English   مجله اینترنتی هفت‌سنگ

 درباره | سوالات | آگهی | تماس | RSS

هفت‌سنگ مجله‌ای اينترنتی است که از سال هشتاد و يک در حوزه‌های ادبی، هنری و اجتماعی منتشر می‌شود. [ادامه]


مطالب مندرج در هفت‌سنگ نظرات شخصي نويسندگان است و درج مطالب لزوما به معنای تاييد محتوای آنها نيست.


 نقل‌مطالب از هفت‌سنگ فقط با اطلاع و اجازه هفت‌سنگ و با ذکر نام‌هفت‌سنگ و نام‌نويسنده مجاز است.

 

- توقف فعالیت‌های گروه اینترنتی هفت سنگ
- بغضی به اندازه‌ی یک‌سال و حسرت سال‌های باقی‌مانده عمر
- به مناسبت قیصر؛ دوره می‌کنم تمام روزهای رفته تا همیشه را
- مرد اردیبهشتی
- به بهانه شمس و روزی که به نام اوست
- مشقت‌های عشق
- مَرد روزهای نوجوانی ‌ام...
- آن‌جا که پنچرگیری‌ها تمام می‌شوند
- آخرین دیدار با مرد قصه‌های خوب
- قصه‌ی من با قصه‌های خوب...
- چوب الف*
- یک نفر رفت
- پیری ملای مکتبی بود
- کتاب(!)
- غلام و زری!
- دعای خیر مادر
- کاریکلماتور
- دیوانه! کتاب، عینهو بینی نیست!
- پیشنهاد خرید هفت کتاب: رمان جهان
- علاقمندی‌های زیرزمینی!
- یک نفر تلفن همراه داشت
- کنکوری‌ها
- کاریکلماتور
- موضوع انشا: چگونه با ادب و با اخلاق باشیم
- ای جماعت پرید «مرغ سحر»!


 
 

  ویژه‌نامه‌ی مولانا


پیام مولانا برای انسان امروز

 

   

نظرات خوانندگان  (0)

 

  نويسنده: مهمان

 

del.icio.us

del.icio.us

Balatarin

ارسال به:

 

 تماس: info-at-7sang.ir

 
 
دکتر ناصر مهدوی‌: این‌ سرّ بزرگ‌ و اصیل‌ و عمیق‌ را به‌ یادگار نهاده‌ که‌ساحتهای‌ وسیع‌تر، عوالم‌ گسترده‌تر، دنیاهای‌ پهناورتری‌ را برای‌ ما آشکار می‌کند، ما را از این‌حبس‌، از این‌ محدودیت‌ از این‌ زندان‌ می‌رهاند و بانگ‌ آزادی‌ و سرود دلپذیر رهایی‌ را درگوش‌ ما به‌ ارمغان‌ می‌آورد.
 

دکتر ناصر مهدوی‌

مولوی رازهای‌ بزرگی‌ را برملا کرده‌ و پرده‌های‌آسمان‌ را به‌ روی‌ِ ما باز کرده‌ و نردبان‌ آسمان‌ را در مقابل‌ ما استوار نمود. صحنه‌های‌ زیبایی‌ رابرای‌ انسانهای‌ پس‌ از خودش‌ آشکار کرد. به‌ ما گفت‌ که‌:

تو درون‌ چاه‌ رفتستی‌ زکاخ‌
چه‌ گُنه‌ دارد جهانهای‌ فراخ‌

به‌ ما گفت‌ رنج‌ اساسی‌ بشر عمدتاً به‌ دلیل‌ افتادن‌ در دام‌ محدودیت‌ و بر مرکب‌ نفس‌ سوارشدن‌ است‌. در صندوق‌ انانیت‌ خود حبس‌ شدن‌ است‌. چشم‌ درون‌ را بستن‌، حقیقت‌ را نیافتن‌است‌. اشاره‌ کرد اگر چشم‌ درون‌ خویشتن‌ را باز کنیم‌ قدری‌ ریاضت‌ بکشیم. قدری‌ از تمایلات‌ناصواب‌ِ خود دست‌ بکشیم‌. سختی‌ و بلا بکشیم‌ و درد کشف‌ حقیقت‌ در سینه‌ بپرورانیم‌، آنگاه‌صحنه‌های‌ بس‌ زیبایی‌ در مقابل‌ دیدگانمان‌ آشکار خواهد شد.

