دو متن غربی و مثنوی معنوی

جمعه، 7 مهرماه 1385

     

 
       
 

موضوع: مولانا

 

نويسنده: مهمان

   
     
جلیل نوذری: این نوشته در صدد است تا با بدست دادن روایت های مشابه فارسی با دو متن غربی، نمایش نامه ی انگلیسیEveryman و داستان ربی آیزیک پسر جکل، که چگونگی پیدایش و سیر تکاملی آن ها شناخته شده نیست به پژوهش های کتاب شناختی در این زمینه یاری رساند.
   

 

 

 

جلیل نوذری

این نوشته در صدد است تا با بدست دادن روایت های مشابه فارسی با دو متن غربی، نمایش نامه ی انگلیسیEveryman و داستان ربی آیزیک پسر جکل، که چگونگی پیدایش و سیر تکاملی آن ها شناخته شده نیست به پژوهش های کتاب شناختی در این زمینه یاری رساند. ماننده های این دو متن در متن های ایرانی که به لحاظ تاریخی در زمان پیشین تری نوشته شده اند آمده، و برای حوزه زبانی فارسی شناخته شده بوده اند. اگر نتوانیم با قطعیت بگوییم که این متن ها، داستان هایی ایرانی هستند که به لباس مسیحی و یهودی آراسته شده اند اما می توانیم با اطمینان بگوییم که روایت هایی شرقی هستند که در راه خود به اروپای کهن از ایران گذر کرده اند. گستره این نوشته در نشان دادن روایت های مشابه موجود با آن دو متن در دفترهای پنجم و ششم مثنوی مولانا جلال الدین محمد بلخی است.

در انجام این پژوهش، متن Everyman از کتاب گنجینه ادبیات انگلیسی نورتون پایه قرار گرفته است. داستان ربی آی زیک را به خاطر وجود ترجمه ای به فارسی از کتاب اسطوره، رویا، راز نوشته ی میرچا الیاده از این کتاب گزارش نموده ام، و برای متن مثنوی هم از شرح دکتر محمد استعلامی استفاده کرده ام. ترجمه متن های انگلیسی نیز از نگارنده است.

یک) Everyman و مثنوی مولانا

Everyman یک نمایش نامه اخلاقی انگلیسی با 921 بیت است. این گونه نمایش نامه ها در طول قرن پانزدهم و تا دهه های آغازین قرن شانزدهم, و در کنار نمایش نامه های معجزه در سرتاسر اروپا مورد علاقه بینندگان بودند. نمایش نامه اخلاقی به نوع ادبی ای گفته می شود که یک درس یا حقیقت اخلاقی را با استفاده از شخصیت هایی که هر کدام تمثیلی از یک فضیلت یا رذیلت، کیفیات ذهن انسان و یا مفاهیم مجرد کلی هستند بیان می نماید و شخصیت های مختلف در واقع عینیت یافته جنبه های درونی شخصیت اصلی نمایش هستند. به صحنه بردن و چاپ این نوع نمایش نامه ها هنوز هم خواهنده دارد و نمایش مورد بررسی ما محبوب ترین آن هاست.

در آغاز Everyman "پیغام گذار" به بینندگان آواز داده و از آنان می خواهد به آن چه که در پی می آید با دقت بنگرند و بدانند که رفاقت، سرخوشی، قدرت، لذت و زیبایی به زودی هم چون عمر گل بهاری آنان را ترک کرده و همه باید به دعوت پادشاه آسمان پاسخ داده و گزارش کردار خود را در سفری بی بازگشت ارائه نمایند. پس از آن "خداوند" به سخن در می آید و از نافرمانی و ناسپاسی انسان می گوید، گناهانش را بر می شمارد و می گوید اگر اوضاع به همین روال پیش برود انسان بسیار بدتر از ددان خواهد شد. او سپس "مرگ" را فرا می خواند و به وی فرمان می دهد به سرعت خود را به "انسان" رسانده و از او بخواهد بی درنگ و بهانه دست به سفر زده, و با نامه ای موثق از آن چه کرده است نزد او بیاید (بیت های 6-45) و صحنه را ترک می کند. "مرگ" در حال بر شمردن تباهی های انسان است که او شادان و سرخوش از راه می رسد. بنا به ماموریت, راه بر او گرفته و پیغام خود را می گزارد. "انسان" که انتظار این لحظه, و گزارش در خوری برای گزاردن ندارد به هر استدلالی دست می یازد تا سفر آخرین خود را به زمان دیرتری بیاندازد, اما بی نتیجه است. به او هزار پوند رشوه از اموالش پیشنهاد می کند تا مرگش را به روزی دیگر بیاندازد، اما پذیرفته نمی شود (123-121). ناامید و ناچار، می پرسد آیا می تواند کسی از یاران خود را در این سفر به همراه ببرد؟ پاسخ "مرگ" چنین است، "بلی، اگر کسی باشد که بپذیرد تو را همراه شود!" و از دیدش پنهان می شود تا او مهیای سفر گردد.

