گفتگو با مدیران سرویسوبلاگ بلاگاسکای
گفتگو: محمد مهدی مولایی، عطا خلیقی
صفحه اول:
- تاریخچه بلاگاسکای
- بلاگاسکای و جنجالهای اولیه،
- بلاگاسکای و اهداف اولیه
- مشکلات حقوقی ایرانیها در وب
صفحه دوم:
- پایان دوران «خوش بودن»: بلاگاسکای جدید
- گسترش تیم مدیریت بلاگاسکای
- برنامههای رسانهای بلاگاسکای
صفحه سوم:
- قوانین و مقررات جدید بلاگاسکای
- ویژگیهای کاربر ایرانی
- وضعیت فعلی بلاگاسکای
تاریخچه بلاگاسکای
اروجزاده - قبل از مصاحبه بگویم که هیچ نگرانی در مورد سوال پرسیدن نداشته باشید و هر چیزی میخواهید بپرسید. چون بلاگاسکای در هیچ موردی نگرانی ندارد و کارش شفاف است و خردهای هم با کسی ندارد. مرتضی توکلی و مسعود چنگیزی موسسان بلاگاسکای هستند. مهدی ملکی هم از موسسان است که حضور ندارد. فکر میکنم بهجز یک مصاحبه ایمیلی، این اولین مصاحبه رسمی با مدیران بلاگاسکای است.
مولایی - خب، من فکر میکنم بهتر است از اول کار بلاگاسکای شروع کنیم. اینکه ایده کار از چه زمانی و چطور شکل گرفت و کار چطور جلو رفت. اول سوالهای کلیشهای را جواب بدهید تا بعد برسیم به تحولات اخیر بلاگاسکای و جاهای دیگر مصاحبه که اگر لازم شد با هم دعوا هم بکنیم!
چنگیزی - بلاگاسکای نتیجه کار یک تیم دانشجویی بود. من مسعود چنگیزی دانشجوی کامپیوتر نرمافزار، دانشگاه آزاد تهران جنوب بودم و با مرتضی توکلی و فرزاد بدیلی که تیم اولیه کار بودند همکلاس بودیم. مهدی ملکی هم رشتهاش صنایع از همان دانشگاه بود. البته ایشان در تیم نرمافزاری نبود و پشتیبانی بخش دیگری از کار را به عهده داشت.
تیم در همان محیط دانشگاه شکل گرفت. هدف اصلیمان یک پورتال بود. اسمی هم که با آن شروع کردیم niyahoo.com بود. network irania yahoo.com. میخواستیم کارمان یک پورتال جامع باشد که وبلاگ بخشی از آن باشد. کار که شروع شد به عنوان فاز اول، بخش وبلاگ راهاندازی شد. بخش وبلاگ اینقدر برای ما دردسرساز شد و توان ما را گرفت که به بقیه اهدافمان نرسیدیم و حتی آن دامنهای را که ثبت کردهبودیم تمدید نکردیم و به همین blogsky بسنده کردیم. این بنیان اولیه کار بود و بلاگاسکای اینطور شکل گرفت. بعد هم که کار شروع شد و پرشینبلاگ به نوعی ما را رقیب خودش حساب کرد که البته ما نمیخواستیم اینطور شود.
خلیقی - من اینجا نماینده پرشینبلاگ نیستم. به من اینطوری چپچپ نگاه نکنید!
مولایی - شروع فعالیت شما از چه زمانی بود؟ آن موقع چه مدت زمانی از فعالیت پرشینبلاگ میگذشت؟
چنگیزی - وقتی ما کار را شروع کردیم مدتی بود پرشینبلاگ به عنوان نخستین سرویس وبلاگ فارسی فعالیتش را شروع کرده بود. علاوه بر آن تعداد زیادی سرویسوبلاگ خارجی هم فعالیت میکردند که ما از همه آنها ایده گرفتهایم. در واقع میخواستیم بستهای ارائه کنیم که کامل باشد، مشکلات بلاگر و کمبودهای پرشینبلاگ را نداشته باشد. شروع کار هم با جنجال همراه شد و تعداد کاربران خوبی جمع کردیم. اکثر کاربران هم از سمت پرشینبلاگ به بلاگاسکای آمدند.
