English   مجله اینترنتی هفت‌سنگ

 درباره | سوالات | آگهی | تماس | RSS

هفت‌سنگ مجله‌ای اينترنتی است که از سال هشتاد و يک در حوزه‌های ادبی، هنری و اجتماعی منتشر می‌شود. [ادامه]


مطالب مندرج در هفت‌سنگ نظرات شخصي نويسندگان است و درج مطالب لزوما به معنای تاييد محتوای آنها نيست.


 نقل‌مطالب از هفت‌سنگ فقط با اطلاع و اجازه هفت‌سنگ و با ذکر نام‌هفت‌سنگ و نام‌نويسنده مجاز است.

 

- توقف فعالیت‌های گروه اینترنتی هفت سنگ
- بغضی به اندازه‌ی یک‌سال و حسرت سال‌های باقی‌مانده عمر
- به مناسبت قیصر؛ دوره می‌کنم تمام روزهای رفته تا همیشه را
- مرد اردیبهشتی
- به بهانه شمس و روزی که به نام اوست
- مشقت‌های عشق
- مَرد روزهای نوجوانی ‌ام...
- آن‌جا که پنچرگیری‌ها تمام می‌شوند
- آخرین دیدار با مرد قصه‌های خوب
- قصه‌ی من با قصه‌های خوب...
- چوب الف*
- یک نفر رفت
- پیری ملای مکتبی بود
- کتاب(!)
- غلام و زری!
- دعای خیر مادر
- کاریکلماتور
- دیوانه! کتاب، عینهو بینی نیست!
- پیشنهاد خرید هفت کتاب: رمان جهان
- علاقمندی‌های زیرزمینی!
- یک نفر تلفن همراه داشت
- کنکوری‌ها
- کاریکلماتور
- موضوع انشا: چگونه با ادب و با اخلاق باشیم
- ای جماعت پرید «مرغ سحر»!


 
 

  رسانه


هفت‌ نشریه برگزيده سال هشتاد و پنج

 

   

نظرات خوانندگان  (5)

 

  نويسنده: امید کریمی

 

del.icio.us

del.icio.us

Balatarin

ارسال به:

 

 تماس: info-at-7sang.ir

 
 
هفت‌ نشریه برگزيده سال هشتاد و پنج: روزنامه اعتماد برترین روزنامه سراسری، روزنامه گل برترین نشریه ورزشی، مجله نسیم هراز برترین نشریه جوانان، هفته نامه سلامت به برترین نشریه عامه‌پسند، هفته‌نامه عصرارتباط برترین نشریه علمی، مجله بخارا برترین نشریه فرهنگی و مجله زنان برترین نشریه اجتماعی، سیاسی
 

هفت‌ نشریه برگزيده سال هشتاد و پنج
پایان ماه‌عسل مطبوعات

امید کریمی

سال سختی در پیش است. مدیران رسانه های مکتوب از ماه‌ها پیش در فکر سال آینده هستند. سال 86 می‌تواند با بحران کاغذ برای روزنامه‌ها شروع شود. بحرانی که از یک تصمیم انقلابی و شاید سیاسی نشات می‌گیرد؛ وزارت ارشاد یارانه یا همان سهمیه کاغذ مطبوعات را قطع می‌کند. صفارهرندی، وزیر ارشاد از مدتها پیش وعده عملی شدن چنین تصمیمی را داده است. بسیاری از اهالی مطبوعات سال روشنی را بدون چتر حمایتی دولت پیش بینی نمی‌کنند و از هم اکنون نبود آن را عامل ریزش شمار زیادی از نشریات چاپی می‌دانند. بسیاری هم این اقدام تقریبا سیاسی دولت نهم را به فال نیک می‌گیرند و آن را در راستای استقلال بیشتر مطبوعات و افزون شدن کیفیت آنها به واسطه کاهش تعداد روزنامه ها و مجلات، ارزیابی می‌کنند.

چه اینکه عقیده دارند بذل و بخشش‌های دولت برای روزنامه‌ها باعث شده است که این چنین دکه‌های روزنامه فروشی اشباع شده از مجلات و روزنامه‌های رنگی شود که بی‌مایگی و بی محتوایی در آنها بیش از رنگ‌شان به چشم می‌آید. این بی‌محتوایی، امسال بیش از 10 سال گذشته به چشم آمده است. هرچند که رویکردهای دولت محمود احمدی نژاد به مطبوعات و در دیدگاه کلی‌تر، اطلاع رسانی را می‌توان یکی از مهم‌ترین عوامل در خمودگی بیش از پیش نشریات مکتوب به حساب آورد و چند نمونه توقیف روزنامه‌ها را برای آن مثال زد، اما روزنامه‌نگارها خود به خوبی می‌دانند که مشکل از تحریریه‌های خالی از خبرنگاران و نویسنده‌های قدرتمند است که تیراژ رسانه‌های چاپی را به زحمت به یک میلیون در روز می‌رساند.

