English   مجله اینترنتی هفت‌سنگ

 درباره | سوالات | آگهی | تماس | RSS

هفت‌سنگ مجله‌ای اينترنتی است که از سال هشتاد و يک در حوزه‌های ادبی، هنری و اجتماعی منتشر می‌شود. [ادامه]


مطالب مندرج در هفت‌سنگ نظرات شخصي نويسندگان است و درج مطالب لزوما به معنای تاييد محتوای آنها نيست.


 نقل‌مطالب از هفت‌سنگ فقط با اطلاع و اجازه هفت‌سنگ و با ذکر نام‌هفت‌سنگ و نام‌نويسنده مجاز است.

 

- توقف فعالیت‌های گروه اینترنتی هفت سنگ
- بغضی به اندازه‌ی یک‌سال و حسرت سال‌های باقی‌مانده عمر
- به مناسبت قیصر؛ دوره می‌کنم تمام روزهای رفته تا همیشه را
- مرد اردیبهشتی
- به بهانه شمس و روزی که به نام اوست
- مشقت‌های عشق
- مَرد روزهای نوجوانی ‌ام...
- آن‌جا که پنچرگیری‌ها تمام می‌شوند
- آخرین دیدار با مرد قصه‌های خوب
- قصه‌ی من با قصه‌های خوب...
- چوب الف*
- یک نفر رفت
- پیری ملای مکتبی بود
- کتاب(!)
- غلام و زری!
- دعای خیر مادر
- کاریکلماتور
- دیوانه! کتاب، عینهو بینی نیست!
- پیشنهاد خرید هفت کتاب: رمان جهان
- علاقمندی‌های زیرزمینی!
- یک نفر تلفن همراه داشت
- کنکوری‌ها
- کاریکلماتور
- موضوع انشا: چگونه با ادب و با اخلاق باشیم
- ای جماعت پرید «مرغ سحر»!


 
 

  گفتگو


بلاگ‌اسکای می‌خواهد بنز باشد! - گفتگو با مديران سرويس‌وبلاگ بلاگ‌اسکای - صفحه دوم

 

   

نظرات خوانندگان  (1)

 

  نويسنده: محمد مهدی مولایی

 

del.icio.us

del.icio.us

Balatarin

ارسال به:

 

 تماس: mm-at-mowlaei.ir

 
 
پایان دوران «خوش بودن»: بلاگ‌اسکای جدید / گسترش تیم مدیریت بلاگ‌اسکای / برنامه‌های رسانه‌ای بلاگ‌اسکای
 

گفتگو با مدیران سرویس‌وبلاگ بلاگ‌اسکای
گفتگو: محمد مهدی مولایی، عطا خلیقی

صفحه اول:
- تاریخچه بلاگ‌اسکای
- بلاگ‌اسکای و جنجال‌های اولیه،
- بلاگ‌اسکای و اهداف اولیه
- مشکلات حقوقی ایرانی‌ها در وب

صفحه دوم:
- پایان دوران «خوش بودن»: بلاگ‌اسکای جدید
- گسترش تیم مدیریت بلاگ‌اسکای
- برنامه‌های رسانه‌ای بلاگ‌اسکای

صفحه سوم:
- قوانین و مقررات جدید بلاگ‌اسکای
- ویژگی‌های کاربر ایرانی
- وضعیت فعلی بلاگ‌اسکای


پایان دوران «خوش بودن»: بلاگ‌اسکای جدید

خلیقی - شما چند وقت پیش یک ارتقای سیستم داشتید. این ارتقا هم از لحاظ فنی بود و هم از نظر نگاه شما به کارتان. البته ظاهرا از جنبه‌های دیگری هم بوده است. همزمان با تغییرات فنی قوانین سایت‌تان را هم عوض کردید. این اتفاق چه زمانی افتاد؟

توکلی - ۱۳ آبان ۸۴. البته حدود یک‌سالی روی این مسئله کار می‌کردیم و در یک روز اعلام شد. ببینید اصطلاحی هست که به کار برده می‌شود و می‌گویند وقتی اینچنین سیستم‌هایی راه می‌افتد، بانی سیستم از کارش happy است یعنی با آن «خوش است» یا «خوشحال است» ما دیگر از happy بودنمان گذشته بود. آن مرحله را رد کردیم که فقط از زیاد بودن کاربران‌مان خوشحال باشیم. این را بررسی می‌کردیم که سیستمی که داریم چطور می‌خواهد کارش را جلو ببرد. اصلا امکان ادامه حیات دارد یا نه؟ باید برای ادامه حیات چكار کند؟