مولایی - فرایند نوشتن برنامه و آماده شدن سایت چقدر طول کشید؟
چنگیزی - هشت ماه طول کشید. بالاآمدن آن ۲۰ فروردین ۸۲ بود.
توکلی - چند ماه در حال تست سیستم بودیم و سرور و برنامه را عوض کردیم تا کامل شود. ما از بهمن وبلاگهای خودمان را آزمایشی ساختیم.
مولایی - زبان برنامه نویسی چه چیزی بود؟ وضعیت اولیه سرورتان چطور بود؟ از همان اول برای سایتتان سرور اختصاصی گرفتید؟
توکلی - از شروع کار تا مدت سه ماه از سرور اشتراکی استفاده کردیم. فکر میکنم از اوایل تابستان سرور اختصاصی گرفتیم. چون ترافیک سایت خیلی بالارفته شد و شرکتی که به ما میزبانی داده بود برایش مشکل درست شده بود. ما را تحت فشار میگذاشت که سرور را عوض کنیم. البته ما از آنها فضای زیاد و پهنای باند نامحدود گرفته بودیم ولی ما را اذیت میکردند.
مولایی - خاطرم هست عطا خلیقی در مقالهای نوشته بود که هزینه راهاندازی اولیه پرشینبلاگ ۲۰۰ دلار بود. بلاگاسکای با چه هزینهای راهاندازی شد؟
چنگیزی - همین حدود بود. دقیق خاطرم نیست. ۲۰۰- ۳۰۰ دلار بود. البته اصل هزینه ایده و زمان و نیروی انسانی است که برای کار گذاشتهایم.
بلاگاسکای و جنجالهای اولیه
مولایی - اشاره کردید که کار در زمان شروع خیلی جنجالی بود. راجع به آن جنجال هم بد نیست صحبت کنیم. عطا خلیقی به عنوان یک طرف دعوا اینجا حضور دارد و میشود بهتر صحبت کرد.
خلیقی - من کاری ندارم! خودشان میگویند جنجال!
مولایی - این جنجالی بود که شما دنبالش بودید و خودتان ساختید یا موجی بود که ناخواسته ایجاد شد؟
چنگیزی - نه ما اصلا دنبال جنجال نبویم. یعنی حتی مصاحبه هم نمیکردیم. چند جایی که درخواست مصاحبه دادند. اگر میخواستیم دنبال جنجال باشیم باید مصاحبه جنجالی میکردیم ولی هدفمان اصلا این نبود. سایت ما هم از اول دو زبانه بود؛ فارسی و انگلیسی. ما از اول بیشتر به دنبال بخش انگلیسی بودیم و میخواستیم وقت بیشتری روی آن بگذاریم. متاسفانه اینقدر کاربران ایرانی دست و پایمان را بستند که اصلا به بخش انگلیسی نرسیدیم. نسخه جدید را هم کاملا فارسی بالا آوردیم و قرار است بخش انگلیسی در سایت دیگر جدا باشد.