خالی شدن تحریریه‌های روزنامه‌ها و مجلات از خبرنگاران و نویسنده‌های قدرتمند و مهمتر از این، تربیت نشدن نیروهای کارآمد برای مطبوعات، دلایل بیشماری دارد که اساتید روزنامه نگاری و کارشناسان این حوزه کم و بیش در مورد آن نظراتی ارائه می‌دهند و البته خود بحثی است که جای پرداختن مفصل دارد.

بی‌مایگی امسال رسانه‌های مکتوب، تحریریه هفت‌سنگ را برای انتخاب بهترین‌های رسانه‌ای سال 85 در این بخش، کم با مشکل مواجه نکرد. هیچ کدام از انتخاب‌ها (به غیر از دو مورد) به انتخاب تقریبا قاطعانه نرسید و در برخی موارد هم انتخاب‌ها آنقدر پراکنده بود که نظرخواهی‌های خارج از تحریریه هم به جمع بندی کلی کمکی نکرد و باعث شد چند حوزه، کاملا حذف و چند حوزه هم با یکدیگر ترکیب شوند. البته این خود در شرایطی متفاوت می‌تواند نشانه چند صدایی و وجود رقابت سفت و سخت میان روزنامه‌ها و نشریات باشد، اما واقعیت را همه اهالی مطبوعات ایران بهتر می‌دانند.


برترین روزنامه سراسری (سیاسی-اقتصادی): اعتماد
http://www.etemaad.com/

شاید همه چیز از وقتی شروع شد که کاریکاتوری کودکانه در هفته نامه «ایران جمعه»، ایران را به بحرانی عجیب و به ظاهر مهار نشدنی سوق داد. تاکنون و پیش از این در دوران ریاست جمهوری سید محمد خاتمی اتفاقات مشابهی مانند تجمع، تحصن و تظاهرات کفن پوشان دیده شده بود که سیاسیون دو جناح آن را به حساب بازی سیاسی رقیب می‌گذاشتند، اما آنچه بر سر روزنامه ایران در فاصله چند روز آمد که ترکشی از خشونت‌ها و تظاهرات آذری‌زبان‌ها در شهرهای مختلف بود، تنها وجهه‌ای سیاسی نداشت، حتی آینده‌ای روشن را برای روزنامه‌های ایران تصویر نمی‌کرد. توقیف کنایه آمیز روزنامه ایران در روز دوم خرداد ماه که تا پنج ماه بعد هم در محاق ماند، خیلی‌ها به این تحلیل واداشت که توقیف روزنامه دولتی ایران شروعی است بر توقیف روزنامه‌های مستقلی همچون شرق، اعتمادملی و بسیاری دیگر که تنها تریبون‌های اصلاح طلبان در دوران خروج از حاکمیت بودند.

پیش‌بینی‌ها درست از آب درآمد، شرق به دلایلی قابل چشم پوشی توقیف شد، روزنامه روزگار به عنوان جایگزینی برای شرق عمری منقطع و یک هفته‌ای داشت، ایران در شروع انتشار به کیهان دیگری بدل شده بود و تریبون‌های مکتوب اصلاح‌طلبان توانایی فریاد زدن که هیچ، نای زمزمه کردن هم نداشتند. آینده نو با وجود همه هزینه‌های چشمگیری که برای انتشار داشت و از پدرخواندگی سید محمد خاتمی هم سودی می‌جست، به دلایلی متعدد نتوانست روزنامه‌ای در خور باشد، اعتماد که هم سرمایه شرق و هم برخی نیروهای آنرا در نیمه دوم سال در خون خود تزریق شده دید، همچنان بی رمق سال را به پایان رساند، اعتمادملی که اکنون تنها صدای بلند اصلاح طلبان است، هم با وجود تیراژ نسبتا مناسب، نتوانست خود را به عنوان یک روزنامه کامل معرفی کند و ناخواسته و خودخواسته سیاست را به دیگر حوزه‌ها ارجح دانست و حتی آن را با دیگر حوزه ها ترکیب کرد. روزنامه سرمایه هم با وجود ساختار کاملا حرفه‌ای تحریریه‌اش، دلچسب نبود. تهران امروز که به عنوان روزنامه شهردار تهران شناخته شده است هم با وجود رنگ و لعاب چشم نواز و لوگوی زیبا، مانند آینده نو نتوانست آن چیزی باشد که مورد انتظار بود.

همشهری با وجود پوست اندازی ظاهری در ماه پایانی سال، هنوز هم به کمک نیازمندی های پرو پیمانش تیراژ تقریبا نیم میلیونی دارد و جام جم هم در شرایطی کمی متفاوت از همشهری، حدود 500هزار نسخه در روز منتشر می‌کند. در این میان حتی روزنامه کیهان که با وجود همه جانبداری های سیاسی و جناحی، در چند سال گذشته به عنوان یکی از حرفه‌ای‌ترین روزنامه های کشور شناخته می شد، هم در سرازیری افتاده است.

