دکتر بهمن نامور مطلق
مولانا جلالِ الدین از شخصیتهایی است که همواره بر نویسندگان و متفکران پس از خود تأثیر گذار بوده است. در طول تاریخ، این تأثیرگذاری به میزان گسترده شدن شناخت فرهنگهای مختلف نسبت به او بیشتر شده است. چنانکه امروزه پس از قرنها او بیش از همیشه مورد توجه و استقبال جهانیان قرار گرفته است. از دلایل این استقبال بینالمللی بودن خود مولانا است، زیرا مولانا دارای اندیشههای بیمرز و بیزمان است. او بر مسائل بنیادین انسانی تکیه دارد مسائلی همانند عشق و ایمان، که هیچگاه کهنه نمیشوند. همچنین مولانا برای بیان این مضامین زبان شعری را برمیگزیند که یکی دیگر از ویژگیهای برجسته اوست.
نباید فراموش کرد که مولانا به دلیل نوع زندگی و سفرهایش نیز شخصیتی چندفرهنگی است. توجه و اقبال گروهها و افرادی با خاستگاههای گوناگون به مولانا نیز به شخصیت خاص او بازمیگردد. به سخن دیگر، شخصیت مولانا دارای جنبههای گوناگونی میباشد. او درعین حال شاعر، عارف، مفسر و هنرمند است. برخی تنها جنبه شاعرانه او را میشناسند و برخی دیگر جنبه عارفانه او را. برخی کتاب او را قرآن فارسی دانستهاند و برخی دیگر او را بانی سماع مولویه میشناسند. در هر صورت این پیچیدگی و گوناگونی موجب شده است تا کسی نتواند بدرستی تمام جنبههای او را مطالعه کند و بشناسد.
ایرانیان بیشترین تاثیرات را از مولانا پذیرفتهاند. مولانا در طول تاریخ پس از خود، پیوسته بر شاعران و عارفان و مردم عامی تاثیر گذارده است. البته این تأثیر نسبت به برخی از شاعران همچون حافظ و سعدی کمتر بوده است و شاید علت آن هم دوری مولانا از ایران است. به طور کلی، این دوری از ایران موجب شده است تا برخی از شاعرانی که در آسیای صغیر یا شبه قاره زندگی کردهاند، دیر یا کم شناخته شوند. مولانا به جهت اینکه به زبان فارسی شعر گفته است و خاستگاهش خراسان بود و ویژگیهای بارز آثارش به شدت بر شاعران ایرانی تأثیر گذارده است، اما از آنجا که در قونیه زیست، به عنوان بخشی از هویت فرهنگی مردمان آسیای صغیر نیز محسوب میشود. بر همین اساس پس از ایرانیان، ساکنان ترکیه امروز بیش از دیگران متاثر از مولانا بودهاند. که یونس امره شاعر کلاسیک ترک، یکی از آنهاست.
آثار و اندیشههای مولانا مرزهای ایران و آسیای صغیر را در نوردیده است و به دلیل عرفان اسلامی و اندیشههای انسانی مورد توجه تمام ملل اسلامی قرار گرفته است. از یک سو در شبه قاره و از سوی دیگر تا دورترین کشورهای عربی یعنی مغرب منبع مورد رجوع شاعران بوده است. مولانا همراه با خود اندیشهها، فرهنگ و شعر ایرانی را نیز به نقاط گوناگون جهان انتقال داد و آن را همانند بذرهایی در سراسر جهان گستراند. برای مثال میتوان به تاثیر مولانا بر صلاح استتیه، شاعر بزرگ عرب تبار معاصر، مودب، منتقد تونسی و اقبال لاهوری اشاره کرد. دامنه تاثیر مولانا بر غرب و شرق چنان وسیع است که موضوع کتابهای بسیاری میباشد.