مولایی - این جمله «کاربران ایرانی دست و پایمان را بستند» را نگه دارید تا بعدا راجع به آن صحبت کنیم. اما اول تکلیف آن جنجال اولیه را روشن کنیم. اگر درست خاطرم باشد شما در شروع کار یکسری اظهارنظر در مورد بلاگاسکای و مقایسه پرشینبلاگ و بلاگاسکای که در وبلاگها و وبسایتهای دیگر بود را در یک صفحه بلاگاسکای جمعآوری کردید. همین باعث جنجال شد. در آن ایام یک ذهنیت منفی نسبت به پرشینبلاگ در وب فارسی وجود داشت. این ذهنیت مخصوصا از طرف جریاناتی که خودشان را در وب فارسی صاحب موقعیت میدانستند القا میشد. بلاگاسکای به عنوان دومین سرویس وبلاگ فارسی و اولین رقیب پرشینبلاگ راه افتاد. خیلی از این جریاناتی که گفتم، در وبلاگهایشان در مورد راهافتادن بلاگاسکای مطالبی نوشتند که شما همه آنها را در سایتتان جمعآوری کردید. عامل جنجال اولیه همین بود. اصلا هدفتان از این کار چه بود؟
چنگیزی - این نوع کارها در دنیا بسیار رایج است. شاید از دید ایرانیها خیلی خوب به نظر نیاید. مثلا آن زمان عطا خلیقی به من گفت چرا این کار را کردی. من فقط مطالبی که کاربران در مورد بلاگاسکای نوشته بودند را جمعآوری کردم. تمام آنها را در یک صفحه لیست کردم که همه ببینند. چیز خاصی نبود. تعریف از بلاگاسکای بود و چندجا هم بر ضد پرشینبلاگ بود. یک موردی که اشکال به آن گرفته شد مطلبی از یکی از سایتهای گوگل بود. آنجا در مورد بلاگاسکای جملات مثبتی نوشته شده بود و در مورد پرشینبلاگ جملات منفی از قبیل اینکه از دولت حمایت میشود و سرویس امنی نیست. ما این را نقل قول کردیم. الان اگر شما به سایت مایکروسافت بروی در بخشی مزیتهای asp نسبت به php را نوشتهاند. این مقایسه را طوری نوشتهاند که نکات ضعف رقیب را نشان میدهد.
خلیقی - ایرادی که من آن زمان گرفتم این بود که بعضی از این مطالب نقل شده تهمت هستند.
چنگیزی - ما هم نقل قول کردیم. نگفتیم که معتبر هستند یا نه.
خلیقی - ما با آن بحش از صفحه شما که گفته بودید بلاگاسکای این نقاط قوت را دارد و پرشینبلاگ این ضعفها را دارد مشکلی نداشتیم. ولی اینکه تهمتی مطرح شود و این را باز انتشار دهید این میتواند به معنی تایید شما باشد.
توکلی - این فرهنگ در جامعه جهانی رایج است و مشکلی هم برای آنها ایجاد نمیشود. متاسفانه وقتی ما کار را شروع کردیم زیاد سایت جدی در وب فارسی وجود نداشت. سایتها همه کوچک و غیرجدی بودند. شاید جدیترین سایت همین پرشینبلاگ بود. در واقع ما اولین سرویسدهندههای جدی وب فارسی بودیم و اینها اولین تنشهایی بود که داشت در این عرصه اتفاق میافتاد. ما تجربهای کردیم و به این نتیجه هم رسیدیم که ظاهرا جامعه ما ظرفیت چنین کارهایی را ندارد. آنجا پذیرفته شده است که AMD علیه intel یک مطلب در سایتش منتشر کند، ولی اینجا هنوز نه. فکر نمیکنیم که اشتباه کرده باشیم، اما درهر صورت دیگر آن روند را تکرار نکردیم و ادامه ندادیم.
مولایی - این موارد اگر از جنبه فنی و رقابتی باشد پذیرفته است، اما اگر یک ادعایی مطرح شود که جنبه حقوقی دارد نمیشود اینطور از زیر بار مسئولیتش شانه خالی کرد که از دیگران نقل قول شده است.
اروجزاده - ببینید در مورد این قضیه هر توجیهی که داشته باشیم این اتفاق در زمان و فضای رقابتی پیش آمده است و به نظر من طبیعی است که انگیزهها بیربط با رقابت نبوده است. حالا ممکن است به بخشی از این رقابت انتقاد هم وارد كنیم. نكته دیگر این كه صحیح نیست فكر كنیم هر موضوعی که مثلا من در رسانهام منتشر میکنم مورد تایید من است، بلکه به این معناست که اهمیت و جایگاه آن موضوع مورد توجه و تایید من است. بههر حال نمیخواهم از این زاویه دفاع بکنم، اتفاقا میخواهم بگویم بلاگاسکای در این زمینهها کمتر وارد شده و شاید همین موردی که شما میگویید نمونه شاخص آن باشد. کمترین ورود به این گونه رقابتها را بلاگاسکای داشته است که از نظر من موجه و نقطه مثبت است. اتفاقا شما به عنوان رسانه میتوانی بپرسی که چرا وارد این میدان نشدهاید؟
مولایی - میخواستم به همین برسم که انجام اینکار اصلا بد هم نبوده است. در آن فضای رقابتی کار جالبی بود . میشود نتیجه گرفت که خیلی هم از جنجال بدتان نمیآمده است! جنجال که فقط مصاحبه کردن نیست. اصلا بد هم نیست، وقتی وارد فضای رقابتی میشوی باید کمی هم از این نوع کارها انجام بدهی.
