نگاهی به کتاب «صوفیانه‌ها و عارفانه‌ها»

جمعه، 31 فروردینماه 1386

     

 
       
 

موضوع: کتاب

 

نويسنده: عبدالله مقدمی

   
     
عبدالله مقدمی: «صوفیانه‌ها و عارفانه‌ها» کتابی است ارزشمند و قابل تقدیر، در فضایی که پرداختن به ادبیات منثور کلاسیک ایرانی کاری نادر و بدون پشتوانه است. اما با همه این احوال نکته‌هایی نیز هنگام مطالعه کتاب در ذهن متبادر می‌شود.
   

 

 

 

عبدالله مقدمی

«زمانی که داستان نویسان بزرگ ما، این مجموعه‌های عارفانه و صوفیانه را می‌نوشتند – حدود هزار سال پیش – هنوز انگلستان دارای ادبیات داستانی مکتوب نبود ... انجمن دینی، روحانی « تور » بود که در سال 812 با این تصمیم که مواعظ دینی را به زبان روستایی و داستانی نقل کند، ادبیات فرانسه را ایجاد کرد ... هنوز روسیه داستان کوتاه یا حکایت نداشت ...» (1)

ادبیات داستانی ایران با پیشینه چند هزار ساله، مطمئنا به قدر کافی مورد تفقد و نظر اهل قلم قرار نگرفته است. این بی مهری و بی اطلاعی در خیلی از نوشته‌ها، مصاحبه‌ها و اظهار نظرهای نویسندگان ایرانی دیده می‌شود. متاسفانه در بسیاری از موارد، صاحبان قلم و اهالی فرهنگ ایران زمین، در کتابهای ارزشمندی چون تاریخ بیهقی، کشف المحجوب، تذکره الاولیا و ... به دیده متونی صرفا تاریخی، عرفانی یا تعلیمی می‌نگرند. شاید بتوان یکی از دلایل شکل نگرفتن نوعی از داستان بومی در این سرزمین، و تقلید صرف از تحولات و اتفاقات خارج مرز ایران را در داستان نویسی را در همین عدم شناختها جستجو کرد.

بی تردید تحلیل و بررسی داستان نویسی ایرانی نیازمند صدها و بلکه هزاران کتاب است. اما متاسفانه وجود چنین کتابهایی در میان مجموعه بی شماری از کتابهای تالیفی و ترجمه درباره ادبیات کلاسیک غرب، بسیار معدود و انگشت شمار است.

«صوفیانه‌ها و عارفانه‌ها» بر پیشانی خود این عنوان را دارد: « تاریخ تحلیلی پنج هزار سال ادبیات داستانی ایران». نادر ابارهیمی، ‌بی شک نام بزرگی است،‌ و دیدن نام او در جایگاه مولف کتاب فوق، بیشتر ذوق زده اتمی کند. و همانطور که خود می‌گوید: ‌« کودکان سر به هوا نیز می‌دانند که کشیدن هر بار سنگینی به دوش، بسی رنج بر آدمی می‌خواهد. اما کسی است که می‌تواند آن بار را به منزل برساند، کسی است که نمی‌تواند... کتاب تنظیم شده برای چهل جلد و دهها ضمیمه ... » (2)

و تو اکنون بعد از گذشت هشت سال، فقط همان جلد اول را در دست داری. برای این ادامه ندادن دلایل بسیاری است ولی به هر حال نتیجه ای جز حسرت خوردن و امید داشتن به این که در آینده روزی نادر ابراهیمی دوباره دست به کار خواهد شد و این بار را به منزل می‌رساند، نخواهد داشت. و نیز اینکه همین قدر نیز برای تشنگان دریایی است ...