این چنین امسال هیچ روزنامه سراسری نتوانست نیاز مخاطبان اندک شمار را تامین کند، البته نمی‌توان از ویژه نامه آخر هفته اعتماد گذشت، تحولات آینده نو را نادیده گرفت، از برنامه افزایش صفحات تهران امروز و اعتمادملی برای سال 86 چشم پوشی کرد و امیدوار نبود که همشهری به عنوان بزرگترین ارگان مطبوعاتی ایران تکانی نخورد. با تمام اینها تحریریه و داوران هفت‌سنگ با اغماض فراوان روزنامه اعتماد را به عنوان برترین روزنامه سراسری ایران در سال 85 انتخاب می‌کند، اما مانند بسیاری دیگر از اهالی مطبوعات چشم امید به سال 86 دارد، سالی که از اکنون خبرهای خوبی هم از آن شنیده می‌شود؛ روزنامه شرق رفع توقیف شده و شنیده می‌شود که از اردیبهشت ماه دوباره با مدیریت محمد قوچانی منتشر می‌شود. امسال فضای مطبوعاتی ایران، یک نیم سال قوچانی و شرق را کم داشت.


برترین روزنامه ورزشی: گل
http://www.goalnews.ir/

ظهور، سقوط و صعود روزنامه‌ای با نام نگاه ورزشی برای ورزشی نویسان عجیب بود. روزنامه‌ای که در ابتدای شروع دست یاری به سوی ابراهیم افشار، نویسنده قهار مطبوعات دراز کرد و در شروع هم با اندیشه‌های او و البته با کمک گرفتن از تعدادی از نویسنده‌های هفته نامه چلچراغ، کاملا متفاوت از آنچه که به عنوان روزنامه ورزشی شناخته می‌شد، به روی دکه آمد. اما با بروز مشکلاتی نتوانست با تیم خبرنگاران و نویسندگان اولیه ادامه دهد و ناخواسته از انتشار بازماند. شروع انتشار به کمک سرمایه گذار روزنامه شرق، روزنامه‌ای باز هم متفاوت را به مخاطب ورزشی معرفی کرد. روزنامه‌ای با قطع جدید، رنگ و روی جذاب و البته کاغذ گلاسه.

با این حال همه این پارامترها نتوانست نگاه ورزشی را به عنوان رقیبی برای روزنامه گل معرفی کند. گل که زمستان 84 را برای شروع انتشار برگزید، تا پایان جام جهانی چنان قدرتمند منتشر شد که دیگر روزنامه‌های ورزشی را وحشت زده کرد؛ خبرورزشی به عنوان پرفروش‌ترین روزنامه ورزشی ایران به فکر انتشار با کاغذ گلاسه افتاد (هرچند تاکنون چنین اتفاقی نیفتاده است)، 90 هر از چند گاهی یک فرم گلاسه به خوانندگانش می‌داد و البرز ورزشی هم مطابق راه و روش سردبیرش، ناصر احمدپور، تا توانست گل و نویسنده‌هایش را از انواع اتهام بی نصیب نگذاشت.

با تمام اینها گل خواننده های خودش را چه از میان خواننده های دیگر روزنامه های ورزشی و چه خارج از آنها، بدست آورد و توانست به قطب تاثیر گذار جامعه ورزش ایران بدل شود. البته گل بعد فینال جام جهانی چهار صفحه از خود کاست تا هم با بی خبری تابستانی ورزش ایران مبارزه کند و هم اندکی از هزینه هایش بکاهد. همین فرصتی بود برای دیگر رقیبان گل تا خودنمایی کنند. البته آنها موفق هم بودند، تیراژ گل با سرعت سرسام‌آوری که به پیش می‌رفت، در همان حدود 50هزار نسخه در روز متوقف شد و ریزش برخی نیروها به آن کمی ضربه زد. به اینها باید اضافه کرد که اقتضائات مخاطبان روزنامه‌های ورزشی هم تاثیر خود را بر گل گذاشت و یادداشت‌نویسی را بر گزارش‌نویسی غالب کرد.

با این حال گل در سال افول روزنامه‌های ورزشی، توانست خود را در تاثیر گذار نشان دهد و با سردبیری مجید کوهستانی و مدیریت مناسب تحریریه از سوی محمدرضا نصیری به عنوان دبیر تحریریه یک سر و گردن بالاتر از دیگر روزنامه های ورزشی قرار بگیرد. هرچند گل از اتهاماتی که دارد هنوز مبرا نشده است. اهالی گل در حالی خودشان را برای سالی جدید آماده می کنند که خبر می رسد یک یا دو روزنامه ورزشی دیگر هم قرار است متولد شود. شاید در سال 86 نحسی 13 روزنامه‌های ورزشی به تقدس بدل شود.