مولایی - کی این فکر ها به ذهن‌تان رسید؟

توکلی - از مدت کوتاهی بعد از راه‌اندازی کم‌کم این فکرها به وجود آمد. چند ماه بعد از راه‌اندازی آن شور اولیه از بین رفت. این شور اولیه در چنین کارهایی وجود دارد و متناسب به شخصیت افراد مدت زمان محدودی طول می‌کشد. ما هم بعد از چند ماه فکر کردیم که حالا ما وبلاگ‌سرویس هم زدیم، اول هم شدیم، حالا که چی؟ به چه دردی می‌خورد این اول بودن؟ می‌خواهیم بهره فرهنگی ببربم؟ می‌خواهیم بهره اقتصادی ببربم؟ می‌خواهیم برای ما یک کار باشد یا سرگرمی؟ کم‌کم دنبال این بودیم که ببینیم باید چکار کنیم. راه‌حل‌های مختلفی هم به ذهن‌مان رسید. شاید این پروسه خیلی هم طولانی شد.
اما در نهایت به نتایجی رسیدیم و قرار شد کار را با شرایط جدیدی ادامه بدهیم. یکی از نتایج این تصمیمات نسخه جدید بود که روی سایت آمد. از آن به بعد تمام تمرکزمان را روی کاربر ایرانی قرار دادیم. قوانین‌مان را هم مشخص کردیم و به اطلاع همه رساندیم.

مولایی - دوران «خوشحال بودن» که تمام شد چه اتفاقاتی افتاد؟ چه تصمیم‌ها و گزینه‌هایی برای بلاگ‌اسکای داشتید. حتی خاطرم هست یک زمان بحث فروش بلاگ‌اسکای به یک شرکت خارجی مطرح شد.

توکلی - پیشنهاد فروش یکی نبود. بارها از طرف افراد مختلف مطرح شده است. تا امروز هم وجود دارد. اصلا ما در همان هفته اول شروع به کار اولین پیشنهاد فروش را داشتیم. یک دورانی رسید که ما مشکلات عدیده‌ای داشتیم. از طرفی دوران «خوش بودن» تمام شده بود، از طرف دیگر کاربران داشتند مدام فشار می‌آوردند و به خاطر مشکلات ما را بازخواست می‌کردند، از طرف دیگر مشکل حقوقی هم پیش آمده بود. در همین ایام یک پیشنهاد خوب مطرح شد. یک شخص آلمانی که خودش کاربر بلاگ‌اسکای بود پیشنهادی مطرح کرد که رقمش هم قابل قبول بود. ما فکر کردیم با این همه مشکلات سایت را بفروشیم. حتی مراحل مقدماتی مذاکرات هم انجام شد. در مورد قیمت و نحوه پرداخت و نحوه اداره هم به توفق رسیده بودیم. اما در نهایت تصمیم گرفتیم که از قید فروش بگذریم. فکر کردیم که اینجا مثل خانه ماست. سرمایه ماست. درست است که ما را اذیت می‌کند اما نمی‌توانیم خانه‌مان را بفروشیم. تصمیم گرفتیم نگهش داریم.

چنگیزی - یک مشکلی هم وجود داشت که خریدار می‌خواست کاربران فارسی حذف شوند که در نهایت پیشنهاد رد شد.

مولایی - پس دوران خوشحال بودن تمام شده بود. شما پیشنهاد فروش را هم رد کردید و تصمیم گرفتید کار را خودتان نگه دارید. برای اینکار تصمیم گرفتیم تغییراتی در کار انجام دهید. از جمله اینکه تکلیفتان را با کاربر مشخص کنید که حاصلش توافق‌نامه شد، تغییرات فنی انجام دادید، و ... آن موقع چه برنامه‌هایی برای آینده داشتید؟

توکلی - ما شروع کردیم به برنامه‌ریزی که چطور قضیه را اقتصادی کنیم. روندی طولانی طی شد. فکر کردیم بهتر است قدرت‌مان را افزایش دهیم و از تجربیات دیگران همه استفاده کنیم که نتیجه‌اش اضافه شدن محمود اروج‌زاده به این جمع بود.

