English   مجله اینترنتی هفت‌سنگ

 درباره | سوالات | آگهی | تماس | RSS

هفت‌سنگ مجله‌ای اينترنتی است که از سال هشتاد و يک در حوزه‌های ادبی، هنری و اجتماعی منتشر می‌شود. [ادامه]


مطالب مندرج در هفت‌سنگ نظرات شخصي نويسندگان است و درج مطالب لزوما به معنای تاييد محتوای آنها نيست.


 نقل‌مطالب از هفت‌سنگ فقط با اطلاع و اجازه هفت‌سنگ و با ذکر نام‌هفت‌سنگ و نام‌نويسنده مجاز است.

 

- توقف فعالیت‌های گروه اینترنتی هفت سنگ
- بغضی به اندازه‌ی یک‌سال و حسرت سال‌های باقی‌مانده عمر
- به مناسبت قیصر؛ دوره می‌کنم تمام روزهای رفته تا همیشه را
- مرد اردیبهشتی
- به بهانه شمس و روزی که به نام اوست
- مشقت‌های عشق
- مَرد روزهای نوجوانی ‌ام...
- آن‌جا که پنچرگیری‌ها تمام می‌شوند
- آخرین دیدار با مرد قصه‌های خوب
- قصه‌ی من با قصه‌های خوب...
- چوب الف*
- یک نفر رفت
- پیری ملای مکتبی بود
- کتاب(!)
- غلام و زری!
- دعای خیر مادر
- کاریکلماتور
- دیوانه! کتاب، عینهو بینی نیست!
- پیشنهاد خرید هفت کتاب: رمان جهان
- علاقمندی‌های زیرزمینی!
- یک نفر تلفن همراه داشت
- کنکوری‌ها
- کاریکلماتور
- موضوع انشا: چگونه با ادب و با اخلاق باشیم
- ای جماعت پرید «مرغ سحر»!


 
 

  ویژه‌نامه‌ی مولانا


نگاهی انتقادی به آثار و افکار مولانا از منظر سنت و مدرنیته

 

   

نظرات خوانندگان  (0)

 

  نويسنده: مهمان

 

del.icio.us

del.icio.us

Balatarin

ارسال به:

 

 تماس: info-at-7sang.ir

 
 
دکتر علی اکبر افراسیاب پور: اگر مدرنیته دوران علم گرایی، عقل گرایی و تعصب ستیزی باشد، مولانا از پرچم داران آن به شمار می‌آید. عرفان مولانا لبریز از پیام ها و مفاهیمی است که با مدرنیته سازگاری دارد و گویی در این زمان گفته شده است.
 


دکتر علی اکبر افراسیاب پور

عرفان تجربه ای معنوی، سلوکی عملی، نوعی حضور و سیر به سوی خداوند است که به هر انسانی این امکان را می دهد تا مانند پیامبران مورد خطاب خداوند واقع شود و افقی گسترده در برابر دیدگان انسان می گشاید تا از امور ناپایدار به ابدیت پیوسته و دچار آن حیرت سازنده گردد که حرکت آور و شکوفا کننده است. عرفان حرکتی فراتر از زمان و مکان در جهت گسستن از بند و زنجیرهای مادی و به سوی

عرصه ای بالاتر است، پس در ذات خود به سنت و مدرنیته وابستگی ندارد، اما عارفان و صوفیان و اندیشه ها و آثارشان چنین نیستند و خواهی نخواهی در لباس عصر و زمان خود ظاهر شده اند . آنها به اندازه تجربه معنوی و خلوص باطنی خود از عرفان بهره گرفته و به قدر پرواز خود، به مراتب بالاتر عروج نموده اند. این پرواز نیز دچار فراز و فرود و حال و مقام بوده و از آن میان مولانا جلال الدین به شهادت آثار گرانقدرش از نادر شخصیت هایی است که به بالاترین قله های عرفان رسیده و یکی از دلایل آن همین که انسان های بی شماری را بعد از وفاتش نیز بی نصیب نگذاشته و چون پیری راهنما بر سر راه هر مشتاقی ایستاده تا راه بنماید و لذت های معنوی را به آنها بچشاند.