تو درون‌ چاه‌ رفتستی‌ زکاخ‌
چه‌ گنه‌ دارد جهانهای‌ فراخ‌

شاید این‌ مهمّترین‌ کاری‌ بود که‌ مولوی‌ در مورد ما انسانها انجام‌ داد. پیام‌ او، کلام‌ او، مثنوی‌ او،ابیاتی‌ که‌ او از خود به‌ جای‌ گذاشت‌. این‌ سرّ بزرگ‌ و اصیل‌ و عمیق‌ را به‌ یادگار نهاده‌ که‌ساحتهای‌ وسیع‌تر، عوالم‌ گسترده‌تر، دنیاهای‌ پهناورتری‌ را برای‌ ما آشکار می‌کند، ما را از این‌حبس‌، از این‌ محدودیت‌ از این‌ زندان‌ می‌رهاند و بانگ‌ آزادی‌ و سرود دلپذیر رهایی‌ را درگوش‌ ما به‌ ارمغان‌ می‌آورد. امّا از اینکه‌ بگذریم‌ من‌ تصوّر نمی‌کنم‌ امروز خصوصاً ایران‌ عزیزخودمان‌ میان‌ نسل‌ دانشجو، محقق‌، پژوهشگر کسانی‌ که‌ هنوز ذوق‌ و درد دینی‌ درونشان‌هست‌، و از دین‌ جاذبه‌ می‌گیرند و از این‌ گرمی‌ می‌گیرند بسیارند.

شاید مولوی‌ یکی‌ ازکارهایی‌ که‌ برای‌ ما در همین‌ دوره‌ بخواهد انجام‌ بدهد، این‌ است‌ که‌ دیده ما را، عقیده ما را،باورهای‌ ما را تصحیح‌ کند، ما می‌توانیم‌ به‌ جرأت‌ تمام‌، با اطمینان‌ِ تمام‌ با قوت‌ تمام‌، باورخودمان‌ را در مقابل‌ مولوی‌ آفتابی‌ کنیم‌، آن‌ وقت‌ آرایشی‌ که‌ او به‌ ما خواهد داد، تصحیحی‌ که‌او خواهد کرد، قلم‌ نقدی‌ که‌ مولوی‌ در دست‌ خواهد گرفت، بسیار، بسیار، در باور ما تأثيرخواهد گذاشت‌ و صد درصد وقتی‌ افکار ما عوض‌ شد، اندیشه ما عوض‌ شد، آن‌ وقت‌ رفتارما، سلوک‌ ما و اخلاق‌، سخت‌ تحت‌تأثیر این‌ تغییر قرار خواهد گرفت‌ شاید مهمّترین‌ کاری‌ که‌در همین‌ باورهایمان‌ باید در مقابل‌ مولوی‌ آفتابی‌ کنیم‌ خدای‌ مولوی‌ است‌. خدای‌ مولوی‌،خدایی‌ است‌ که‌ مولوی‌ از او به‌ دلیل‌ وجودِ فی‌ نفسه او لذّت‌ می‌برد.

به‌ دلیل‌ لحظات‌ خوش‌ وخرّمی‌ که‌ با او سپری‌ می‌کند مولوی‌ لذّت‌ می‌برد، و مولوی‌ به‌ خدا به‌ عنوان‌ وسیله‌ای‌ برای‌رسیدن‌ به‌ یک‌ حقیقت‌ عالی‌تر هرگز نگاه‌ نمی‌کند. اینقدر این‌ وجود زیباست‌، دلنشین‌ است‌، اینقدر خلوت‌ در کنار خداوند برای‌ مولوی‌ شخصّیت‌ آفرین‌ است‌ که‌ همواره‌ ذهنش‌ رامعطوف‌ کرده‌ به‌ این‌ نکته مهم‌ّ که‌ نفس‌ِ دیدن‌ِ او، نفس‌ِ تماشای‌ او، خارج‌ از هر مرزی‌، خارج‌ ازهر مسئله‌ و رنجی‌ برای‌ مولانا زیباست‌. خدای‌ او مانند خدایان‌ِ ما نیست‌. خدایی‌ نیست‌ که‌ مادر تعالیم‌ گذشته خودمان‌، در سنّت‌ها در تعلیم‌های‌ گذشته‌ و آموزش‌هایی‌ که‌ پیشینیان‌ به‌ ماداده‌ بودند منطبق‌ باشد. خالق‌ او خالق همه زیبائی‌هاست‌، خدای‌ سختگیری‌ نیست‌ او بسیارمهربان‌ است‌ خدای‌ کریمی‌ است‌ که‌ دائماً می‌بخشد و لطف‌ می‌کند.

