گزارشی از اجرای کنسرت « شبی با خورشید»
شبی با خورشید نصفه و نیمه!
اشاره
در حالی که چند روزی بیشتر به بیست و دومین جشنواره موسیقی فجر باقی نمانده بود و بیشتر گروه های موسیقی برای اجرا در این جشنواره در تهیه و تدارک و تمرین بودند، تالار آوینی فرهنگسرای بهمن یک شب پس از شب یلدا میزبان کیوان ساکت و همراهان جوانش بود.
به نظر میرسید این برنامه بیشتر از آن که فرصتی برای هنرنمایی باشد، حرکتی است از سوی ساکت در پاسخ به مشکلات جشنواره ، تا او اعلام کند عطای جشنواره را به لقایش بخشیده و قید تمرین با ارکستر وزیری و حضور در این فستیوال را زده و بی خیال جشنواره، برای اجرای یک شبه در فرهنگسرای بهمن خود و گروهش را آماده کرده است.
در عین ناباوری و علیرغم تمام بلاهایی كه در اجرای سال های گذشته جشنواره سر او آمده اما باز هم اسم او در لیست اعلام برنامه های جشنواره بیست و دوم آمده است.
با این اوصاف «شبی با خورشید» برای اغلب آن هایی که به تماشای این برنامه نشسته بودند نه از حضور خورشیدی نورانی، باهیجان و گرما بخش حکایت می کرد و نه حتی از یک اجرای زنده موسیقی در حد معمولی و قابل قبول، خبری بود.
خیلیها ناراضی بودند، از خانمی که با هیجان در آنتراکت برنامه به سرعت خود را به مسئولین سالن رساند و با داد و بیداد از گریه بچه ها و چیپس خوردن بزرگترها گلایه داشت گرفته تا هنردوستانی که هنوز برنامه تمام نشده بود حوصله شان سر رفت و از سالن خارج شدند.
خلاصه این که برنامه ای که این جا حاشیه هایش را می خوانید کنسرتی به غایت بی برنامه بود و با کم و کاستی های فراوانی روبرو بود.
قبل از کنسرت
شاید هیچ سالنی به اندازه تالار شهید آوینی برای موسیقی و اجرای برنامه بد نباشد. سالن آمفی تاتر فرهنگسرای بهمن به همه چیز شباهت دارد جز سالن اجرای زنده موسیقی. این ها را سال گذشته در جشنواره موسیقی فجر وقتی مجبور بودم روی صندلی های سمت چپ سالن -که بیشتر مثل صندلی های سالن های ورزشی است- بنشینم و اجرای ارکستر سمفونیک را ببینم فهمیدم.
در هر صورت از کیوان ساکت با تجربه های فراوانی که در اجراهای این شهرستان و آن شهرستان و این کشور و آن کشور دارد، بعید بود که به چنین حرکتی تن دهد.
دیگر انتظار بی فایده است. دیگر باید قبول کرد که تاخیر جزء لاینفک هر کنسرتی است که در ایران اجرا می شود و اگر احیانا در برنامه ای نیم ساعت یک ساعتی تاخیر نباشد آن جزء استثنائات است و لاغیر.
خورشید این برنامه هم با چهل و پنج دقیقه ای تاخیر پایش را به صحنه گذاشت. بدتر از آن که مسئولان سالن نیم ساعتی زودتر از ساعت مقرر درهای سالن را باز کردند و مشتاقان بیشتر از یک ساعت به انتظار نشستند.
نظم برنامه هم که اصلا تعریفی نداشت. سالن شلوغ و پر سر و صدا بود و حتی لحظه ای از رفت و آمد مردم در سالن کم نشد!
تکنوازی سه تار
بالاخره مجری به روی سن آمد و با خوش آمد گویی او برنامه آغاز شد. قسمت اول به تکنوازی کیوان ساکت با سه تار اختصاص داشت.