خلیقی - اگر قرار باشد کار اینطوری جنجالی نباشد باید به طرح اقتصادی آن شک کرد. البته ظاهرا دوستان هم طرح اقتصادی نداشتهاند و کارشان، یک کار دانشجویی بوده، مثل کار ما.
چنگیزی - این را هم اضافه کنم که اکثر آن جنجالها از طرف خود کاربران پرشینبلاگ بود. مثلا وبلاگ خوابگرد یک نامه تهدیدآمیز نوشت که اگر پرشینبلاگ اصلاح نشود ما کاربران از آنجا میرویم.
خلیقی - این برمیگردد به اخلاق عمومی جامعه. از این موضوع هم یک عده سو استفاده کردند برای کاربر جمع کردن!
چنگیزی - این خود کاربران پرشینبلاگ بودند که جنجال ساختند. اصلا شما شنیدید که ما جایی مصاحبه یا اظهار نظری در مورد پرشین بلاگ بکنیم!؟
مولایی - خب شما هم که بدتان نیامد! از این جنجال به نفع خودتان استفاده کردید که اتفاقا کاری خوب و حرفهای بود. حالا سوال من این است که پس از آن قضیه تا مدتها جنجال و خبری از بلاگاسکای در رسانهها مطرح نشد. چرا؟
چنگیزی - چون به همان قضیه طرح اقتصادی رسیدیم. جنجال و رقیب شدن و این جور مسائل به چه دردی میخورد؟ اصلا فرض کنیم ما الان صد میلیون کاربر جمع میکردیم، این به تنهایی به چه دردی میخورد؟ جز این بود که هزینه سرور ما بالاتر میرفت؟ جز این بود که دردسر بیشتری داشت؟ وقتی که قضیه اینطوری بود چه لزومی داشت ما خودمان را در یک جریان رقابت منفی بیندازیم؟ کاری که اشخاص دیگری کردند، یعنی فقط برای خودشان هزینه تراشیدند، ما هم نصیحتشان کردیم که این کار را نکنند. کاربرانشان هم بالا رفت ولی طرح اقتصادی نداشتند و فقط در حد پایینی درآمد داشتند. این وسط كاربران هستند كه سرویس نامرغوب دریافت خواهند كرد. البته این قضیه مربوط به چند سال پیش است، الان از نظر اقتصادی وضع بهتر شده. چند سال پیش از درآمد خبری نبود. یعنی شما هر چقدر سایت را بالا پایین میکردی، فقط میتوانستی هزینه خودش را دربیاوری. ما هم دیدیم با این شرایط چه فایدهای دارد در یک فضای رقابتی منفی بمانیم؟
بلاگاسکای و اهداف اولیه
مولایی - باید ببینیم اصلا هدفگذاری اولیه شما چه بوده است. وقتی کار را شروع کردید میخواستید به کجا برسید؟ هم از نظر تعداد کاربر و هم از نظر اقتصادی. برای یک ماه بعدش و یک سال بعدش چه چیزی در ذهنتان بود؟
چنگیزی - همانطور که گفتم فضای کار ما فضای دانشجویی بود. دانشجو میخواهد چیزی که در دانشگاه آموخته است را در جایی پیاده کند. مخصوصا اگر به آموختههایش هم علاقه داشته باشد. هدف اصلی ما این بود. ما دانشجوی سال آخر بودیم. ما روز اول که شروع کردیم دید الان را نداشتیم. یک سری برنامههای کلی داشتیم، اما فقط میخواستیم کار شروع شود. برنامههای ما در طول زمان تغییر کرد و نگاه ما عوض شد.