"انسان" که تنها شده است مویه می کند و در این میان "رفاقت" از راه می رسد و می پرسد چرا چنین زار هستی، "دل بر من بگشای دوست من/ و من تا پایان زندگی ام به تو پشت نخواهم کرد/ در هم راهی نیک،" (214-213) گفتگویی دراز در می گیرد و "رفاقت" که تنها همراه لحظات سرخوشی و شاد خواری است، و نه رفیق گاه مهیب مرگ، او را بدرود می گوید و تنها می گذارد. "خویشاوند" و "پسر عمو" از راه می رسند. اولی تنها می پذیرد کنیزش را همراه او کند و پسر عمو هم انگشت پایش برای چنین سفری ریش است. هر دو بدرودش گفته, سر خود می گیرند و می روند. او که سر خورده شده است با ته مانده ای از امید به یاد می آورد که در سرتاسر زندگی اش ثروت را دوست داشته است و گمان می کند در مشکل پیش آمده مالش او را یاری خواهد داد.

در این هنگام، صدای "مال" از درون شنیده می شود که بی این که در زیر انباشته ها و در کنجی نامعلوم قدرت جنبش داشته باشد از او دلیل مویه اش را می پرسد. "انسان" درد خود را گفته و با یادآوری این که، "در سراسر زندگی مایه سروریم تو بودی" از او می خواهد همراهی اش کند. "نه، انسان، من سازکننده ی ترانه ای دیگرم؛" "من نه از آن تو بل امانتی در دست تو بودم؛" (440) "زیرا که مال دزد جان توست؛" و من "بر تو می خندم." "انسان" شرمنده است و خود را شایسته ی سرزنش می یابد. در می یابد که بدون رفتن به سراغ "کردار نیک" نمی تواند سفرش را بیاغازد. اما بانوی "کردار نیک" از شدت نزاری بر زمین افتاده است و می نالد، "گناهانت چنانم بسته اند/ که توان جنبشم نیست." (487) "انسان" دست به دامانش می شود که راهی بدو بنماید. "کردار نیک"، ناتوان از بار سنگین روح او، می گوید که خودش نای ایستادن ندارد اما خواهری دارد به نام "علم" که او را یاری خواهد داد تا گزارشش را آماده کند. "علم" وارد می شود و اولین سخنش ابیاتی است که در زبان انگلیسی بسیار معروف است:

Everyman, I will go with you and be the guide,
In the most need to go by the side. (ll. 522-3)
انسان، من با تو خواهم بود و راهنمایت،
در سخت ترین گاه نیاز که باشد کسی در کنارت.

"کردار نیک" از "انسان" می خواهد که با یاری "علم" نامه عملش را بنگارد و به همراه کردار نیک به درگاه پروردگار بار یابد. ادامه نمایش شرح سلوکی است که "علم" در آن استاد راهنماست. اکنون، "کردار نیک" آن قدر جان گرفته است که بهبودی یافته و از جا بر خیزد: "انسان، زائر، دوست خاص من/ رحمت بی کران بر تو/ شکوه ابدی در انتظار توست/ و من در هر آزمونی تو را یار خواهم بود" (633-629). در این هنگام "دور اندیشی"، "قدرت"، "زیبایی" و حس های پنج گانه هم از راه می رسند و وعده می دهند که تا پایان راه در کنار "انسان" باشند. اما پای گور که می رسند هیچ کدام حاضر نیستند با او به درون آن سوراخ زمینی بخزند و یکی یکی میدان را ترک می کنند. "انسان" می ماند با "کردار نیک" که تا پایان با اوست و همو وی را بس است و با هم به درون گور می روند. نمایش در اینجا به پایان می رسد.
....


دو) داستان ربی آیزیک و روایت مثنوی: اضطراب انسان معاصر،

میرچا الیاده، فیلسوف، رمان نویس، شاعر و مورخ مذهبی رومانیایی الاصل در دو صفحه پایانی کتاب خود اسطوره، رویا، راز داستان خاخام آی زیک اهل کراکو را نقل می کند که هاینریش زیمر از Khassidischen نوشته مارتین بوبر بیرون کشیده است. تمام روایت هایی که از این داستان می شود بر مبنای همین یک منبع نقل می شوند و به همین خاطر صورت های گوناگونی برای آن موجود نیست. جنبش هسیدی یکی از جنبش های تجدید حیات یهودیت در آلمان قرن دوازدهم است. این جنبش بر مبنای آموزه های آغازگر خود تاکید می نمود که یهودی فقیر و علم ناموخته از طریق کوشش و وقف خود می تواند بسیار بهتر از تلمود دانان خدواند را خدمت کند.
داستان به زبان الیاده چنین روایت می شود:

