آشنایی‌زدایی در غزلیات شمس

جمعه، 7 مهرماه 1385

     

 
       
 

موضوع: مولانا

 

نويسنده: مهمان

   
     
محمدحسین محمدی: آنچه در تشخیص‌های مولوی جلب نظر می‌کند، نوع صفات و اعمال و احساساتی است که به این موجودات نسبت داده می‌شود. گونه‌ای از ویژگی‌های انسانی که حتّی برای آدمی نیز خروج از نُرم و هنجار معمول شناخته می‌شود.
   

 

 

 

محمدحسین محمدی

آشنایی‌زدایی چیست؟

آشنایی‌زدایی یکی از اساسی‌ترین مفاهیم مطرح در نظریه فرمالیست‌های روس (ussian _ formalist ) است. از یک دیدگاه کلّی، این مفهوم ریشه در بحث قدیمی نظریه ادبی در مورد کاربرد عناصر مجازی در متون ادبی دارد. کاربرد مجازی واژگان، ذهن را متوجه معانی تازه‌ای می‌کند و معناهای آشنا، بی‌اهمیت و کمرنگ می‌شوند.

به نظر شکلوفسکی ( Shklovsky ) هنر، ادراک حسی ما را دوباره سازمان می‌دهد و در این مسیر، قاعده‌های آشنا و ساختارهای به‌ظاهر ماندگار واقعیت را دگرگون می‌کند. هنر عادت‌هایمان را تغییر می‌دهد و هر چیز آشنا را به چشم ما بیگانه می‌کند. میان ما و تمامی چیزهایی که به آن خو گرفته‌ایم؛ مثلاً کار، لباس پوشیدن، تزیین خانه، همسر و هراس از جنگ فاصله می‌اندازد. اشیا را چنان‌که برای خود وجود دارند، به ما می‌نمایاند و همه چیز را از حاکمیت سویه‌ی خودکار که زاده ادراک حسی ماست، می‌رهاند.»

آشنایی‌زدایی در یک تعریف گسترده، عبارت از تمامی شگردها و فنونی است که نویسنده یا شاعر از آنها بهره می‌برد تا جهان متن را به چشم مخاطبان خود بیگانه بنمایاند. هدف او نیز از این کار، روشن کردن سریع یک معنی یا مفهوم نیست، بلکه می‌خواهد در قالب زیباآفرینی مفاهیمی تازه بیافریند. طبق این دیدگاه، زبان ادبی زمانی پدید می‌آید که شاعر / نویسنده با بهره‌گیری از این رویکرد، موجب ایجاد حس تازه و شگفتی مخاطب شود؛ مثلاً در شعر زیر از اخوان ثالث:

چون سبوی تشنه کاندر خواب بیند آب / واندر آب بیند سنگ / دوستان و دشمنان را می‌شناسم من از سبو به عنوان موجودی زنده یاد شده که خواب می‌بیند و این موجب شگفتی مخاطب می‌شود.


فرآیند برجسته‌سازی

برجسته‌سازی، انحراف از هنجارهای زبان معیار است. هنگامی که یک عنصر زبانی برخلاف معمول به کار می‌رود و توجه مخاطبان را به خود جلب می‌نماید. موکارفسکی برجسته‌سازی را فرآیندی آگاهانه می‌داند و هرچه فرآیندی آگاهانه‌تر به کار گرفته شود، از خودکاری کمتری برخوردار است. بر اساس نظر او، برجسته‌سازی در مقابل هنجارها ایجاد می‌شود. وی حد اعلای برجسته‌سازی کلام را ویژگی شعر می‌داند.

