عقلانیت انتقادی و نقش نادر ابراهیمی در تحول تاریخی ادبیات کودکان ایران
مؤسسه پژوهشی تاریخ ادبیات کودکان
محمد هادی محمدی
اگر ابراهیمی تنها کار پالودهسازی و ژرفابخشی زبان را در ادبیات کودکان ایران پیش برده باشد، نام او از جمله ی پیشگامانی است که سنگ های این بنای بزرگ را گذاشتند؛ اما به باور ما پژوهشگران تاریخ ادبیات کودکان ایران، تأثیر بزرگ نادر ابراهیمی را باید در لایه های پنهان گسترش عقلانیت انتقادی در جامعهای دانست که در ستیز بین سنت و مدرن چسبیده به اولی و مماس با دومی در پی تعریف نقش خود در جامعه ی جهانی است،
و همچنان در این راه سرگشته و حیران مانده است.
در یک سده گذشته تلاشهای عقلانی برای گسترش ادبیات کودکان از مفهوم سنتی به مفهوم مدرن و امروزی آن در فرآیندهایی گاه پیوسته و گاه گسسته انجام شده است. بسیاری از کسان در گسترش میزان عقلانیت که نشانه بارزی از رشد و پیوند ادبیات کودکان با جامعه مدرن است، نقش داشته اند. نطفههای این تحول را میتوان در آثاری که در دوره ی مشروطه به نام ادبیات معروف به بچه خوانی بود یافت. اگر نخستین اثر جدید و ثبت شده و به جا مانده در تاریخ ادبیات کودکان ایران را حکایات دلپسند اثر محمد مهدی واف رضا جویی بدانیم که در سال 1225 شمسی در هند و به زبان فارسی برای چند بار باز چاپ شد، در پایان نوشت کتاب، نویسنده به روشنی از هدف خود که پیش درآمدی بر جهان نو است سخن میگوید: «معلمانی که بر تعلیم و تادیب متعلمان همت میگمارند ... در ترویج و تدریس این حکایات دلپسند کوشند و خواننده نوجوان را فرمان دهند که در ضبط الفاظ و معانی و فهم مضمون حکایت و ادراک نتیجه کلام جهد جزیل و سعی جمیل بکار برد تا عقل معاش و معاد و حسن ادب حال خردمند و مهذب گردد.» عقل معاش و خردمندی دو پایه از ستون های عقلانیت مدرن است که در روند تحول این نکته اندیشه مندان و آموزشگران دوره ی مشروطه روی ان انگشت گذاشتند.
چند دهه بعد مستشارالدوله در رساله ی «یک کلمه» در انتقاد از شیوه ی مدارس و مکتب خانه های ایران اصول بنیادین آموزش جدید را بر مبنای چرخش از عقل معاد به عقل معاش میداند. و او نیز گامی دیگر در این زمینه بر میدارد. اما گام بلندتر و قطعی تر در این زمینه از آن عبدالرحیم طالبوف تبریزی است که با کتاب احمد پی ها و ستون های عقلانیت مدرن را در حوزه ادبیات کودکان میریزد. طالبوف در این اثر که در مرز بین داستان و غیرداستان آونگ میرود، همواره و در همه جا از اندیشه علمی به دفاع برمیخیزد و وابستگی و دلبستگی خود را به جهان نو نشان میدهد. از آن پس اگر تاریخ ادبیات کودکان را تنها از زاویه رشد و گسترش عقلانیت مدرن بررسی کنیم، نام بسیاری از کسن در این صد ساله یادآور ما خواهد بود که چه کسانی همچون رشدیه، و باغچه بان، همچون محمدباقر هوشیار، توران میرهادی، صمد بهرنگی و دهها نام دیگر بودند یا هستند که با وجود موانع بسیار جدی گام به گام این راه را پیمودند و در هر گام به همراهان خود افزودند.
نادر ابراهیمی یکی از همراهان این راه است و در این جستار کوشش میشود که نقش او در گسترش عقلانیت انتقادی در ادبیات کودکان که لازمه رشد آن است، واکاوی شود. نادر ابراهیمی هنرمندی چند پیشه است که زندگی را در سال 1315 در تهران آغاز کرد. سالهایی که جامعه ایران پوست میانداخت و با جنبه هایی تکنیکی یا عقلانیت ابزاری از دنیای مدرن آشنا میشد. او در دارالفنون درس خواند که نماد آغاز نوگرایی و یا درگاه عقلانیت مدرن در ایران عصر قاجار بود. ایران در دوران کودکی او با فروانداختن رضا شاه و جنگ جهانی دوم دست و پنجه نرم میکرد. هر دوی این پدیده ها به ویژه جنگ جهانی دوم نشانگر ویرانگری و خشونت برامده از عقل مدرن بود. سپس در دوره ای که جنبش ملی شدن صنعت نفت و کودتای نفتی در ایران رخ داد، او دوران نوجوانی خود را میگذراند. به گفته همسر نادر ابراهیمی او از سیزده سالگی وارد فعالیت های سیاسی شد و در این راه بارها به زندان افتاد. این پدیده نشان میدهد که نادر ابراهیمی از جمله مردمی است که در این صد ساله با رشد عقل انتقادی با رژیم های حاکم درگیر شدند و در این راه هر کسی به فراخور حال خود رنج برد. این پدیده در طول زندگی ابراهیمی و در شکل گیری ذهنیت عقل انتقادی او مؤثر بوده است.
- تاریخ ادبیات کودکان ایران، جلد سوم، ص 283
- ماشاءالله آجودانی، مشروطه ایرانی، نشر اختران، 1382، ص 260