چنگیزی - قرار شد به بلاگ‌اسکای به عنوان شغل نگاه کنیم. بحث اقتصادی و تبلیغات را جدی بگیریم و خدمات را هم بهتر کنیم. سعی کردیم کارمان را تخصصی جلو ببریم، چیزی که در ایران خیلی رعایت نمی‌شود. شما می‌بینید در اکثر سایت‌های ایرانی مالک سایت خودش هم گرافیست است، هم برنامه نویس، هم نویسنده، هم امور تبلیغات. یک روز هم مریض شود سایت تعطیل می‌شود!

توکلی - بهنظرم این نگاه ناشی از خودخواهی است. ما آماده شدیم کار گروهی انجام دهیم و از تخصص افراد مختلف در زمینه‌هایی که لازم است استفاده کنیم. فکر می‌کنیم همین که به این نتیجه رسیدیم که همه کار را نمی‌توانیم و نباید خودمان انجام دهیم یک مرحله رشد برای ما بود.

خلیقی - در مورد سایت‌های ایرانی و بحث تخصص باید یک نکته‌ای را هم فراموش نکنیم. چون تخصص‌های وب هنوز در ایران وجود ندارد، یک آدم فنی باید بیاید کارهای دیگر را هم انجام دهد. مثلا یک موافقت‌نامه که یک کار حقوقی است را هم تنظیم کند. خب مشخص است که به درستی انجام نمی‌شود. این که آدم تصمیم بگیرد کار را گروهی انجام دهد یک بلوغ فکری است. منتها یک بلوغ دیگری هم باید وجود داشته باشد که ما در ایران نداریم. مثلا شما که جمع شده‌اید بلاگ‌اسکای را راه‌انداخته‌اید به چه صورت بوده است؟ شما در یک دانشگاه قبول شدید، بعد رفتید با هم پیتزا خوردید، دوست شدید، بعد گفتید حالا بیایید یک کار را بکنیم.

توکلی - البته فلافل خوردیم!

خلیقی - حالا فلافل خوردید! اما من مطمئن هستم موقعی که سایت را راه می‌انداختید نگفتید، آقای چنگیزی ۳۰ درصد، آقای فلانی ۴۰ درصد و به همین شکل. چون کاری که انجام می‌شود به‌صورت اقتصادی و با ساختار یک شرکت خصوصی نیست این مسائل را هم دارد. آن آدمی که شما می‌گویید همه کارهای سایتش را خودش می‌کند، دلیل دارد. بخاطر اینکه آن آدم نمی‌تواند برود چند نفر دیگر را استخدام کند که بیایند و برایش کارهای دیگری انجام بدهند، چون درآمدی ندارد.

گسترش تیم مدیریت بلاگ‌اسکای

خلیقی - حالا من می‌خواهم بپرسم که همکاری جدید که ایجاد شده‌است هنوز هم همکاری بر اساس پیتزاست یا همکاری بر اساس سهام است و جدی است؟ یعنی می‌خواهم بدانم طرح شما برای کار جدیدتان چیست. مثلا اروج‌زاده در بخش رسانه‌ای باید چکار کند؟

اروج‌زاده - زمانی که بحث همکاری ما مطرح شد اواخر سال 84 بود. مدت‌ها مذاکره انجام شد. دوستان در این زمینه احساس نیاز کرده بودند. من هم به فعالیت در این زمینه بی‌علاقه نبودم. نگاه دوستان هم حرفه‌ای بود و پیشنهادی را مطرح کردند و پیشنهاد اصطلاحا چکش‌کاری شد تا به توافق نهایی رسید. آن زمان اینطور به دوستان می‌گفتم که بلاگ‌اسکای اصطلاحا در فضای رسانه‌ای «خواب» است، باید بیدار شود و پتانسیل‌هایش را نشان دهد. البته از همان اوایل مذاکرات، عملا همکاری هم شروع شده بود، مثلا بخش اخبار راه افتاد، بعد هم بحث‌های اقتصادی مطرح شد و من پیشنهاد تبلیغات را مطرح و دنبال کردم. تصور من این است که كار در سایت باید اقتصادی و درآمدزا باشد، كه این تضمین سرویس كیفی خوب و ماندگار است.