برترین مجله جوانان: ماهنامه نسیم هراز

پزمان راهبر در روزهایی که سردبیر روزنامه جهان فوتبال بود از یک موضوع به شدت گله می‌کرد؛ در فوتبال ایران ستاره وجود ندارد و ستاره هم ساخته نمی‌شود. راهبر همان زمان تلاش زیادی داشت تا بتواند با ترفندهای مطبوعاتی برای ورزش و فوتبال ایران ستاره‌سازی کند، اما بی‌مایگی ورزشکاران ایرانی، بزرگترین مانع او برای رسیدن به هدفش بود. اما جدا شدن پژمان راهبر از جهان فوتبال و تغییر حوزه در کار مطبوعاتی بعد از دو سال او را به آرزویش رساند؛ بازی با ستاره ها و مانور دادن روی آنها.

راهبر مجله «نسیم هراز» را با این مانیفست نانوشته منتشر کرد و تا هم اکنون که 17 شماره از آن را منتشر کرده، به آن پایبند بوده است. استفاده از چهره ستاره‌های سینما، موسیقی و ورزش برای روی جلد، گفتگوهای بکر با ستاره های فعلی سینما، موسیقی و ورزش، گفتگوهایی با ستاره‌های سال های دور موسیقی ایران همچون پری زنگنه و سیمین غانم از این دست است.

حتی راهبر در نسیم هرازتلاش به ستاره‌سازی هم کرده است. اختصاص دو صفحه از مجله به بازیگران تازه کار سینما که مایه ای از ستاره شدن دارند نمونه‌ای از تلاش‌های سردبیر نسیم هراز است. البته نسیم تنها با وجهه ستاره بازی‌اش در میان دیگر مجلات جوانان چهره نشده است، انتخاب سوژه‌های اجتماعی ناب که عموم آنها را شخص پژمان راهبر انتخاب می‌کند، پرداختن به سوژه‌های بایگانی شده در بخش نوستالژی، پرونده‌های غیر متداول و پرداخت غیر معمول به آنها در کنار وسواسی که او در نوع نگاه به گزارش‌ها و مطالب دارد و پردازش آنها را فراتر از معمول و استاندارد از نویسنده‌هایش می‌خواهد، وقتی در قالب صفحه آرایی کاملا مدرن و شکیل عرضه می‌شود، یک محصول فرهنگی در خور و به روز را به دست مخاطب می‌دهد. نسیم غیر از اینها البته با عکس‌های استثنایی که به لطف عکاسان بیشمارش و نگاه خاص پژمان راهبر به عکس، منتشر می‌کند هم در نوع خود بی همتاست.

با تمام اینها نسیم بدون ایراد منتشر نمی‌شود. یکی از بزرگترین انتقاداتی که به نسیم هراز وارد است، ثابت نبودن و ادامه نداشتن برخی صفحات است. چندین برابر بیشتر از شماره‌های منتشر شده نسیم، در این مجله صفحه جدید و جذاب تعریف شده که در شماره‌های بعد اثری از آنها دیده نشده است. راهبر این ایراد را اینچنین پاسخ می دهد: «وقتی مطلب خوب برای صفحه وجود ندارد، چه اصراری است که آن صفحه وجود داشته باشد؟»

ماهنامه نسیم هرچند که به عنوان محصولی از پژمان راهبر منتشر می‌شود، اما در کنار فکر و ایده‌های او، حمایت‌های مادی و معنوی و مشورت‌های افرادی مثل یاسر رفیقدوست و سیامک قلیچ خانی و سیاست‌گذاری های مناسب آنها و تلاش‌های فشرده و عموما یک هفته‌ای و شبانه نویسنده‌هایش آن را با قدرت عرضه می‌کند.

امسال اما در کنار نسیم، همشهری‌جوان هم به انتشار ادامه داد. همشهری جوان که اکنون سومین سال انتشار خود را سپری می کند، در سال 85 بسیار قوی تر سال 84 منتشر شد و موفقیت‌های زیادی را داشت. به طوریکه با پرداختن به سوژه‌هایی همچون دستمزدهای بازیگران سینما که کم مانده بود بحرانی را در جامعه سینمایی بوجود بیاورد و یا انتشار دو ویژه نامه برای کارتون های کودکی و انقلاب اسلامی که هر دو برای اولین بار و در تیراژ بالا با سی دی مالتی مدیا به خواننده ها عرضه شدند در کنار ویژه نامه دیگری برای جام جهانی 2006 آلمان، هفته نامه جوانان موسسه همشهری را به شمارگان تقریبا 50هزار نسخه ای در هفته رساند. شمارگانی که نویسنده‌های همشهری جوان عقیده دارند باید بیش از آن باشد و تلاش‌شان در همین راستا است.

به هر حال جای تقدیر دارد که همفکری سیامک رحمانی و جواد رسولی که فرید حدادعادل را به عنوان سردبیر (جایگزین علی قنواتی) در کنار خود دارند با همکاری نویسنده‌های همشهری جوان باعث شده از امکانات سابقا دولتی و اکنون به روایتی غیر دولتی، به بهترین نحو استفاده شود و آنها یکی از بهترین و ارزشمندترین مجلات کنونی جوانان ایران را عرضه کنند و برخلاف بسیاری دیگر از همکارانشان در موسسات مطبوعاتی دولتی، هزینه های صرف شده برای نشریه شان را هدر ندهند.

