English   مجله اینترنتی هفت‌سنگ

 درباره | سوالات | آگهی | تماس | RSS

هفت‌سنگ مجله‌ای اينترنتی است که از سال هشتاد و يک در حوزه‌های ادبی، هنری و اجتماعی منتشر می‌شود. [ادامه]


مطالب مندرج در هفت‌سنگ نظرات شخصي نويسندگان است و درج مطالب لزوما به معنای تاييد محتوای آنها نيست.


 نقل‌مطالب از هفت‌سنگ فقط با اطلاع و اجازه هفت‌سنگ و با ذکر نام‌هفت‌سنگ و نام‌نويسنده مجاز است.

 

- توقف فعالیت‌های گروه اینترنتی هفت سنگ
- بغضی به اندازه‌ی یک‌سال و حسرت سال‌های باقی‌مانده عمر
- به مناسبت قیصر؛ دوره می‌کنم تمام روزهای رفته تا همیشه را
- مرد اردیبهشتی
- به بهانه شمس و روزی که به نام اوست
- مشقت‌های عشق
- مَرد روزهای نوجوانی ‌ام...
- آن‌جا که پنچرگیری‌ها تمام می‌شوند
- آخرین دیدار با مرد قصه‌های خوب
- قصه‌ی من با قصه‌های خوب...
- چوب الف*
- یک نفر رفت
- پیری ملای مکتبی بود
- کتاب(!)
- غلام و زری!
- دعای خیر مادر
- کاریکلماتور
- دیوانه! کتاب، عینهو بینی نیست!
- پیشنهاد خرید هفت کتاب: رمان جهان
- علاقمندی‌های زیرزمینی!
- یک نفر تلفن همراه داشت
- کنکوری‌ها
- کاریکلماتور
- موضوع انشا: چگونه با ادب و با اخلاق باشیم
- ای جماعت پرید «مرغ سحر»!


 
 

  معرفی شاعر


شیـهه وحشی گیسوان

 

   

نظرات خوانندگان  (1)

 

  نويسنده: مهمان

 

del.icio.us

del.icio.us

Balatarin

ارسال به:

 

 تماس: info-at-7sang.ir

 
 
مهدخت ناظمی، دانش آموخته‌ گرافیک و روابط عمومی شعرهایش را بیشتر در قالب‌های عروضی می‌سراید و گاه در میان تعابیرش واژه‌های مرسوم لهجه کرمانی حضور دارد. طغیان و نمود‌‌های زنانه از بارزترین ویژگی‌های سروده‌‌های اوست. ترانه‌سرایی از دیگر تجربه‌‌های اوست.
 

مهدخت ناظمی، دانش آموخته‌ گرافیک و روابط عمومی شعرهایش را بیشتر در قالب‌های عروضی می‌سراید و گاه در میان تعابیرش واژه‌های مرسوم لهجه کرمانی حضور دارد. طغیان و نمود‌‌های زنانه از بارزترین ویژگی‌های سروده‌‌های اوست. ترانه‌سرایی از دیگر تجربه‌‌های اوست.


شنید شیـهه وحشی گیسوانـم را، خدای غـم زده از آسمان چهل و نهم
درید رخت و برهنه دوید روی تنم، سوار رَم‌زده از آسمان چهل و نهم
کمی عصاره تَن تَن به گیس‌هایم و بعد، طناب داری و دستی و یک اشاره‌ آه
گلوی شرزه و نیلوفـر طناب و سپس: اُغـور بـه خیر کجو دختروی گیس سیاه
نگاه وسوسه در پـیـچ‌هـای کِرمـاکِـرم، :« سلام شازده می‌رم که سیـب بِستونم
لِبـای دشـت تِـرک خورده آسِمون ننگه، نداره شیر به قحطی نِشِـسـته پِستونم»
نـگـاه کرد به تُرد نگاه وسمه زده، به ناز دامن کشمیر آبی آهو
«عجـب صنـوبریه لعبـت لِـبـاش تلخه، وگرنه ایهمه بندو رهایی آهـو؟»
نگاه سرمه‌ای‌اش را حریر شرم سیاه، دو چشم کاسه دریا دو چشم جقه زرد
کرشمه‌ای به غمش تاب و بعد لب ورچـید، نگـاه تیـر ترانه، نگاه قصه‌ درد
«دِرای خـونـِشـو بسته، فقط یکی می‌گُف: اَوَس که روضه شنفته دِوارِه مَـس کرده!
هَـمـی روزایه بیفتـه از آســمـون رومـون، خــدا دواره لبـای منـو هوس کرده!
تـو گرگسـال قـبیـلم یـکی سُـرُک بـسـته، نه راه سـیـب جلومه نه زهر انگـوری
شبا به لعل دلم اِنـجـِه می‌شه دردای، زنای قحطی شیر و غمای آدوری
حالو کـه وسوسِـه‌ شو راه دل شکستن نی، می با برم در خونش به چله بنشینم
می‌رم بلندی کـوهـو بـرهـنـه...» بـعد سـکـوت، « تموم دخترگیم نذر قحطی ایلم»
خدای مست بـه دوش کبـود ابـر سیـاه، کشید شال و دق ابر پاره شد ناگه
صدای وحـشت بـراق رعد می‌آمد، که زن میـان تن شهـر، پـاره شد نـاگـه
صدای سرب سقـوط حـریـر پـیـرهنی بـه قعر قله‌ پایز و قلعه دختر
خدا به غسل و زمین خیس و سیـب در دست ِنگاه دامن کشمیر آبی آهو

ترانه

توی پاییزییه چشمام / ابر لبخند تو خشکید
بغضمو جوری شکستی / که صدامو هیشکی نشنید
بس کن این معرکه‌ها رو / ما دیگه رنگی نمی‌شیم
بیشتر از اینی که هستیم / رومی و زنگی نمی‌شیم
انقده ما رو نترسون / بدتر از این که نمی‌شه
دیوار فاصله‌هامون دیوار چین که نمی‌شه
اخه اون کی بود که می‌گف: هممون خدایی داریم
هیچیم نداشته باشیم / دل باوفایی داریم؟
آی تو که هیچی نداری / جز یه درد آسمونی
جز یه قلب همه جایی / یه نگاه بی‌نشونی
قصه شکستن ما واسه تو قصه نمی‌شه
کسی دیگه با این حرفا به تو دلبسته نمی‌شه
ما که بازیتونو باختیم / زندگی تاج سرت شه
یه نفر ساده‌تر من / کاش یه روزی عاشقت شه
ولی آی اونکه یه لحظه واسمون دعا نکردی
حتی تا لحظه آخر دردی رو دوا نکردی
قصه شکستن ما ....

 

 تاریخ انتشار:   April 6, 2007 4:14 AM


1 Comment

سلام اين خانم ناظمي فقط همين يه دونه شعرو انگار دارن .ما هر جا رفتيم فقط همين يه كارو ديديم.در ضمن اگه مجموعه ي كارهاشون رو مي شه جايي خوند راهنمايي بفرماييد.


 

 
 

Powered by: MovableType | Developed by: 7sang.ir