مولایی - آن برنامهها چه چیزهای بودند؟ اگر به آنها رسیدید چرا و اگر نرسیدید چرا؟
توکلی - ما وقتی شروع کردیم بعد از یکماه انتظار ۱۵۰۰ تا کاربر را داشتیم. اما فقط در هفته اول بیشتر از هزار را رد کردیم و بعد از یک ماه به ده هزار تا رسیدیم.
مولایی - پس به هدف اولیهتان رسیدید و شروع موفقیتآمیزی داشتید. اما ظاهرا ادامه کار خیلی موفقیتآمیز نبود.
توکلی - هر کس موفقیت را در یک چیزی تعبیر میکند. ممکن است یک آدم موفقیت را در زیاد بودن تعداد کاربرانش تعبیر کند. یک نفر دیگر ممکن است موفقیت را در این تعبیر کند که کاربران من از همه فهیمتر و آگاهتر هستند. یکی دیگر ممکن است موفقیت را در این تعبیر کند که من وارد فضا شدم، فضایی که همه در حال رقابت بودند و به نوعی زد و خورد بود، و اخلاق کاری را حفظ کردم.
مولایی- یعنی شما مدعی هستید که اخلاق کاری را حفظ کردید و فکر میکنید موفق هستید؟
توکلی - ما همه سعی خود را کردیم تا اخلاق کاری را حفظ کنیم. هر چند ممکن است بگویید گاهی خلاف این را عمل کردهایم.
مولایی- شما با تعریفی که از موفقیت ارائه میدهید خودتان را موفق میدانید؟
توکلی - بله. موفق میدانم. مسئله این است که شما میخواهید چه چیزی را بدست بیاورید؟ ببینید مسائل چند وجهی هستند. شما در یک کاری که انجام میدهید ممکن است چیزهایی را بدست بیاوری و چیزهایی را از دست بدهی. رفتارت را نشان میدهی. ممکن است پول بدست بیاوری. زمان از دست بدهی. مسئله اینجاست که شما حساب کنی و ببینی در ازای کاری که کردی چه بدست آوردی. زندگی همهاش داد و ستد است. مسئله بلاگاسکای هم همینطور بود.
مولایی - خب پس من اینطوری میپرسم که شما با بلاگاسکای چه چیزی بهدست آوردید و چه چیزی از دست دادید؟
چنگیزی - ما با بلاگاسکای از هر لحاظی بدست آوردیم. در بعد فنی، ما آدمهای کامپیوتری بودیم، جایی میخواستیم که دانش فنیمان را آزمایش کنیم. مثلا ما یاد گرفتیم وقتی در یک سرویس اینترنتی شما یک تعداد زیادی کاربر همزمان آنلاین داری باید چکار کنی. چطور کاربرانت را مدیریت کنی. چیزی که در هیچ کلاس و آموزشگاهی یاد نمیگیری.
مولایی - پس میشود گفت برایتان یک جور زمین تمرین بود.
توکلی - این یک جنبه کار است. تجریاتی بدست آمد و ارزشی داشت که در هیچ دانشگاهی نمیشد یاد گرفت. مثلا در ایران اگر شما دنبال کسانی بگردی که بتوانند یک دیتابیس با حجم چند گیگابایت را اداره کنند مطمئن باشید انگشتشمار هستند. چون این چیزهایی است که در کتاب نوشته نشده است. ما این را با بلاگاسکای یادگرفتیم. بلاگاسکای خیلی بیشتر از اینکه برای ما هزینه داشت برای ما دانش فنی داشت. مسئه دیگر این بود بلاگاسکای به هر حال برای ما یک اعتباری آورد. یک مشخصهای بود که خیلی از شرکتها به ما اعتماد کردند و کارهایشان را به ما سپردند. اما به طور مستقیم از بلاگاسکای سودی نبردیم و برای آن هزینه کردیم. زیاد هم هزینه کردیم. هم وقت و انرژی زیادی گذاشتیم و هم از نظر ریالی و دلاری هزینه کردیم.