امسال چلچراغ هم به سیاق سال‌های گذشته منتشر شد، اما محصولی که در کل سال از چلچراغی‌ها دیده شد، همانی نبود که انتظار می‌رفت. البته ویژه نامه نوروزی چلچراغ می‌تواند جبران همه کاستی‌های یکساله را بکند، همانطور که جور ضعف سال 84 چلچراغ را شب چله ای که آنها برای سید محمد خاتمی، رییس جمهور پیشین برپا کردند، کشید.

تحریریه و داوران هفت سنگ با احترام فراوان به تلاش‌های دوستان همشهری جوان، قاطعانه رای برترین مجله جوانان را به نسیم هراز و ابداعاتی که سردبیرش در راه انتشار مجله دارد اهدا می کند و منتظر سال 86 می‌ماند تا نسیم به گستره انتشار رسمی سراسری دست پیدا کند.


برترین نشریه فرهنگی (فرهنگی-ادبی-هنری): بخارا
http://www.bukharamagazine.com

تنها صفحات رنگی مجله فیلم، آگهی‌های آن است و البته جلد، بقیه برگها سیاه و سفید منتشر می‌شود. شاید این ویژگی خاص مجله فیلم باشد که در سال 85 چند اتفاق را از سر گذراند. مثلا امیرقادری در میانه‌ای سال با اهالی فیلم به مشکل خورد و جدا شد هرچند که دوباره به جمع فیلم نویسان بازگشت و اکنون نامش در ویژه نامه نوروزی مجله فیلم در کنار کارگردان بزرگی چون کیمیایی و کیانیان به عنوان یادداشت نویس قرار گرفته است، اما همان رفت و آمد امیر قادری به عنوان پرکارترین منتقد سینمایی امروز ایران، باعث شد حضور او در مجله فیلم کمرنگتر شود. اما اتفاق مهم امسال مجله فیلم چند ویژه نامه پرمایه بود. یکی از آنها انتشار کتاب سالی برای صنعت دوبله ایران بود. همچنین دو پرونده یکی برای جیمزباند و دیگری برای دکتر ژیواگو که هر دو با استقبال فراوان مواجه شد. ویژه نامه‌های مجله فیلم برای جشنواره فیلم فجر و جشن خانه سینما هم امسال در خور بود.

همه اینها می‌تواند باعث شود انتخاب‌ها به محوریت مجله فیلم باشد، اما ماهنامه بخارا شاید نه به اندازه مجله فیلم گستره متنوعی از مخاطبان را به خود اختصاص دهد و بیشتر یک مجله خاص محسوب شود، اما مجموعه فعالیت‌هایی که علی دهباشی به عنوان سردبیر بخارا در سال 85 داشته است، او و مجله اش را با اختلاف ناچیز بالاتر از مجله فیلم قرار می دهد. جشن نامه های بخارا برای بزرگداشت یک نویسنده و یا یک شاعر و ادیب از جمله کارهای مطبوعاتی ماندگاری است که این روزها کمتر در مطبوعات ایران به چشم می‌خورد. جشن نامه‌های بخارا زندگی و آثار و آرای نویسنده را در بر می‌گيرد. بخارا که به عنوان مجموعه مقالاتی از مطرح‌ترین نویسنده‌ها و مترجمان منتشر می‌شود، در هر شماره مطالبی را نيز برای اولين بار از نويسندگان پيش رو می‌گذارد که از جمله آن‌ها می‌توان به شجره نامه بهرام بيضايي به قلم پدر او اشاره کرد. بيضايی اين شجره نامچه مبسوط را در اختيار دهباشی گذاشته بود تا او در آخرين شماره منتشر شده بخارا آن را پيش چشم مخاطبان بگذارد.

غیر از اینها سردبیر بخارا جلساتی هفتگی را به عنوان شب‌های بخارا برگزار می‌کند که در آنها هر بار نویسنده یا شاعری را به مخاطبان معرفی می‌کند. از جمله این شبها می‌توان به شب ژاک پره‌ور، رابيندرانات تاگور، بهرام بیضایی، عزيز و نگار (يوسف عليخانی)، اوسيپ ماندلشنام، لوييس بونوئل اشاره کرد. دهباشی شب‌هاي مختص به نويسندگان و ادبای خارج از ايران را با همکاری رايزن فرهنگی و سفارتخانه های متبوع همان کشورها برگزار می‌کند.

امسال در حوزه نشریات فرهنگی، نشانی هم به مدیریت محمد صالح علا منتشر شد. انتظارات از نشانی به شدت بالا بود، حتی شماره نخست این مجله هم آنقدر دلچسب منتشر شد که انتظار ظهور یک پدیده می رفت، اما در شماره های بعد نشانی آن چیزی نبود که از صالح علا انتظار می رفت، هرچند که گرافیک عجیب نشانی به همراه دست نوشته‌های صالخ علا جبران هر کمبود و ضعفی را در نشانی می کند.

