پرداختن به آثار نادر ابراهیمی بی شک باید پیش از این تاریخ آغاز میشد؛ که نشد. نشدنی که خود بسیار پرسش و آیا و پاسخ و زیرا به همراه خواهد داشت. و یکی از اهداف این ویژهنامه ـ اگر بتوان ویژهنامهاش نامید ـ پرداختن به چنین سوالی بود. و از سویی شناخت آنچه تا به امروز انجام شده است. نا گفته پیداست یافتن یک سوزن کارآمد ـ نوشتههای درباره ابراهیمی ـ از میان خرمنی کاه ـ که ادبیات امروز ماست ـ تلاشی سخت میطلبد و یافتنی اندک را نوید میدهد.
شاید روزهای اولی که قصد این گشتن را داشتیم و پوتینها را پا میکردیم، تصوری دیگر میکردیم. ـ با اینکه آگاه بودیم به استقبال چه سکوتی میرویم ـ میاندیشیدیم که با بسیاری مطلب روبروییم که از نظر ما کم میآید؛ و دستمان برای نوشتن و آفریدن بسته است. پا که به میدان گذاشتیم ناباورانه دیدیم که هیچ نیست. و آنچه هست آنقدر پراکنده است که خود زمان بسیاری میطلبد که گرد آوری شود و جمع بندی. سپس کمبودهای فراوان بازشناسی شده و تالیفی صورت پذیرد. میاندیشیدیم که بر هر اثرِ او که بیش از صد است یک نقد بیابیم. گشتیم و نیافتیم. حتی بر «آتش بدون دود» که جایزه نویسنده برگزیده بیست سال پس از انقلاب را به نویسندهاش دادهاند. ـ و سوال شد که : آیا اثر برگزیده بیست سال پس ازانقلاب ارزش بررسی و نقد و کاوش ندارد؟ یا چیز دیگریاست؟ ـ
بیشک آثار او را دریایی دیدیم به عمق تاریخ ایران زمین. و شناگرانی اندک، که هرکدام به مقدار خویش توان داشتند. ما نیز. دستمان بسته بود، همانطور که پیش بینی میکردیم، اما از کمبود آثار، نه از وفور آن.
میدانستیم، و بیشتر اطمینان پیدا کردیم که، ابراهیمی دریاییست که ما هر کدام به قدر توان خود میتوانیم در این دریا شنا کنیم. آن کس که امکانات و آمادگی بیشتر دارد تا کیلومترها به عمق میرود و آنکس که تجهیزات و توان کمتر دارد در عمقی سطحیتر به شنا میپردازد و لذت میبرد. حال آنکه این دریا دریاییست که حتی نگاه کردن به آن از خشکی هم زیبا مینماید.
قصد بر آن شد که آنچه انجام شده را باز شناسیم. و نوشتن از کمبودها را به فرصتی بیشتر بسپاریم.

در تهیه این ویژهنامه نویسندگی نادر ابراهیمی را از آغاز پی گرفتیم. همینطور فیلم سازی او را، همینطور طراحی و نقاشی او را، موسیقی او را، مقلهها و مصاحبههای او را و کوهنوردی او را.
ادبیات او را به نمایشنامه، کودک و نوجوان، بزرگسال، مباحث نظری او در نویسندگی و ترانه سرایی تقسیم کردیم.
سینما و فیلم سازی را به، فیلم نامه نویسی، آثاری که او پایه گذاری فکری کرده و به انجام رسانده، در سه بخش مستند، سینمایی، و مجموعه سازی. مباحث نظری و کلاسهای تدریس او، و در آخر تئاتر.
او اگر چه در طراحی ادعایی ندارد، اما در دورهای از زندگی همانطور که در دو کتاب ابن مشغله و ابوالمشاغل میگوید، برای ارتزاق به نقاشی لباس روی آورده است که با استقبال خوب مردم روبرو شده است، پس به آن نقاشیها، مقدمه نویسیهای او بر طراحی، تصویرگری کتاب کودک، مباحث نظری بر تصویرسازی و نقاشی نگاه کردیم.
در موسیقی به آهنگهایی که از روی تمهای او ساختهاند، که موسیقی فیلمهای او بودهاند.
همینطور در بحث مقالهها و مصاحبهها به نوشتههای او و مصاحبههایی که در زمان سلامت کامل انجام داده پرداختیم.
بی شک میدانیم که او از مشوقین ورزش و علیالخصوص کوهنوردی بوده. و از بنیانگذاران موسسه ابر مرد.
و در هر یک همکاران او را به همکاری دعوت کردیم و منتقدان آن عرصه را، جالب آنکه به سکوتی حتی از طرف همکاران او برخوردیم. سکوتِ منتقدان ِ روشنفکر، و حتی آنها که از این نام پرهیز میکنند و به واقع عمل و روش آن اختهها را پی میگیرند، جای خود دارد.
