English   مجله اینترنتی هفت‌سنگ

 درباره | سوالات | آگهی | تماس | RSS

هفت‌سنگ مجله‌ای اينترنتی است که از سال هشتاد و يک در حوزه‌های ادبی، هنری و اجتماعی منتشر می‌شود. [ادامه]


مطالب مندرج در هفت‌سنگ نظرات شخصي نويسندگان است و درج مطالب لزوما به معنای تاييد محتوای آنها نيست.


 نقل‌مطالب از هفت‌سنگ فقط با اطلاع و اجازه هفت‌سنگ و با ذکر نام‌هفت‌سنگ و نام‌نويسنده مجاز است.

 

- توقف فعالیت‌های گروه اینترنتی هفت سنگ
- بغضی به اندازه‌ی یک‌سال و حسرت سال‌های باقی‌مانده عمر
- به مناسبت قیصر؛ دوره می‌کنم تمام روزهای رفته تا همیشه را
- مرد اردیبهشتی
- به بهانه شمس و روزی که به نام اوست
- مشقت‌های عشق
- مَرد روزهای نوجوانی ‌ام...
- آن‌جا که پنچرگیری‌ها تمام می‌شوند
- آخرین دیدار با مرد قصه‌های خوب
- قصه‌ی من با قصه‌های خوب...
- چوب الف*
- یک نفر رفت
- پیری ملای مکتبی بود
- کتاب(!)
- غلام و زری!
- دعای خیر مادر
- کاریکلماتور
- دیوانه! کتاب، عینهو بینی نیست!
- پیشنهاد خرید هفت کتاب: رمان جهان
- علاقمندی‌های زیرزمینی!
- یک نفر تلفن همراه داشت
- کنکوری‌ها
- کاریکلماتور
- موضوع انشا: چگونه با ادب و با اخلاق باشیم
- ای جماعت پرید «مرغ سحر»!


 
 

  ویژه‌نامه‌ی نادر ابراهیمی


به احترام نام کودکی

 

   

نظرات خوانندگان  (0)

 

  نويسنده: مهمان

 

del.icio.us

del.icio.us

Balatarin

ارسال به:

 

 تماس: info-at-7sang.ir

 
 
بزرگمهر شرف‌الدین نوری: اما شیوه علمی و تجربی ابراهیمی در نگارش کتاب کودک هیچ‌گاه به نفی معیار ذوق و انکار سلیقه و هنرمندی مولف منجر نشد. ابراهیمی چه در سال‌های تند سیاسی نویسی، چه در دوره‌های بعد و چه در این سال‌ها، هیچ‌گاه در نوشته‌هایش خلاقیت آزاد را فراموش نکرده و همیشه خود را یک «هنرمند» نموده است.
 

بزرگمهر شرف‌الدین نوری
از کتاب چهره‌های ادبیات کودک و نوجوان - 16

... اما آن چه اهمیت دارد رابطه فشرده جامعه و ادبیات است؛ رابطه نگرش تاریخی و ادراک هنری که در آثار نادر ابراهیمی دهه هفتاد کاملا مشهود است. ابراهیمی حالا دیگر مدت‌هاست که معرفی مفاخر فرهنگی ایران به کودکان و نوجوانان برایش کافی ست و جهت گیری‌[ای تند اجتماعی را رها کرده.

کتاب «دور ایران در 6 ساعت» مجموعه چهار جلدی «فراورده‌های فلزی ایران» و سه کتاب «ما مسلمانان / زرتشتیان / ارمنی‌های این آب و خاکیم» محصول همین سال‌هاست. (اگر چه نزدیکی اصطلاحات سنگین و نا آشنا و کثرت پاورقی‌ها در آن‌ها هنوز جای بحث دارد.)

شناساندن وجوه مختلف ایران را به کودکا و نوجوانان در مجموعه «نو سازی حکایت‌[ای قدیمی» هم می‌بینیم: دقت در انتخاب حکایت‌های کتابهای سنتی، پرداخت مناسب داستان و تصویرپردازی دقیق.

درمیان «حکایت دو درخت خرما» نونه موفقی ست که به بازنویسی داستانی از رساله «بستان العارفین» پرداخته. هدف داستان معرفی سلوک صحابه است اما نه این بار با پرداختن به جنگ‌ها و مقاتلات و نه با توصیف شکنجه‌ها و تحمل؛‌ زندگی بسیار خصوصی یکی از صحابه که کودکانش می‌خواهندخرماهای افتاده از درخت همسایه را بخورند و همسایه‌ی کافر رضا نمی‌دهد. که علاوه بر لطافت داستان، حضور کودکان هم در آن اهمیت اساسی دارد.