در کنار نشانی، امسال هفت هم به انتشار ادامه داد که البته همان مجله‌ای نبود که مخاطبان عام تری داشته باشد، برخی میزگردهای داخلی هفت و مطالبی که بار فلسفی بیشتری نسبت به مجموعه کار (رویکرد فرهنگی-هنری-سینمایی) داشتند، کمی افول را برای هفت باعث شد.

به هر روی ماهنامه بخارا با اختلاف ناچیز نسبت به مجله فیلم به عنوان برترین نشریه فرهنگی سال 85 انتخاب می شود، هفت سنگ امیدوار است سال سخت 86 ضربه بزرگی به نشریاتی چون نشانی، بخارا، سمرقند، نگاه نو، گلستانه و حتی مجله تقریبا مستقلی چون فیلم وارد نکند.


برترین نشریه عامه پسند: هفته نامه سلامت
http://www.salamat.ir


اگر تا دو سه سال پیش دکه‌های روزنامه فروشی مملو از هفته‌نامه‌هایی با قطع تابلویید بود که به عنوان زرد مشهور بودند، پیشرفت‌های صنعت چاپ در ایران و البته تغییر ذائقه مخاطب ایرانی از خواندن مجلاتی با قطع بزرگ و با چاپ بی‌کیفیت و عموما کثیف، مدیران نشریات زرد را به سوی چاپ مجلاتی با قطع کوچک سوق داد. مجلاتی که محتوای آنها همانی است که چهار سال پیش و هشت سال پیش بود، تنها نوع بسته بندی کار فرق کرده است و رنگ و لعاب بیشتری دارند.

هر سال هم تعداد این نشریات زیاد می‌شود و کسی هم نمی‌تواند مانع انتشار آنها شود که آنها خود بزرگترین ضربه را به سطح سلیقه روزنامه خوانی مردم ایران زده‌اند. بسیاری از بزرگان روزنامه‌نگار ایران معتقدند تصمیم وزارت ارشاد برای قطع یارانه کاغذ مطبوعات در وجهه غیر سیاسی آن بزرگترین کاری است که می‌تواند به کاهش انتشار مجلات زرد و بی‌محتوا منجر شود. البته برسر اینکه نشریاتی که در ایران به عنوان زرد، شناخته می‌شوند، واقعا معیارهای یک نشریه زرد در حد استانداردهای معمول را دارند یا نه، همیشه بحث‌های زیادی وجود داشته است.

اما چیزی که در سال 85 در حوزه نشریات عامه پسند، زرد و خانواده بیشتر به چشم می‌خورد، اقبال بیشتر صاحبان نشریات به انتشار مجلات خانواده بود. البته موج مجلات خانوادگی از چند سال پیش تقریبا همزمان با هجوم عجیب و غریب مجلات جدول به‌وجود آمد، اما اتفاقی که نشریات خانوادگی امسال را با شوک مواجه کرد، ورود موسسه مطبوعاتی همشهری به حوزه نشریات خانوادگی بود. همشهری خانواده که به وضوح برای جا نماندن همشهری از بازار به شدت مناسب مجلات خانوادگی منتشر شد، هر چند که اکنون با تیراژی در حد 100هزار نسخه و با فروشی بسیار کمتر از این تیراژ عرضه می‌شود، اما محتوای آن در حدی نیست که بتواند زنگ خطری برای خانواده سبز باشد، دوهفته نامه‌ای که اکنون تیراژی 450هزار نسخه ای دارد و برگشتی هم برایش هیچ معنایی ندارد. البته فائزه جمالی عالم، سردبیر همشهری خانواده و تیمی که کم کم انسجام لازم را پیدا می کند، هنوز فرصت کافی برای خبره شدن در حوزه انتشار مجلات خانوادگی دارند، چه اینکه مدیریت همشهری قاطعانه از آنها حمایت می‌کند.

با وجود همه این مقدمات، انتخاب ما نه همشهری خانواده است و نه خانواده سبز، هفته نامه سلامت به اتفاق آرا به عنوان نشریه عامه پسند سال 85 انتخاب می‌شود. سلامت که اولین نشریه عمومی سلامت ایران است امسال تا میانه های سال با تیمی به شدت قوی منتشر شد، در روزهای ابتدایی پاییز امسال تحولی در تحریریه خود داشت، اما این باعث نشد از صدر پر فروش‌های هر هفته پایین بیاید. تیراژی که بیش از 60 تا 70 هزار نسخه در هفته برای سلامت وجود دارد، با وجود انتشار سراسری هفته نامه سپید که تا زمستان امسال به عنوان یک نشریه داخلی پزشکان منتشر می‌شد، هنوز هم وجود دارد. غیر از این هم سلامت با رویکردی بسیار حرفه‌ای‌تر از دیگر نشریات عامه پسند، خود را چند پله بالاتر از بقیه نشان داده است.