شک کردیم. دوباره او و آثار و اعتقادات زبانزدش را بررسی کردیم. چیزی نداشت که اینهمه سکوت را به خود جلب کند. علت سکوت را نیافتیم و به جوانی محکوم شدیم و ندانستن. ندانستن را و جوانی را عیب ندانستیم و باز جُستیم که پیدا کنیم علت سکوت را. مگر میشود کسی چهل سال نویسنده مملکتی باشد و به این مقدار بنویسد و اینقدر کم از او نوشته باشند. چهل سالی که در آن نوادر ادبیات آن مملکت زیستهاند و نویسنده مذکور در آن دوران سری بین سرها در آورده و نوشتهاست : و این زمان مرد دیگری آغاز میکند / که هنوز طعم تلخ شکستگی دل را نچشیده است / و دشنام دیگران، چون تیرهای زهر به دل او ننشسته است / و ستایش ایشان، او را به ورطههای خالی تحسین خویش نیفکنده است ... *.و آغاز کرده و دیوارهای سخت، تنهی ستبر خویش را بر او کوبیدهاند و سینهاش را مدالهای افتخار نیاراسته است. و باز نوشته است. و باز نوشته است و ساخته است و ساخته است. از نگاه ما، اتفاقا همه حرف بود و سخن. همه کاوش را میطلبید. اما انگار همهی آنها که باید سکوت کردهاند. بلند پرسیدیم : مگر او دشنام داده است؟ شیر این بیشه کیست که با او صحبت کنیم؟ میخواهیم سوالی بپرسیم :«ای شیر جوانمرد! به نظر تو کمی تلخ نبود؟» این سکوت؟ چرا؟ و ظاهرا زبانگردانان جنگل به شیر خسته و اندوهگین گفتند: دشنام میدهند. ... و ما تنها دو سوال دیگر داشتیم. چرا ننوشتید؟ چرا نمیگذارید ما بنویسیم؟ و ظاهرا دشنام داده بودیم!
□
چراغی روشن کردیم و نوشتیم و روبروی خود گذاشتیم تا فراموشمان نشود که : خدایا! دردم را بیشتر کن! / زخمم را چرکینتر! / تبم را تندتر! / و چنینم نگه دار؛ مبادا که آرامش، فراموشی بیاورد. **
□
باری!
این ویژهنامه تنها تلاشیاست مختصر در جمع آوری آن ویژهنامههای دیگری که تا به امروز انجام شده. و افزودن اندکی ـ هر چند شتابزده ـ بر آنها تا نوشتن نبودها را ـ نه کمبودها را ـ به فرصتی و دقتی بیشتر بسپاریم.
از نادر ابراهیمی نوشتن، بی شک، همچون او تلاش کردن میخواهد. سکوتی که درباره او شده است، سکوتی است مُسری، تا دچار نشدهایم باید فکری برای درمان کنیم، که صادقانه زیستن، اجازه حرف زدن میدهد و فریاد کشیدن و تاختن. نه چون ساکتانی که هزار لایه دارند و در هر لایه هزار چهره. اینان، اگر بخواهند هم نمیتوانند در باره، و از صداقت ابراهیمی بنویسند.
این تلاش اندک، میخواهد پایه گذارد و ادامه یابد و در اینجا و این فرصت ختم نخواهد شد. این تنها مقدمهییاست کوچک و در حد توانی اندک. بی شک میکوشیم که توانمان را بالا ببریم تا در وسعت بیشتری شنا کنیم، نه آنکه دریا را کوچک کنیم و کوچک کنیم تا به خشکی خود و دریا بیانجامیم.
□
مسیر تحقیق و جمع آوری مطلب اگر چه تغییر کرد و در این مجال آن نشد که قرار بود، اما هیچگاه پایان نیافته است و انشاالله نخواهد یافت.
همانطور که گفته شد؛ در این ویژهنامه سعی شد در کنار اندک تالیفاتی که صورت میگیرد، آنچه تا به امروز انجام شده را گرد هم آورد.
درین راستا از مسئولان برگزاری بزرگداشت نادر ابراهیمی در مهر ماه سال 1384 اجازه استفاده از مطالب ویژه نامه آنها گرفته شد.
در این راه، فرزانه منصوری، همسر نادر ابراهیمی، شکور لطفی، یار همیشگی نادر ابراهیمی؛ همینطور پدرام اکبری دوست مشترک دیگرشان و سید جلال فهیم هاشمی، مدیر مسئول انتشارات روزبهان و سید علی کاشفی خوانساری کمکهای از یاد نرفتنی بسیاری کردند.
این تلاش اندک املائیست که پر ایراد نوشته شده است، اما نویسندگان آن ایمان دارند که املای سراسر ایراد خود را روزی با کمترین ایراد بازنویسی خواهند کرد. و هیچگاه نخواستهاند ننوشتن را جایگزین به غلط نوشتن کنند، و میدانند که نوشته غلط و پر اشکال میتواند تصحیح شود اما صفحه خالی چیزی برای درست شدن و تصحیح کردن ندارد.
* مقدمه خانهای برای شب / نادر ابراهیمی
** در حد توانستن / مناجات
سعید کیایی