ویژگی‌های یک برجسته‌سازی هنری

در فرآیند برجسته‌سازی، باید عواملی چون انسجام، نظام‌مندی، رسانگی، انگیزش و زیباشناسی مورد توجه قرار گیرد که البتّه از بین این عوامل، دو اصل «رسانگی» و «زیباشناسی» اهمیت بیشتری دارند.
موکارفسکی، یکی از ویژگی‌های برجسته‌سازی را انسجام عناصر برجسته آن می‌داند. منظور از انسجام، با هم‌آیی و یا‌ هم‌نشینی عناصری است که در حوزه معنایی واحدی
قرار گرفته‌اند. هم‌نشینی واژه‌های «اسب»، «پیاده»، «نطع»، «رخ»، «پیل»، «شه» و
«مات» که همه مربوط به بازی شطرنج است، در نمونه زیر از خاقانی از این گونه‌اند:
از اسب پیاده شو، بر نطع زمین رخ نه
زیر پی پیلش بین شهمات شده نعمان

از دیدگاه موکارفسکی، نظام‌مندی، ویژگی دیگر برجسته‌سازی است که انسجام اثر را نیز به دنبال دارد. در هر اثر ادبی، تعادلی میان عناصر برجسته و عناصر پس‌زمینه وجود دارد. هرگونه تغییر در این موازنه، کلّ روابط حاکم بر این نظام را بر هم می‌زند. از سوی دیگر، برجسته‌سازی تا حدی باید پیش رود که در ایجاد ارتباط، اختلال ایجاد نکند. شفیعی کدکنی این ویژگی را « رسانگی » می‌نامد. هم‌چنین او معتقد است که شرط آفرینش اثر ادبی، رعایت اصل زیباشناسی است و باید در برجسته‌سازی، نوعی حس زیباشناسی در مخاطب برانگیخته شود.

گونه‌های برجسته‌سازی

برجسته‌سازی از طریق دو شیوه قاعده‌‌افزایی و قاعده‌کاهی ( = هنجار‌گریزی ) ایجاد می‌شود. شفیعی کدکنی هنگام بحث درباره برجسته‌سازی ادبی، اشاره می‌کند که «رستاخیز واژگان» به دو صورت می‌تواند انجام پذیرد. او انواع برجسته‌سازی را در دو گروه موسیقایی و زیبایی‌شناختی طبقه‌بندی می‌کند. گروه موسیقایی، مجموعه عواملی را دربرمی‌گیرد که زبان شعر را از زبان روزمره به اعتبار آهنگ و توازن بخشیدن جدا می‌کند و درحقیقت از رهگذر نظام موسیقایی، سبب رستاخیز کلمات و تشخیص واژه‌ها در زبان می‌شود. این گروه صناعت‌هایی هم‌چون وزن، قافیه، ردیف و هم‌آهنگی‌های صوتی را دربرمی‌گیرد.

گروه زبان‌‌شناختی، عواملی را دربرمی‌گیرد که به اعتبار تمایز نفس کلمات در نظام جمله‌ها، بیرون از خصوصیت موسیقایی آنها، می‌تواند موجب تمایز یا رستاخیز واژه‌ها شود. این گروه صناعاتی هم‌چون استعاره، مجاز، کنایه، حس‌آمیزی و آشنایی‌زدایی را دربرمی‌گیرد.
یکی از رویه‌های مهم آشنایی‌زدایی در شعر، غرابت زبانی اثر و نامتعارف بودن روش بیان است. آشنایی‌زدایی در شعر از طریق گریز از هنجارهای گوناگون شکل می‌گیرد؛ لذا در این قسمت ضمن اشاره به هنجارگریزی و تعریف آن، انواع هنجارگریزی درغزلیات شمس را مورد بررسی قرار می‌دهیم.


هنجارگریزی

هرگاه انحراف غایت‌مند از هنجارها و قواعد حاکم بر زبان معیار صورت پذیرد، هنجارگریزی پدید می‌آید. با این وجود نمی‌تواند هرگونه انحراف از هنجارها و قواعد زبان معیار را هنجارگریزی دانست؛ زیرا برخی از انحراف‌ها تنها ساختی غیر دستوری ایجاد می‌کنند. این‌گونه ساخت‌ها ارزش ادبی ندارند و خلاقیت به شمار نمی‌روند. به نظر لیچ، نخستین ویژگی‌ هنجارگریزی « ارائه مفهوم » است. هم‌چنین او معتقد است هنجار‌گریزی باید بیانگر منظور و مقصود نویسنده / گوینده باشد.8
در اینجا باید توجه داشت که میان انحراف خلاّق و هنری و انحرافی که بر اثر کثرت کاربرد مبتذل است، تمایز وجود دارد. این‌گونه انحراف‌ها در زبان عادی شده‌اند و چنین فرایندی « خودکار‌شدگی » نامیده می‌شود.