ابراهیمی در مقدمه کتاب، ابتدا شروع به شکافتن این موضوع می‌کند که آیا شکست نظامی ایرانیان از اعراب باعث اسلام آوردن ایرانیان شد؟ و آیا اساسا ایرانیان مغلوب وجهه اسلامی فرهنگ جدید شدند، یا وجهه عربی و سامی آن؟ سوالهایی که سالیان طولانی ذهن محافل روشنفکری و علمی کشور را به خود مشغول کرده است. تحلیل این موضوع با آوردن شاهد مثالهای گوناگون و دقت نظر نویسنده ، مخاطب را به این نتیجه می‌رساند که اسلام آوردن ایرانیان نه به دلیل شکست آنها از آورنده‌های این دین، بلکه به دلیل تشنگی جان خسته ایرانی از بی عدالتی، ظلم و فساد دستگاه ساسانی و دین تحریف شده زرتشتی بوده است. با این مقدمه، نویسنده به این نتیجه می‌رسد که فرهنگ و زبان ایرانی وازده فرهنگ، زبان و نظام اجتماعی و سیاسی اعراب نشد و ترکیب تعدادی از واژگان عربی در زبان فارسی به همان دلیل زنده و پویا بودن زبان است. و در مفهوم عبارت زبان دری می‌گوید: «‌ مدیحه منظوم حتی اگر به زبان عربی دشوار ساخته می‌شد و مطلقا برای عوام توده مردم مفهوم نبود، هیچ مسئله‌ای نبود ... اما حکایت – به عنوان نوعی از داستان – مخاطبش مردم بی منصب و مقام خانقاهها و مساجد بود. و چنین حکایتی زبان ایرانی به حساب می‌آمد که به زبان مخاطبان واقعی اش در سرزمین ایران باشد، نه سلاطین و صاحب منصبان و دانشمندان کارمند دربارها.»(3)

این الگو برای یافتن حکایت ها و داستان های ایرانی در سراسر کتاب رعایت می‌شود و نویسنده توجه اصلی را به «فارسی خاوری» - ترکیبی که خود او به جای فارسی دری و درباری به کار می‌برد (4)– معطوف کرده است. به هر حال مقدمه نسبتا طولانی که فصل اول کتاب را تشکیل می‌دهد ،‌با تعریف و مشخص کردن تعابیر و اصطلاحات رایج در کتاب ،‌سعی می‌کند برای مخاطب چشم انداز روشنی از آنچه که در پی می‌ید ، بدهد. خردهگیری های نویسنده بر دکتر مصفا و دکتر مصاحب و پنج استاد روس مولف کتاب «تاریخ ایران»، در مباحث تاریخی، ‌اجتماعی و ادبی نیز تلاشهایی در همین زمینه اند.

نویسنده در بخش دیگری از کتاب، تاکید می‌کند که همه مقدماتی که تا اینجا نوشته است، ‌برای این می‌باشد که بگوید: «‌اولا ما این بخش عظیم آثار پر بار هنری (ایرانی ) که به عربی نوشته شده است را نادیده نمی‌گیریم و آنها را مربوط به یک مرحله درخشان از تاریخ فرهنگ ملی خودمان می‌دانیم و ثانیا ترجمه این داستانها به زبان فارسی خاوری یا یکی از زبانهای ایرانی نیز بخشی از ادبیات ایران زمین محسوب می‌شود.(5) و داستانهای ایرانی: « الف: به وسیله ایرانی یا ایرانی شدگان – آنها که با زیست در ایران زمین و قبول فرهنگ ملی ما، هیچ تعلق خاطری به سرزمین دیگری نداشته باشند – آفریده یا بازآفریده و نوسازی شده باشند. ب: به زبان ایرانی یا یکی از زبانهای ایرانی نوشته شده باشد، آن گونه که قابل فهم مردم کوچه و بازار باشد.‌(6)

اما تعریف عرفان از دیدگاه مولف «‌ایجاد آنچنان رابطه حسی، فراحسی و همه سویه باذات باریتعالی که منجر شود به حذف هر چیز غیر خدایی، ‌یا خدایی کردن هر چیز در که در ذهن و عین وجود دارد (7) » ابراهیمی با ارائه فهرست انواع تحلیل‌های خود بر روی حکایت‌های صوفیانه (8) داستان و قصه را نیز دوباره تعریف می‌کند. همچنین به این نکته نیز توجه دارد که اصل وقوع یا عدم وقوع و خیالی بودن داستانها از نظر او محلی از اعراب نداشته و در واقع این نوشته‌ها گونه‌هایی از داستانند و در داستان نیز کسی به دنبال واقعی بودن یا نبودن اتفاقات نیست و «کار کلانترها را به کلانترها واگذار می‌کند» (9)