خلیقی- الان نوع همکاری شما به چه صورتی است؟ شما شرح وظایف دارید؟

اروج‌زاده - ببینید الان ما سرویس وبلاگی مثل بلاگفا داریم که همه کارهایش را یک نفر انجام می‌دهد و كم و بیش موفق هم هست...

خلیقی - البته سرویس وبلاگی هم داریم که هیچ کس کارهایش را انجام نمی‌دهد!

اروج‌زاده - خب، شاید در این سرویس، تعریف وظایف محلی ازاعراب نداشته باشد. در بلاگ‌اسکای هم خیلی خطوط مشخص نبود. یکی از کارهایی که ما در طول این مدت انجام دادیم این بود که اینها را شفاف کردیم. فکر می‌کنم در این مدت مجموع جلسات كاری که داشتیم، به اندازه کل جلسات سرویس‌‌وبلاگ‌های فارسی باشد! در این جلسات برنامه بلندمدتی برای بلاگ‌اسکای مشخص کردیم.

مولایی - من در مورد همکاری جدید در بلاگ‌اسکای یک سوال از دوستان موسسس بلاگ‌اسکای دارم. این قضیه که گفتید شما پس از مدتی دوران خوشحال بودن را پشت سر گذاشتید و به این نتیجه رسیدید که «حالا که چی؟» برای مجموعه‌های مشابه شما از جمله پرشین‌بلاگ و بلاگفا هم اتفاق افتاد. دوستان پرشین‌بلاگ بعد از این مرحله گزینه‌هایشان را بررسی کردند و نهایتا تغییراتی در پرشین‌بلاگ انجام شد و نفرات جدیدی به مجموعه وارد شدند، در بلاگفا هم به نحو دیگری. به نظر بعضی‌ها هیچ‌کدام از اینها تجربه‌های موفقی نبوده‌اند. تغییرات در پرشین‌بلاگ نهایتا به این منجر شد که همه اعضای اولیه و موسسان آن جدا شدند و در بلاگفا هم اختلافاتی در مورد فروش سیستم به‌وجود آمد. می‌خواهم بپرسم زمانی که شما تصمیم گرفتید شخص دیگری را هم در کارتان سهیم کنید از این تجربه‌های قبلی نترسیدید که شما هم به آن سرانجام دچار شوید؟

چنگیزی - ما طور دیگری به قضیه نگاه کردیم. ما نگاه کردیم که وقتی سونی و اریکسون با هم جمع شدند، نتیجه كارشان «سونی-اریکسون».

مولایی - البته در ایران وقتی سونی‌ها با اریکسون‌ها جمع می‌شوند، معمولا حاصلش سونی-‌اریکسون نمی‌شود!

توکلی - ما به آن تجربه‌ها هم نگاه کردیم و اتفاقا از آنها هم استفاده کردیم. ولی واقعیت این است که کار بزرگ احتیاج به نیروی زیاد دارد و نیروی زیاد هم در یک نفر نیست و احتیاج به تیم دارد. این نتیجه‌ای است که هم پرشین‌بلاگ هم و بلاگفا حتما به آن رسیده‌بودند. اتفاقا ما آمدیم مدل‌های آنها را بررسی کردیم كه ببینیم به موفقیت رسیدند یا نه. ایراد‌های آنها را دیدیم و سعی کردیم در کار خودمان آن را نداشته باشیم. بخاطر همین حساسیت هم بود که ما مذاکرات‌مان چند ماه طول کشید. مسئله دیگری هم وجود دارد و این است که ما به طرف مقابلمان‌مان هم نگاه کردیم. خیلی آدم‌ها بودند که ما می‌توانستیم با آنها همکاری کنیم، اما صرفا بحث قدرت اقتصادی یا حتی قدرت رسانه‌ای برای ما مطرح نبود. اروج‌زاده از نظر شخصیتی هم کسی بود که ما خوشحال بودیم که با او همکاری می‌کنیم. این به نظر ما خیلی مهم است. ما فکر کردیم که اروج‌زاده آدم مثبتی است و می‌توانیم به او اعتماد کنیم. در واقع ما به اروج‌زاده پیشنهاد همکاری دادیم، او به ما پیشنهاد همکاری نداد. این هم یک فرق ما با مدل‌های دیگر بود.

