سلوکی در راه سالک
نقد تحلیلی داستان های نادر ابراهیمی
سیروس پرهام
از نادر ابراهیمی تا کنون شش کتاب منتشر شده و کم و بیش به همین حجم داستانها و نوشتههایی پراکنده. شیوههایی که در پرداختن این آثار به کار رفته در یک طبقهبندی کلی سر به ده میزند. از این قرار: «فابل» و قصههای جانوران، قصههای فولکوریک، نوسازی اساطیر، داستانهای کوتاه رئالیستی، داستانهای کوتاه تحقیقی و تمثیلی، داستان های کوتاه فانتزی مانند، داستان های کوتاه با مایه و برداشت شاعرانه، داستان های بلند رئالیستی (محمود آقا، که یک فصل از آن در مجلهء پیام نوین چاپ شده است)، داستانهای بلند امپرسیونیستی به شیوهء جویس و پروست (بار دیگر شهری که دوست میداشتم)، شعرهای آزاد، قطعات شعرگونه و قطعات تک کلمهای شبه سوررئالیستی.
تنوع و چندگونگی کار شگفت انگیز است. بیشتر از این لحاظ که در هر زمینهای که این نویسنده قلم خود را به کار انداخته دست کم یک اثر ماندنی بر جای گذاشته. (او منتقد چیره دستی نیز هست.) اما خود او دربارهء داستان نویس دیگری گفته است که: « این درگیری با چند کار هنری انسان را ناامید می کند. اینجا غرب نیست و این کار برای ما زود است. شاعر، ترانه گرد آور، قصه نویس بودن، یعنی به تفنن در هر زمینه کاری کردن، و گذشتن ... به هر حال، این پراکندگی چیزی پرشکوه و پرارزش به بار نخواهد آورد.»
علی رغم چندین «پرشکوه و پرارزشی» که نادر ابراهیمی به ادبیات معاصر ایران افزوده، این سخن دربارهء خود او نیز صدق می کند. نه از این لحاظ که کمال هنر لزوماً در ورزیدن یک فرم خاص باشد، نه از آنجا که «اینجا غرب نیست و این کار برای ما زود است»، و نه حتی از این نظر که تنوع صرفاً به معنی «تفنن» باشد و «گذشتن». گفتگو از پراکنده شدن و چه بسا به هدر رفتن توان هنری است.
هنر، به یک تعبیر، بیرون راندن اندیشهها و احساس های متراکم است و ریختن آنها در قالبهای متناسب. هنرمندی که نیروی انباشتهء خود را از چندین روزنه بیرون می ریزد، از لحاظی شتاب زده است و آسان گیر و راحت طلب. او به جای این که فشار اندیشه و احساس خود را به شکیبایی تحمل کند و در انتظار بماند تا نیرویی که لازمهء شکل گرفتن متناسب ترین قالب هنری است در او گرد آید، در تلاش سبک کردن و رها ساختن خود به سفرهایی گریز میزند که نزدیک تر و آسان تر باشد.
آویختن دستها به هر پاره سنگی که در کمرکش کوه است ممکن است مانع سقوط شود ولی صعودی در میان نخواهد بود. ابراهیمی یکی دو قله فتح کرده ولی اگر این همه نیروی شگرف را این چنین پخش نکرده بود چه بسیار قلههای بلندتر که اکنون در تصرف او بود.