 1386

     

 
       
 

موضوع: نادر ابراهیمی

 

نويسنده: مهمان

   
     
مجتبی محمدی‌نیا: اولین روزهای بهار جوانی را تجربه می‌کردم، در خزان زرد زمان، پائیز بود. افکار رنگارنگ، برگ‌های رنگ به رنگ؛‌ و روزهای مزین شده با عطر ظراوت باران، ترنمی خاص در دلم بخشیده بود. ولی بازهم قسمتی در دورترین نقطه ذهنم نوید بخش مژده‌ای نو بود؛ آشنایی را طلب می‌کرد.
   

 

 

 

مجتبی محمدی‌نیا

اولین روزهای بهار جوانی را تجربه می‌کردم، در خزان زرد زمان، پائیز بود. افکار رنگارنگ، برگ‌های رنگ به رنگ؛‌ و روزهای مزین شده با عطر ظراوت باران، ترنمی خاص در دلم بخشیده بود. ولی بازهم قسمتی در دورترین نقطه ذهنم نوید بخش مژده‌ای نو بود؛ آشنایی را طلب می‌کرد. آشنایی که نمی‌توانستم ماهیت او را بشناسم. پیش از این در جستجویش تا حوزه‌های علمیه و خانقاه‌ اهل تصوف نیز رفته بودم. اما نیافتم و همیشه می‌شنیدم که آنچه یافت می‌نشود... آنم آرزوست.

تجربه‌ها و گذشت روزگاران به اثبات رسانده است اولین سالهای سنین جوانی،‌ مهماندار سردرگمی‌های خاصی است که تا پیر، مرشد یا راهنمایی یا حتی کاروانسالاری نباشد نمی‌توان از این حال و هوا خارج شد. بدیهی است در این روزگار وانفسا کمتر می‌توان از حضور چنین افراد با ارزشی بهره مند شد. اما خواستن توانستن است و می‌توان تا حد توانستن پیش رفت، کاری که پای مرا به عرصه جدیدی نهاد.

پیش از آنکه مذهب آئینه داران و عرفان عارف‌نمایان و تصوف بی صافی جمعی از علما و ادبا هم چنین عاشق پیشگان را تجربه نمودم. اما عطش سیری ناپذیر ما را جرعه‌ای بیش نبود و همچنان گویی تشنه‌تر گشتیم. مثل آن زمانی که طعم شیرین و صفای زلال بودن جرعه‌ای آب را ندانی، نوشیدن آب گل آلود هم صفایی دارد. اما با درک چنین حلاوتی و با دیدن آب خنک از نوشیدن هرچه به غیر از آن سرباز می‌زنی. من نیز به دنبال پیاله‌ای از همان آب، که بر دریای احسان روزگاران بیابم.

به خاطر دارم زمانی را که برای خرید به کتابفروشی‌های خیابان انقلاب می‌رفتم، حتی از دیدن قفسه‌های مخصوص به‌ رمان وحشت داشتم. چرا که با نقد نادرست و پر غرض بعضی از همان مرشد نما‌ها، رمان را قسمتی از پوچ‌گرایی‌ها و نابخردی‌ها می‌دانستم. روزی نگاهم همچون نگاه به نامحرم مجذوب و دلباخته کتابی از همان قفسه‌ها شد. حصار چوبی رمان‌ها را در ذهن مسمومم شکستم و وارد سبزه زار‌های خیال شدم. عنوانی که من را به یکباره از خود بی‌خود کرد و مسیر زندگی‌ام را از سمت سنگلاخ‌خا به کوچه باغ‌هایی تغییر داد که درون هرباغ بر روی دیوار کاهگلی زلف هر درختی پریشان و وزین طراوتی نو و رها و رودی دل انگیز رقم می‌زد. عجیب جمله‌ای بود، یا بهتر بگویم بهترین عنوان «یک عاشقانه آرام». در عین شگفتی در فکر آن بودم که از کدام عشق سخن می‌گوید،‌مگر عاشقیت بر روی دریایی پر طلاتم زندگی آرامشی هم خواهد داشت؟

کتاب را خریدم و از کتابفروشی بیرون آمدم. به دنبال جایی می‌گشتم که کتاب را بی هیچ مزاحمتی بخوانم. عجیب ولی قابل احساس و درک بود احساس سبز بودن غوطه‌ورتر از همیشه در من. با نویسنده‌ای آشنا شدم که گویی سا‌لها در جستجویش بودم.
با مطالعه کتابهایش خود را بیشتر شناختم. و اکثر اطرافیانم پس از اشنا شدن با او زیباتر به زندگی نگاه کردند و چنین است که از پس عینک زیبا بینی نادر ابراهیمی بسیاری توانستند با یک عاشقانه آرام زندگی و سختی‌های زندگی را با دیگر کتابهایش لمس کنند و به خوبی زندگی . ... ... ...

 
 
 

 مطالب مرتبط

 
 

  ارسال نظرات

برای ديدن نظرات ديگران در مورد اين مطلب اينجا را کليک کنيد.

 
 

موسیقی زیر زمینی - بخش سوم: رپ

 

موسیقی زیر زمینی - بخش دوم: راک، متال و تلفیقی

 

موسیقی زیر زمینی - بخش اول: پاپ

 
 

انتشار ویژه‌نامه معرفی برترین‌های رسانه‌ای سال ۸۶
بررسی نشریات برگزیده ‌سال هشتاد و شش
بررسی وب‌سایت‌های برگزیده ‌سال هشتاد و شش
بررسی برنامه‌های رادیویی برگزیده ‌سال هشتاد و شش
بررسی وبلاگ‌های برگزیده ‌سال هشتاد و شش
بررسی آلبوم‌های موسیقی برگزیده ‌سال هشتاد و شش
بررسی پادکست‌های برگزیده ‌سال هشتاد و شش
بررسی برنامه‌های تلویزیونی برگزیده ‌سال هشتاد و شش
برترين‌های رسانه‌ای سال ۸۶ انتخاب خواهند شد
پذیرش «رپ» به عنوان سبک موسیقی
گفتگو با عبدالجبار کاکایی، عضو سابق شورای ترانه وزارت ارشاد
بحر طویل؛ رپ ایرانی
طبقه‌بندی مفاهیم موسیقی «رپ» فارسی - ویرایش اول
از مفاهیم عرفانی تا داف فانتزی، نگاهی به ترانه‌های رپ فارسی
رپ، ارائه تصویر تنزل‌یافته از زن و رفتار جنسی نوجوانان امریکا
هیپ‌هاپ واقعی و رپ‌خوانان سفید
گرافیتی؛ نمونه دیوارنگاری شهر تهران
نمونه ترانه رپ - کمک
نمونه ترانه رپ - وطن پرست
نمونه ترانه رپ - صلح تویی

 
 

برترین‌های رسانه‌ای سال

 


جستجو :

هفت‌سنگ مجله‌ای اينترنتی است که از سال هشتاد و يک در حوزه‌های ادبی، هنری و اجتماعی منتشر می‌شود. [ادامه]

مطالب مندرج در هفت‌سنگ نظرات شخصي نويسندگان است و درج مطالب لزوما به معنای تاييد محتوای آنها نيست.

 نقل‌مطالب از هفت‌سنگ فقط با اطلاع و اجازه هفت‌سنگ و با ذکر نام‌هفت‌سنگ و نام‌نويسنده مجاز است.

 
 

© Copyright 2002-2007 7sang Persian E-zine