English   مجله اینترنتی هفت‌سنگ

 درباره | سوالات | آگهی | تماس | RSS

هفت‌سنگ مجله‌ای اينترنتی است که از سال هشتاد و يک در حوزه‌های ادبی، هنری و اجتماعی منتشر می‌شود. [ادامه]


مطالب مندرج در هفت‌سنگ نظرات شخصي نويسندگان است و درج مطالب لزوما به معنای تاييد محتوای آنها نيست.


 نقل‌مطالب از هفت‌سنگ فقط با اطلاع و اجازه هفت‌سنگ و با ذکر نام‌هفت‌سنگ و نام‌نويسنده مجاز است.

 

- توقف فعالیت‌های گروه اینترنتی هفت سنگ
- بغضی به اندازه‌ی یک‌سال و حسرت سال‌های باقی‌مانده عمر
- به مناسبت قیصر؛ دوره می‌کنم تمام روزهای رفته تا همیشه را
- مرد اردیبهشتی
- به بهانه شمس و روزی که به نام اوست
- مشقت‌های عشق
- مَرد روزهای نوجوانی ‌ام...
- آن‌جا که پنچرگیری‌ها تمام می‌شوند
- آخرین دیدار با مرد قصه‌های خوب
- قصه‌ی من با قصه‌های خوب...
- چوب الف*
- یک نفر رفت
- پیری ملای مکتبی بود
- کتاب(!)
- غلام و زری!
- دعای خیر مادر
- کاریکلماتور
- دیوانه! کتاب، عینهو بینی نیست!
- پیشنهاد خرید هفت کتاب: رمان جهان
- علاقمندی‌های زیرزمینی!
- یک نفر تلفن همراه داشت
- کنکوری‌ها
- کاریکلماتور
- موضوع انشا: چگونه با ادب و با اخلاق باشیم
- ای جماعت پرید «مرغ سحر»!


 
 

  شعر


بهارانه‌های چای

 

   

نظرات خوانندگان  (0)

 

  نويسنده: سیامک بهرام‌پرور

 

del.icio.us

del.icio.us

Balatarin

ارسال به:

 

 تماس: info-at-7sang.ir

 
 
هرگز نخواستم که فقط نان بیاورم / من می‌روم برای تو باران بیاورم / تا بشکفد گل از گل تو، سبزتر شوی / قدری بهار بعد زمستان بیاورم
 

هرگز نخواستم که فقط نان بیاورم
من می‌روم برای تو باران بیاورم

تا بشکفد گل از گل تو، سبزتر شوی
قدری بهار بعد زمستان بیاورم

تا ریشه ...ریشه... ریشه کنی استوارتر
از قلب خود برای تو گلدان بیاورم

گلدان من به وسعت باغی ست بی حصار
باور نکن برای تو زندان بیاورم

باور نکن که نقطه شوم: بی خیال و شوم!
بر جمله شروع تو پایان بیاورم

با من بیا که رسم جهان را عوض کنیم
تا من از این حقیقت عریان بیاورم -

- تعریف تازه ای که غزل را غزل کند
سوگند می خورم که به قرآن! بیاورم

این عاشقانه است که هی ظالمانه بر
ابر لطیف روح تو سوهان بیاورم؟!

چکش بیاورم من و سندان بیاوری،
چکش بیاوری تو و سندان بیاورم؟!

آیینه شو که شکل غزل را عوض کنم
جانی به این طبیعت بی جان بیاورم!

گیسوی توست عطر بهارانه‌های چای
یک استکان بریز که قندان بیاورم:

قندان ِ واژه های ِفراموش ِبی غزل!
بر لب سرود بوسه و عصیان بیاورم!

باور کن استواری هر عشق بوسه است!
دست مرا بگیر که برهان بیاورم!

حالا که چلستون غزل بیستون شده،
ویرانه را دوباره به سامان بیاورم!

آه ای دلیل! آتش ِلب را شکوفه کن!
تا باز هم به معجزه ایمان بیاورم!

 

 تاریخ انتشار:   February 2, 2007 1:52 AM



 

 
 

Powered by: MovableType | Developed by: 7sang.ir