ریتا عوده شاعر فلسطینی متولد ۲۹ سپتامبر ۱۹۶۰ است و در ناصریه زندگی میکند. لیسانس زبان انگلیسی و ادبیات تطبیقی از دانشگاه حیفا دارد. معلم زبان است و پنج کتاب شعر دارد و از اکتبر 2006 شروع به هایکو نویسی کرده است.
به دریا رفتم
پری دریایی را نیافتم
به مزرعه رفتم
گندمی را نیافتم
به سوی شعر رفتم
دریافتم
که تو هم دریایی و هم گندم!
*
خیره در چشمانت
گندمی میبینم
مهیای درو
*
من دست نمیکشم
از ساختن کلبههای گِلی
بر سواحل امید
تا روزها بازگردند
و یکبار دگر
کودکی شوی
که مشتافانه بخواهد
قرص نان رویای کوچکش را
قسمت كند.
*
زبان باران را
میدانم
اما متاسفم عزیز من!
زبان تو را
نمیدانم
*
به من بگو
زمستان چگونهاست
وقتی گونهام
بر دستان تو میآساید!
*
تو "نهاد" هستی
من "گزاره "
با اینحال هرگز در یک جمله
نخواهیم بود!
*
اگر چشم بودی
اشکت میشدم!
*
همانگونه که زمین
انعکاس آسمانهای خداست
من نیز از ان توام.
*
وقتی لبخند میزنی
ستاره باران میشود
بر دستهای من
*
پاییز در انتظار بهاراست
و من در انتظار تولدی دیگر
بر لبان تو...
ترجمه از: STRAY
Leave a comment