حقیقت این است که ابراهیمی در این سال‌ها با تاسیس و پیگیری جدی «موسسه همگام با کودکان و نوجوانان» توانست ادبیات کودک ایران را علمی کند. کتاب‌ها و جزوه‌های فراوانی که در این سال‌هانوشت * و تحقیقات گسترده آزمایشگاهی که در صفحه به صفحه این کتاب‌ها مشهود است، دیگر خبر از نویسنده کار کشته و مجربی می‌دهد که نوشتن برای کودکان را چندان هم آسان نمی‌داند. قلم به دست گرفتن و خلیع العذار نوشتن را نکوهش می‌کند و با دستی ظریف اندیشه‌های شیشه‌ای بچه‌ها را پر از آب‌های رنگی می‌کند.

مبارزه با طبقه سرمایه دار و عقاید شبه پرولتاریایی متاثر از دهه چهل در بسیاری از آثار ابراهیمی وجود دارد. او در معرفی انقلاب، دفاع از طبقه کارگر و قشرهای زحمت کش را از مهم‌ترین اهداف می شمارد. این نکته در کتاب «انقلاب به ما چه داد» ئ «مجموعه‌ی قصه‌های انقلاب» نمود قابل ملاحظه‌ای دارد. حتی در تابهای تئوریک ابراهیمی هم می‌بینیم که گاه هدف ادبیات، مبارزه با بورژوازی طبقاتی و اعاده‌ی هویت طبقات پائین‌تر اجتماع معرفی شده؛ مبارزه‌ای صریح که روزی به پیروزی خواهد رسید.
اما بگذارید این شیوه مبارزاتی را تا سال‌های هفتاد دنبال کنیم:
کتاب «من قلب کوچکم را به چه کسی بدهم؟» (چاپ اول / 1371)

«من قلب کوچولویی دارم. خیلی کوچولو. خیلی خیلی کوچولو.» داستان‌ اینگونه آغاز می‌شود. دختری هست که می‌خواهد قلبش خالی نباشد. آن را نی‌دهد به مادرش و به پدرش. اما قلب کوچک هنوز هم جا دارد. بعد نوبت برادر و خواهر است، پدر بزرگ و مادر بزرگ، دایی‌های مهربان، خاله‌های خوش اخلاق و دوست‌های نزدیک. اما ان قلب کوچولو هنوز هم جا دارد. او قلب را می‌دهد به همه‌ی آدم‌های خوب محله و با همه‌ی کسانی که جنگیدند تا دشمن بد را از خاک ما بیرون کنند. قلب کوچکی است. اما هنوز هم جا دارد.
« من وقتی دیدم همه‌ی آدم‌های خوب را دارم توی قلبم جا می‌دهم، سعی کردم این عموی پدرم را هم ببرم توی قلبم و یک گوشه بهش جا بدهم... اما... جا نگرفت... هرچی کردم جا نگرفت... دلم هم سوخت... اما چکار کنم؟ جا نگرفت دیگر. تقصیر من که نیست حتما تقصیر خودش است. یعنی، راستش، هر وقت که خودش هم، با زحمت و فشار، جا می‌گرفت، صندوق بزرگ پول‌هایش بیرون می‌ماند و او، دَوان دَوان از قلبم می‌آمد بیرون تا صندوق را بردارد...» (ص18)

می‌بینید. آنقدر ظریف است که کودک دیگر حتی مبارزه بودنش را احساس نمی‌کند.
نکته مهم دیگر، سیل ناگهانی توجه ابراهیمی به مراحل «پس از خلق»کتاب کودک است؛ لزوم دخالت نویسنده در کار نقاش، لزوم رسیدگی و نظارت بر کار ویراستاران و حتی حروف چین و مسئول چاپ.*

ابراهیمی و همکارانش با این شیوه دقیق علمی توانستند موسسه نوپا را ناشر برگزیده نخست آسیا کنند. در بررسی شیوه‌های نقاشی کتاب کودک از این هم موفق‌تر بودند: ناشر برگزیده نخست جهان در دو جشنواره تصویرگران کتاب کودک.

اما شیوه علمی و تجربی ابراهیمی در نگارش کتاب کودک هیچ‌گاه به نفی معیار ذوق و انکار سلیقه و هنرمندی مولف منجر نشد. ابراهیمی چه در سال‌های تند سیاسی نویسی، چه در دوره‌های بعد و چه در این سال‌ها، هیچ‌گاه در نوشته‌هایش خلاقیت آزاد را فراموش نکرده و همیشه خود را یک «هنرمند» نموده است.

او به مرز‌های گنگ و محو این دو مقوله آشناست و می‌داند به تجربه می‌داند که افراط در هرکدام چگونه کتاب کودک را به ابتذالی باور نکردنی می‌کشاند.
...

 

 تاریخ انتشار:   April 20, 2007 2:47 AM



 

 
 

Powered by: MovableType | Developed by: 7sang.ir