**
اولین کتابی که نویسنده به تحلیل آن می‌پردازد «کشف المحجوب»، اثر ابوالحسن هجویری است. نویسنده با پرداختن به فضاسازی، موضوع، حرکت، شخصیت‌سازی،‌ ساختار و ... در حکایات کشف المحجوب، سعی در نمایش عناصر اصلی داستان درحکایات این کتاب دارد. با نوع تحلیل نویسنده، مخاطب نیز به نوعی این را یاد می‌گیرد که با حکایات و داستان‌های کوتاه قدیمی ایرانی چطور برخورد کند. نقد کردن عیار حکایات قدیمی نوعی زدودن غبار گذشت سالیان دراز از چهره این میراث زرین است. نویسنده پس از تحلیل کلی ساختاری حکایات « کشف المحجوب‌»، در بخش دوم، منتخب حکایات این کتاب را آورده و پس از هر حکایت تحلیل هایی از آن را به مخاطب ارائه می‌دهد. این تحلیل‌ها، اجتماعی، سیاسی، داستانی، جامعه‌شناسی و ... می‌باشد. بررسی چند وجهی این حکایات، این امکان را به مخاطب می‌دهد که از چند جهت و چند زاویه مختلف با ارزش داستانها آشنا شود.

در فصلهای بعدی کتاب نیز حکایتهای «بستان العارفین» اثر محمد ابن طبسی نیشابوری، « شرح تعرف » بخاری، « رساله قشیریه » قشیری و « طبقات الصوفیه » ‌خواجه عبدا... انصاری نیز به ترتیب پس از کشف المحجوب نقد و بررسی شده‌اند. گر چه این نقد و بررسی های جداگانه باعث نشده است تا ابراهیمی از مقایسه گاه به گاه حکایتهای مشابه در کتابهای متفاوت غافل باشد. این مقایسه‌ها نیز کمک شایانی به پی بردن به نوع ارزش گذاری و برخورد نویسنده با شکل نگاه به یک حکایت در کتاب های متفاوت، می‌کند.

با آوردن دو یا چند حکایت مشابه از چند کتاب و تحلیل و بررسی و مقایسه آنها مخاطب به تفاوت‌های زبان، سبک نوشتن و میزان تبحر هر یک از نویسندگان در قیاس با دیگران بیشتر و بهتر پی می‌برد.

*
«صوفیانه‌ها و عارفانه‌ها» کتابی است ارزشمند و قابل تقدیر، در فضایی که پرداختن به ادبیات منثور کلاسیک ایرانی کاری نادر و بدون پشتوانه است. اما با همه این احوال نکته‌هایی نیز هنگام مطالعه کتاب در ذهن متبادر می‌شود.

در بخش بررسی حکایتها،‌ تحلیلهای ادبی جداگانه و در یک بخش مورد بررسی قرار نگرفته‌اند. بدین صورت که مثلا در موردی، پس از یک تحلیل زبانی و ساختاری، تحلیل‌های جامعه‌شناختی، و اخلاقی در پی می‌آید و پس از آن دوباره به تحلیل تصویری – که مستقیما ادبی است – می‌پردازد. شاید بهتر بود اولا هم تحلیل و بررسی‌های ادبی در اولویت قرار گیرند _ کما اینکه نویسنده در در کتاب می‌نویسد که « عارفانه‌ها و صوفیانه‌ها » اثری داستان شناختی است (10)- و هم تحلیل‌های ادبی یک حکایت، نه به صورت پراکنده که به صورت پشت سر هم و یکپارچه نگاشته می‌شد.

و باز اینکه با توجه به نوشته روی جلد کتاب که «تاریخ تحلیلی پنج هرزار سال ادبیات داستانی ایران» است و اینکه این کتاب، اولین جلد از مجموعه فوق می‌باشد، تحلیل داستان‌های ایرانی یکباره از ادبیات صوفیه – قرن چهرام به بعد – مورد بررسی قرار گرفته است. در واقع نکته اصلی اینجاست که اگر هدف بررسی ادبیات صوفیانه ایران بود، نیازی به نوشتن عنوان «تاریخ تحلیلی پنج هرزار سال ادبیات داستانی ایران» بر کتاب، نبود.

