ماجرای اُدیپ اینطور تمام شد که اُدیپ از کار کناره گرفت و تخت و تاج را به دو پسرش سپرد. پسرهای اُدیپ هم با هم شرط کردند که یکسال در میان بر تخت بنشینند.
اما نفرین هنوز هم دست از سر خانوادهی اُدیپ بر نمیداشت. اُدیپ هم مثل پدرش و پدر پدرش و... قبل از مرگ فرزندانش را نفرین کرد (عادتاشان بوده انگار)...
اُدیپ دو پسر ـ برادر(1) به نامهای اتکلس(2) و پولینیس(3) و دو دختر ـ خواهر به نامهای آنتیگونه(4) و ایزمن(5) داشت.
مشکل از آنجا آغاز شد که اتکلس پس از پایان اولین سال پادشاهیاش زیر قول و قراری که با برادرش گذاشتهبود زد و حاضر نشد تاج و تخت را رها کند. پولینیس هم جواب جرزنی برادر را با خیانت داد؛ یعنی لشکری از دشمنان کشورش تشکیل داد و حمله کرد به قلمرو برادرش. جنگ با شکست سپاه مهاجم پایان یافت اما دو برادر به دست همدیگر کشته شدند و دوباره کشور ماند بیتاج و تخت.
پادشاه بعدی، کرئون(6)، برادر مرحوم اُدیپ و عموی فرزندان او بود. به دستور کرئون جسد اتکلس با عزت و احترام دفن شد. اما جسد پولینیس ـ به خاطر خیانت به کشور ـ باید آنقدر روی زمین میماند تا خوراک جانوران شود.
نمیدانم میدانید یا نه، که کفن و دفن مردگان چقدر برای یونانیها اهمیت داشته. آنها اعتقاد داشتهاند اگر مردهای به شایستگی دفن نشود روحش پس از مرگ قادر نخوهد بود راه سرزمین مردگان(7) را بیابد و تا ابد سرگردان خواهد ماند. و خلاصه بدترین تنبیه برایشان این بود که بهشان بگویند بعد از مرگ از کفن و دفن خبری نیست!
آن موقع هم که مثل حالا نبود مردم آزادی بیان داشتهباشند! حرف پادشاه، قانون خدا بود و اگر جرات داشتی نه رویاش بیاوری حسابت میافتاد با کرامالکاتبین.
آنتیگونه، تنها کسی بود که این شهامت را در خود احساس کرد. او اول پیش خواهر رفت و به او گفت که قادر نیست چنین بیاحترامی را به برادر مردهاش طاقت بیاورد. از ایزمن خواست تا به وی کمک کند تا با هم برادر را به خاک بسپارند.
ایزمن گفت که قدرت نافرمانی از دستور پادشاه را ندارد و بهتر است آنتیگونه نیز تن به چنین خطری ندهد.
اما آنتیگونه تصمیم خود را گرفتهبود. او، شبانه به سر وقت جسد برادر رفت. با شراب مقدس بدن او را تطهیر کرد و چون زورش نمیرسید تنهایی آن را به خاک بسپارد، روی جسد را با خاک پوشاند تا روح برادر را از سرگردانی ابدی نجات دهد. اما از آنجایی که قرار است داستان آنتیگونه تراژدی باشد و اینطور که معلوم است تراژدینویسهای یونان هم اگر آخر داستاناشان ـ به قول شل سیلوراستاین "یک کپه مرده" ـ سر دستاشان نمیمانده، از غصه دق میکردهاند، سربازان کرئون آنتیگونه را در حین ارتکاب به جرم دستگیر میکنند.
بیچاره کرئون، از طرفی برادرزادهاش را (که تازه نامزد پسرش، هیمن(9) هم بوده) دوست داشته و از طرف دیگر هم فکر میکند اگر حرف خودش را زیر پا بگذارد و آنتیگونه را ببخشد، اقتدار پادشاهی خود را زیر سوال برده. بالاخره کرئون آنتیگونه را درون غاری زندانی میکند؛ آنتیگونه باید آنقدر آنجا بماند تا بمیرد.
هیمن از پدر میخواهد تا نامزدش را رها کند، به او میگوید که همهی مردم سرزمین عمل آنتیگونه را تایید میکنند اما کرئون خواستار سرزمینی مطیع و قانونمند است. پس، از تصمیم خود بر نمیگردد.
تا اینکه پیشگوی پیری نزد کرئون میآید و به وی میگوید که اشتباهی بزرگ مرتکب شده و آیندهای سیاه پیش رو دارد. میگوید به زودی قصر او پر از اجساد مردگان خواهد بود و پر از صدای گریه و شیون.
کرئون برآشفته میشود و با عدهای سرباز به سمت غاری که آنتیگونه را به آنجا تبعید کرده میشتابد. (منتظر هَپیاِند نباشید من که گفتم این تراژدی نویسهای یونانی چهطوریاند.) بله! همانطور که حدس زدید دیگر دیر شدهبود. وقتی کرئون به غار رسید دید که پسرش هیمن نشسته یک گوشهای و دارد اشک میریزد. آنسوتر هم آنتیگونه خودش را از سقف غار دار زدهبود. اما قضیه همینجا هم تمام نشد. هیمن، پدرش را که دید شمشیرش را بیرون کشید تا پادشاه را بکشد. اما خطا کرد. بعد که دید نتوانسته جان پدر را بگیرد از لج شمشیر را بالا برد و در قلب خودش فرو کرد!(10)
از آنجایی که قاصدهای آنموقع سریعتر از تلفن و تلگراف و ایمیلهای حالا عمل میکردهاند، ملکه که مادر هیمن و همسر کرئون باشد، بلافاصله از مرگ پسر مطلع شد و در حالی که او هم داشت شوهرش را نفرین میکرد با چاقوی آشپزخانه به زندگیاش پایان داد!
کرئون ـ همانطور که پیشگو گفتهبود ـ به قصری پر از اجساد مردگان و صدای گریه و شیون بازگشت. حالا کرئون کشور قانونمند و مطیعی را که میخواست به دست آوردهبود. اما به جز آن دیگر هیچچیز نداشت.
آخرین خبری که از کرئون در دست است این است که با قلبی مملو از اندوه به بستر رفت. حالا دیگر نمیدانم او هم همانجا دق کرد و مرد یا چند سال بعد به مرگ طبیعی از دنیا رفت. در هر حال که خدایش بیامرزاد!
____________
(1) یادتان که هست؟ ادیپ با مادر خودش ازدواج کردهبود.
(2) Eteocles
(3) Polynices
(4) Antigone
(5)Isemene
(6) Creon
(7) The Underworld جهان زیرین یا سرزمین مردگان
(8) Shel Silverstein، در «هملت به زبان مردم کوچه و بازار»
(9)Haemon
(10) تعهد دادهبوده یک نفر را بکشد بالاخره!
____________
با استفاده از تراژدی «آنتیگونه»، نوشته سوفکل
مطمئنید که کرئون برادر ادیپ بوده و نه برادر جاکستوا؟
منظورم جاکوستاست البته:)
اخ، اخ! مثل اينكه شما درست ميگي!
کرئون برادر زن ادیپ بود نه برادر ادیپ
سلام. کرئون دایی آنتیگونه بوده