آثار مولانا نردبان آسمان است اما چنین نیست که هیچ نسبتی با سنت و مدرنیته نداشته باشد، بلکه مطالعه این نسبت خود پرده ای از زیبایی معنوی اوست. البته مولانا به آسمان اکتفا نکرده و زمین هم از نظر او به اندازه آسمان از خداوند لبریز است، هر چه از وجود بهره دارد ، از او رنگ و بو گرفته و چون نشانه و آیت اوست، شایسته عشق ورزی می باشد. اگر بعد از رنسانس و با پیدایش علوم جدید، عصر مدرن فرا رسید و انسان به زمین چشم دوخت دلیلی بر ابطال یا انکار آنچه آسمانی است نمی شود. انسان همانقدر که ریشه در زمین دارد سر بر آسمان دارد و نادیده گرفتن هر کدام نقص انسان است.

عرفان و تصوف ماجرای اشتیاق روح سالک به عروج و تعالی است، اما این سیر معنوی جدای از ظاهر مادی نیست و این پیوستگی دو طرفه هرگز قطع نمی شود و حتی پیشرفت در علوم و فنون و دانش و فن آوری نه تنها منافاتی با آن سیر معنوی ندارد که یاری گر و مکمل آن به شمار می آید. اگر عرفان در پاسخ به یکی از نیازهای روحی انسان بوجود آمده و در دیروز و امروز به این نیازها پاسخ داده است، بی شک برای انسان فردا که در تکامل مادی و معنوی گام های بلندتری برداشته کارآیی بیشتری خواهد داشت و چنین آموزه هایی هیچ تعارضی با مدرنیته ندارند، بلکه کاملا همسو به نظر می‌رسند.

مولانا می گوید، هر چیزی در این جهان ظاهری دارد و باطنی، اما آشکار و نهان هر دو اصالت دارند و خداوند هر دو را شامل می شود ( هوالاول والاخر و الظاهر والباطن " حدید، 3 " و کل الی ذاک الجمال یشیر،" شرح فصوص قیصری ، ص 24 " ) او ظاهر و باطن امور را مانند مادر و فرزند می داند که از هم جدایی ندارند و به عنوان نمونه در مورد انسان می گوید : " تن همچون مریم است، و هر یکی عیسیی داریم؛ اگر در ما درد پیدا شود عیسای ما بزاید." ا ما آنچه به این دو ارزش می دهد " زیبایی " و" عشق " است که در همه ذرات مادی و معنوی سریان دارد.


عرفان مولانا و مدرنیته

اگر مدرنیته دوران علم گرایی، عقل گرایی و تعصب ستیزی باشد، مولانا از پرچم داران آن به شمار می‌آید:

خاتم ملک سلیمان است علم
جمله عالم صورت و جان است علم

تا چه عالم هاست در سودای عقل
تا چه با پهناست این دریای عقل

سخت گیری و تعصب خامی است
تا جنینی کار خون آشامی است

عرفان مولانا لبریز از پیام ها و مفاهیمی است که با مدرنیته سازگاری دارد و گویی در این زمان گفته شده است. اگر روستا نشینی سمبل سنت و شهرنشینی نماد مدرنیته در نظر گرفته شود ، او می گوید:

ده مرو ، ده مرد را احمق کند
عقل را بی نور و بی رونق کند


* این متن بخشی از مقاله «نگاهی انتقادی به آثار و افکار مولانا از منظر سنت و مدرنیته» است که توسط دکتر علی اکبر افراسیاب پور در «همایش آموزه‌های مولانا برای انسان معاصر» ارائه شده است. متن کامل مقاله را از اینجا دریافت کنید.

 

 تاریخ انتشار:   September 29, 2006 3:20 AM



 

 
 

Powered by: MovableType | Developed by: 7sang.ir