برترین نشریه علمی (آی‌تی-خودرو): عصر ارتباط
http://www.ictnews.ir

بال و پر دادن به نشریات تخصصی رویکرد جدید هیات نظارت بر مطبوعات است که حسین انتظامی، عضو این هیات بارها آن را اعلام کرده است. اما نشریات تخصصی علمی امسال کمتر توانایی خودنمایی داشتند. دو هفته نامه خودرو منتشر شدند که اگر با قدرتی که شروع کرده اند، ادامه دهند، می توانند در سال 86 به عنوان یکی از تاثیرگذارترین های حوزه خودشان شناخته شوند. پیام ایران خودرو و دنیای خودرو امسال هم در قالبی جذاب و هم با مطالبی خواندنی منتشر شده‌اند.

اما در حوزه های دیگر مثل ارتباطات و IT اوضاع مثل سال قبل بود و البته کمی با عقبگرد. چه اینکه بزرگراه فنآوری که آمده بود تا رقیبی برای عصرارتباط باشد، هرچند که توانایی‌هایی از خود نشان داد، اما همانی نبود که باید عصرارتباط را زمین گیر می‌کرد. پس عصر ارتباط با وجود تغییراتی که در سردبیری و تحریریه داشت، باز هم نشان داد که کارش را خوب بلد است و می‌تواند وزنه‌ای در حوزه آی‌تی باشد. عصر ارتباط امسال هم ویژه‌نامه‌هایی که انتشارشان را از سال 84 شروع کرده بود پیگیری کرد که خود یکی از عوامل برتری‌اش نسبت به دیگر رقیبانش است. البته ویژه‌نامه‌های عصر ارتباط آن اصالت سال 84 را نداشتند. به نظر می‌رسد دلیل هم در ارجح دانستن آگهی‌ها به کیفیت کار باشد. مثلا بسیاری از قیمت‌هایی که برای محصولات مختلف در ویژه‌نامه‌های عصر ارتباط منتشر می‌شد، با قیمت‌های واقعی در بازار تفاوت فاحش داشت و مخاطب را سردرگم می‌کرد.

انتشار روزنامه فناوران به عنوان اولین روزنامه تخصصی حوزه فناوری‌اطلاعات کشور که اهالی آی‌تی سالها انتظار آن را می‌کشیدند از مهم‌ترین تحولات حوزه نشریات علمی در سال ۸۵ بود. اما فناوان آنقدر ظعیف ظاهر شد که این سوال به طور جدی مطرح شود که آیا حوزه آی‌تی در کشور پتانسیل لازم برای انتشار یک روزنامه را دارد یا نه.

هفته‌نامه عصر شبکه که از ابتدای انتشار به‌صورت دو هفته‌نامه منتشر می‌شود هم در سال گذشته به تدریج جای خود را در بین علاقه‌مندان به آی‌تی باز کرد. عصر شبکه که بیشتر رویکرد آموزشی-تفریحی به حوزه آی‌تی دارد نسبت به نشریات مشابهش به‌روزتر است و نمره قابل قبول‌تری می‌گیرد.

با این حال عصر ارتباط در دوره‌ای که نشریات حوزه آی‌تی کج دار و مریز منتشر می‌شوند و نشریات خودرو هم به تازگی شروع به کاری متفاوت کرده‌اند و البته دانشمند و نشریاتی از این دست هم فعلا حرفی برای گفتن ندارند، توانسته است خود را برتر نشان دهد و برای دومین سال پیاپی به عنوان برتر این حوزه شناخته شود.


برترین نشریه اجتماعی-سیاسی: ماهنامه زنان
http://www.zanan.co.ir

روزی که اوریانا فالاچی، مشهورترین روزنامه نگار معاصر مرد، کمتر مجله‌ای توانست متنی در خور او منتشر کند. اما مجله زنان نه تنها جلد یک شماره خود را به فالاچی مرحوم اختصاص داده، بلکه به قلم الهام خاکسار (همسر هوشنگ گلمکانی، سردبیر مجله فیلم) گزارش شخص به شدت زیبا و دلنشینی از فالاچی منتشر کرد. در این گزارش خاکسار از دوره‌ای نوشت که در به در دیدار با فالاچی ایتالیا را زیر پا گذاشته است و هر کس که توانسته رو انداخته تا بتواند گفتگویی با فالاچی و یا حداقل دیداری با او داشته باشد، اما آخر کار هیچ چیز نصیب خاکسار نمی‌شود و او با نا امیدی از خیر دیدار و گفتگو با فالاچی می‌گذرد. خاکسار این گزارش شخص را چنان با تبحر نوشته است که می‌توان اطمینان داشت او شناختی بسیار فراوان از فالاچی داشته. جسارت منتشر کردن این گزارش بلند را شهلا شرکت، مدیر مجله زنان داشت. پرداختن به سوژه فالاچی در حالی در مجله زنان اتفاق افتاد که در ایران فالاچی به اتهام‌های ایدئولوژیک بسیاری متهم است.
البته مجله زنان تنها همین یک جسارت را در پرداختن به موضوعات حساس نداشت. به عنوان نمونه چند ماه پس از پخش شدن سی‌دی کذایی زهره امیرابراهیمی، زنان پرونده‌ای را در مورد پدیده فروش حیثیت آدمها منتشر کرد که در نوع خود جالب و جذاب بود.