هر لحظه که از سه تار زدن ساکت می گذشت، احساس می کردم او دارد تمرین می کند. او بداهه می زد و معلوم نبود برای چه این قدر ناموزون می نوازد. یکی دو باری هم ملودی را از ریتم انداخت و خب با این نواختن باید به این نتیجه رسید که تمرکز او بیشتر روی تار است و اصلا کلاس تارزدنش با سه تار نوازی اش قابل مقایسه نیست.
پسر کو ندارد نشان از پدر
قسمت بعدی برنامه نوازنده پیانو، تمبک و تار هم با او وارد صحنه شدند که این آخری کیارش پسر ساکت بود که مثل همه هنرمندان جوان این سال ها به واسطه پدرشان فرصت خودنمایی پیدا کرده بود. او علیرغم سخت بودن و سرعت داشتن قطعات به خوبی ساز می زد، هر چند که ساکت سعی می کرد محکم تر مضراب بزند تا اگر پسرش جاهایی را کم آورد چندان مشخص نشود.
اجرای قطعات از نظم بیشتری برخوردار شده بود و کیوان ساکت هم که در این قسمت تار بدست شده بود گرم تر ادامه می داد. گروه در اجرا تسلط قابل ملاحظه ای داشت تا این که دنگ. سیم تار ساکت پاره شد!
ساکت با همان حالت، یک ملودی دیگر هم گروه را همراهی کرد و بعد بلافاصله برای تعویض سیم پاره سن را ترک کرد. این شاید بدترین اتفاقی بود که می شد در بهترین زمان بیفتد. چند دقیقه ای هم حاضرین منتظر شدند تا او دوباره بیاید و گروه را از سردرگمی و مدام به هم نگاه کردن نجات دهد.
چند قطعه هم با آمدن ساکت اجرا شد تا بخش بعدی برنامه بلافاصله با آمدن نوازنده گیتار و درامز و رفتن نوازنده تمبک ادامه آغاز شد. به نظر می رسید که وجود گیتار هیچ لزومی نداشته باشد. پدرام امینی نوازنده گیتار تنها با چند آکورد در قطعات همراهی کرد و اگر خوب گوش می کردی ناهماهنگی هم در ساز زدنش وجود داشت.
به زودی پسر هم خداحافظی کرد و یکی دو قطعه اسپانیولی هم اجرا شد که به گفته ساکت اولین بار بوده که با تار چنین قطعاتی اجرا می شود.
... و آخر
نوازنده گیتار هم که چندان کارش به چشم نیامد صحنه را ترک کرد و چند دقیقه ای تار و پیانو دو نوازی کردند. و بعد از آن ساکت نشست تا مجری دوباره بیاید روی سن و با دکلمه او را همراهی کند. نشستن ساکت بیشتر شد تا متوسل به ایما و اشاره شود و از کسانی که به پشت صحنه نزدیک بودند بخواهد تا به خانم مجری خبر دهند. هیچ کس نیامد تا اینکه سر و کله امینی نوازنده گیتار پیدا شد و استاد را مجبور کرد که خود به پشت صحنه برود برای آوردن مجری.
این هم از جمله بی نظمی هایی بود که در طول این کنسرت اتفاق می افتاد. به هر حال دکلمه خوانی هم شروع شد و ساکت قطعاتی به همراه پیانو اجرا کرد. کم کم این قسمت برنامه که اتفاقا آخرین بخش برنامه هم بود کش دار شد بنابراین خیلی ها خسته شدند و سالن را ترک کردند. آخر دکلمه خوانی هم مجری با همان لحن از همه حافظان هنر و دوستداران هنرمندان تشکر کرد و شبی با خورشید به پایان رسید.
ساکت در میان تشویق مردم سالن را ترک کرد و دیگر نه مردم حس و حال تشویق و « دوباره دوباره» گفتن را داشتند و نه ساکت دوباره برای اجرای برنامه به روی صحنه برگشت.