هنجارگریزی در غزلیات شمس

در غزلیات شمس انواع مختلفی از هنجارگریزی دیده می‌شود. اکنون ضمن نام بردن
از هر کدام از آنها و پس از تعریفی مختصر، نمونه‌هایی از آن در این غزلیات به
دست داده می‌شود:

1ـ هنجارگریزی معنایی
در هنجارگریزی معنایی، هم‌نشینی واژه‌ها براساس قواعد معنایی حاکم بر زبان هنجار نیست و تابع قواعد خاص خود است. این نوع هنجارگریزی گسترده‌ترین و پرکاربردترین نوع هنجار‌گریزی در غزلیات شمس است. هنجارگریزی معنایی خود دارای انواعی است که عبارتند از:
الف) هنجارگریزی از طریق شبکه‌های تازه تصویری و معنایی
در این حالت شیوه طرح و ارائه تصاویر شعری و شبکه تداعی‌ها به گونه‌ای متفاوت با زبان عادی است؛ یعنی نوعی تازگی، پویایی و جسارت زبانی در آن دیده می‌شود؛ به طور مثال:
ای خواجه سرمستک شدی بر عاشقان خنبک زدی
مست خداوندی خود کشتی گرفتی با خدا

علاوه بر درنگی که واژه‌های «سرمستک» و «خنبک» ایجاد می‌کنند، تعبیر «کشتی
گرفتن با خدا» از نظر معنایی بسیار شگفت‌آور است.
و یا:
طرفه درخت آمد کزو گه سیب روید گه کدو
گه زهر روید گه شکر، گه درد روید گه دوا

هنجارگریزی معنایی در این بیت، تصویر درختی است که گاه از آن سیب و گاه کدو می‌روید.

ب) هنجارگریزی از طریق تشخیص
تشخیص (Personification ) عبارت است از جان بخشیدن به اشیا و مظاهر طبیعت؛
به این ترتیب که برای آنها خصوصیات انسانی در نظر گرفته شود. تشخیص که نوعی
اسناد مجازی است، از دیرباز در ادبیات فارسی کاربرد داشته و یکی از مهمترین
روش‌های ارائه تصاویر پویا و زنده است.
اما در شعر مولوی تشخیص مقوله‌ای بسیار متفاوت با شعر دیگر شاعران است. آنچه در تشخیص‌های مولوی جلب نظر می‌کند، نوع صفات و اعمال و احساساتی است که به این موجودات نسبت داده می‌شود. گونه‌ای از ویژگی‌های انسانی که حتّی برای آدمی نیز خروج از نُرم و هنجار معمول شناخته می‌شود. هنگامی که این خصوصیات به وجودات و اشیا نسبت داده می‌شوند، جنبه شگفتی آنها بیشتر می‌شود؛ به طور مثال:
نیها و خاصه نی‌شکر بر طمع این بسته کمر رقصان شده در نیستان یعنی « تُعزُّ ما تشا »

و:
خمیر و نانبا دیوانه گردد
تنورش بیت مستانه سراید

و نیز:
بحر می‌غرّد و می‌گوید « کای امت آب
راست گویید بر این مایده کس را گله نیست

در بیت اوّل کمر بستن نی و آنگاه رقصیدنش در نیستان تشخیصی بس بدیع است. ه همین ترتیب در بیت دوم دیوانه شدن خمیر و بیت مستانه سراییدن تنور همین حالت ا دارند. در بیت سوم هم علاوه بر غریدن بحر، تعبیر بسیار زیبای « امت آب » از قوه تشخیص خاص مولوی است.