مولایی - خب اگر بخواهیم صریح صحبت کنیم من فکر می‌کنیم این بخش از حرف‌هایتان تعارف باشد.

اروج‌زاده - فکر می‌کنم دغدغه‌ای که شما مدنظر داری حتما برایشان وجود داشته. اما دغدغه‌های دیگری هم بوده که بیشتر به آنها توجه کرده‌اند. خود من هم اگر در شرایط دوستان بودم با تردید به قضیه نگاه می‌کردم. در مجموع در طول این مدت ما مدل‌های مختلف همکاری را با هم بررسی کردیم که نگرانی‌های احتمالی که در دوستان کم هم بود و خیلی جدی نبود برطرف شود.

مولایی - خب، البته این مسئله بستگی به مدل همکاری هم دارد. مدل همکاری شما با بلاگ‌اسکای به چه صورتی است؟

اروج‌زاده - مدل همکاری ما هر جوری که باشد شصت به چهل نیست! و بنابراین جای نگرانی نیست!

خلیقی - من از حرف‌های‌تان نتیجه می‌گیریم شرح وظایف مدونی ندارید. نوع همکاری هم همان پیتزایی است! نمی‌خواهم منفی نگاه کنم. این را از این لحاظ می‌گویم که خودم تجربه مشابهی دارم و تصور می‌کنیم اگر وضعیت را از همین اول مشخص کنید به نفع بلاگ‌اسکای خواهد بود.

توکلی - شاید این ابهامی که هنوز کمی برای شما وجود دارد به این دلیل است که خیلی از مسائلی که داخلی بین خودمان هست را نمی‌خواهیم علنی عنوان کنیم.

چنگیزی - ببینید ساختاری که ما برای کار چیده‌ایم ساختار یک شرکت خصوصی است. این شرکت یک مجموعه سهامدار دارد، هیئت مدیره دارد و کارمند دارد. در این ساختار مدیر عامل، بخش رسانه‌ای، بخش فنی و... تعریف می‌شود.

اروج‌زاده - در تعریف همكاری ما سهام مشخصی به طور رسمی رد و بدل شده است، یعنی الان بلاگ‌اسکای چهار نفر سهامدار رسمی دارد و سه نفر هیئت مدیره. هیئت مدیره من، توکلی و چنگیزی هستیم و چنگیزی هم به عنوان مدیرعامل معرفی شده است. در ساختاری که ما چیده‌ایم اگر کسی بخواهد از مجموعه جدا شود هم برای آن راهکار تعیین کرده‌ایم. برنامه‌های گسترش بلاگ‌اسکای کاملا مشخص است. در این میان سهم هر کس و وظایفش هم مشخص است.

برنامه‌های رسانه‌ای بلاگ‌اسکای

خلیقی - از برنامه‌های آینده مخصوصا برنامه‌های رسانه‌ای بگویید.

اروج‌زاده - البته برنامه‌های مجموعه ما به بلاگ‌اسکای خلاصه نمی‌شود و برنامه‌های دیگری هم خواهیم داشت. برای مجموعه، نیروی‌های دیگری هم اضافه خواهد شد که حکم کارمند را دارند. ولی قبل از آن باید یک مقدار وضعیت اقتصادی سایت بهتر شود و درآمد بیشتری برای سایت بیاید. تا الان کمکی یا سوبسیدی از هیچ جایی به بلاگ‌اسکای نشده و تا جایی كه می‌دانم به مجموعه‌های مشابه هم همینطور.

مولایی - دوست دارید کمکی بشود؟

اروج‌زاده - بستگی دارد. از اینکه از ما حمایت شود استقبال کنیم. اما ما کارمان را در حیطه بخش خصوصی می‌دانیم. اگر دولت در جایی موظف است که به تولید محتوا کمک کند طبیعتا باید به دیگران و ما هم کمک کند. ولی نگاه‌مان بیشتر به بخش خصوصی است. در مورد برنامه‌ها هم برنامه‌های رسانه‌ای بلاگ‌اسکای کاملا مشخص است. ما دنبال این نیستیم که دنبال حواشی برویم. دنبال این هستیم که سرویس كیفی و حرفه‌ای داشته باشیم و آن را معرفی کنیم.