خدای‌ مولوی‌ خدای‌محبوبی‌ است‌، خدای‌ خشنی‌ نیست‌ که‌ منتظر بهانه‌ای‌ از ما باشد تا گریبان‌ ما را بگیرد وعذابمان‌ بدهد. در دستگاه‌ِ ذهنی‌ِ مولانا قهر خداوند معطوف‌ به‌ کافرانی‌ است‌ که‌ عمداً ازحقیقت‌ روی‌ برگردانده‌اند و حاضر نیستند حقیقت‌ را دریابند. چشم‌ِ درون‌ِ خودشان‌ را کورکرده، گوش‌ِ درون‌ِ را کر کرده‌اند. شاید عذاب‌ معطوف‌ به‌ چنین‌ انسانهایی‌ است‌. آن‌ هم‌ نه‌عذابی‌ که‌ خداوند به‌ آنها بخواهد تحمیل کند، عذابی‌ که‌ زاییده برخوردها، تصمیم‌ها،انگیزه‌ها و اندیشه‌های‌ غلط‌ِ آنهاست‌. خدای‌ مولوی‌ خدایی‌ است که‌ با بهانه‌ای‌ آدمی‌ را لبریز رحمت‌بی‌پایان‌ خود می‌سازد.


هم‌ نظری‌، هم‌ خبری‌، هم‌ قمران‌ را قمری‌
هم‌ شکر اندر شکر اندر شکری‌

این‌ تصویری‌ است‌ که‌ مولوی‌ از خداوند مطرح‌ می‌کند چقدر فاصله‌ دارد با آن‌ تلقّی‌ که‌ ما ازخداوند داریم‌ ما به‌ فرزندانمان‌ ما در مراکز آموزشی‌، مدارسمان‌ تصویری‌ از خداوند، مطرح‌می‌کنیم‌ که‌ معمولاً خدای‌ ترسناکی‌ است‌ به‌ همین‌ دلیل‌ غالباً رفتار ما در عرصه‌های‌ دینی‌رفتار خشونت‌آمیزی‌ است‌، رفتاری‌ است‌ که‌ با تحمّل‌ سازگاری‌ کمتری‌ داریم‌. با مداراسازگاری‌ کمتری‌ داریم‌. تحمّل‌، مدارا، صبر. از یک‌ جهت‌ برمی‌گردد به‌ نوع‌ خدایی‌ که‌ مامی‌پرستیم‌. مولوی‌ را نگاه‌ کنید، اینقدر آزارش‌ می‌دادند ولی‌ خیلی‌ راحت‌ تحمّل‌ می‌کرد اصلاًویژگی‌ عارفان‌ این‌ وسعت‌ِ صدر است‌، این‌ باطن‌ گسترده‌ عارفان‌ است‌.


مولوی‌ درست‌ است‌ که‌خطاب‌ به‌ انسانها نگاه‌ِ مثبتی‌ دارد. یعنی‌ ما را ترغیب‌ می‌کند که‌ به‌ دیگران‌ عشق‌ بورزیم‌ آن‌ هم‌بی‌مُزد، آن‌ هم‌ بی‌منّت‌، آن‌ هم‌ رایگان‌، ما را ترغیب‌ می‌کند که‌ به‌ دیگران‌ مهر بورزیم‌. مهرورزیدن‌ به‌ یک‌ انسان‌، یک‌ شهروند، یک‌ همسایه‌، یک‌ دوست‌، یک‌ خویشاوند، بهترین‌ راه‌برای‌ پریدن‌ به‌ سمت‌ِ آسمان‌ است‌. اگر می‌خواهیم‌ از این‌ بام‌ به‌ آن‌ بام‌ بپریم‌، وقتمان‌ رابی‌خودی‌ تلف‌ نکنیم‌. دور خودمان‌ نگردیم‌. قدری‌ هم‌ راه‌ِ آسمان‌ را شکار کنیم‌، تعالی‌بجوییم‌، معنی‌ بجوییم‌، پرواز کنیم‌، اوج‌ بگیریم‌، یک‌ طریقش‌ از نظر مولوی‌ مهربانی‌ کردن‌نسبت‌ به‌ انسانهاست‌.


* اين متن بخشی از مقاله «پیام مولانا برای انسان امروز» است که توسط دکتر ناصر مهدوی‌ در «همایش آموزه‌های مولانا برای انسان معاصر» ارائه شده است. متن کامل مقاله را از اینجا دریافت کنید.

 

 تاریخ انتشار:   September 29, 2006 4:00 AM



 

 
 

Powered by: MovableType | Developed by: 7sang.ir