ج) استفاده از تصاویر متناقض‌نما
تصاویر متناقض‌نما ( Paradoxical Images ) تصاویری هستند که دو طرف آن به لحاظ منطقی یکدیگر را نفی می‌کند؛ مثل « جانب بی‌جانبی » در بیت زیر از مثنوی که معلوم نیست بالاخره جانب هست یا نه.
هر کبوتر می‌پرد زی جانبی
وین کبوتر جانب بی‌جانبی

در غزلیات شمس، انواع مختلفی از پارادکس مورد استفاده قرار گرفته که با یک دید کلّی می‌توان آن را در سه مقوله طبقه‌بندی کرد.
ـ متناقض‌نمایی به صورت ترکیب
چو از تیغِ حیات‌انگیز زد مر مرگ را گردن
فرود‌آمد ز اسب اقبال و می‌بوسید دستش را

در این مثال ترکیب «تیغ حیات‌انگیز» و «کشتن مرگ» پارادکس هستند که اولی به صورت ترکیب استفاده شده است.

ـ متناقض‌نمایی میان عناصر یک جمله
درد شمس‌الدین بود سرمایه درمان ما
بی‌سر و سامانی عشقش بود سامان ما

* اين متن بخشی از مقاله «آشنایی‌زدایی در غزلیات شمس» است که توسط محمدحسین محمدی در «همایش آموزه‌های مولانا برای انسان معاصر» ارائه شده است. متن کامل مقاله را از اینجا دریافت کنید.

 
 
 

 مطالب مرتبط

 
 

  ارسال نظرات














برای ديدن نظرات ديگران در مورد اين مطلب اينجا را کليک کنيد.

 
 

موسیقی زیر زمینی - بخش سوم: رپ

 

موسیقی زیر زمینی - بخش دوم: راک، متال و تلفیقی

 

موسیقی زیر زمینی - بخش اول: پاپ

 
 

پذیرش «رپ» به عنوان سبک موسیقی
گفتگو با عبدالجبار کاکایی، عضو سابق شورای ترانه وزارت ارشاد
بحر طویل؛ رپ ایرانی
طبقه‌بندی مفاهیم موسیقی «رپ» فارسی - ویرایش اول
از مفاهیم عرفانی تا داف فانتزی، نگاهی به ترانه‌های رپ فارسی
رپ، ارائه تصویر تنزل‌یافته از زن و رفتار جنسی نوجوانان امریکا
هیپ‌هاپ واقعی و رپ‌خوانان سفید
گرافیتی؛ نمونه دیوارنگاری شهر تهران
نمونه ترانه رپ - کمک
نمونه ترانه رپ - وطن پرست
نمونه ترانه رپ - صلح تویی
نمونه ترانه رپ - سفری بی انتها
نمونه ترانه رپ - شهر گمشده
نمونه ترانه رپ - ایران ما
نمونه ترانه رپ - انرژی هسته‌ای
نمونه ترانه رپ - اختلاف
نمونه ترانه رپ - بنزین
نمونه ترانه رپ - اذان
نمونه ترانه رپ - سصید ۳۰۰
نمونه ترانه رپ - فرق آدما

 
 

برترین‌های رسانه‌ای سال

 


جستجو :

هفت‌سنگ مجله‌ای اينترنتی است که از سال هشتاد و يک در حوزه‌های ادبی، هنری و اجتماعی منتشر می‌شود. [ادامه]

مطالب مندرج در هفت‌سنگ نظرات شخصي نويسندگان است و درج مطالب لزوما به معنای تاييد محتوای آنها نيست.

 نقل‌مطالب از هفت‌سنگ فقط با اطلاع و اجازه هفت‌سنگ و با ذکر نام‌هفت‌سنگ و نام‌نويسنده مجاز است.

 
 

© Copyright 2002-2007 7sang Persian E-zine