چنگیزی - در کنار اینها رابطهها و دوستان رسانهای و فنی خوبی هم پیدا کردیم. در کار موارد زیادی بدست آمد که هیچ کدام مالی نبودند.
مولایی - با این توضیحات پس هدف اقتصادی اولیه مشخصی نداشتید.
توکلی - ما وقتی کار را شروع کردیم، کار راهاندازی سایت را حداقل از نظر ریالی کم هزینه میدانستیم. تصورمان این بود که تا مدت زیادی میتوانیم کارمان را جلو ببریم و از نظر مالی به مشکل برخورد نخوریم. از همان اول هم در ذهنمان داشتیم که این کار ممکن است به سود هم برسد. اما خب برنامه مدونی نداشتیم. حداقل در مرحله اول برنامهای برای سوددهی اقتصادی نداشیم. اوایل سعی داشتیم تا جایی که امکان دارد کاربران را راضی نگه داریم و آگهی نگیریم. همانطور که گفتم ما اول یک ذهنیت جهانی داشتیم که البته در طول کار عوض شد.
مولایی - در این دو-سه سال بلاگاسکای چکار میکرد؟ چرا جایگاه دوم بودن خودش را حفظ نکرد؟ این جایگاه را هم از نظر تعداد کاربر و هم از نظر افکار عمومی مد نظر دارم. چون اگر الان از وبلاگنویسان بپرسید دو سرویسوبلاگ اول فارسی را نامببرید من بعید میدانم تعداد زیادی، بلاگاسکای را نام ببرند.
توکلی - ما از نظر تعداد کاربر در یک مقطع زمانی اول بودیم. البته آقای خلیقی هم اینجا هستند و نمیخواهیم در مورد این بحث کنیم. آن زمان که فقط بلاگاسکای و پرشینبلاگ بودند یک موقع بهجایی رسیدیم که اول بودیم. ولی مسئله اینجا بود که این اول یا دوم بودن برای ما چقدر مهم بود، چقدر فایده داشت. از نظر ریالی که فایده نداشت. فقط بحث دانش فنی و تجربه بود که ما در هر حال داشتیم بدست میآوردیم. مسئله این نبود که ما میخواستیم اول باشیم و این را از دست دادیم. مسئله این بود که ما یک روز با هم صحبت کردیم، گفتیم ما میخواهیم چکار کنیم؟ آیا صرفا تعداد کاربر و بازدیدکننده بالا هدف ماست؟ اگر منظور شما فقط تعداد کاربر بالاست بله ما جایگاهمان را از دست دادیم. اما ما به دنبال این نظر بودیم که چرا ما سرویسهایمان را فقط از نظر کمی افزایش دهیم، بیاییم سرویسها را از نظر کیفی افزایش دهیم. ممکن است کتابی در ۲۰۰ هزار نسخه چاپ شود و کتاب دیگری در پنج هزار نسخه. ولی ممکن است این پنج هزار نسخه را مدیران و فرهیختگان بخوانند و آن دویست هزار نسخه را مردم کوچه و بازار. آیا میتوان گفت که آن کتاب موفق است و این موفق نیست؟ البته من نمیخواهم بگویم که ما صد در صد به اینجا رسیدیم، ولی نگرش اینطور بوده است. نگرش این بود که ما کاربران کیفی داشته باشیم. البته به ناچار برای اینکه بتوانیم کاربران کیفی را حفظ کنیم باید بازدیدمان را در یک حد بالایی نگه میداشتیم. ما تصور میکردیم بازدیدمان و تعداد کاربرمان برای منظوری که داشتیم کافی بود. شما دیدید که اصلا ما مدتها بخش ثبتناممان را بسته بودیم. برای داشتن کاربران زیاد اصلا لازم نبود ما کاری کنیم، فقط کافی بود بخش ثبتنام را نمیبستیم.
مولایی - خب حالا چرا بستید؟ دلیل فنی داشت؟
توکلی - نمیخواستیم کار از نظر کمی افزایش پیدا کند. در واقع دنبال کیفی کردن کار بودیم.