خلیقی- شاید چون بلاگ‌اسکای تا الان کار رسانه‌ای نکرده است، اصلا دید مثبت یا منفی در مورد آن وجود ندارد و به نوعی آماده کار رسانه‌ای است.

اروج‌زاده - من البته همه کارهایی که بقیه دوستان دیگر در این حوزه می‌کنند را کار رسانه‌ای نمی‌دانم. به نحوی شاید کار حاشیه‌ای باشد. یک نکته‌ای در مورد سرویس‌وبلاگ‌ها وجود دارد. بخاطر اینکه سرویس‌وبلاگ‌های ما جمعی نیستند و متکی به فرد هستند، سرویس‌هاهم تابع مدل اینترنتی مدیرا‌ن‌شان هستند. مثلا در بلاگفا، علیرضا شیرازی یک آدم پرانرژی است و شلوغ‌کاری هم در طبع کارش وجود دارد، به تبع آن بلاگفا هم همین خصوصیات را دارد. سرویسی که یک فرد ارائه می‌دهد، بخاطر فقدان ساختار و سیستم، کپی فرد است. پرشین‌بلاگ هم طبیعتا همین‌طور است. خصوصیات بچه‌های قدیمی بلاگ‌اسكای باعث شده زیاد وارد جریانات حاشیه‌ای نشوند. به‌جز آن یک مثالی که زدی مورد دیگری به یاد ندارم. اتفاقا همین که فقط یک مثال در ذهنت بود تایید همین حاشیه نداشتن بلاگ‌اسکای است. به این ترتیب از ابتدا بلاگ‌اسکای یک کلاس کاری برای خودش تعریف کرده است که با بقیه متفاوت است. در واقع بلاگ‌اسکای اصلا در فضای جار و جنجال نبوده که حالا لازم باشد از این فضا در بیاید و بخواهیم ثابت کنیم که هدف اصلی‌مان کاربر و گسترش خدمات و حرفه‌ای شدن است. این نکته مثبتی است برای من که می‌خواهم در بلاگ‌اسکای کار رسانه‌ای کنم.

خلیقی - بالاخره شما می‌خواهید در بلاگ‌اسکای چکار کنید؟

اروج‌زاده - از جمله اهداف برنامه‌های رسانه‌ای ما ارتباط خوب با کاربر است. می‌خواهیم برای کاربر اینکه در بلاگ‌اسکای باشد یا سرویس دیگری فرق کند. ارتباط با رسانه‌ها را تقویت خواهیم کرد. اما نمی‌خواهیم رسانه‌ها را ابزار خودمان بکنیم. استفاده ما از رسانه‌ها تبلیغات کاذب و پفکی نخواهد بود. هر چند فرهنگ‌سازی برای كاربران وب، وظیفه ما نیست، اما به دلیل تعامل با بخش زیادی از كاربران، یک بخشی از فرهنگ‌سازی را ما در حد تلاش‌مان می‌خواهیم دنبال کنیم.

مولایی - فرهنگ‌سازی یعنی چه؟ تعریف شما از فرهنگ‌سازی چیست؟

اروج‌زاده - می‌دانید كه حرفه‌ای‌ترین سرویس فارسی که کاربران اینترنتی از وب می‌گیرند سرویس وبلاگ است که به چند سرویس‌وبلاگ محدود می‌شود. چرا نباید خود این سرویس‌های وبلاگ که جدی‌ترین کاربران را دارند در زمینه فرهنگ‌سازی کار کنند؟ اگر در این زمینه از ما حمایت شود این کار را راحت‌تر انجام می‌دهیم، اگر نه در این راه از خودمان هزینه صرف می‌کنیم. سعی می‌کنیم که کاربران عامه ما چیزی یاد بگیرند، همینطور در زمینه آموزش.

مولایی - چرا باید سروسیس‌دهنده‌های فنی در زمینه فرهنگ‌سازی کار کنند؟ در دنیا اگر یاهو چند میلیون کاربر دارد اینها همه فقط سرویس‌گیرنده هستند. در ازای استفاده از سرویس مجانی، یاهو فقط حق دارد آگهی‌اش را در صفحات آنها بگذراد نه برای آنها برنامه‌ریزی کند و تاثیر بگذارد.