نکته بعدی اینکه متاسفانه، کتاب فاقد فهرست اعلام می‌باشد که این موضوع کار تحقیق و یا یافتن موضوعی خاص را در کتاب دشوار می‌سازد. همچنین نویسنده در متنهایی که در ان استناد به نوشته‌های دیگران کرده است، هیچ نشانی از این نوشته‌ها به مخاطب نداده است. در واقع کتاب – بجز توضیحات خود نویسنده – فاقد پاورقی است. و دیگر اینکه ابراهیمی در هنگام تحلیل حکایتها، از متون تحلیلی دیگر هیچ گونه کمکی نگرفته است که این امر در صورتی که محقق می‌شد، برای شناخت و روشن شدن ذهن مخاطب کمک بیشتری می‌کرد.

*
اما مهمترین مشکل کتاب همانا ادامه نیافتن این مجموعه ارزشمند است. به هر حال « عارفانه‌ها و صوفیانه‌ها » آن گونه که نویسنده اش اعلام کرده بود ادامه نیافت. امید آن داریم که استاد نادر ابراهیمی را فرصتی دست دهد تا باری که به دوش گرفته را به منزل برساند.


والسلام
عبدا... مقدمی
زمستان 1385

پی نوشتها:

1) صوفیانه‌ها و عارفانه‌ها، نادر ابراهیمی،‌حوزه هنری 1377، صفحات 78 و 79
2) همان، مقدمه دست نویس
3) همان، صفحه 21
4) همان، صفحه 22
5) همان، صفحه 29
6) همان، صفحه29
7) همان، صفحه 37
8) همان، صفحه 69
9) همان، صفحه 71
10) همان، صفحه 71

 
 
 

 مطالب مرتبط

 
 

  ارسال نظرات

برای ديدن نظرات ديگران در مورد اين مطلب اينجا را کليک کنيد.

 
 

موسیقی زیر زمینی - بخش سوم: رپ

 

موسیقی زیر زمینی - بخش دوم: راک، متال و تلفیقی

 

موسیقی زیر زمینی - بخش اول: پاپ

 
 

انتشار ویژه‌نامه معرفی برترین‌های رسانه‌ای سال ۸۶
بررسی نشریات برگزیده ‌سال هشتاد و شش
بررسی وب‌سایت‌های برگزیده ‌سال هشتاد و شش
بررسی برنامه‌های رادیویی برگزیده ‌سال هشتاد و شش
بررسی وبلاگ‌های برگزیده ‌سال هشتاد و شش
بررسی آلبوم‌های موسیقی برگزیده ‌سال هشتاد و شش
بررسی پادکست‌های برگزیده ‌سال هشتاد و شش
بررسی برنامه‌های تلویزیونی برگزیده ‌سال هشتاد و شش
برترين‌های رسانه‌ای سال ۸۶ انتخاب خواهند شد
پذیرش «رپ» به عنوان سبک موسیقی
گفتگو با عبدالجبار کاکایی، عضو سابق شورای ترانه وزارت ارشاد
بحر طویل؛ رپ ایرانی
طبقه‌بندی مفاهیم موسیقی «رپ» فارسی - ویرایش اول
از مفاهیم عرفانی تا داف فانتزی، نگاهی به ترانه‌های رپ فارسی
رپ، ارائه تصویر تنزل‌یافته از زن و رفتار جنسی نوجوانان امریکا
هیپ‌هاپ واقعی و رپ‌خوانان سفید
گرافیتی؛ نمونه دیوارنگاری شهر تهران
نمونه ترانه رپ - کمک
نمونه ترانه رپ - وطن پرست
نمونه ترانه رپ - صلح تویی

 
 

برترین‌های رسانه‌ای سال

 


جستجو :

هفت‌سنگ مجله‌ای اينترنتی است که از سال هشتاد و يک در حوزه‌های ادبی، هنری و اجتماعی منتشر می‌شود. [ادامه]

مطالب مندرج در هفت‌سنگ نظرات شخصي نويسندگان است و درج مطالب لزوما به معنای تاييد محتوای آنها نيست.

 نقل‌مطالب از هفت‌سنگ فقط با اطلاع و اجازه هفت‌سنگ و با ذکر نام‌هفت‌سنگ و نام‌نويسنده مجاز است.

 
 

© Copyright 2002-2007 7sang Persian E-zine