مولانا در اروپا
تأثیر اندیشههای عرفانی و بیان شاعرانه مولانا به ملل اسلامی محدود نشد، بلکه به ملل اروپایی نیز امتداد پیدا کرد. اروپاییان از راههای گوناگون، گاه توسط عثمانیها، زمانی از طریق اعراب و مواقعی نیز به واسطه خود ایرانیان با فرهنگ ایرانی و شاعران آن آشنا شدهاند. برخی اروپاییان حتی در گردآوری و تدوین میراث فرهنگی و ادبی ایرانیان بسیار تلاش کردهاند و اهتمام ورزیدهاند. نیکلسون یکی از کسانی است که به پژوهش و تحقیق درباره مولانا و آثار او اهتمام ورزید.
شاید هامر از نخستین کسانی باشد که مولانا را در اروپا شناخت و شناساند. او از شخصیتهایی است که در گسترش ادب فارسی در اروپا جایگاهی مهم دارد. هم او بود که حافظ را به گوته شناساند و آن تحول عمیق و شورانگیز گوته را موجب گشت، چنانکه مهمترین تأثیر شعر فارسی بر یک شاعر بزرگ اروپایی در رابطه با همین شناخت صورت گرفت. هامر همچنین مولوی و اشعارش را به هموطن و شاید رقیب گوته، یعنی روکرت، معرفی کرد. در واقع، با راهنماییهای هامر، روکرت نویسنده بزرگ آلمانی به جمع علاقهمندان ادب و شعر فارسی پیوست. او با الهام از غزلیات مولانا مجموعه اشعار «عربی شرق» را در سال 1822 به چاپ رساند. این مجموعه از نخستین کتابهای ادبی آلمان محسوب میشود که از شکل شعری غزل فارسی الهام گرفته است و روکرت - درست یا غلط - خود را پیشگام این شکل شعری میداند و آن را میستاید.
«شکل جدیدی که من در خاکت، ای باغ، برای نخستین بار میکارم، ای آلمان، پس از من، میتواند اشعار بیشماری با خوشوقتی مورد تمرین قرار گیرد، همان طور که در غزل فارسی، که در سانس ایتالیایی.»
بنابراین، روکرت با تأثیر از غزلیات شمس به نوآوری در شعر آلمانی میپردازد و به گفته محمود حدادی، سرمشق وی در این کار علاوه بر تاریخ ادبیات ایران به قلم ژوزف هامر، دیوان غربی ـ شرقی گوته بود. از همین رو نیز در پیشدرآمد این مجموعه با اقتباس از قطعه نخست دیوان گوته، یعنی ترانه «هجرت»، کتاب خود را با شعر زیر، به این شاعر برجسته مکتب کلاسیک آلمان تقدیم کرد:
اگر که میخواهید
طعم شرق ناب را بچشید،
باید که به پیشگاه آن مرد بروید،
که از دیر باز، از ابریقی سرشار
بهترین شراب غربی را گسارد،
و چون در این دیار چیزی ناچشیده نماند،
عصارهای از مشرق زمین آورد،
و اینک ببینیدش که بر صخره تکیه داده است
و شاد نوشی میکند.
درست در همان زمان و همان کشوری که گوته به حافظ پرداخت، روکرت نیز به مولانا روی آورد، ولی چون روکرت توانمندی شعری گوته را نداشت و بیشتر زبان پژوه بود تا شاعر، آثارش به میزان آثار گوته موفقیت آمیز و تأثیرگذار نبود.
مولانا در فرانسه
وسعت اندیشه و گستردگی اقوال مولانا و نیز شخصیت چند بُعدی او سبب شد که علاقهمندان در اطراف و اکناف عالم به تحقیق و پژوهش درباره مولانا بپردازند. در میان پژوهشگران فرانسه مروویچ، الیاده، کربن، ژامبه و راندوم در بخشهای عرفان، شعر، تاریخ، فلسفه و هنر مولانا فعالیت کردند که در ادامه به تأثیر مولوی و کلام او بر این بزرگان اشاره خواهد شد...
* این متن بخشی از مقاله «مولانا و فرانسه» است که توسط دکتر بهمن نامور مطلق
در «همایش آموزههای مولانا برای انسان معاصر» ارائه شده است. متن کامل مقاله را از اینجا دریافت کنید.