در سال 85 نشریات دیگری در حوزه اجتماعی-سیاسی و ایدئولوژیک منتشر شد. ماهنامه چشم انداز ایران که همه آنرا با انتشار ویژه نامه‌ای برای 18تیر می‌شناسند، باز هم به انتشار ویژه‌نامه‌هایی به عنوان نمونه برای دکتر محمد مصدق پرداخت و با این دست موضوعات، مخاطب خاصی برای خود دست و پا کرد. آیین هم که ارگان ایدئولوژیک چپ‌های مذهبی محسوب می‌شود، پس از وقفه‌ای بلند مدت، نظمی به دوره انتشار خود داد و روی دکه‌ها آمد. همشهری دیپلماتیک هم که بیشتر از یک سال از زمان استقلالش از همشهری می‌گذرد هم بیشتر دیده شد و حساب مخاطبانش را از حساب مخاطبان نیم میلیونی همشهری جدا کرد. نشریه مدرسه هم خودنمایی خوبی داشت، اما هنوز راه زیادی برای مطرح شدن در حوزه اش در پیش دارد.

با وجود همه این نشریات ایدئولوژیک که عموم آنها به دلیل کم بودن تریبون روزانه اصلاح طلبان منتشر می‌شوند و دلایلی هستند برای بازسازی پایگاه فکری این جناح سیاسی در میان نخبگان ایران، مجله زنان با ادامه راه همیشگی‌اش و خارج نشدن از مسیر شناخته میان مخاطبانش، برترین نشریه سیاسی اجتماعی ایران در سال 85 نام می‌گیرد.

>> برای شرکت در نظرسنجی و انتخاب برترين‌ها به اين صفحه برويد. <<

 

 تاریخ انتشار:   March 16, 2007 3:11 AM


5 Comments

نخست انتخاب شمارا تحسين مي‌كنم. به راستي بخارا در نوع خود يگانه است. سردبيري كه بتواند آنقدر دموكرات و باز فكر كند كه از مظاهر مصفا تااحمدرضا احمدي از دكتر شفيعي كدكني تا بابك احمدي از دكتر فولادوند تا دكتر محمدعلي موحد از ژاله آموزگار تا بهرام بيضايي در مجله‌اش مقاله بنويسند در خور تحسين است. اين طيف وسيع از نويسندگان و مترجمان درجه اول ما فقط در يك نشريه آن‌هم بخارا مي‌توانند حضور داشته باشند.

salam,

man az entekhabe monsefane ve besyar aali shoma dar morede majale bokhara mamnunam. bukhara tanha majalee ast ke dar en vaveylaye moshkelate nashriyat na tanha mohkam o ostovaro bi tanazol sare pa istadeh balke dar kenare matalebe besyar arzeshmande majale shabhaye bukhara ro ham bargozar mikone ta farhange naabe en keshvar baz ham balandeh bemune va baraye javanani mesle man be ers bemune. az 7sang, az bukkara, az aghaye dehbashi va hameye kesani ke vase farhange en mamlekat del misuzunand mamnunam.

حسن ظن شما در انتخاب بخارا به عنوان برترین نشریه فرهنگی سال جای تشکر دارد.انتخاب این مجله یعنی قدردانی از فردی که تنها و شاید مهم ترین دغدغه اش حفظ و اعتلای فرهنگ غنی این خاک عزیز و مانوس نمودن جوانان با سبقه عظیم فرهنگ و ادبیات آن است. بخارا و شبهای بخارا ÷ل و ÷یوندی است میان بزرگان ادب و فرهنگ و جوانان تشنه خواندن و دانستن.

با سلام ، وقتي نظرات را در مورد انتخاب بخارا خواندم ديدم بد نيست اضافه كنم كه شايد بتوان گفت بخارا تنها نشريه اي در ايران است كه براي نويسندگان و هنرمندان مطرح معاصر كه هنوز زنده اند مراسمي را برگزار كرده كساني چون اومبرتو اكو ، پتر هانتكه ، گونترگراس ، محمود درويش و اورهان پاموك . بطوريكه اورهان پاموك خود شگفت زده شد و روزنامه هاي تركيه نوشتند كاري را كه ترك ها نكردند ايرانيان كردند! و اومبرتو اكو از اينكه در ايران هم او را چنين مي شناسند و آثارش را مي خوانند حيرت زده شد ! و به نظر من نشريه ي ادبي كه بخواهد در عين مطرح كردن بزرگان ادب و فرهنگ خود بتواند با جريانات بزرگ ادبي دنيا همراه شود چز اين نمي تواند باشد. براي شما
و تمام كساني در انديشه اعتلاي فرهنگ ايران هستند اميد بهروزي دارم.

ببخشید روزنامه گل هر هفته یا هرروز انتشار میشود


 

 
 

Powered by: MovableType | Developed by: 7sang.ir