این خاخام زاهد رویایی داشت که در آن به او گفته شد به پراگ رود و آن جا در زیر پلی بزرگ که به قصر شاه می انجامید گنجی پنهان را بیابد. رویا سه بار تکرار شد و خاخام آهنگ سفر کرد. هنگامی که به پراگ رسید پل را یافت! اما چون شب و روز تحت محافظت نگهبانان بود، آی زیک جرات نمی کرد زمین را بکند. با پرسه زدن در اطراف توجه سر نگهبان را به خود جلب کرد، که با مهربانی از او پرسید که آیا چیزی گم کرده است. آن گاه خاخام معصومانه رؤیایش را باز گفت، و سرنگهبان زیر خنده زد و گفت: ای مرد بیچاره تو به خاطر یک رویا واقعا" کفش هایت را پاره کرده ای تا این همه راه آیی؟" سر نگهبان نیز صداهایی را در رویا شنیده بود: "درباره کراکو با من سخن گفت، فرمان داد که به آن جا بیایم و گنجی را در خانه خاخامی به نام آی زیک، آی زیک پسر جکل جست و جو کنم. گنج را می بایستی در گوشه ای خاک گرفته در پشت اجاق می یافتم." اما سرنگهبان به صداهایی که در رویاهایش می شنید اعتماد نمی کرد؛ او مردی عاقل بود. خاخام، تعظیمی کرد، او را سپاس گفت و با شتاب به سوی کلبه اش بازگشت: آن جا، آن گوشه فراموش شده و نادیده گرفته خانه اش را گشت و گنج را کشف کرد، و به تنگدستی اش پایان بخشید.

دو روایت شبیه به این داستان در زبان فارسی وجود دارد, که یکی در "عجایب نامه" است و نثری کوتاه و روان, اما جزییاتی کم تر دارد؛ و دیگری روایت مولانا از ابیات 4220 به بعد دفتر ششم است.

* اين متن بخشی از مقاله «دو متن غربی و مثنوی معنوی» است که توسط جلیل نوذری در «همایش آموزه‌های مولانا برای انسان معاصر» ارائه شده است. متن کامل مقاله را از اینجا دریافت کنید.

 
 
 

 مطالب مرتبط

 
 

  ارسال نظرات














برای ديدن نظرات ديگران در مورد اين مطلب اينجا را کليک کنيد.

 
 

موسیقی زیر زمینی - بخش سوم: رپ

 

موسیقی زیر زمینی - بخش دوم: راک، متال و تلفیقی

 

موسیقی زیر زمینی - بخش اول: پاپ

 
 

پذیرش «رپ» به عنوان سبک موسیقی
گفتگو با عبدالجبار کاکایی، عضو سابق شورای ترانه وزارت ارشاد
بحر طویل؛ رپ ایرانی
طبقه‌بندی مفاهیم موسیقی «رپ» فارسی - ویرایش اول
از مفاهیم عرفانی تا داف فانتزی، نگاهی به ترانه‌های رپ فارسی
رپ، ارائه تصویر تنزل‌یافته از زن و رفتار جنسی نوجوانان امریکا
هیپ‌هاپ واقعی و رپ‌خوانان سفید
گرافیتی؛ نمونه دیوارنگاری شهر تهران
نمونه ترانه رپ - کمک
نمونه ترانه رپ - وطن پرست
نمونه ترانه رپ - صلح تویی
نمونه ترانه رپ - سفری بی انتها
نمونه ترانه رپ - شهر گمشده
نمونه ترانه رپ - ایران ما
نمونه ترانه رپ - انرژی هسته‌ای
نمونه ترانه رپ - اختلاف
نمونه ترانه رپ - بنزین
نمونه ترانه رپ - اذان
نمونه ترانه رپ - سصید ۳۰۰
نمونه ترانه رپ - فرق آدما

 
 

برترین‌های رسانه‌ای سال

 


جستجو :

هفت‌سنگ مجله‌ای اينترنتی است که از سال هشتاد و يک در حوزه‌های ادبی، هنری و اجتماعی منتشر می‌شود. [ادامه]

مطالب مندرج در هفت‌سنگ نظرات شخصي نويسندگان است و درج مطالب لزوما به معنای تاييد محتوای آنها نيست.

 نقل‌مطالب از هفت‌سنگ فقط با اطلاع و اجازه هفت‌سنگ و با ذکر نام‌هفت‌سنگ و نام‌نويسنده مجاز است.

 
 

© Copyright 2002-2007 7sang Persian E-zine