چنگیزی - مثل سیاستهای شرکتهای اتومبیلسازی است. مثلا بنز سالی ۲۰ تا ماشین با کلاس برای سیاستمداران میسازد. از آن طرف شرکت کیا موتور فلهای میسازد. دو سیاست متفاوت است که هر دو هم اشکالی ندارد و خوب است اما با هم فرق دارد. هر دو هم موفق هستند.
مولایی - پس میگویید بلاگاسکای بنز است و بقیهسرویسوبلاگها پیکان هستند!؟ اگر تایید میکنید که من همین را تیتر کنم!
توکلی - نه! ولی بلاگاسکای میخواهد بنز باشد، در مورد بقیه هم خودشان باید تصمیم بگیرد که میخواهند چه باشند!
چنگیزی - ضمن اینکه یکی از عواملی که باعث شد ما کمی از رقابت عقب بیفتیم ماجرای فیلترینگ بود و یک مشکل حقوقی.
مشکلات حقوقی ایرانیها در وب
مولایی - در این مورد هم توضیح بدهید. کی گرفتار این مشکل شدید و ماجرا چه بود؟
چنگیزی - ما یک مشکل قضایی در خارج از ایران داشتیم. یک وبلاگی بود که با دولت مشکل سیاسی داشت. مشکل هم خارج از ایران و در انگلستان بود. از داخل ایران هم با ما برخوردی نشد. یک شرکت حقوقی در انگلستان با ما طرف بود.
توکلی - آن موقع ما در مقابل آن موسسه در مقام ضعف بودیم. همیشه همینطور بوده است. مثلا اگر شما مسئله حقوقی با شرکتهای امریکایی یا اروپای غربی داشته باشی به محض اینکه متوجه میشوند شما ایرانی هستی خیلی راحت حقوق شما را زیر پا میگذارند. چون میدانند قانونی نمیتوانید بر علیه آنها اقدام کنید. قانون کشورشان به نفع آنهاست. آنها قانونهایی دارند و به خاطر تحریمهایی که بر علیه ایران وجود دارد حقوق ما را زیر پا میگذارند. باید از طرف دولت سیستمی ایجاد شود که وقتی برای ایرانیان مختلف نه فقط در حوزه آیتی مشکلی پیش میآید بتوانند دفاع کنند. یعنی آمریکا به خاطر مسائل دولتی ایران، ما را تحت فشار قرار میدهد، اما دولت خودمان به ما کمک نمیکند که با این مشکلات مقابله کنیم. این انتظار کوچکی است که و خیلیهای دیگر داریم.
چنگیزی - همین اخیرا هم یک مشکل حقوقی دیگر برای ما به وجود آمد و یاهو از ما شکایت کرد.
مولایی - بله در رسانهها هم مطرح شد. ظاهرا کلی هم برایتان کلاس آورده بود و میگفتند یاهو ازشان شکایت کرده است!
توکلی - کاش از این کلاسها هیچ وقت اتفاق نیفتد! این قضیه فشار روانی زیادی به ما وارد کرد. باید در مقابل کسانی که سفتوسخت میخواهند با قوانین خودشان غیرمنصفانه با شما برخورد کنند پاسخگو باشید. ضمن اینکه برای این قضیه ما مجبور بودیم تماسهایمان را از یک کشور سوم و با هویت یک کشور سوم برقرار کنیم که مشکل کمتری داشته باشیم.
چنگیزی - قضیه این بود که یکی از کاربران ما یک مشکل امنیتی برای یاهو به وجود آورده بود. البته نپرسید چه مشکلی چون اگر بگویم بد آموزی دارد و بقیه هم یاد میگیرند! یک شرکت هم که مسئول امنیت سایت یاهو است از ما شکایت کرد و با دیتاسنتر ما تماس گرفته بود که سایت بلاگاسکای را ببندید. حدود نصف روز هم بلاگاسکای از دسترس خارج شد که در نهایت مشکل حل شد و از ما تعهد گرفتند که دفعه آخرتان باشد!
صفحه اول | صفحه دوم | صفحه سوم