خلیقی - همین الان بلاگر هیچ ارتباطی با کاربرانش ندارد. حتی وبلاگ مدیرانش بخش نظرخواهی هم ندارد.

توکلی - ما باید شرایط هر جایی را هم در نظر بگیریم. البته ما به کارهای خوب اینها توجه می‌کنیم ولی شرایط خاص خودمان را داریم. وضعیت‌ کاربران ما به شکل دیگری است.

اروج‌زاده - یک نکته‌ای وجود دارد و اینکه آی‌تی درکشور ما توسط بخش خصوصی رشد کرده است. دولت کاری نکرده است. در وب هم دولت کاری نکرده است. بنابراین سرمایه‌گذاری سرویس‌دهنده‌ها در این زمینه، عملا به نفع فضای وب خواهد بود.

مولایی - درست است. ولی در شرایط عادی تعریف یک سرویس‌دهنده فنی وب این نیست که برای خودش حقی قائل باشد که روی کاربرانش تاثیرگذاری کند.

اروج‌زاده - بله. این حق هم به معنی حق قانونی استفاده از کاربران نیست، قطعا منظور اصلا استفاده نامناسب و گاه ابزاری كه از كاربران می‌شود نیست.

خلیقی - پس منظور شما از تاثیرگذاری، تاثیرگذاری عقیدتی یا سیاسی نیست.

اروج‌زاده - نه، اصلا. شاید این ذهنیت شما به این خاطر باشید که شرایط فعلی وب فارسی کمی آلوده به ایده‌ها و برداشت‌های سیاسی است. قطعا چنین مدلی در ذهن‌مان نیست. سیاسی شدن فضای وب به نفع گسترش وب نیست. بلكه سرمایه‌گذاری و تلاش در حد مقدورات برای آموزش و ارتقاء سطح كاربران است.

توکلی - مثلا وقتی تعداد بی‌شماری كاربر اینترنت از یک سرویس برای نوشتن ایده‌ها و نظرات و خاطرات و... خودشان استفاده می‌كنند، قطعا می‌تواند به عنوان راهنما در درست‌نویسی و ترویج الگوی صحیح نوشتاری و دستوری عمل كند، یعنی به بحث خط و زبان بپردازد. یکی از برنامه‌های ما زبان‌نوشتاری‌ و دستوری‌مان‌ است که آنرا درست و منطبق با فرهنگستان کنیم.

مولایی - یعنی می‌خواهید از کاربران غلط املایی بگیرید و مجبورشان کنید با رسم‌الخط فرهنگستان بنویسند؟

اروج‌زاده - نه، اصلا اینطور نیست. اجباری در کار نخواهد بود. ما سعی می‌کنیم از فضا استفاده کنیم که نگارش در وب پاکیزه‌تر شود.

مولایی - به طور واضح از چه طریقی می‌خواهید این کار را بکنید؟

اروج‌زاده - ببینید متاسفانه خیلی‌ها هنوز نمی‌دانند رسم‌الخط صحیح چیست و می‌توان به این موضوع پرداخت. هرچند این‌کار نهایتا فقط دردسر و هزینه و كار بیشتر را موجب می‌شود.


صفحه اول | صفحه دوم | صفحه سوم

 

 تاریخ انتشار:   December 15, 2006 2:46 PM


1 Comment

در مورد سوال آقای خلیقی که اگر از اول معلوم بشه که هر کی کیه و چند در صد داره تا بعدا مشکل پیش نیاد به نطر من این طور نیست اگر هر کدام از شرکا در هر کاری خودشونو همون جایی که هستند ندونن و بعد از مدتی هوا ورشون داره که من از همه بهتر بودم و ندونند که نتیجه کار سه نفر یه چیزی بوده و سعی در تخریب شرکاو اصطلاحا جا گذاشتن دوستانشون بکنند معین بودن که هیچی قرارداد سازمان مللی هم باشه باز بینشون دعوا میشه بهتر بود آقای خلیقی به این دوستان می گفتند سعی کنید همیشه با همین تفکر با هم باشین چون روزی که بفکر رو دست زدن به دوستاتون بیافتین اونروز هم خودتون و هم دو شریک دیگتون قافله رو باختین


 

 
 

Powered by: MovableType | Developed by: 7sang.ir